تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۱۲۲۰۴۹

منوچهر بصیر
1 "آن‌که حقیقت را نمی‌داند، بی‌شعور است. آن‌که می‌داند و انکار می‌کند تبهکار است."
"برشت"
غالباً از خودم می‌پرسم، که شما سربازان آمریکایی و انگلیسی، چه‌طور راضی شدید، ده‌ها‌هزار کیلومتر دورتر از خانه و کاشانه‌ی خود به جهنم عراق بیایید؟
در جنگ دوم جهانی نیز "برشت" شاعر و نمایشنامه‌نویس آلمانی، این سؤال را از سربازان آلمان نازی که در جبهه‌های یخ‌بندان روسیه‌ی شوروی نابود می‌شدند، می‌کرد.
مارکس می‌گوید: "تاریخ دوبار تکرار می‌شود، یک‌بار به‌صورت تراژدی، یک‌بار به‌صورت کمدی"، این تراژدی ویتنام است که برای شما تکرار می‌شود و خبر ندارید.
"هوارد زین" مورخ مشهور آمریکایی و استاد تاریخ دانشگاه هاروارد معتقد است که ملت آمریکا حافظه‌ی تاریخی خوبی ندارد وگرنه این‌همه گول نمی‌خورد!
شاید شما نمی‌دانید یا اجازه نداده‌اند بدانید که امپراطوری آمریکا با 58000 کشته و تعداد زیادی مفقود و مجروح، با خفت و خواری در جنگ ویتنام شکست خورد و گریخت. رقم کشته‌های ارتش آمریکا در ویتنام عراق تاکنون به 2400 نفر رسیده؛ البته کسی از رقم واقعی آن اطلاعی ندارد، از طرف دیگر رقم زخمی‌ها و مفقودان که سرنوشتی بدتر از کشته‌ها دارند کم‌تر اعلام می‌شود.
چه تلخ است مرگ بی‌دلیل در غربت و زندگی در سایه‌ی مرگ!
هوارد زین در مقاله‌ای در مورد جنگ عراق نوشته: "به سربازان آمریکایی گفته‌بودند ما برای آزادی ملتی که گرفتار یک حکومت بی‌رحم است برویم و با آغوش باز از ما استقبال خواهند کرد!! چرا شما بعد از این‌‌همه تلفات از خود، فرمانده‌ها یا مقامات مسؤول نمی‌پرسید: پس کو آن استقبال؟
آیا می‌دانید که تمام دنیا، حتی سازمان ملل با حمله‌ی شما به عراق مخالف بود و از طرف دیگر دولت عراق هم به شما اعلام جنگ نداده بود که شما این‌طور خاک عراق را به توبره می‌کشید و از کشته پشته می‌سازید؟ سربازان آمریکایی در جنگ ویتنام، بعد از مدتی از خود می‌پرسیدند. آخر به ماچه که از منافع ویتنام جنوبی در مقابل کمونیست‌ها دفاع کنیم. مگر ما پلیس دنیا هستیم؟ شما چرا این سؤال را از خودتان نمی‌پرسید؟ شما از نظر مقدرات بین‌المللی جنایتکار جنگی محسوب می‌شوید، نه سرباز."
در جنگ ویتنام، روشن‌فکران دنیا مانند "سارتر" فیلسوف و نویسنده‌ی فرانسوی، "راسل" فیلسوف و ریاضی‌دان انگلیسی و ... زمانی‌که عجز سازمان ملل در جلوگیری از جنگ را دیدند با تشکیل دادگاهی به‌نام "دادگاه فرزانگان"، شرکت آمریکا در جنگ را محکوم کردند. مطمئن باشید که اگر دادگاه‌های رسمی بین‌المللی تحت فشار آمریکا شما را محاکمه نکند، افکار عمومی دنیا یا دادگاه فرزانگان شما را محکوم خواهدکرد.
نکته‌ی غم‌انگیز در جنگ عراق این است که در میان شما حتی یک پسر سناتور، نمایندگان کنگره‌ی آمریکا یا سرمایه‌داران نیست و آن‌ها به‌خاطر منافع خودشان از شما به‌جای گوشت دم توپ استفاده می‌کنند.
خانم سیدنی شیهان، مادر یکی از هم‌قطاران شما است که به‌خاطر کشته‌شدن پسرش در جنگ عراق مدت‌هاست که در چندکیلومتری مزرعه‌ی شخصی بوش در تگزاس بست نشسته. متأسفانه این سرنوشت تمام مادران شما است؛ چرا که در جنگ حلوا خیرات نمی‌کنند و مشت در مقابل مشت و چشم در مقابل چشم قانون جنگ است. من همان‌قدر از شیون یک مادر عراقی بر سر نعش عزیزان خود ناراحت می‌شوم که از اشک‌هایی که یک مادر آمریکایی در عزای پسرش می‌ریزد عذاب می‌کشم. عذاب می‌کشم چون سرباز آمریکایی و سرباز عراقی بدون هیچ شناخت و دشمنی قبلی به‌روی هم آتش می‌گشایند.
خانم سیدنی شیهان راه را عوضی رفته و بیهوده گریبان بوش را گرفته، چراکه بوش نمادی از نظام سرمایه‌داری آمریکاست که بدون جنگ و خون‌ریزی و بحران‌سازی نمی‌تواند دوام بیاورد. مطمئن باشید که اگر دموکرات‌ها هم روی‌کار می‌آمدند، باز این جنگ اجتناب‌ناپذیر بود. چه‌کسی جرأت دارد به کلان‌سرمایه‌داران بگوید بالای چشم شما ابروست؟ سرنوشت کِنِدی‌ها سایه‌ی عبرت تمام روِسای جمهور، مقامات عالی‌رتبه و حتی مردم عادی آمریکاست.
قتل‌های زنجیره‌ای که با قتل رییس‌جمهور وقت آمریکا شروع شد، نشان‌داد که نظام سرمایه‌داری با کسی شوخی نمی‌کند و اگر روی سگش بالا بیاید از تکرار حادثه‌ی هیروشیما، ناکازاکی و هیچ جنگ و کودتا و خون‌ریزی ترسی ندارد.
این مدال‌ها و نشان‌هایی که به سینه‌ی شما می‌زنند، هرکدام میخی است که به تابوت شما کوبیده می‌شود. مراسم تدفین شما با موزیک نظامی صورت می‌گیرد. مأموران مواظب هستند کسی شعار ضدجنگ یا ضدحکومت ندهد که در آن‌صورت تروریست محسوب می‌شود، خانواده و کسان شما باید به شهادت شما افتخار کنند و بعد هم بروند پول خون شما را بگیرند.
در کشورهای دیکتاتوری هم، زمانی‌که افراد ناباب به‌خاک سپرده می‌شوند، مراسم باید در نهایت سکوت و پنهان‌کاری انجام شود. پخش مراسم تدفین شما به‌موجب قوانین جنگی از رسانه‌ها ممنوع است. اصلاً رسانه‌ها وظیفه دارند که افکار عمومی را طبق دستور شکل‌دهند تا مردم جنگ را هم یک مسأله‌ی عادی تلقی‌کنند.
ترس از بی‌کاری، شست‌وشوی مغزی و همراهی با "اکثریت خاموش" موجب می‌شود که انسان به‌خاطر لقمه‌نانی به‌هر جهنمی برود.
شما فکر می‌کنید که مسأله به عراق ختم می‌شود؟ نه جانم! این طبیعت نظام سرمایه‌داری یا به‌قول خودشان جهان آزاد است. برای همین است که رییس‌جمهور شما یا پرزیدنت بوش، اعلام فرمودند تا محو کامل تروریست‌ها نبرد ادامه دارد و تشخیص تروریست و حق حمله‌ی پیش‌گیرانه با ماست!!
حتی اگر جنگ عراق امروز تمام شود و شما صحیح و سالم به خانه برگردید، رنج و عذاب شما تمام نخواهد شد. سربازان آمریکایی بعد از بازگشت از ویتنام دچار عذاب وجدان شدند، کابوس افرادی که کشته بودند، خانه‌ها و مزارعی که آتش زده بودند، افرادی که به‌دست آن‌ها شکنجه شده بودند، تجاوز و به فحشا کشاندن زنان و دختران ویتنامی و درک دردآور این واقعیت هول‌ناک که خودفروخته و آلت‌دست بوده‌اند، آن‌ها را به جنون کشانده بود؛ سرنوشتی که در انتظار تمام شکنجه‌گران و بازجوهاست.
"کارو" شاعر دردمند نسل من همیشه به سران دنیا می‌گفت:
"آقایان! یک دسته‌گل برتابوت زیباتر است یا در دست یک عروس؟"