* شغلهای پردردسر و پرمشغله مثل خبرنگاری و سخنگویی علاقه خاصی را هم میطلبد. شما از ابتدا به سخنگویی علاقهمند بودید؟
** دکتر کمال خرازی پس از انتصاب به عنوان وزیر امور خارجه در یکی از سفرهایی که ظاهرا از نیویورک برمی گشتند، به پاریس آمدند، به من گفتند ماموریتت چه زمانی تمام می شود، گفتم چند ماه دیگر، گفتند: می توانی زودتر بیایی؟ من هم گفتم: از فردا آماده ام و من چند ماه زودتر به درخواست ایشان آمدم. آن زمان دکتر خرازی دو پست را خالی داشتند و به من پیشنهاد کردند. یکی همین پست سخنگویی و مدیر کل اطلاعات و مطبوعات و دیگری یکی از معاونت ها، اما ایشان گفتند که دوست دارند من مدیر کل شوم، آن هم به دلیل حساسیت سخنگویی و من چون به دکتر خرازی ارادت داشتم، قبول مسئولیت کردم.
* کارکردن با آقای خرازی سخت نیست؟
** اصولا من برای دکتر خرازی احترام ویژه ای قائل هستم. ایشان برخلاف چهره ظاهری، گرچه کم می خندند، اما بسیار عاطفی هستند. من صرفا سخنگویی را به خاطر دکتر خرازی قبول کردم و از یک ماموریت جذاب از پاریس به ایران آمدم و بین معاونت و مدیر کل، مدیرکل را انتخاب کردم.
* با آقای خرازی از چه زمانی آشنا شدید؟
** این آشنایی به دوران دبیرستان بازمی گردد.
* از دبیرستان علوی با آقای خرازی آشنا بودید، درست است؟
** بله، آن دوران یادم می آید در زمانی دکتر خرازی به ما درس هم می دادند، ضمن اینکه در یک محله هم زندگی میکردیم.
یک خصوصیت ممتازی که بین من و آقای خرازی وجود داشت، این بود که ایشان به من کاملا اطمینان داشتند و در دوران سخنگویی ام زمانی نشد که چیزی بگویم و آقای خرازی بگوید چرا گفتی یا چرا نگفتی؟ بعضی اوقات دکتر خرازی داخل کشور نبودند و لازم بود که از قول ایشان مطلبی را بدهم. مطلب را ارائه می کردم و بعد ایشان متوجه می شدند، البته این اتفاق کم میافتاد. به خاطر اعتماد کاملی که به من داشتند، هیچ وقت به من نمی گفتند این را بگو یا نگو. مگر من خودم احساس نیاز می کردم که با ایشان مشورت کنم.
* چطور شد که وارد دستگاه سیاست خارجه شدید؟
** من هنگامی که معاون رادیو و تلویزیون بودم، در یکی از جلسات خدمت دکتر ولایتی بودم. ایشان گفتند و قرار شد من به دستگاه سیاست خارجی بروم و اگر توفیقی داشته باشم، بسیاری از آنها را مرهون دکتر ولایتی هستم که ایشان وقتی وزیر بودند، به من محبت زیادی داشتند.
* شما در رشته شیمی فارغ التحصیل شده اید! شباهت رشته شیمی با سخنگویی وزارت خارجه چیست؟
** شیمی و دیپلماسی هر دو پخت و پز است. وقتی یک رشته ای را می خوانی و به نوشتن تز می رسید، ذهن شکل می گیرد و هندسی میشود.
* شما سال ها سفیر هم بوده اید، بین سخنگویی و سفارت چه تفاوت هایی وجود دارد؟ هر دو کار دیپلماتیک هستند، اما سختی یکسانی دارند.
** قطعا راحتی، حتی کار در پرکارترین سفارتخانه را نمی توان با سخنگویی مقایسه کرد. حتما سخنگویی استرس بیشتری دارد و تمام وقت کار می برد. سفارتخانه کار روان تر و راحتتری است.
* شما در دو دولت گذشته سخنگو بودید، کار با آقای خرازی راحت تر است یا آقای متکی؟
** برای من با هر دوی اینها راحت است. با آقای خرازی هفت سال کار کردم و با آقای متکی یک سال. هرچند زمان فرق می کند، ولی با هر دو راحت بودم، ضمن اینکه سابقه آشنایی بنده با آقای خرازی قدیمی تر است. هر دو به من محبت داشتند.
* کار با دولت احمدی نژاد و خاتمی چطور؟ با توجه به سیاست های متفاوت آنها با کدام راحت تر است؟
** من در سخنگویی برای خودم یک چارچوبی قائل هستم و آن پرهیز از گرایش های خطی و حزبی است و قائل هستم که خطوط قرمز نظام را رعایت کنم و در این راستا تغییر دولت ها چندان تولید مشکل نمی کند. البته ممکن است با یک دولت یک مقدار سخت تر باشد و با یک دولت راحت تر، اما تفاوت محسوسی واقعا ندارد.
* به نظر برخی از نزدیکان به امور وزارت خارجه، شما در دولت احمدی نژاد، روزهای پرکار و سخت تری را دنبال کرده اید؟
** البته با دولت دکتر احمدی نژاد چند ماه اول فشار کاری خیلی زیاد بود که این البته به لحاظ دشمنی بیرونی بود که به محض اینکه آقای احمدی نژاد آمد، تبلیغات شروع شد، مطالبی که راجع به ایشان در سفارت و جاهای دیگر گفتند، سمپاشی هایی که شد، همه فشارهایی بود که چند ماه اول من متحمل شدم، ولی شیرینی کار همین است که انسان فشارها ببیند و محکم بتواند پاسخ دهد و البته در نهایت حقانیت ما روشن شد.
* یعنی تغییر دولت ها در کار شما تفاوتی را ایجاد نکرده است؟
** در ایفای وظیفه برای من کار را سخت تر نمیکند.
* رفتن شما از سمت سخنگویی، نشانه این نیست که به این نتیجه رسیدید که در این سمت نمانید؟
** من همان موقع که دکتر خرازی می رفتند، می خواستم بروم. قبل از انتخاب رئیس جمهور که هنوز معلوم نبود چه کسی رئیس جمهور می شود با دکتر خرازی صحبت کردم و قرارهایمان را هم گذاشتیم و حتی جای من هم مشخص شد و جایی که ابتدا مشخص شد، جایی است که آقای دکتر صالحی حضور دارند. یعنی معاون دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی، اما آقای خرازی گفتند تا من هستم بمان، لذا در آن فاصله دکتر صالحی معرفی شد. خرداد که انتخابات برگزار می شد، باز قرار شد بروم و جای من هم مشخص شد.
* در حال حاضر که پست سخنگویی را ترک میکنید، استعفا که ندادهاید؟
** خیر، من در این نظام هیچ گاه استعفا نمیدهم.
* جابجا می شوید؟
** فعلا از این جا میروم.
* کجا می روید؟
** احتمال دارد به ماموریت بروم. شاید هم نروم اصولا در وزارت خارجه تا همه چیز رسمی نشود من اعلام نمیکنم.
* آقای آصفی، هشت سال کار سخنگویی، تجربه های فراوانی دارد. تفاوتی که بین روزهای اول سخنگویی با الان که از این مسند می روید در چیست؟
** من از ابتدا، این هشت سال تجربه را نداشتم ضمن اینکه در دنیا نیز کسی را پیدا نمی کنید که هشت سال سخنگو بوده باشد چون کار سخت و حساسی است. در حال حاضر اگر به حساب خودشیفتگی گذاشته نشود کمی در مواضع پخته تر برخورد می کنم و راحت تر هستم و ارتباط روان تری نسبت به روزهای اول با خبرنگاران دارم که اینها مزیت هایی است که یک سخنگوی تازه کار ندارد.
* شما تا به حال اشتباه کردهاید؟ یا به قول معروف گاف دادهاید؟
** دو اتفاق برای من افتاده که جالب بود یکبار اوایل کارم بود که یک موضعگیری راجع به ورود آن 13 آمریکایی به ایران داشتم و چون تازه سرکار آمده بودم توجه نداشتم که با همه جا چک کنم که مطمئن بشوم. با یک جا چک نکردم و همان باعث شد سخنگویی که انجام دادم دقیق نباشد و اسم آن را می توانم گاف بگذارم.
البته گافی بود که من مقصر آن نبودم. علل متفاوتی بود و مشکل کار جای دیگری بود. یکبار دیگر اتفاقی افتاد که گاف من نبود اما به حساب من گذاشته شد. من در مسافرت بودم و از طرف من یک سخنگویی صورت گرفت و چون برای چک شدن فاصله بود با من چک نکردند و آن مطلب روی خط رفت و من دو هفته بابت این مساله انتقاد شنیدم و دم بر نیاوردم که روح من از این سخنگویی بی خبر است اما تجربه جالبی برای من شد. البته اینکه گاف دیگری به یاد ندارم از لطف خدا و حضور همکاران قوی بوده است و من چیزی نگفتم که بعد اصلاح کرده باشم یا کس دیگری آن را اصلاح کرده باشد.
* تا به حال در تریبون سخنگویی دروغ گفتهاید؟
** خیلی خیلی کم.
* پنهانکاری چطور؟
** شاید بهتر است بگویم همه واقعیت را نگفتهام. پنهان کاری بود اما وقتی زمان رسیده پنهانکاری را به طور غیرمستقیم جبران کردم و آن را آشکار کردم.
* پس پنهانکاری به عمد بوده است؟
** بله من همیشه گفته ام سخت ترین سوالات آنهایی است که جواب بسیار ساده ای دارد ولی به دلیل محرمانه بودن موضوع آن هم از دید ناظران بیرونی نمی توان جواب درستی داد لذا باید حاشیه رفت و نمی توانید مخاطبان خود را قانع کنید. اما چاره ای ندارید آن وقت ممکن است مردم فکر کنند سخنگو آنها را سرکار می گذارد. در حالی که این طور نیست سخنگو نمی تواند مسائلی را مطرح کند و باید از کنار آن بگذرد.
* یکشنبه ها قبل از اینکه پشت تریبون سخنگویی وزارت خارجه قرار بگیرید آیا موضوعات و محورهای احتمالی را با مراجع مربوط یا همکاران خود هماهنگ میکنید؟
** کاری که من می کنم این است که اولا همه اخبار را دنبال می کنم و از 6 صبح می آیم تا هر وقت از شب که کار داشته باشم می مانم. اصولا با سخنگویی زندگی می کنم یعنی برای اینکه کیفیت کار ارتقا پیدا کند سعی کردم کم فروشی نکنم.
سعی می کنم از جملات برخی افراد یا حتی جملاتی که در روزنامه های دور افتاده گفته می شود از آنها استفاده کنم، اخبار سفارتخانه ها را دنبال می کنم و تلکس های نمایندگی ها را می بینم، سخنرانی های مسئولین خودمان را رصد میکنم.
ضمن اینکه هر روز صبح در اداره یک جلسه خبر داریم، افراد هر کدام نظرات خود را مطرح می کنند. کار مهمتری که صورت می گیرد حضور در برنامه زنده است چون سوالات از قبل مشخص نیست و ما باید نوع سوالات را خودمان تخمین بزنیم البته جا دارد که از آقای زابلی زاده جدا تشکر کنم چون خدمت بزرگی به امر اطلاع رسانی انجام دادند به هر حال کاری که ما در جلسات خبر برای جلسه سخنگویی انجام می دهیم این است که سوالاتی را که ممکن است مطرح شود پیش بینی می کنیم و معمولا پیش بینی های ما در جلسات 60 درصد درست و 40 درصد سوالاتی است که ما پیش بینی نکرده ایم ما با ادارات در وزارت خارجه و مراکز بیرون در ارتباط و تبادل نظر هستیم.
* تا به حال اتفاق افتاده که به خبرنگار رسانه ای خاص بگویید فردا فلان سوال را از من بپرس؟
** بله، بعضی اوقات چیزی را خارج از کشور مطرح می کنند و ما می خواهیم پاسخ دهیم اما خودمان نمی خواهیم به یکباره وارد موضوع شویم بنابراین سوالی را طرح می کنیم تا بتوانیم جواب دهیم.
* دیپلمات مورد علاقه شما در داخل و خارج کیست؟
** در داخل کسی را اسم نمی برم ضمن اینکه آقای خرازی و ولایتی را بارز می دانم، در خارج هم در بین قدیمی ها گن شن که من با او ملاقات های زیادی داشتم. او انسان قوی ای است.
* به او علاقه دارید؟
** نه بحث علاقه نیست، من از لحاظ توان مطرح می کنم. آقای دوما در فرانسه هم انسان با توانی است.
*در مقام سخنگویی بیشتر شبیه کدام سخنگو هستید؟
** فکر نکردم، نمیدانم.
* رابطه شما با خبرنگاران حوزه وزارت خارجه چگونه است؟
** من همه آنها را دوست دارم.
* چقدر به تماس های تلفنی آنها پاسخ میدهید؟
** معمولا جواب می دهم مگر در مواقعی خاص هم، راستش را بخواهید جواب نمی دهم .از وقت هایی که تلفن را اصلا جواب نمی دهم. زمان غذاخوردن است.
* آیا تفاوتی بین صدا و سیما و خبرنگاران رسانه های مکتوب قائل هستید؟
** همه را به یک چشم می بینم. البته این را می فهمم که صدا و سیما برد بیشتری دارد اما هیچ تفاوتی قائل نمیشوم.
* معمولا مواضع دولت، وزارت خارجه، شورای عالی امنیت ملی یا سیاست های کلی نظام را از قبل هماهنگ می کنید و به عنوان مثال نصف شب یک قطعنامه ای صادر می شود و شما دسترسی ندارید که مطلب را هماهنگ کنید و فردا صبح هم مجبورید به جلسه بیایید؟
** در مورد مسائلی مثل قطعنامه از قبل پیش بینی می کنیم و به جمع بندی تا حدودی رسیده ایم. بعضی مسائل را به ناچار باید چک کنیم. بعضی موارد هم خطوط در دست هست.
* با رئیس جمهور چگونه ارتباطی دارید؟ به عنوان مثال در هماهنگی مواضع؟
** تا جایی که لازم بود هماهنگ کردم اما بیشتر ارتباط در جلسات هفتگی است که آقای دکتر الهام دارند. که همان شورای اطلاع رسانی است و بیشتر روال را طی میکنیم.
* تاکنون مساله ای بوده که شما نخواهید اعلام موضع کنید ولی مجبور شوید یا اینکه شما بخواهید و دیگران نخواستهاند؟
** بله ـ بوده اما نمی توانم مثال بزنم.
* در چه زمینه هایی معمولا اظهار نظر نمیکنید؟
** در دو زمینه معمولا اظهارنظر نمی کنم یکی مسائلی که ربطی به وزارت خارجه ندارد و دوم زمینه هایی را که اطلاع نداشته باشم و تا مطلع نشوم اظهارنظر نمیکنم.
* آن موقع می گویید نمیدانم؟
** بعضی اوقات حرف نمی زنم بعضی مواقع می گویم نمی دانم، یا اینکه می گویم نمی دانم ولی نگاه می کنم و بعد اظهارنظر میکنم.
* تاکنون موضعی گرفته اید که کسی دلخور نشود، منظور افراد عادی نیست؟
** بله.
* از سطوح بالا بوده؟
** بله.
*در مقابل آن مواخذه شدید؟
** خیر؛ البته موضع من حق اما آنها فکر می کردند شاید من نباید آن حرف را میزدم.
* مثلا در این دلخوری ها چه مطالبی رد و بدل می شود. اینکه می گویند دعوای زرگری ها را کردند یعنی چه؟
** مثلا زنگ می زنند می گویند چرا این را گفتی، من هم دلایل را می گویم و طرف هم قانع میشود.
* فشار از خارج از دولت به شما زیاد است؟
** اصلا نیست. چون تاکنون خدا لطف کرده و کار خیلی خراب نشده است فشار زیادی را احساس نکردم.
* تاکنون اتفاق افتاده که از مراجع رسمی گزارش بیاید که به خاطر گرفتن فلان موضع یا بالعکس در افکار عمومی تاثیر گذاشتید؟
** خیر ـ اینگونه نه، اما از این بولتن هایی که تعدادشان هم کم نیست دیدگاه هایی را گفتند و بحث را مطرح کردند.
* نحوه برخورد شما در این مواقع چگونه است؟
** اوایل حساس بودم و سعی می کردم بروم دفاع کنم بعد دیدم که اینطور نمی شود زندگی کرد بنابراین مطالب را با خونسردی می خواندم و خیلی به دفاع اصرار نداشتم چون کاری بود که انجام داده بودم و به آن اعتقاد داشتم.
* شما زود عصبانی میشوید؟
** سر بعضی چیزها
* داد و بی داد هم میکنید؟
** عصبانی می شوم، ندرتاً داد و بی داد میکنم اما ناسزا نمیگویم.
* از نحوه دفاعتان در عرصه سیاست خارجی در این چند سال راضی هستید؟
** البته من نباید به خودم نمره دهم و دیگران باید این کار را بکنند اما من در امر سخنگویی کم فروشی نکردم و با صداقت عمل کردم و با تمام توان از کلیت نظام دفاع کردم و اگر در برخی جاها نقص بوده به بی بضاعتی من برمی گردد. لذا از کارم راضیام.
* الان، پیش وجدان خودتان راحت هستید؟
** شب ها خیلی راحت میخوابم.
* بزرگترین بحرانی که در عرصه سخنگویی پشت سر گذاشتید چه بوده؟
** اوایل کار من بزرگترین بحران همان ورود 13 آمریکایی بود که داستان پشت سر آن چند هفته ای من را مشغول کرد و در یک زمان بحران القاعده و طالبان بود و اخیرا هم بحث هستهای.
* در این سال ها فکر می کنید کدام مساله برای دولت سخت بوده است؟
** بحث القاعده و تروریسم خیلی سخت گذشت، موضوعاتی از قبیل اختلافات داخلی که بیرونی ها علم می کنند و فشار می آورند نیز کار را برای دولت سخت میکند.
* در 8 سال سخنگویی اتفاق افتاده که خبری را شما به روسای جمهور بدهید؟
** بله، بوده اما الان در ذهنم نیست.
* در 11 سپتامبر چطور، زمانی که آقای خاتمی موضعگیری کردند و ظاهرا موضع مطلوبی هم بود در آن زمان حال و هوا چطور بود؟
** آن موضعگیری را وزارت خارجه آماده کرد. همان موقع من و دکتر خرازی در هواپیما بودیم که خلبان به من اطلاع داد و همانجا متنی را آماده کردیم که همانجا آقای خرازی وقتی از هواپیما پایین آمدند محکوم کردند.
* تاکنون سخت ترین سوال و آسان ترین سوال در طول این سال ها کدام بوده است؟
** من بیش از 300 مصاحبه مطبوعاتی داشته ام و حدود 15000 سوال در طول این سال ها است که به خوبی مصاحبه های اختصاصی که آنها هم 200 تا 300 مورد بوده می باشد و سخت است که بگویم کدام سوال سخت بوده و کدام سوال آسان بوده است.
* بین رابطه با آمریکا و مسائل هسته ای کدام سوال برای شما سخت تر است؟
** مثلا یکی از سوال هایی که سخت بود اینکه خانم آلبرایت عذرخواهی کرده است و در همان روز آقای کلینتون تحریم ها را تمدید کرد در آن روز یک گفتار و یک عملکرد داشتیم و مانور کردن در این فضا بسیار سخت بود یک عده آن را می دیدند و یک عده دیگری را و پل زدن بین این دو بسیار سخت بود.
* تحولاتی که در عرصه داخلی اتفاق می افتد چقدر روی کار شما و سیاست خارجی تاثیرگذار است؟
** خیلی زیاد. مثلا اتفاقی در مورد زهرا کاظمی صورت گرفت و من چون در ریز مساله بودم می دانم که این یک شیطنت بیرونی بود. این به وزارت خارجه و دولت خیلی فشار آورد.
به طور کلی تحولات داخلی نفیا یا اثباتا تاثیر می گذارد. وقتی یک رئیس جمهور با آرای بالا انتخاب می شود نمود دموکراسی دارد و این برای وزارت خارجه توفیق است یا در همین انتخابات گذشته وقتی آقای احمدی نژاد آمد همه در بیرون فکر می کردند که یک انتخابات فرمایشی هست ولی نتیجه چیز دیگری شد و این نشان داد که دموکراسی وجود دارد و یک فضای مثبتی را ایجاد میکند.
* در بحث پرونده هسته ای مجبور هستید مدام مواضع یکسان بگیرید؟
** خیر مواضع من یکسان نیست و من همیشه ادبیات متفاوت دارم.
* ادبیات بله، اما موضع یکسان است؟
** نه، بعضی وقت ها پیام های خاص می دهم که مذاکره کننده غربی و طرف ها پرونده میگیرند.
* ورزش را دوست دارید؟
** خیلی زیاد.