مهدی بستان آبادی
یکی از عوامل و پارامترهای موثر در ترقی و پیشرفت هر نظام سیاسی، حاکم بودن فضای نقد منطقی و تحمل صدای مخالف و منتقد در عرصههای گوناگون از سوی نظام حاکمه میباشد.
تحقق این امر و حاکم شدن چنین فضایی، یکی از آرزوهای دیرینه مردم ایران در اعصار و دورههای مختلف تاریخ سیاسی بوده است. نظام جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی و استقرار خویش تلاش نموده است تا به عکس نظامهای سلطنتی و استبدادی ماقبل خویش در ابتدا فضای تحمل صدای مخالف و نقد منطقی را به وجود آورده و در ادامه، به این فضا عمق و طراوت بیشتری دهد، اما متاسفانه به دلیل نبود فرهنگ انتقاد معقول و منطقی در کشور، همواره شاهد انتقادات جدلی و آمیخته با انواع مغالطات و سفسطهها بوده است که نه تنها هیچ نتیجهای برای نظام دربر نداشته، بلکه باعث بروز خسارات معنوی فراوانی برای کشور شده است. تداوم این روند غلط انتقادی، سبب گردیده که در برخی مقاطع شاهد سختگیری مسئولین در این مورد و البته در بیشتر موارد با هدف جلوگیری از اشاعه این فرهنگ غلط انتقادی باشیم.
در سالهای اخیر، به دلیل شیوع نگرش اصالت منافع فردی و گروهی در دستهای از موضعگیریهای انتقادی، نقد توام با مغالطه و سفسطه، به یک اپیدمی در برخی ارگانهای سیاسی و نیز بخشی از رسانههای جمعی، بدل شده است با کمال تعجب، رویه نقد غیر منطقی و نیز حاکم شدن فضای عدم تحمل صدای مخالف، بیش از دیگران از سوی احزاب و گروههایی پیگیری میشود که همواره شعار اصلی و محوری خویش را توسعه سیاسی معرفی نموده، بر خود، برچسب (نخبگی و روشنفکری) میزنند.
در کنار توجه به نقش آوانگاردی و پیش قراولی روشنفکران و گروههای سیاسی مدعی سعهصدر، تحمل مخالف و نقدپذیری، خوب است به این نکته نیز توجه شود که این "نخبگان و روشنفکران" و مدافعان ایشان در حالی ادعای توسعه سیاسی را داشتند که از لوازم اصلی توسعه سیاسی، در عمل میگریختند، چه اینکه در زمان تصدی ایشان در پستهای اجرایی، فضای نقدپذیری چندان حاکم نبوده است الا آن مقدار که علیه جناح مقابل و به نفع ایشان بوده است. نقد آمیخته با توهین، اتهام، انگ و برچسب که طرفین نقد را از تن دادن به قواعد نقد منطقی دور میساخت محصول نخبگانی بود که مقاصد جناحی و فردی خویش را بر استدلال و استناد صحیح و علمی ترجیح میدادند و طرفین نزاع با التهاب سیاسی روزافزون، خواسته یا ناخواسته در این مهلکه فرو میرفتند. هنوز هم در روزنامهها و مجلات روشنفکری و حزبی به جای آن که شاهد مقالات کاملا مستند و اندیشمندانه باشیم، با نوشتارهایی مواجه میشویم که بویی از منطق و برهان نبردهاند.
برای رهایی از این فضای مسموم و خطرناک، در عرصه نقد و نقادی و ایجاد فضای منطقی، با رعایت تمامی قواعد این نوع نقد، موارد زیر لازم به نظر میرسند:
1- دولت جدید آقای احمدینژاد و نهادها و مراکز فرهنگی و فرهنگساز دولت به همراه نهادهای فرهنگساز مدنی، در معرفی چارچوب و قواعد نقد منطقی و ایجاد فضای این نوع نقد، تمام تلاش خویش را به کار گیرند. از جمله این مراکز فرهنگساز، مدارس و مراکز آموزش عالی میباشند. لازم به نظر میرسد که آموزش و پرورش و مهمتر از آن، مراکز آموزش عالی، اقدام به آموزش و ترویج عملی روحیه انتقادی در دانشآموزان و دانشجویان نموده و ذهن ایشان را با چارچوبها و قواعد نقد اصولی، مانوس نمایند، به نحوی که دانشآموزان و بالاخص دانشجویان در مواجهه با اندیشهها و آرا، با دقت و تامل به بررسی آن و مغالطات احتمالی یا نقاط قوت آن وقوف یابند.
2- رسانههای جمعی، بالاخص رسانههای مکتوب و کثیرالانتشار، با در نظر گرفتن مصلحت عمومی، از وضعیت اصالت حزب خارج شده و به سمت گفتمان انتقادی و مناظرهای حرکت مینمایند. در این راستا چاپ نوشتارهایی که در نقد یکی از مقالات و مطالب آن رسانه مکتوب میباشد لازم است و نوشتار انتقادی باید در همان ستون و نه در حاشیه و کنج، به چاپ رسد.
3- رادیو و تلویزیون به عنوان سهلالوصولترین و فراگیرترین رسانه جمعی، رویکردی کاملا منطقی را در برنامههای خویش، متناسب با نوع برنامه اتخاذ نموده و به نحو محسوس و غیرمحسوس، ذهن مردم را با این رویکرد مانوس نمایند. این رسانه همچنین با برگزاری مناظرههای آزاد و جلسات نقد و بررسی در مقولات مختلف، البته با رعایت رویکرد منطقی، کمک شایانی به قوام و اشاعه این رویکرد خواهد نمود.
4- در عرصه اجتماعی و غیر دولتی نیز تشکیل گروههای علمی و NGOهای خاص با هدف نقد و بررسی مقولات گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و البته با اتخاذ رویکرد منطقی میتواند در این زمینه بسیار موثر باشد.
با فراگیر شدن این نوع رویکرد انتقادی، آنچنان عرصه بر نقدها و سخنان مبتنی بر جدل و سفسطه تنگ خواهد شد که به تدریج، بسیاری از مغلطیان مجبور خواهند شد که علیرغم میل باطنی خویش، رویکرد منطقی را اتخاذ نمایند. در انتهای سخن به تعدادی از خصوصیات یک نقد منطقی اشاره مینماییم:
1- کنار گذاردن مصالح و منافع شخصی و گروهی در نقد و در نظر گرفتن واقعیات و منافع و مصالح عمومی جامعه.
2- رعایت قواعد منطقی در مواد و صورت استدلالات و احتجاجات و اجتناب از مغالطه در کلام. از جمله مغالطات لازمالاجتناب میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
کلی گویی در کلام (Concealed Quantificotion-Half)، استفاده از واژههای مبهم (Hedging)، دروغگویی (Lying)، علت جعلی (False Cause)، بزرگنمایی (Magnifying)، کوچکنمایی (Trivialising)، نقل قول ناقص (Incomplate Quotation)، تحریف (Distorting)، توسل به مرجع کاذب (Appeal To Authourity) و ...
3- ارایه مستندات برای مطالب مورد ادعا و اقوال منقول با ذکر منابع و آدرس کامل.
4- پرهیز از توهین، افترا به مخالفین.