تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۲۲۵۸۴

حسن اسدی
اگر بپذیریم که جهان امروز به جز از طریق اعمال شیوه های دموکراتیک و استقرار دموکراسی به معنی اخص آن که در نگرش ایدئولوژیکی ما به طور کامل بدان توجه و اعتنا شده است، نمی تواند به تحقق رسالت الهی انسان توفیق یابد و اگر به این امر معتقد باشیم که خداوند در خقلت انسان برای تمام آنها بر مبنای وظایف و تکالیفی که بر گردن می گیرند، حق معین و حقوق تعریف شده ای مشخص کرده است که باید در اجتماع انسانی به صورت شفاف در اختیار آنها قرار داده شود، در خواهیم یافت که این تنها ما نیستیم که می توانیم برخوردار از چرب و شیرین امکانات و فرصت ها باشیم و دیگران را حتما فرصت نیم نگاهی بدان ندهیم، بلکه همه باید در آنچه که سرنوشت جامعه انسان نام می گیرد، سهمی داشته باشند که تازه اگر در این پروسه نتوانستند و یا نخواستند نقشی متناسب با ظرفیت خود برعهده گیرند، باز نمی توانیم حقوق حقه آنان را ضایع و یا محدود سازیم یا به زبان ساده هر موجودی که نام انسان یافته است و در محدوده جغرافیایی خاصی به دنیا آمده است، در داشته های آن منطقه شریک است و هیچ کسی و یا هیچ نیرویی قادر نخواهد بود این حق طبیعی را از او سلب نماید و چون یکی از وظایف و تکالیف انسان بهره گیری از قدرت فکر برای تولید اندیشه و ارائه راهکار برای گذر از شرایط فراروی انسان است.
او به خودی خود حق آن را پیدا می کند که تولیدات فکری خود را به مراکز طالب آن که سرنوشت اجتماع بر روند تکاملی حیات آنها موثر است، ارائه نماید و قضاوت درخصوص آن را به آنها واگذارد که اگر مورد پسند واقع گردید، به بهره برداری از آن امیدوار شود و اگر محدودیت و یا نقصی را در آن از باب عدم تمایل جامعه به اقبال از آن مشاهده نمود، در پی برطرف ساختن آنها برآید که این امر را تعامل می نامیم، پس تا بدین جای کار دریافتیم که دموکراسی واقعی تنها براساس اعتقاد به وجود حقوق مساوی و عملیاتی ساختن این ایده به وجود می آید و رقابت سیاسی برای به دست آوردن قدرت تصمیم گیری می باید بر این محور شکل گیرد، یعنی نمی شود فردی یا جریانی تنها با اتکا به اینکه مورد اقبال اکثریت مردم واقع شده است و آرا و اراده متبلور شده مردم از طریق رای در اختیار او قرار گرفته است، حقوق طبیعی دیگران را که در اقلیت قرار گرفته اند و می توانند به تولید اندیشه و تبلیغ آن برای به کرسی نشاندن باور خود در آینده امیدوار باشند، محدود نماید و همینگونه نیز نمی تواند فردی و یا جریانی تنها با اعتقاد به این اصل که او با استفاده از حق طبیعی خود هرآنچه را که درست و اصولی پنداشته است، در هر زمانی و مکانی به جامعه ارائه نماید و با استفاده از اهرم های خاص در پی عملیاتی ساختن آنها باشد، بلکه آنکه به قدرت اراده جمعی دست یافته است و آنکه به دلیل عدم اقبال جمعی از حضور در جایگاه قدرت تصمیم گیری دور مانده است، باید به این باور عقلانی دست پیدا کند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
در مفهوم این مثل قدیمی همین اندازه می توان گفت که پس از گذر از مقطع انتخاب و مشخص شدن میزان اقبال عمومی مردم در واگذاری حق تصمیم گیری خود وظیفه ای مشخص برعهده حاکمان و نیروهای رقیب آنها گذاشته می شود.
 اول آنکه هر دوسوی قضیه این واقعیت را بپذیرند که انتخابات تمام شده است و مرحله ای جدید بر مبنای حضور همه جانبه نیروها آغاز شده است و تنها تفاوت نیروها برای حضور در این پروسه نقشی است که مردم آن را مشخص و تعریف کرده اند و این مردمند که در رابطه با خوب یا بدبودن نحوه اجرای نقش به داوری و قضاوت می پردازند و دوم آنکه دوست جدید باید به آنچه وعده تحققش را داده است، عمل نماید تا مردم به این اطمینان برسند که در انتخاب فرد برای واگذاری قدرت اشتباه ننموده اند و بعد از این با طیب خاطر در چالش انتخاب مشارکت نمایند و بخش دیگری از آگاهان که در فرایند گزینش به توسط مردم خواه به دلیل شرایط و جو خاص اجتماعی و یا ضعف در تئوری پردازی و یا تجربه ای که مردم از آنها داشته اند، مورد اقبال واقع نشده اند و از شاکله قدرت به میزان مشخص شده در تقویم سیاسی جامعه بیرون مانده اند، برای جلوگیری از بروز ناکامی ها و شکست ها و سپس برای اثبات حقانیت و مشروعیتی که رفتار عالمانه می تواند داشته باشد، باید به دور از ایجاد شرایط التهاب آ میز که قضاوت آگاهانه و شفاف را مخدوش می سازد و واردنمودن اغراض سیاسی و نیات منفعت طلبانه فردی و گروهی در مقام همراهی و مشارکت با جناح رقیب وارد میدان گردند و با بر دوش گرفتن بخشی از مسئولیت به سامان رساندن امور جاری و آینده نگرانه جامعه آنان را در طی نمودن مسیر سخت خدمت به مردم و ایجاد رضایتمندی در آنها وظیفه خود را به انجام رسانند و سپس اگر با دست رد جناح حاکم مواجه گردیدند و یا به دلیل برداشت های تنگ نظرانه لذت خدمت مستقیم به مردم از آنان سلب گردید، با اعتماد و اطمینان به اینکه در مسیر درست حیات انسانی گام برداشته اند، به درک حسی و تجربی شرایط اقدام نمایند تا محصول به دست آمده از این حضور به عنوان برنامه در مرحله بعدی انتخابات به مردم ارائه نمایند. ما باید به این تعیین برسیم که در این جامعه حقی داریم و برای تحقق آن حق وظیفه ای مشخص گردیده است. وظیفه ما همراهی و حق ما نظارت است.