تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۱۲۰۹۶۷

 ترجمه و تنظیم: علی بهزاد
طوفانی از بحران ها - اعم از اقتصادی، مالی، نظامی، تبعیض اجتماعی، گرمایش زمین- در سرتاسر جهان بپا خاسته و دولت ها، شهروندان و اندیشمندان را با یک چالش جدی مواجه ساخته است. جهانیان باید در معنای «امنیت» تجدید نظر کنند تا دنیا را به سمت ثبات حرکت دهند. شکاف میان واقعیت خطرناک موجود، و این ضرورت اجتناب ناپذیر همچنان عمیق و قابل توجه است.
پس از سال ها افزایش رو به رشد هزینه های نظامی آمریکا، رشد این هزینه در حال نزدیک شدن به یک رقم ثابت است. اما این همچنان به معنی آن است که هزینه های نظامی با نرخ بالای هزینه های دوران جنگ سرد ادامه خواهد یافت. در اروپا تفاوت بسیار زیادی میان غرب و شرق قاره وجود دارد. موسسه صلح بین المللی استکهلم (SIPRI) تخمین زده است که طی سال های 1999 تا 2008 هزینه های نظامی در اروپای شرقی رشد 143 درصدی داشته است، در حالی که این نرخ در اروپای غربی فقط پنج درصد بوده است.
یک دلیل برای این تفاوت، این است که در اروپای غربی اهمیت بیشتری به مسئله سلامت و آموزش داده شده است؛ اما تفسیر دیگر این است که بودجه جنگی در سال های منتهی به بحران اقتصادی کنونی به شدت تحت فشار بوده؛ وضعیتی که با افزایش بدهی های خارجی دولت ها وخیم تر نیز شده است.
در نتیجه، بسیاری از تحلیل گران براین باورند که آینده سختی برای بخش نظامی پیش روست، به ویژه درباره انگلیس و فرانسه. این تحلیل گران بودجه دفاعی فرانسه را به یک شخصیت کارتونی تشبیه کرده اند که بر روی صخره بلندی می دود و وقتی صخره را رد کرد و زیر پایش خالی شد، تا زمانی که متوجه خالی بودن زیرپایش نمی شود، سقوط نمی کند. وقتی این شخصیت متوجه قضیه می شود، چنان سقوط می کند که دیگر چیزی از او باقی نمی ماند.
بعضی از کشورهای کوچکتر که متوجه «زیر پای خود» شده اند، شروع به محکم کاری کرده اند. برای مثال، بلژیک قصد دارد تا 12 پایگاه از 30 پایگاه نظامی خود را تعطیل کند. نیروهای نظامی آن که در سال 1994 44 هزار نفر بودند، قرار است به 34هزار نفر تا سال 2013 و به 30 هزار نفر تا سال 2015 کاهش یابد.
صرف نظر از اینکه چه کسی در انتخابات ژوئیه 2010 پیروز شود، انگلیس یک تجدید نظر اساسی در سیاست های دفاعی خود را پیش رو دارد. این تجدید نظر بی تردید در حوزه مالی خواهد بود و هم اکنون شرکت های تولید تجهیزات نظامی در حال لابی کردن برای حفاظت از برنامه های تولید اصلی خود هستند. مدیران بزرگترین شرکت های نظامی انگلیس از جمله BAE، QinetiQ، و Rolls Royce در ماه اوت در یک نشست خبری گفتند اگر انگلیس می خواهد جزو چند کشور برتر دنیا باشد باید هزینه های نظامی خود را افزایش دهد.
انگلیسی ها مشکل خاصی دارند و آن اینکه دولت آینده در حالی مجبور است ده ها میلیارد پوند برای هزینه در بخش عمومی ذخیره کند که بر اساس تعهدات دولت، در سال آینده هزینه های نظامی به اوج خود خواهند رسید. این هزینه ها شامل جایگزینی سیستم موشکی هسته ای «تریدنت» با یک سیستم جدید، تدارک هزاران ماشین جنگی جدید برای ارتش، و مهم تر از همه دو ناو هواپیمابر و هواپیماهای بسیار گران قیمت اف- 35 که روی این ناوها خواهند نشست.
در چنین شرایطی و به ویژه در جریان «جنگ عیه تروریسم»در عراق و افغانستان، معقول به نظر می رسد که در تحلیل از «امنیت»، تعبیر کلی تری از این واژه داشته باشیم تا اینکه طبق تحلیل سنتی آن را به مسائل دفاعی محدود کنیم. از بعضی جنبه ها، استراتژی امنیت ملی انگلیس (در در سال 2009 به روز شده) شروع به تفسیر مفهوم امنیت کرده است، چرا که آن به مسئله تغییرات آب و هوایی، تضاد طبقاتی، حاشیه نشینی، و مهاجرت گسترده توجه ویژه ای داشته است. مشکل اینجاست که چارچوب ایجاد شده برای طراحی این دکترین و نتیجه گیری های حاصل از آن، به دلیل نگاه کلاسیک به مفهوم امنیت، کارآیی لازم را ندارد.
برای برخی از اتاق فکر های نظامی این امر قابل پیش بینی است. اینها شاید در تحلیل تهدید های جدید بسیار مبتکر باشند؛ اما خاستگاه و جایگاه آنان، که دربردارنده یک دید نظامی است، فقط دفاع از کشور در برابر تهدیدات نظامی با استراتژی های قدیمی را در اولویت می داند. آنها به ندرت در جایگاهی قرار می گیرند که به دولت بگویند امنیت دراز مدت نیازمند اقدامات پیشگیرانه ای است که هیچ ربطی به استراتژی های نظامی ندارد و بیشتر با یک سیاست اقتصادی مبنی بر توسعه پایدار سر و کار دارد.
همچنین، حفظ امنیت در جهانی که به شدت دچار شکاف و از هم گسیختگی است، با سرپوش گذاشتن به روی واقعیت ها ممکن نیست. در دوره جنگ های غیر عادی، این اصل بیشتر صادق است. هم اکنون چند هزار نیروی مسلح توانسته اند 200 هزار نفر از نیروهای نظامی جهان در عراق را برای شش سال و در افغانستان برای 9 سال زمین گیر کنند.
اینجا و آنجا شاید تلاش هایی برای تغییر رویه موجود دیده شود، اما حتی این جریان های تحول خواه نیز مجبورند برای پیشبرد برنامه های خود به صنایع نظامی تکیه کنند. به هر حال، نشانه هایی از تحرکات مبتنی بر افکار مستقل که بر محور «امنیت پایدار» می چرخند، دیده می شود. «مرکز توسعه آمریکا» در واشنگتن مقاله جالب و مفیدی را با عنوان «در جست و جوی امنیت پایدار» منتشر کرده است که هدفش تبیین رابطه امنیت ملی، امنیت بشر، و امنیت همیارانه برای حمایت از آمریکا و جهان است. هفته آتی، مرکز امنیت جهانی ژنو نتایج مطالعه ای را منتشر می کند که در آن مفهوم «امنیت ملی پایدار» به عنوان بخشی از برنامه جهانی سازی و امنیت بین المللی این مرکز، تبیین شده است.
گروه تحقیقات آکسفورد که یک اتاق فکر مستقل در لندن است، در سال 2006 پروژه ای را با عنوان «حرکت به سوی امنیت پایدار» آغاز کرد. نتیجه تحقیقات مقاله ای با عنوان «پاسخ های جهانی به تهدیدات جهانی» بود. این مقاله، به دنبال این بود که تضادهای اجتماعی- اقتصادی، فجایع زیست محیطی و به حاشیه رانده شدن اکثریت را بزرگترین تهدیدات سال های آتی معرفی کرده و پاسخ به این تهدیدات را نه در راهکارهای نظامی، بلکه در یک استراتژی مبتنی بر ریشه یابی این حوادث جست و جو کند.
این ابتکاری است که می تواند کمک زیادی به ایجاد طرح های امنیت ملی کارآمدتر کرده و معنای جدید و واقعی تری به امنیت ببخشد تا این موضوع از محدوده تعریف های نظامی خارج شود.