تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۱۲۴۰۸۶
نگاهی به یک سند تاریخی درباره ورود به خاک عراق
اشاره: نشریه «امید انقلاب» ارگان رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شماره 38، به تاریخ 9 مرداد 1361 در مقاله ای به شرح دلایل ایران برای ورود به خاک عراق پرداخت. امروز مطالعه این مقاله که دقیقا در بستر وقایع آن روز ها و در فضای پس از فتح خرمشهر و حمله رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان نگاشته شده است بسیار خواندنی و روشنگر است.این مقاله در حقیقت بیانیه رسمی سپاه برای اعلام تداوم جنگ در خاک عراق به شمار می رود و آیینه تمام نمایی است از استدلال جاری در میان باورمندان به انقلاب در زمان نگارش آن.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
پس از فتح خرمشهر با محرز شدن این واقعیت که بزودی نیروهای پر توان جمهوری اسلمی به منظور کسب پیروزی نهائی و سرنگونی رژیم بعثی عراق وارد خاک این کشور خواهند شد، توطئه های شرق و غرب بر علیه جمهوری اسلامی وارد مرحله جدیدی شده و ابعاد تازه ای بخود می‌گیرد. مهمترین این توطئه های که به راحتی می‌توان گفت حداکثر توان دشمنان انقلاب اسلامی را نیز بخود جذب کرده و می‌کند توطئه صلح صدام است که با موافقت کلیه کشورهای جهانخوار دنیا نیز روبرو شده است. دنیا پس از 23 ماه جنگ با تمام امکانات سیاسی، تبلیغاتی اقتصادی و نظامی خود قصد دارد بهر ترتیب که شده صدام را حفظ کند و بنظر می‌رسد که در این مسئله حفظ صدام شرق و غرب و متعهد و غیر متعهد به یک نتیجه واحد رسیده باشند.
همزمان با توطئه جدید امریکا و صهیونیسم درجنوب لبنان و اشغال قسمت وسیعی از این سرزمین و قتل عام و غارت ملت مسلمان و بخصوص شیعیان جنوب این کشور، در این سوی خاورمیانه نیز صدام از این حرکت حداکثری استفاده را کرده و با بدست آوردن فرصت مناسب برای انجام مانورهای سیاسی، به کمک امریکا برگهای خود را یکی از دیگر رو می‌کند و سعی دارد تا از این رهگذر جمهوری اسلامی ایران را به موضعی انفعالی بکشاند. ضدام با انجام حرکتی که فکر می‌کند او را نجات خواهد داد ظاهرا بطور یکجانبه اعلام آتش بس کرده و اعلام می‌کند که ظرف چند روز کلیه نیروهایش را به مرزهای بین المللی برخواهد گرداند. در واقع امریکا سعی دارد در این مرحله از جنگ جمهوری اسلامی ایران را با اقدامات صلح طلبانه صدام زیر فشار قرار داد
و در آینده ای نزدیک از طریق شورای امنیت سازمان ملل به اقداماتی عملی بر علیه ایران دست بزند، اقداماتی که تنها هدفش جلوگیری از سقوط صدام و تثبیت حاکمیت حزب بعث در عراق می‌باشد سقوط صدام علاوه بر ضربات مهلک و سختی که بر پیکره کشورهای امپریالیستی وارد خواهد ساخت موازنه استراتژیک را نیز در منطقه خلیج فارس بنفع انقلاب اسلامی بهم خواهد زد و این چیزی است که هم شرق و هم غرب بشدت از آن در هراسند. و به همین دلیل است که می‌بینیم صدامی که تا دیروز به هر روستای اشغالی کشورمان که قدم می‌گذاشت از ساکنانش راه تهران را می‌پرسید و کسی که تا دیروز سخن از عربستان آزاد می‌زد و در رویاهای پوچ خوبش آرزوی حاکمیت کامل برشط العرب و جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی و ژاندارمی منطقه را داشت، اینکه پس از 22 ماه جنگ مداوم و خانمانسوز در اوج فلاکت و زبونی ندای صلح سر می‌دهد. ولی باید پرسید پس از وارد آوردن میلیاردها دلار خسارات مادی و معنوی بر دولت مظلوم عراق و ایران اینک کدامین صلح؟ و صلح با چه شرایطی؟
راستی به چه دلیل یکباره تمامی شرق و غرب متحد شده و حال که پیروزی قریب الوقوع نیروی اراده مستحکم امت مسلمانمان به رهبری روح خدا، خمینی بزرگ در شرف تکوین است همه ندای صلح سر می‌دهند؟ به چه دلیل شاه حسین اردنی سراسیمه قطعنامه ای را به کمک آمریکا و نیروهای مرتجع عربی شکل گرفته است به شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌دهد و تقاضای تشکیل اجلاس فوری سازمان امنیت را برای رسیدگی به جنگ ایران و عراق می‌کند. و بلافاصله نیز به درخواست او جواب مثبت داده می‌شود و شورای امنیتی که سوابقض را بارها در طول جنگهای خونین اسرائیل غاصب با ملتهای مسلمان منطقه و دیگر نقاط دنیا دیده ایم، قطعنامه ای را که از پیش به تصویب می‌رساند. و از ایران می‌خواهد که از حدود مرزهای بین المللی ای که در حدود 2 سال است که از سوی نوکر سرسپرده همین جهانخواران مورد تجاوز و بی احترامی قرار گرفته، عبور نکرده و تن به صلح و سازش دهد.
به این ترتیب شرق و غرب با دادن رای اعتماد به صدام هراس و واهمه شدید خود را از سقوط وی ابراز می‌دارند. واقعیت امر اینست که این جهانخواران نه وقعی به صلح می‌نهد که خود همیشه آتش افزوان واقعی جنگهای خانمانسوز بر علیه ملتهای مستضعف و در بند دنیا بوده اند و نه احترامی برای مرزهای بین المللی قائلند که اینکه اینچنین برای ما تعیین تکلیف کرده و و گهگاه نیز با تهدیدهای پوج و تو خالی به خیال خود می‌خواهند ما را وادار به اجرای مفاد این قطعنامه کنند. بلکه باید گفت تنها چیزی که به این شکل آنها را به وحشت و دست و پازدن انداخته است، تنها و تنها ترس از صدور انقلاب اسلامی ایران به منطقه و از آنجا به سر تا سر جهان در بند امروز است. دنیا می‌داند که با سقوط صدام خود بخود بترتیب و یکی از دیگری کشورهای مرتجع منطقه خاورمیانه با بینشی الهام گرفته از انقلاب اسلامی متحول خواهند شد و در نتیجه بساط پرزرق و برق جهانخواران را برای همیشه از سرزمین های اسلامی برخواهند چید. امروز مثل روز روشن است که پس از صدام نوبت به شاه حسینی اردنی خواهد رسید و پس از او نیز بترتیب رژیم های مصر و عربستان سعودی به دیدر هم کیشان خود خواهند پیوست. و سرانجام هم نوبت به رژیم اشغالگر قدس خواهد رسید که برای همیشه از صحنه جغرافیای جهان و خاورمیانه حذف گردد.
به همین دلیل است که ما هرگز صلحی را که مفاد آن توسط جهانخواران به تصویب رسیده باشد نخواهیم پذیرفت، چرا که پذیرفتن این چنین صلحی یعنی پذیرفتن نابودی تمامی شرف و حیثیت و موجودیت انقلاب و امت اسلامی و یعنی نابودی همه ارزشهایی که در راه آنها هزاران شهید نثار کرده ایم و در عوض پذیرفتن سلطه جابرانه ابرقدرتهای شرق و غرب و تحکیم مواضع غاصبانه آنها بر سرملتهای مسلمان منطقه اگر بپذیریم که یکی از بزرگترین اهداف جمهوری اسلامی ایران صدور انقلاب اسلامی است، براحتی نیز خواهیم پذیرفت که همین یک دلیل به تنهائی برای ورود ما به خاک عراق و سرنگونی صدام اولین مانع در جهت رسیدن ما به قدس و مبارزه ای تمام عیار با صهونیسم غاصب خواهد بود. و بزرگترین هدف آمریکا و صهیونیسم نیز این است که از صدام بعنوان عاملی ترمز کننده در جلوی حرکت سرعت افزای انقلاب اسلامی استفاده کرد و از این طریق چند صباحی دیگر بر منطقه حکمرانی کنند.
سخن را بیشتر بشکافیم. دیدیم که چگونه امپریالیسم شرق و غرب در هراس از نفوذ انقلاب اسلامی به کشورهای منطقه به تکاپو افتاد و سعی می‌کنند به هر شکلی که شده ما را وادار به قبول صلحی تحمیلی کنند. و از سوی دیگر نیز گفتیم که با توجه به اینکه یکی از بزرگترین اهداف انقلاب اسلامی صدور آن است همین کافی
خواهد بود که ما را به ادامه جنگ در خاک عراق تا سرنگونی رژیم بعث بغداد وادار اما مسلما این عمل ما دلایل متعدد دیگری نیز خواهد داشت که در ذیل پیرامون هر یک به بحث خواهیم پرداخت. یکی دیگر از مهمترین دلایلی که ما را وامی دارد تا نیروهایمان را به سوی شهرهای عراق عراق روانه سازیم. ادامه وحشیگریها و قتل و غارتهای است که هم اکنون نیز از سوی عمال رژیم بعثی در نقاط مختلف کشورمان مشاهده می‌کنیم. صدام تکریتی در حالی که با یکدست ندای صلح سرمی دهد با دست دیگر به بمباران وحشیانه مردم مسلمان مناطق مرزی ایران دست می‌زند. و در همان حالی که اعلام می‌کند نیروهایش را تا مرزهای بین المللی عقب خواهد کشید هر روز و هر شب با تو پخانه سنگین خود شهرهای آبادان و خرمشهر را مورد حملات وحشیانه خود قرار می‌هد آیا کسی که در جستجوی صلح است اینچنین بر آتش معرکه خواهد افزود؟ و آیا کسی که در انظتار صلح است هنگام عقب نشینی وحشیانه شهرها و مناطق مسکونی را با خاک یکسان می‌کند؟ و باز آیا کسی که خواهان صلح است در آخرین لحظات عقب نشینی خود دکلهای نفتی را خواهد دزدید و چاههای نفت را به آتش خواهد کشید؟ و آیا کسی که در حال عقب نشینی از مناطق اشغالی برای بدست آوردن صلح است در پشت سر خود صدها هزار مین خواهد کاشت؟ البته که هرگز.
در این میان بعضی گفتند که رژیم صهیونیستی بغداد قصد دارد که با بمبارانها و دزدیدن دکلهای نفتی و تخریب مناطق مسکونی و به خاک و خونش کشیدن ملت مسلمان ایران، ما را برای ورود به خاک عراق چری تر ساخته و سپس در داخل خاک اینکشور برای ما دامهای فراوانی را تعبیه سازد. و یا اینکه همزمان با ورود ما به خاک این کشور بوقهای تبلیغاتی امپریالیستها و صهیونیستها به صدا در آید و بر این نکته انگشت گذارند که آری اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد و آن مناطق را به اشغال خود در آورد و از این سوی نیز ایران به خاک عراق حمله برده و مناطقی از این کشور را به اشغال خود در آورده است. و این در حالی است که هر دو کشور لبنان و عراق عربند و بعد با استفاده از احساسات ناسیونالیستی اعراب اینچنین در اذهان جا می‌ دهند که پس اسرائیل و ایران هردو مثل همند و هردو متجاوز. اما واقعیت امر اینست که هیچ یک از اینها اگر وجود هم داشته باشند مسئله اصلی و جوابی مناسب برای وحشیگیری‌های صدام نخواهند بود و حتی اگر که فرض هم کنیم اینچنین مسائلی وجود داشته باشد، آثا مگر تا قبل از این در ایران خودمان به موانع و اشکالات کمی روبرو بوده‌‌ایم. و آیا مگر به سادگی تمامی این مناطقه اشغالی را از دست مزدوران بعثی رها ساخته‌ایم که اینک ترس از دام‌های آن طرف مرزهای بین‌المللی داشته باشیم.
مرزهایی که در حدود 2 سال است مورد تجاوز قرار گرفته و هیچگونه اهمیتی نیز به آنها داده نمی‌شد تا بحال ما هرچه کرده‌ایم با یاری خداوند بوده است و از این پس نیز با توکل بر او در راهش قدم خواهیم گذارد و مطمئن هم هستیم که پیروز خواهیم بود و در این طرف قضیه آیا تا بحال بوقهای تبلیغاتی شرق و غرب برای ما سینه‌ای چاک کرده‌اند که اینک از توطئه آنها به خود واهمه‌ای راه دهیم. آیا در طول تاریخ انقلاب اسلامی حتی یک نمونه وجود دارد که یکی از خبرگزاری‌های امپریالیستی برای یکبار هم که شده به طرفداری از انقلاب اسلامی سخنی گفته باشد؟ بهرحال ما چه به جنگ ادامه بدهیم و چه ادامه ندهیم جهت و سوی حرکت خبرگزاری‌های جهانخواران شرق و غرب همواره بر علیه جمهوری اسلامی خواهد بود. مگر اینکه ما با قدرت کامل در برابر آنها قرار گیریم و چون همیشه با عملکردهای صحیح خویش توطئه‌هایشان را نقش برآب سازیم. ما باید بدون هیچ واهمه‌ای از توطئه‌های دشمن به حرکت خود در جهت انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) ادادمه داده و ببینیم که کدامین راه ما را به نتیجه مطلوبتر خواهد رساند. باید ببینیم که کدام عمل برای ما ضرر بیشتری خواهد داشت،‌ رفتنشان به خاک عراق و با نرفتنمان و ماندن در پشت مرزهای باصطلاح بین‌المللی.
آیا کدام عقل سلیم می‌پذیرد که ما صدام دیوانه را در حالی که هر روز به بمباران‌های وحشیانه خود بر علیه ملت مظلوم ما ادامه می‌دهد و دکلهای نفتی را می‌دزدد و شهرها را تخریب کرده و مزارع را آتش می‌زند و شهرهای مرزی ما را به توپ و موشک می‌بندد، درحالی که آخرین لحظات عمرش بسر می‌برد و هیچ راهی جز فرار و یا خودکشی ندارد رها کنیم و برویم. واقعیت اینست که صدام با این وحشیگریها در واقع می‌خواهد ما را از ادامه جنگ و وارد شدن به خاک عراق بترساند و نه اینکه ما را جری‌تر کرده و بعد در آنطرف مرزها در صدد توطئه‌ بر علیه‌مان بشد. اما مسلم است ملتی را که بهترین جوانانش را در راه خدا می‌دهد هرگز با بمباران پیرمردها و پیرزنهایش نمی‌تواند بترساند. هم اکنون رژیم پوسیده عراق آنچنان رو به نابودی و زوال کشیده شده است که نه تنها توان رزم ندارد بلکه از هر حادثه و رخداد جدیدی نیز می‌ترسد و مطمئنا چنین رژیمی در آخرین لحظات عمر خود هرگز تن به چنین ریسک سرنوشت‌سازی نخواهد داد که در واپشین لحظات قرار بخواهد ایران را جریحه‌دار کرده و به تعقیب خود وادار سازد.
از سوی دیگر پس از آزادی خرمشهر شرق و غرب تلاش وسیعی را در تسلیح مجدد ارتش عراق شروع کرده‌اند و بعید نیست که اگر عراق احساس کند دارای آن قدرت می‌باشد که علیه ایران دست به اقدامات نظامی بزند با توسل به این بهانه که در مقابل تمام تلاش‌های صلح‌طلبانه ما ایران از اصرار خود بر ادامه جنگ دست نکشید بار دیگر به مرزهای ایران حمله کند و حتی سعی کند که قسمت‌هایی از مواضع اشغالی خود را باز پس بگیرد.
در واقع امروز دشمن بعثی به بهانه صلح‌طلبی نیروهایش را از مناطق آسیب‌پذیر اشغالی استراتژیک بهتری مستقر می‌سازد تا در آینده‌ای نه چندان دور با تجدید سازمان بهتر و با استناد به همان بهانه‌های قبلی بار دیگر حمله دیگری را بر علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کند. اکنون جنگ به مرحله‌ای کشیده شده است که بدون هیچ تردیدی زیانهای استقرار ما در مرزها بین‌المللی و اکتفا به شکست کنونی عراق به مراتب شدیدتر و خطرناکتر از زیان‌هایی خواهد بود که در رفتن به چنین سازشی دهیم در آینده‌ای بسیار نزدیک مجبور خواهیم شد که ضربات مهلک و سختی را بر پیکره جمهوری اسلامی ایران متحمل شویم. صدام تکریتی در اوج فلاکت و زبونی خود و در اوج شکست خود در بیانیه‌ای که چندی پیش خوانده بود خوزستان را عربستان و خرمشهر و سوسنگر را بترتیب المحره و الخفاجیه نامیده بود مطمئنا فرصت دادن به چنین عنصر خطرناکی دور از عقل سلیم خواهد بود اگر چه که مثلا شورای امنیت‌بندی را تصویب کند و در آن از ضرورت رسیدگی به خسارات طرفین بحثی به میان آورد و با اینکه بند دیگری تصویب کند که بر ضرورت تعیین متجاوز تکیه کرده باشد.
اما کیست که نداند اینها هرگز آن چیزی نخواهد بود که ما می‌خواهیم. و در نتیجه بهیچ وجه نمی‌توانیم آن را بپذیریم. درست در همان لحظه‌ای که دشمن در موضع ضعف و زبونی قرار گرفته است لحظار حمله ما و یکسره کردن کار دشمن فرا می‌رسد و در غیر اینصورت فرصتی بسیار گرانبها را از دست خواهیم داد و مسلما پشیمان نیز خواهیم شد و در‌ آینده‌ای نه چندان دور دوباره صدام را قویتر و مسلح‌تر و پولدارتر و وحشی‌تر در برابر خود خواهیم دید و مسلم در آنروز همین ملت ما را نخواهند بخشد و دنیا بر ما خواهد خندید و سپس نیز درتاریخ ‌هایشان خواهند نوشت و ساده‌اندیش بود. ما باید آنچنان عمل کنیم که دشمنان را وادار سازی تا به حقوق حقه ملت ما اعتراف کرده و آنها بپذیرند و شد من فقط زمانی به حقوق حقه ما احترام خواهد گذاشت که ما را در اوج قدرت و پیروزی مشاهده کند. و به همین دلیل است که ما هیچ راهی جز ادامه جنگ تا سرنگونی صدام نخواهیم داشت. انقلاب اسلامی بنا بر ماهیت وجودیش نمی‌تواند مورد تهاجم آمریکا و ارتجاع منطقه و دیگر قدرتهای جهانخوار دنیا قرار نگیرد و کاملا اشتباه خواهد بود. اگر که تصور کنیم ترک مخاصمه ما با صدام باعث دست برداشتن امریکا از ایران خواهد شد. اگر ما امروز حرکت نکنیم و پوزه صدام را در داخل خاک عراق بر زمین نکشیم فردا بار دیگر دشمن در میهن اسلامی با ما خواهد جنگید. عراق سعی دارد سرنوشت جنوب لبنان را بر ایران نیز وارد سازد و به همین دلیل نیز هیچگاه نباید خطر تجدیدقوا و حمله مجدد عراق را تمام شده پنداریم. رژیمی که تا خرخره در گنداب نوکری و وام‌گیری و منت‌کشی همه قدرت‌های طاغوتی جهان فرو رفته است و از هر رژیم متجاوز و خونخواری زنجیری برگردان دارد هرگز نمی‌تواند بدون توطئه و هجوم و ضربه‌زدن‌های غافلگیرانه حیات خودش را تضمین کند و به همین دلیل است که حضور رژیم صدام در کنار جمهوری اسلامی به مانند بمبی ساعتی می‌ماند که اختیارش در دست ابرقدرت‌هاست و هر لحظه امکان منفجر شدنش می‌رود و باز به همین دلیل است که ورود ما به خاک عراق علاوه بر اینکه بدون اشکال خواهد بود، بلکه بسیار ضروری نیز می‌باشد و بالاتر از این باید گفت که اولین قدم در حفظ‌ بقای انقلاب اسلامی در تداوم مبارزه پیگیر با رژیم بعثی عراق تا سرنگونی این رژیم و برقراری جمهوری اسلامی در این کشور خواهد بود.
از جمله دلایل دیگری که ما را وا می‌دارد تا وارد خاک عراق شویم گرفتن حق مسلمانان ایران و آزادی ملت در بند عراق است. ما با هدف‌هائی کاملا اسلامی و انسانی وارد سرزمین عراق خواهیم شد و می‌رویم تا به ندای دادخواهی ملت مظلوم این کشور در برابر سفاکترین رژیم‌های تاریخ و خفقان‌آورترین دلوت‌های منطقه جواب مثبت دهیم. امروز ملت عراق خانه به خانه منتظر ما هستند. ملت در بند عراق در زیر چکمه‌های جلادی دست و پا زده‌اند که روی همه جباران تاریخ را سفید کرده است و از خردسالترین بچه‌ها تا پیرترین افراد را کشته است. با ورود ما به خاک عراق و سرنگونی رژیم بعثی ملت مسلمان این کشور حالت پرنده‌ای را خواهند یافت که از قفس تنگ و تاریک خود پس از سالیانی دراز نجات یافته و به فضای آزاد و طبیعت باز می‌گردد هم اکنون هزاران عراقی آواره در ایران و سوریه و دیگر نقاط منطقه بسر می‌برند و مسلم است که همه اینها باید روزی به کاشانه خود باز گردند. و ما وظیفه داریم که در این راه به کمک آنان بشتابیم.
ملت مسلمان عراق مکررا و در هر فرصتی که بدست آورده‌اند از ما تقاضای کمک کرده و چشم امید به قدم‌های پرتوان و ظلم شکن رزمندگان ما دوخته‌اند. اینک بهترین فرصت برای رهایی مسلمانان عراق از زیربار خونخوارترین رژیم‌های منطقه بدست آمده و در صورتی که ما رژیم صدام را به نابودی نکشانیم در واقع این فرصت را از دست برادران و خواهران مسلمان خود گرفته و با دست خویش حاکمیت رژیم بعثی را برای همیشه بر سر‌ آنها تثبیت کرده‌ایم. از این پس هرچه صدای طبل شکست صدام افزایش پیدا می‌کند و رسوایی او فزونی می‌یابد آنچه که تا دیروز به اشکال مختلف یاس و دلمردگی و خستگی و داغدیدگی و اندوه شهید متجلی می‌شد به حالاتی نظیر خشم و کینه و برانگیختگی نسبت به عوامل بوجود آورنده این جنگ و این هلاکت‌ها و تباهی‌ها و آدمکشی‌ها و خواری‌ها یعنی حکمت غاصب عراق تبدیل خواهد شد. و این حس عمومی است که مزورانه برخی از سران حکومت و حزب بعث را همانند اعمال شاه معدوم در آخرین روزهای حکومتش، بعنوان عوامل نارسائی‌ها و اشتباهات گذشته بادشات و از کار برکنار می‌کند. اما همه این کارها بیهوده خواهد بود و اکنون زمان آن را رسیده است که حزب بعث و صدام تکریتی نیز به زباله‌دانی تاریخ سپرده گردند. در خاتمه لازم به این تذکر است که ما باید بدنیا حالی کنیم که به هیچ وجه طمعی به خاک عراق نداریم.
ما در عین اینکه به وحدت اسلامی معتقدیم به آراء ملت‌ها در انتخاب سرنوشتشان نیز اعتقاد داریم. ما باید به دنیا بفهمانیم که چه کسانی هستیم و سخنمان چیست و به چه منظور وارد عراق شده‌ایم. ما وارد عراق می‌شویم چرا که نمی‌توانیم در مرزهای بین‌المللی متوقف شویم و شاهد و ناظر آتش توپخانه دشمن بر سر و روی ملتمان باشیم. ما وارد خاک عرا قخواهیم شد چرا که نمی توانیم یکجا بایستیم و شاهد تجدید سازمان دوباره ارتش دشمن بعثی باشیم. آیا بنظر شما ملت ما این اجازه را به ما خواهد داد که از حقوق حقه خود بگذریم و اینهمه خسارات خادی و معنوی را بدست فراموشی بسپاریم؟ و آیا ما می‌توانیم دست روی دست بگذاریم و منتظر توطئه‌های بعدی آمریکا و ایادیش بنشینیم؟ ما وارد خاک عراق خواهیم شد چرا که باید شهرهای مرزیمان را از خرابی هرچه بیشتر حفظ کنیم و خواهیم تا رفت تا سکنه نوار مرزی را از هجوم‌های شبانه‌روزی صدام تکریتی نجات دهیم. و گذشته از همه اینها امروز ملت مسلمان عراق بی‌تابانه انتظار می‌کشند و آیا ما می‌توانیم صدای مظلومانه آنها را شنیده و خود را به ناشنوایی بزنیم؟‌و آیا جهان آزاد این را از ما قبول خواهد کرد؟ امروز ملت عراق خانه به خانه منتظر ما هستند و ما خواهیم رفت تا جنایتکاران فراری حزب بعث را در پیشگاه ملت زجردیده عراق محاکمه کنیم و مخارج و خسارت جنگ را از آنان بگیریم و پس از دهها و صدها دلیل دیگر باز از همه مهمتر ما خواهیم رفت تا راه قدس را باز کنیم و خواهیم رفت تا با رسیدن به کربلا اولین قدم‌ها را در جهت نابودی صهیونیسم در منطقه بر داریم.
انشاءالله
ویژه نامه فارس در هفته دفاع مقدس - 1387