محمدکاظم انبارلویی
مقام معظم رهبری روز دوشنبه گذشته در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام از اصولگرایی به مثابه یک نعمت یاد کردند و تاکید فرمودند: “اصولگرایی نحله یا جریانی در مقابل جریانهای رایج سیاسی نیست و تقسیم بندی گروهها به اصولگرا و اصلاح طلب صحیح نیست. چرا که هرکس و هر جریانی که به مبانی انقلاب علاقه مند و پایبند باشد جزو اصولگرایان است”.
این نگاه پاک و شفاف به اصولگرایی آن را به صورت یک گفتمان مسلط در جامعه در می آورد و از انحصار آن به یک جریان سیاسی مصون می دارد.
پس از پیروزی های پی درپی یک جریان در انتخابات شوراها، مجلس و ریاست جمهوری بارها مسئولان و رهبران احزاب اصولگرا که توفیق نسبی در دو سه انتخابات اخیر داشتند تاکید کرده اند که اصولگرا بودن مختص یک جریان نیست. هر حزب، گروه و شخصیت سیاسی با پایبندی به اسلام ناب، مبانی نظام و انقلاب و پذیرش مبانی امام (ره) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی می تواند در حفظ اصول نظام بکوشد و اصولگرا باشد. در مصاحبه ها و سخنرانی ها همواره تاکید می شد ما احدی از جریان وسیع و گسترده اصولگرایی هستیم نه همه آن جریان!
اولین جرقه های اصولگرایی پس از حادثه 18 تیر 78 زده شد. آن هنگام که مقام معظم رهبری همه گروه ها را با سلایق گوناگون دعوت به صیانت از چهار اصل نظام، قانون اساسی، مبانی امام (ره) و جایگاه ولایت فقیه به عنوان عمود خیمه انقلاب و نظام فرمودند. از آن زمان تاکنون یک همگرایی وسیع در سراسر کشور برای حفظ مصالح و منافع ملی پدید آمد و هر روز برکات این نعمت بیش از پیش برای مردم بیشتر شد. مقام معظم رهبری در بیانات خود علاوه بر چهار اصل مشهور اصولگرایی شاخص های معینی برای این رویکرد ذکر کردند و بعد در برگیری اصولگرایی را در بخش شاخص ها به شرح زیر معین فرمودند.
1- ایمان و هویت اسلامی و انقلابی
2- رشد اقتصادی توام با عدالت
3- صیانت از استقلال همه جانبه کشور
4- تقویت خودباوری و اعتمادبه نفس
5- حضور در جهاد علمی و تقویت نهضت تولید علم
6- تثبیت و تعمیم آزادی و آزاداندیشی
7- اصلاحات مبتنی بر ارزش ها و معیارهای اسلامی و ایرانی
8- رسیدگی به زندگی مردم و شکوفایی اقتصادی کشور
بی تردید این شاخص ها مفهوم اصولگرایی را از دایره نگاه جناحی به آن خارج می کند و نیروهای عظیمی در سراسر کشور با توجه به این شاخص ها مورد شناسایی قرار می گیرند و هویت پیدا می کنند.
چنین رویکردی، اصولگرایی به مثابه یک دکان سیاسی برای شخص یا اشخاص و یا گروه ها و حتی جریان ها را خارج می کند و فضایی می آفریند که در آن رقابت و مسابقه ای برای اثبات اصولگرا بودن فراهم می نماید.
رقابت در این حوزه شیرین و پربرکت برای مردم و نظام خواهد بود. اگر در مورد درک مفهوم اصلاحات هم چنین اراده ای به وجود می آمد “فرصت ”های عظیمی که در 8 سال پیروزی جریان دوم خرداد پدید آمد تبدیل به “تهدید” نمی شد، اگر اصلاحات تعریف می شد و در اندازه مفهوم مبارزه با فقر و فساد و تبعیض به رسمیت شناخته می شد، در آن فضا هم فارغ از گرایش های گروهی، نظام و مردم منتفع می شدند و مسابقه برای کسب “قدرت” به مسابقه در توقیق “خدمت” بدل میشد.
اکنون فضای سیاسی در کشور آرام و امیدوارکننده است. توفیقات پی درپی نظام در صحنه های داخلی و خارجی مرهون چنین فضای آرام و شفافی است. هرکه در سر هوای خدمت به خلق دارد می تواند در این فضا تنفس کند و گوشه ای از بار مشکلات مردم و نظام را به دوش کشد. بسم الله.