تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۱۲۱۳۹۲

دیروز و در موعد مقرر پاسخ تهران به بسته پیشنهادی گروه موسوم ۱+۵ توسط دبیر شورای عالی امنیت ملی به سفرای ذیربط ابلاغ شد. اگرچه متن این پاسخ قاعدتاً و بر مبنای احترام متقابل، این روزها منتشر نمی شود ولی می توان محتوا و جهت گیری کلی آن را حدس زد. موارد زیر نیز درباره این موضوع قابل ملاحظه است:
۱) جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است بهترین راه حل این مسئله و مسائلی از این دست در چارچوب حقوق بین الملل، معاهدات به رسمیت شناخته شده و از طریق مذاکره و گفت وگو به دست می آید و از این رو رفتار شتابزده دولت هایی که تحت تاثیر کاخ سفید، پرونده هسته ای تهران را از مسیر طبیعی آن خارج و به صدور قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل مبادرت کردند، قابل توجیه نیست.
کشورهای طرف مذاکره که چندی پیش با فضاسازی تبلیغی گسترده، بسته پیشنهادی خود را به ایران ارائه دادند منطقاً و لااقل به منظور اثبات مواضع اعلامی خود باید منتظر پاسخ می ماندند و در صورت عدم اقناع، مسیرهای تهدیدآمیز را فعال می کردند. نفس این حرکت شتابزده که از رعایت نکردن آداب دیپلماسی حکایت دارد ضمناً مؤید این نکته نیز هست که قدرت های بزرگ تمایلی به حل مسالمت آمیز این موضوع ندارند و عملاً آن چیزی را دنبال می کنند که تاکنون فقط در مذاکرات خصوصی به طرف ایرانی می گفتند؛نمی خواهیم شما «دانش» هسته ای داشته باشید.
۲) دولت آمریکا به دنبال آن است که جمهوری اسلامی ایران را اولاً تهدیدی برای صلح بین الملل، ثانیاً منزوی در جهان و ثالثاً معارض قواعد و پیمان های بین المللی نشان دهد اما رفتار سنجیده تهران و خودداری از بهانه دادن به مدعیان و طرح خواسته ها صرفاً در چارچوب حقوق بین الملل و حقوق اعضای آژانس از ظرفیت های خوب راهبری این پرونده پرده برداشت و نشان داد طرف ایرانی حتی در زمین بازی حریف، مقتدر و در عین حال هوشمند بازی می کند و اجازه نمی دهد خلق متغیرهای جدید صرفاً توسط حریف صورت بگیرد.
اگر پیشتر حدس زده می شد که بازنده این بازی نابرابر و با رفتارهای دوگانه داوری، از پیش معلوم است اما همچنان که گفته شد هدایت سنجیده این پرونده، ضمن آنکه بهانه جویی حریف را به جهانیان نشان داد، ظرفیت سازی خوبی برای همراهی سایر کشورهای مستقل (و از جمله جهان اسلام و کشورهای غیرمتعهد) ایجاد کرد و احتمال استیفای حقوق را افزایش داد.
۳) ممکن است کسانی بگویند حل این مشکل و جلوگیری از تحقق تهدیدات تند آمریکا با پذیرش تعلیق عملی می شود. پاسخ این شبهه روشن است. تهران قبلاً بیش از ۵/۲ سال و با هدف بی اثر کردن بهانه ها به پذیرش داوطلبانه تن در داده بود اما به چه دستاوردی رسید و چگونه پاداش این اعتمادسازی را گرفت؟
۴) بسته پیشنهادی، ابهامات و سئوالات زیادی داشت که طرف ایرانی در دو ماه گذشته به دنبال طرح این ابهامات با پیشنهاددهندگان و یافتن پاسخی صریح و شفاف برای آنها بود. برخی از این ابهامات هنوز پابرجاست که امید می رود در مسیر گفت وگوهای آینده روشن و حل شود.
۵) تهران معتقد است همه موضوعات و حواشی مرتبط با مساله هسته ای ایران در مسیر مذاکره قابل پیگیری و تفاهم است، کما این که در طی این مدت، طرفین به تفاهمات و مشترکات خوبی رسیده بودند، اما نگرانی دولت واشنگتن از حل دیپلماتیک این موضوع ـ که به خودی خود معرف ظرفیت بالای ایران از یک طرف و نقش اروپا یا دولت هایی چون روسیه در حل مناقشات بین المللی از طرف دیگر است ـ سبب شد و می شود که از هرگونه تفاهم در جلسات گفت وگو جلوگیری و ضرباهنگ بازی را تند کند تا در سایه این تندی، رفتار سنجیده بازیگران، جای خود را به رفتار غیرمعقول بدهد.
با وجود آنکه ارسال پرونده از وین به نیویورک و صدور قطعنامه در شورای امنیت، متغیر جدیدی به این بازی اضافه کرد که تاحدی مسیر غیرقابل برگشت را تصویر می کند و البته گلایه تهران را به دنبال داشته باشد، اما هنوز این امکان وجود دارد که طرف اروپایی با درک درست از شرایط جهانی، پرونده را به مسیر منطقی خود (آژانس و مکانیزم مذاکره) برگرداند تا عملاً نشان داده شود سازوکارهای حاکم بر آژانس و معاهدات آن ظرفیت حل تمام سئوالات، ابهامات و نگرانی‌ها را دارد.
۶) مردم ایران به دنبال استیفای حق خود در چارچوب معاهده NPT هستند، آنجا که به صراحت از حق قانونی اعضا برای برخورداری از دانش صلح آمیز هسته ای سخن می گوید و بر این مبنا، مسئولان ایرانی بارها اعلام کرده اند که خواستار برخورداری از «حقوق» در کنار اجرای «وظایف» مصرح در اساسنامه، پادمان جامع و سایر اسناد عضویت خود هستند. پشتوانه اصلی این پرونده، البته اراده ملی است و مسئولان مرتبط با این پرونده با تکیه براین گوهر گرانبها می توانند و باید از حقوق ملی دفاع کنند و ضمن رد هرگونه پیش شرط، رسیدن به تفاهم را در چارچوب تداوم مذاکرات دنبال نمایند.