محمدعلی مشفق
بدون تردید مجلس خبرگان رهبری به دلیل جایگاه بی بدیل آن می تواند مهم ترین نهاد تاثیرگذار در هدایت، اصلاح قوای سه گانه و ساختار قدرت در ایران تلقی شود. با ملاحظه و تورق در حوزه اختیارات و وظایف این نهاد در قانون اساسی از حیث شناسایی، ویژگی ها و انتخاب رهبر واجد شرایط مطابق مفاد مندرج در اصول 107، 109، 110، 111، 176 و 177 قانون اساسی می توان انتخاب رهبر را به نمایندگی از جانب ملت مهم ترین انتخاب دانست. از جانب دیگر نظارت، هدایت، بررسی و ارزیابی عملکرد رهبری از منظر وظایف و اختیارات مندرج در قانون اساسی، مقوله بسیار مهمی است که در حیطه اختیارات مجلس خبرگان رهبری قرار دارد.
برشماری و احصای وظایف و جایگاه این مجلس در قانون اساسی و سایر اختیارات و وظایفی که به موجب قوانین مصوب و آیین نامه ها می تواند در اجرا و عملیاتی کردن هرچه مطلوب تر اختیارات محوله به رهبری تاثیرگذار باشد، موضوعی است که پس از گذشت 3 دوره هشت ساله که از عمر این مجلس می گذرد هیچ کدام از اقشار مختلف مردم نتوانسته اند از تصمیمات، مصوبات مجلس خبرگان، اطلاعی حداقلی پیدا کنند و اگر هم در عرصه عمل نهاد فوق اقداماتی جهت عملیاتی کردن وظایف و اختیارات خود ناشی از نظارت بر عملکرد رهبری و نهادهای وابسته به عمل آورده، متاسفانه تاکنون در معرض دید و ارزیابی موکلان این نمایندگان قرار نگرفته است.
از همین رو به نظر می رسد که پرسش های زیادی در خصوص انجام و یا عدم انجام وظایف محوله مجلس در قبال رهبری و نهادهای وابسته و... قابل طرح باشد که پاسخگویی به آن می تواند ابهامات ایجادشده در اذهان جامعه به ویژه نخبگان و صاحبنظران را برطرف و کارآمدی این نهاد را در منظر موکلان خود ارتقا داده و بر میزان مشارکت تاثیرگذار مردم بیفزاید. با این نگاه، پرسش این است که مجلس خبرگان تاکنون چه تصمیمات و مصوباتی در طول دوره 24 ساله خود داشته است و اصولا این تصمیمات ناظر به چه حوزه ها و موضوعاتی بوده است و چرا این نهاد تاکنون از اطلاع رسانی به مردم خودداری کرده است؟ نکته دیگر اینکه آیا تصمیمات و مصوبات نمایندگان مردم در مجلس خبرگان وجه محرمانه دارد؟
که اگر چنین است اتکای این رفتار مستند به کدام اصل از اصول قانون اساسی است و آیا به موجب قوانین عادی مصوب خبرگان می توان تصمیمات و مصوبات متخذه را از منظر و نگاه مردم پنهان نمود؟سوال دیگر اینکه آیا خبرگان باید در خصوص کم و کیف عملکردشان به مردم به صورت شفاف پاسخگو باشند یا خیر؟! اگر باید باشند چه توجیه قانونی و شرعی در خصوص عدم پاسخگویی به موکلان خود در طول 3 دوره گذشته می توانند ارائه دهند؟
از منظر دیگر با توجه به اینکه نهاد یادشده در طول سه دوره هشت ساله گزارشی به مردم نداده است، چه توجیه عقلایی و منطقی و مسئولانه می تواند باعث حضور فعال و باشکوه مردم در انتخابات گردد؟ در صورتی که مشارکت فعال مردم وابستگی تام و تمام به عملکرد منتخبانی دارد که موکلان خود را در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی و مشارکت همه جانبه شریک نمایند. در غیر این صورت باید با چشمانی بسته و بی اطلاع از کم و کیف کارآیی نهاد یادشده و نمایندگان منتخب آن گام در وادی انتخاباتی گذارد که از هرگونه فعل صورت گرفته بی اطلاع است و این سوال قابل طرح است که اگر بدون شناخت و ارزیابی کارآیی و کارآمدی مجلس خبرگان رای دهد به خود، به ملت و به اسلام ظلم نکرده است؟
به نظر می رسد باید شرایطی فراهم شود تا موکلان خبرگان بتوانند در جریان فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی قرار گرفته و فراتر از این مرحله قادر باشند در تصمیم گیری ها مشارکت یابند در غیر این صورت مشارکت در انتخابات بدون اینکه مردم فاقد نقش و تاثیرگذاری در تصمیم گیری و تصمیم سازی باشند به یک امر ابتر و ناقص تبدیل خواهد شد. ضمن آنکه ظرفیت ها، توانایی های فکری و مادی مردم و نخبگان و خبرگان غیرروحانی ای که در مجلس فوق حضور ندارند، بلااستفاده خواهد ماند و مجلس خبرگان از عقل و اراده جمعی قاطبه ملت محروم خواهد گردید.