تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۲۱۹۹۱
ترجمه: پوراندخت مجلسی مقدمه: مرگ ابومصعب الزرقاوی ، تروریستی که عامل بسیاری از جنایات و ترورهای شکل گرفته در عراق معرفی می شد با واکنش متعددی روبرو شد. برخی حذف وی را سرآغاز آرامش می دانستند و جمعی معتقد بودند که مرگ زرقاوی اوضاع را وخیم تر خواهد کرد. در گفت وگوی حاضر ایمی گودمن از سازمان »دموکراسی اکنون !«، رابرت فیسک ، روزنامه نگار برجسته انگلیسی و از مخالفان سرشناس جنگ عراق و لورتا ناپلئونی ، اقصاددان و نویسنده ایتالیایی را در مورد تاثیر مرگ زرقاوی بر آینده عراق به پرسش می گیرد. فیسک و ناپلئونی هر دو دارای تالیفاتی در حوزه مسائل عراق هستند.

* مرگ زرقاوی چه تاثیری بر حوادث خونبار عراق خواهد داشت .
** فیسک: درباره الزرقاوی افسانه های زیادی شنیده ام . پرزیدنت بوش و آقای بلر هر دو می گویند شورش ادامه خواهد یافت و کشتارها همچنان وجود خواهند داشت و اوضاع بهتر نخواهد شد. این نمایش هالیوودی جالب بود و نباید انکار کرد که این آدم ها واقعا وجود داشته اند.
ولی اگر قرار است شورش ها ادامه پیدا کنند، این سخنرانی ها واقعا به چه مفهوم است؟ یکی از مشکلات بزرگ این است که ما به شورش ها به شکلی کودکانه جنبه فردی و شخصیتی می دهیم . ما در هر زمان کسی را برای ترسیدن و تنفر ورزیدن داریم و در این زمان زرقاوی و اسامه بن لادن را. واقعیت این است که شخصیت ها دیگر به تنهایی و به خودی خود نمی توانند منشا تغییرات زیادی باشند. آنچه در این زمان اتفاق افتاده است این است که القاعده وجود دارد. زرقاوی را بکشید یا حتی بن لادن را بکشید القاعده وجود خواهد داشت . هیولا با خود ما و درون ما است . مسائل بزرگتری هستند که ما باید به آنها بپردازیم و این به سینه کوبیدن های بوش و بلرهای جهان تفاوتی در آن ایجاد نمی کند. موضوع جالب در این میان این است که اینها اول ادعای پیروزی می کنند ولی بعد می گویند شورش ها ادامه خواهد یافت و بازهم چیزهای وحشتناکی به وقوع خواهد پیوست . دست کم آنها دارند ما را و همین طور خودشان را برای این حقیقت آماده می کنند که این پیروزی آن قدرها هم که ادعا می کنند دارای اهمیت نیست.
* نظر شما نسبت به مرگ زرقاوی و همچنین تحلیل رابرت فیسک درباره اهمیت آن چیست ؟
** ناپلئونی : من فکر می کنم حق با رابرت فیسک است . منظورم این است که کشتن الزرقاوی مشکلی را حل نمی کند در واقع راستش را بخواهید من فکر می کنم کشتن زرقاوی این شخص را به یک شهید بزرگ تبدیل می کند، زیرا او اولین رهبر القاعده است که در عرصه جنگ با نیروهای ائتلاف کشته شده است بنابراین ما فردا شاهد گسترش گروه الزرقاوی خواهیم بود به وسیله کسانی که رهبر و سرکرده خود را محق می شمارند. فراموش نکنیم که الزرقاوی در 5 فوریه 2002 به عنوان حلقه ارتباطی بین صدام و اسامه بن لادن به دنیا معرفی شد در صورتی که در واقع چنین نبود. ولی در هر حال مظهر القاعده گرایی در عراق شد و قدرت او پس از مرگ خیلی بیشتر از هنگام زنده بودنش خواهد بود.
* واشینگتن پست مدتی پیش خبر از فعالیت های تبلیغاتی پنتاگون برای بزرگ کردن نقش الزرقاوی داد. بعضی از مقامات ارتشی با این که معتقد بودند این تبلیغات ممکن است در اهمیت الزرقاوی مبالغه کرده باشد به کابینه بوش کمک کردند تا جنگ عراق را در رابطه با حمله 11 سپتامبر عنوان کند.
** فیسک: بله در هر حال این یک جنگ است و انتظار این نوع برخوردها با مسائل می رود. واقعیت این است که آمریکایی ها دائم می گفتند که زرقاوی شریرترین ، شیطان ترین و خطرناک ترین فرد تاریخ جهان است و از این قبیل . بعد آنها توانستند تکه های بسیار خشنی از ویدیوهای مربوط به او را سر هم کنند که نشان می داد او حتی نمی تواند یک 47-ت ث را شلیک کند و برای باز کردن خشاب سلاحی جدید نیاز به کمک دارد و به این ترتیب می خواستند او را یک احمق نشان دهند. ولی او چه احمق باشد و یا شیطان ، مجری زیرک و برجسته بسیاری از کشتارهای جمعی است . حقیقت مطلب این است که این ما هستیم ، مردم ، که به این یاوه ها گوش می دهیم و به مفهومی ، تا اندازه ای هم مقصریم که آنها را قبول می کنیم و اجازه می دهیم که مردم این افراد شرور را تبدیل به هیولاهایی کنند که در حقیقت در آن سطح نیستند. فرض بر این بود که الزرقاوی حلقه اتصال بین صدام و اسامه بن لادن باشد که کاملا بی اساس بود ولی اکنون هیچ کس این موضوع را به خاطر نمی آورد و هیچ کس به آنها اعتراض نمی کند، این ما روزنامه نگاران هستیم ، که با اعتراض نکردن به سیاست هایی که مسوولان در بیانات خود در پیش می گیرند، در انجام وظیفه خود کوتاهی می کنیم.
* زرقاوی چگونه در عراق قدرت گرفت؟
** ناپلئونی: اولین بار زرقاوی در سال 2000 بن لادن را در قندهار ملاقات کرد. در این ملاقات او از پیوستن به القاعده امتناع کرد زیرا نمی توانست نظر بن لادن را در مورد دشمنی دور دست ، یعنی ایالات متحده ، بپذیرد. نظر او بر رژیم های موجود عرب بویژه اردن متمرکز بود. او با زحمت بسیار جای پایی بسیار کوچک در طالبان به دست آورد و در اردویی کوچک در هرات شروع به آموزش بمب گذاران انتحاری آینده کرد تا در اردن فعال شوند. پس از سقوط رژیم طالبان ، به کردستان عراق فرار کرد زیرا در آنجا آشنایانی داشت . و به همین دلیل ، یعنی حضور او در آنجا، پلیس مخفی کردستان هشدار داد که مامور القاعده به عراق وارد شده است . می دانید که این اطلاع غلطی بود ولی به وسیله آمریکا پذیرفته شد زیرا نتوانسته بودند مدرکی درباره وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق پیدا کنند. تنها شانس آنها برای توجیه تهاجم به عراق ارتباط دادن صدام حسین با تروریسم بین المللی یعنی القاعده بود. بنابراین زرقاوی آن حلقه اتصال شد- حلقه اتصالی ساختگی - رهبر بی اهمیت یک گروه بی اهمیت جهادگران را، به عضو شماره 2 القاعده تبدیل کند. این است آنچه واقعا زرقاوی را زرقاوی کرد.متاسفانه به این دلیل ساده که درست کردن چنین اسطوره هایی بسیار ساده است ولی از بین بردن آنها بسیار بسیار مشکل.