تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۲۱۲۱۱
متن سخنرانی دکتر جواد اطاعت در همایش مشروطیت

این مقاله بخشی از یک پژوهش نسبتا مفصل درباب ماهیت دولت در ایران سده اخیر است. این پژوهش با نقد متاتئوری هایی درباب سده اخیر ایران که توسط نظریه پردازان تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی ایران ذیل عناوین سلطانیسم، دولت مطلقه، عصر مشروطه، نوپاتریمونیالیسم، جامعه کلنگی و ... درصددند تمامی سده حاضر را در قالب یک گفتمان ارائه کنند با توجه به اسناد موجود به این نتیجه رسیده است که یک پارادایم تبیین کننده تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی ایران معاصر نیست.
با نهضت مشروطیت و هماوردی طبقات جدید، کنش و واکنش مبانی دوگانه مشروعیت سنتی و مدرن، ایران را وارد دوره گذار نمود و تعامل و تقابل اقتدارگرایی و دموکراسی خواهی جامعه ایرانی را از خود متاثر ساخت. این فرآیند جدال انگیز که با نهضت ها، قیام ها، کودتاها و سپس انقلاب فراگیر بهمن 57 همراه بوده است، باعث گردیده سیر حرکت تاریخی ایران به جای خطی و تکامل از فرآیندی غیرخطی برخوردار شود. به عبارت دیگر فرآیند دموکراتیزاسیون با فراز و نشیب های زیادی مواجه گردیده است و در تقابل با سنت از قدرت تعیین کنندگی و بالندگی برخوردار نشده است.
گفتمان های پاتریمونیال قاجاری، اتوکراتیک پهلوی اول، سیاست و سلطه اقتدارگرای بروکراتیک و همچنین اقتدارگرای کورپوراتیستی پهلوی دوم و سپس دولت های کاریزماتیک، الیگارشیک اصلاح گرایی شبه دموکراتیک و سپس سنت گرایی ایدئولوژیک نمونه هایی است که در سده اخیر تجربه شده و یا در حال تجربه است.
جالب اینجاست که گذر از هر گفتمان به گفتمان دیگر با نهضت، قیام، کودتا و انقلاب مواجه بوده است. به عبارت دیگر این تحول پارادایمیک با برشی از تاریخ همراه بوده است. نهضت مشروطیت، کودتای سوم اسفند 1299 جنبش ملی شدن صنعت نفت، کودتای بیست و هشت مرداد 1332، قیام پانزده خرداد 1342 و انقلاب بهمن 1357 نمونه هایی از آن است.
از آنجا که در این همایش فرصت طرح همه این گفتمان ها نیست، در قالب مقاله حاضر به یک دوره انتقالی از یک گفتمان به گفتمان دیگر بسنده شده است و آن اینکه نهضت مشروطیت به عنوان برشی از تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی ایران گذاری است از گفتمان پاتریمونیال به گفتمان اتوکراتیک.
دوره پیش مشروطه یا پاتریمونیالیسم قاجاری
در این نظام سیاسی که از منبع مشروعیت بخش سنتی تغذیه می نمود، حکومت به مثابه ملک شخصی سلطان و فرمانروا بود. پادشاه قدرت را از طریق کارگزارانی اعمال می کرد که اغلب از میان غلامان، بزرگان و بعضا مزدوران خارجی تامین می شدند. شخصی حاکم می توانست از سلطه سنتی خود استفاده شخصی نموده و یا آن را همچون امتیازی اقتصادی بفروشد، به وثیقه بگذارد و یا آنکه از طریق ارث تقسیم کند. تمام مدیران دستگاه حکومت خدمتگزاران و نوکران شخصی فرمانروای پاتریمونیال یا نمایندگان وی به شمار می آمدند. صاحبان مقامات اداری همگی غلامان خانه زاد وی بودند. در چنین نظامی سرزمین و انسان هایی که در آن زندگی می کردند جزو مایملک دولت به شمار می آمدند، دولتی که با فرمانروا یکی است و یا پادشاهی که ظل ا... است و پدرانه بر رعایای خویش حکومت می کرد.
اعتمادالسلطنه، چگونگی رابطه ناصرالدین شاه و وزرا را در خاطرات خویش اینگونه منعکس کرده است. وی می گوید به ناصرالدین شاه عرض کردم تمام ماها که نوکر شما هستیم از صدر تا ذیل هیچ قابلیت نداریم، تقویت شما یکی را امیر و یکی را وزیر می کند.
البته این نکته را نباید فراموش کنیم که در نظام های پاتریمونیال به دلیل بحران نفوذ و نبود امکانات فنی و ابزاری اعمال قدرت و سلطه، حوزه اقتدار پادشاه از محدوده معین جغرافیایی فراتر نمی رفت. شاهان قاجار حاکمانی بودند که به تاج و تخت خویش قداست داده بودند ولی ابزاری برای اجرای تصمیمات خود همانند دیکتاتوری های مدرن در کل قلمرو جغرافیایی کشور نداشتند. به عبارتی از لحاظ نظری قادر مطلق، اما از جنبه عملی ناتوان بودند. پادشاهان قاجار با توسل به دو نوع سیاست مکمل در قدرت باقی ماندند، عقب نشینی هنگام رویارویی با مخالفان خطرناک و ایجاد تفرقه در جامعه ای چندپاره و متنوع، سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن مصداقی از آن بوده است.
آغاز نهضت مشروطیت
با نهضت مشروطیت و شکاف در مشروعیت سنتی پاتریمونیالیستی، چالش سنت و مدرنیسم آغاز گردید. اگر در نظام پاتریمونیال قاجاری، مشروعیت سنتی بازمانده از عهد عتیق موجب فرمانبرداری و رضایت عامه مردم بود، با ورود ایران به دوره مدرن و شکل گیری مجلس شورای ملی، تدوین قانون اساسی و برگزاری انتخابات، مبانی مشروعیت جدیدی که از حکومت قانون سرچشمه می گرفت نیز بروز و ظهور یافت. کنش و واکنش مبانی دوگانه مشروعیت سنتی و مدرن، ایران را وارد دوره گذار نمود و تعامل و تقابل اقتدارگرایی و دموکراسی خواهی، جامعه ایرانی را از خود متاثر ساخت. سنت گرایان با دفاع از وضع موجود و حفظ سنت ها با مظاهر تمدن جدید به مخالفت برخاستند و نوگراها با نفی سنت، خواهان حکومت قانون، آزادی و دموکراسی گردیدند.
شکاف های قومی، قبیله ای، منطقه ای و فکری )اسلام خواهی، غرب گرایی، باستان گرایی( این تعارض و تقابل را پیچیده تر کرد به گونه ای که بحران دوره گذار با فراز و نشیب هایی، تعمیق و تطویل یافت. آنچه از درون این شکاف ها سربرآورد و مدتی استوار ماند، علاوه بردورانی از هرج و مرج، انتقال گفتمان پاتریمونیال قاجاری به گفتمان اتوکراتیک پهلوی اول بود.
طلیعه پرفروغ نهضت مشروطیت برآیند تعارضات محیطی - ارزشی برگرفته از عوامل داخلی و خارجی نظیر اوضاع رقت بار اقتصادی، تجربه ناسیونالیسم در غرب، پیدایش نظام های مشروطه خواه، افزایش جمعیت و ورود ارزش هایی نظیر سکولاریسم، حکومت قانون و ... بود. نهضت مشروطیت مقدمه ای برتکوین دولت مدرن در ایران بود. دولتی که باید متولی نوسازی اقتصادی، اصلاحات اداری، ارتقای نظام آموزشی و تمرکزگرایی در اعمال انحصاری قدرت مشروع باشد.
با شکل گیری مجلس شورای ملی و استشمام رایحه دموکراسی، مطبوعات، انجمن های صنفی و سیاسی و به قول الکسی دوتوکویل شرهای لاینفک آن، یا به تعبیر ماکس وبر فرزندان دموکراسی یعنی احزاب سیاسی نیز متولد شدند و احزاب اجتماعیون - عامیون، اجتماعیون - اعتدالیون و ... بروز و ظهور یافتند؛ اما به دلیل عدم آمادگی اجتماعی و نبود فرهنگ سیاسی متناسب با نظام های دموکراتیک، سال های پس از نهضت مشروطیت مملو از اغتشاش، ناامنی، شورش های محلی و نغمه های تجزیه طلبی گردید و رهاوردهای نهضت مشروطیت بدون اینکه به ملت سازی بیانجامد، با کودتای سوم اسفند 1299، در محدوده دولت سازی متوقف گردید و دولت خودکامه پهلوی بر بستر چنین تحولاتی استوار گشت.
تکوین دولت خودکامه
روند پس از پیروزی نهضت به فرایندی ختم شد که تکوین دولت خودکامه چونان سرآغازی بر پیدایش دولت مدرن و نقطه عطفی برآن بود. دخالت گسترده دولت در انتخابات و دست چین کردن نمایندگان مجلس توسط دربار، یکی از تجلیات ظاهری دولت خودکامه بود. در چنین ساختاری از قدرت سیاسی تمامی نمادها و نهادهای مشروطه خواهی از قبیل انتخابات، مجلس شورا، مطبوعات، احزاب و ... مورد بی مهری، بی اعتنایی و سرکوب قرار گرفتند.
اگر شاخص انتخابات را معیار قرار دهیم، خواهیم دید که روند تکوین دولت خودکامه از مداخله در انتخابات مجلس چهارم آغاز گردید و در انتخابات مجلس هفتم تکمیل، تعمیق و تداوم یافت.
نظری به بخشنامه وزیر دربار )تیمورتاش( در 23 خرداد 1309 در انتخابات مجلس هشتم بیانگر تثبیت دولت خودکامه پهلوی اول است.
تیمور تاش به حکام ایالات سراسر کشور ابلاغ می‌کند تا روسای ایالات در انتخابات بر اساس این دستور‌العمل اقدام نمایند.
در تعقیب دستور صادره از مقام ریاست وزرا و وزارت جلیله داخله، طبق اوامر ملوکانه در قسمت انتخابات دوره هشت و انتخاب نماینده جهت مجلس شورای ملی لزوما اعلام می دارد طبق صورتی که ارسال گردیده است باید جدیت لازمه به عمل آید که این اشخاص جهت مجلس انتخاب شوند.
اعلیحضرت اقدس شهریاری علاقه مند هستند که باید اشخاص مفصله المندرجه در صورت لف، باید به هر قیمتی باشد، انتخاب شوند. در صورتی که اندک تعللی در اجرای اوامر صادره بشود، مقصر بدیهی است مورد بی میلی اعلیحضرت واقع خواهد شد. با رعایت مواد مشروحه ذیل، راپرت جلسات خودتان را به وزارت دربار ارسال دارید.
1-در صورتی که جهت انجام این ماموریت را ندارید، از تاریخ ملاحظه حکم تا 48 ساعت از خدمت استعفا دهید.
2-اشخاصی که باعث نکث و به علاوه درصدد هستند که نماینده به میل خودشان انتخاب کنند، از عملیات آنها جلوگیری به عمل آ ورید. در صورتی که به مخالفت خودشان باقی هستند، فورا آنها را تبعید نمایید.
3-از مداخله روس ها و ماموران آنها به علاوه بستگان آنها در امر انتخابات جلوگیری به طور محرمانه شود. در صورتی که از طرف عمال آنها مخارجی در قسمت انتخابات بشود، راپرت دهید تا دستور کلی در این موضوع داده شود. در کلیه امور آنها نهایت مراقبت را داشته باشید.
4- اداره نظمیه در این قسمت کاملا مطیع شما خواهد بود. ماموران اداره تامینات هم مواظبت کامل خواهند نمود، ولی باید راپرت های مربوط را به شما داده و دستور کلی دریافت دارند.
5- طبق اعلان صادره، مجالس را آزاد بگذارید، ولی آزادی آنها باید طوری باشد که باعث تخریب عملیات و انتظامات محلی نشود. در کلیه مجالس باید ماموران مخفی شما حاضر و ناظر باشند.
6- در مداخله ماموران و عمال همسایه جنوب، ناظر بوده و راپرت دهید که عملیات آنها چه و از چه رویه و مطابق چه منظوری است.
7- در کلیه مجالس باید فقط ماموران شما به طور مخفی حاضر و ناظر عملیات آنها باشند و نیز باید کاندیدای حوزه حکومتی خودتان را فورا تهیه و ارسال دارید که منظور اهالی چه اشخاصی می باشند.
8- در کلیه قضایا طبق امر همایونی باید با مشورت اداره قشونی حوزه حکومتی خودتان اقدام شود، با مشورت هم امر انتخابات خاتمه یابد.
9- در صورتی که اشخاصی میل به وکالت داشته باشند، باید آنها را قبلا نصیحت و بعدا تهدید، در صورتی که به جلسات خودشان ادامه دهند، راپرت دهید تا تبعید شوند.
10- در صورتی که در صورت های ارسالی تجدیدنظری یا تغییرات سیاست و مصالح مملکتی ایجاب شود، بدیهی است، تلگرافا شخص منظور را معرفی خواهم نمود.
11- ممکن است تغییری در صورت تهیه شود به طوری که در ماده 10 ذکر شده است، قبلا اطلاع داده خواهد شد.
12- نمایندگان شما طبق صورت ارسالی باید انتخاب شوند.
13- بدیهی است در صورتی که کاملا معلوم شد که موفقیت کامل حاصل نکرده اید، البته اقدام دیگری در صندوق آرا خواهد شد ولی این موضوع بعدا در صورت عدم موفقیت انجام خواهد شد.
نتیجه گیری
همانگونه که از مطالب ارائه شده پیدا است، نهضت مشروطیت باعث گردید که گفتمان پاتریمونیال قاجاری به گفتمان اتوکراتیک انتقال یابد. مهمترین عامل این وضعیت و عدم تداوم گذار موفق فرآیند دموکراتیزاسیون، اختلاف بین صاحبان اندیشه، رهبران نهضت مشروطیت و دیدگاه های متعارض فکری اسلام خواهی، غرب گرایی و باستان گرایی بود. این اختلافات و نبود رهبری واحد و قدرتمند آزادی ناشی از پیروزی نهضت مشروطیت به هرج و مرج، ناامنی بی ثباتی سیاسی و مشکلات اقتصادی و مداخله بیشتر بیگانگان انجامید، به گونه ای که مردم دچار ی؛س، سرخوردگی، بی حسی و انزوای سیاسی شدند.
طرفه آنکه مردم و نخبگانی که در قضایای استبداد صغیر مقاومت نموده، با ایثارگری و بذل جان خویش با حکومت مستبد محمدعلی شاه به مبارزه برخاستند، در مقابل کودتای انگلیسی سیدضیاء طباطبایی و رضاخان واکنشی نشان ندادند و در مقابل روند قدرت یابی آهسته اما پیوسته رضاخان انزوا پیشه نمودند و ماحصل مبارزات مشروطه خواهان چیزی نبود جز حاکمیت استبداد از نوع مدرن آن.