تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۱۲۱۳۹۸

مترجم: نیلوفر قدیری
سیمور هرش ـ 21 آگوست
دولت بوش دلایل زیادی برای حمایت از عملیات بمباران هوایی لبنان توسط اسرائیل داشت. وزارت خارجه آمریکا این اقدام را راهی برای تقویت دولت لبنان و گسترش نفوذ آن در جنوب این کشور می دانست. تلاش کاخ سفید بیشتر معطوف به خلع سلاح حزب الله و به خصوص به نابودی موشک های آن بود. دلیل این دغدغه کاخ سفید آن است که اگر رویارویی نظامی با ایران صورت گیرد، موشک های حزب الله مشکل ساز خواهد بود.
بوش، در این میان دو هدف را به طور همزمان دنبال می کرد؛ یکی فشار بیشتر بر ایران از طریق محدود کردن قدرت حزب الله و دیگر ایجاد تغییرات دلخواه خود در لبنان و بعد در کل خاورمیانه.
مقامات دولت بوش هرگونه اطلاع قبلی از برنامه حمله هوایی اسرائیل را تکذیب می کنند. کاخ سفید در روزهای گذشته هیچ گاه به پرسش های فراوانی که در این باره به وجود آمده پاسخ نداده است. سخنگوی شورای امنیت ملی در پاسخ به این سؤالات فقط گفت: «پیش از حمله حزب الله به اسرائیل، دولت اسرائیل به هیچ یک از مقامات مسئول واشنگتن نشانه ای حاکی از برنامه ریزی برای حمله بروز نداده بود.»
این مقام آمریکایی در ادامه گفت: «حتی بعد از حمله 12 جولای ما نمی دانستیم برنامه اسرائیلی چیست.»
یکی از سخنگویان پنتاگون هم در این باره گفت: «دولت آمریکا همچنان به راه حل دیپلماتیک متعهد است و گزارش هایی که درباره حمله به ایران بعد از نبرد با حزب الله منتشر شده درست نیست.
حقیقت آن است که آمریکا و اسرائیل اطلاعاتشان را با یکدیگر مبادله کرده و سالهاست که همکاری نظامی نزدیکی دارند. اما به گفته یک مقام ارشد اطلاعاتی سابق، در اوایل بهار گذشته برنامه ریزان بلند پایه نیروی هوایی آمریکا تحت فشار کاخ سفید برای طراحی نقشه جنگ و حمله به تأسیسات هسته ای ایران، شروع به مشورت با همتایان شان در نیروی هوایی اسرائیل کردند.
این مقام ارشد سابق اطلاعاتی می گوید: «پرسش مهم برای نیروی هوایی ما این بود که چطور مجموعه ای از اهداف دشوار در ایران را مورد حمله قرار دهیم؟ چه کسی می تواند متحد نزدیک نیروی هوایی آمریکا در این عملیات باشد؟ معلوم است که اسرائیل. بنابراین، این نیروی هوایی به سراغ اسرائیل رفت و گفت که روی بمباران متمرکز شوند و اطلاعات مربوط به ایران و لبنان را با یکدیگر مبادله کنند. این بحث ها به دونالد رامسفلد، وزیر دفاع، هم رسید.»
یکی از مشاوران دولت آمریکا که روابط نزدیکی با اسرائیل دارد در این باره می گوید: «اسرائیلی ها به ما گفتند که این جنگ کم هزینه و با فواید زیاد است، چرا با آن مخالفت می کنید؟ ما می توانیم تأسیسات موشکی، تونل ها و سنگرها را از هوا بمباران کنیم.»
یکی از مشاوران پنتاگون در این مورد می گوید: «دولت بوش مدتها به دنبال بهانه و جرقه ای برای حمله پیشگیرانه به حزب‌الله بود.»
به گفته «ریچارد آرمیتاژ» که معاون وزیر خارجه در دولت اول بوش بود و در سال 2002 گفته بود حزب الله «گروه تروریستی است»، عملیات اسرائیل در لبنان در نهایت ممکن است اخطاری باشد برای کاخ سفید درباره ایران. اگر نیرومندترین قدرت نظامی منطقه (اسرائیل) نتواند کشوری مانند لبنان را با جمعیت 4 میلیون نفر کنترل کند، مقابله با ایران با آن عمق استراتژیک و جمعیت 70 میلیونی بسیار دشوارتر خواهد بود، به گفته آرمیتاژ تنها دستاورد اسرائیل تاکنون متحد کردن مردم علیه اسرائیل بوده است.
بسیاری از مقامات فعلی و سابق آمریکایی که در حوزه خاورمیانه فعال بوده اند می گویند، اسرائیل ربودن دو سرباز خود توسط حزب الله را فرصتی حیاتی برای شروع عملیات نظامی علیه حزب الله می دانست. آنچه در 12 جولای اتفاق افتاد موضوع جدیدی نبود و در گذشته هم اتفاقاتی شبیه این روی داده بود. اما واکنش اسرائیل این بار بسیار متفاوت بود.
روزنامه نگاران، تحلیلگران و دانشگاهیان اسرائیلی همگی اتفاق نظر دارند که رهبری این رژیم بدون نقش و حضور واشنگتن تصمیم به جنگ با حزب الله گرفته است. نظرسنجی ها نشان می دهد افکار عمومی اسرائیل از این عملیات حمایت می‌کرد.
یکی از مشاوران دولت آمریکا که رابطه نزدیکی با اسرائیل دارد می گوید: «اسرائیل از چند هفته پیش تصمیم گرفته بود که به حزب الله حمله کند. این تصمیم در پی شنودهای تلفنی مکالمات رهبران حماس، حزب الله و خالد مشعل در سوریه اتخاذ شد. در یکی از این مکالمات که نظامیان و سرویس های اطلاعاتی اسرائیلی روزها وقت صرف کردند تا آن را رمزگشایی کنند، رهبران سیاسی و نظامی حماس با ابراز پشیمانی از توقف حملات علیه اسرائیل تأکید کرده بودند که این حملات باید از سر گرفته شود.»
فرماندهان نظامی و رهبران اسرائیل بعد از شنیدن این مکالمه به وحشت افتادند که مبادا با شروع حملات و پشتیبانی حزب الله از این حملات، اوضاع از کنترل خارج شود.در اوایل تابستان امسال و پیش از عملیات 12 جولای حزب الله، چند مقام اسرائیلی به طور جداگانه از واشنگتن دیدار کردند تا چراغ سبز شروع عملیات را دریافت کنند. این دیدارها با چنی شروع شد. بعد از متقاعد کردن چنی، دیگر صحبت کردن با بوش کار دشواری نیست.
طرح اولیه، بمباران گسترده در پاسخ به اولین اقدام تحریک کننده حزب‌الله بود. اسرائیل بر این باور بود که با حمله به زیرساخت های لبنان از جمله بزرگراه ها، مراکز سوخت و حتی فرودگاه بیروت، مسیحی ها و سنی های لبنان علیه حزب الله تحریک می شوند. مقامات اسرائیلی جنگ کوزوو را به عنوان الگوی خود در نظر داشتند. در آن عملیات نیروهای ناتو به فرماندهی وسلی کلارک ژنرال ارتش آمریکا در یک بمباران گسترده، نه تنها اهداف نظامی، بلکه تونل ها، پل ها و راهها را مورد حمله قرار داده بودند. اسرائیلی ها به رایس گفته بودند: شما این کار را طی 70 روز انجام دادید اما ما فقط به نیمی از این زمان یعنی 35 روز احتیاج داریم.
این الگوبرداری آشکارا توسط مقامات و روزنامه نگاران اسرائیلی اظهار می‌شد.
دفتر چنی از این طرح حمایت کرد و فقط تأکید نمود که در کوتاه ترین فرصت این کار صورت گیرد. چنی بر این باور بود که این جنگ آزمونی ارزشمند برای آمریکا و اقدامات بعدی اش علیه ایران خواهد بود.
اما اطلاعات مربوط به حزب الله لبنان و ایران درست مانند اطلاعات مربوط به عراق توسط کاخ سفید غلط تحلیل شد.
در واقع هدف دراز مدت دولت بوش کمک به ایجاد یک ائتلاف سنی با حضور کشورهایی چون عربستان، اردن و مصر بود که در اعمال فشار به ایران، به آمریکا و اروپا بپیوندند. پایه و اساس این طرح شکست حزب الله توسط اسرائیل بود. چنی و مقامات دفتر امنیت ملی آمریکا متقاعد شده بودند که سران عرب از شدت انتقادات خود از اسرائیل خواهند کاست و حزب الله را به خاطر ایجاد بحران سرزنش می کنند. اگر چه در ابتدا چنین موضع گیری از سوی کشورهای عربی دیده شد، اما بعد از فشار افکار عمومی، سران کشورهای عرب موضع خود را تغییر دادند. شاهزاده سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان دو هفته پیش به واشنگتن رفت و در نشستی با بوش خواستار مداخله او و پایان فوری جنگ شد.
قدرت غافلگیر کننده مقاومت حزب الله و توان موشکی آن بسیاری را در کاخ سفید ناامید کرد. در روزهای پایانی جنگ، در واشنگتن بر سر ادامه حملات اسرائیل یا توقف آن اختلافاتی ایجاد شده بود. دفتر چنی از ادامه حملات حمایت کرده و آن را نتیجه بخش و مؤثر می دانست. اما عده ای در داخل دولت بوش هزینه ادامه این حملات برای جامعه لبنان را جبران ناپذیر و بسیار خطرناک می دانستند.
در اسرائیل هم اختلافات مشابهی پدیدار شده بود. یک مقام اطلاعاتی اروپا در این باره می گوید: اسرائیلی ها در یک دام روانی گرفتار شدند.آنها سال ها فکر می کردند با توان نظامی می توانند هر کاری انجام دهند، اما شرایط تغییر کرده است. با شهادت طلبان اسلامی می توان با زور برخورد کرد؟
رامسفلد درباره این جنگ با بوش و چنی هم عقیده نبود و اعتقاد داشت که عملیات هوایی گسترده اسرائیل حزب الله را به طور کامل زمین گیر نمی کند. به گفته یک دیپلمات آمریکایی، رامسفلد نگران آن است که گسترش جنگ به ایران نیروهای آمریکایی ها را در معرض خطرات بیشتری در عراق قرار می دهد.اکنون حتی حامیان سرسخت عملیات نظامی اسرائیل در لبنان بر این باورند که این عملیات به هدف اصلی خود یعنی تحریک مردم لبنان علیه حزب الله نرسیده است.