سیدمحمود حسینی
متاسفانه با تحولات انجام شده در کشور، جامعه دچار یکسری از اقدامات و برنامه های غیر عملی و دیدگاه ها و نقطه نظرات غیر کارشناسی شده است. از یک طرف دولت بر مبنای مفروضات بعضا غیر واقعی در صدد آن است که اولا برنامه توسعه کشور را با رشد شتابان طراحی و اجرا کند و سرعت انجام فعالیت ها را به طور سرسام آوری افزایش دهد و معتقد است که توان اجرایی و ظرفیت عملیاتی کشور بسیار بالا تر از وضعیت مورد استفاده در گذشته است و از سوی دیگر بر این باور است که ساختارها و نهادهای موجود و مدیران و بدنه کارشناسی فعلی با اهداف و ارزش های انقلاب اسلامی سازگاری چندانی ندارند و در سال های اخیر در جهت لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی سوق داده شدهاند.
روشن است که در این صورت نیاز به تغییرات بنیادی و تحولات ساختاری از ضرورت های لاینفک برنامه های دولت محسوب شده و اقداماتی مانند تحول در ساختار سازمان مدیریت به عنوان مرکز اصلی برنامه ریزی و نظارت در راس کارهای دولت قرار بگیرد.
اما سوال اصلی این است که تحول و تغییر انجام شده با چه پشتوانه علمی و کارشناسی همراه است؟
آیا حرکت های انقلابی حتی با انگیزه های سالم اگر با تدبیر و درایت همراه نباشد منجر به آنارشیسم و هرج و مرج نخواهد شد؟ و در این صورت آیا این رفتار انقلابی بر ضد اهداف انقلابیون عمل نخواهد کرد و فساد ناشی از به هم خوردن تعادل در سیستم باعث به هدر رفتن کوشش ها و کارآیی ها نخواهد شد. بنابراین ابتدا ضرورت دارد که رویکرد انتخاب شده برای تحول در یک سیستم به روش علمی مطرح و تدوین گردد و سپس اقدام به پیاده کردن آن نمود. برای روشن تر شدن موضوع به چند اصل در تغییرات بنیادی از نظر اصول مدیریت اشاره میکنم.
1- در تغییرات بنیادی باید افراد کلیدی در بدنه سیستم به ویژه در سطوح میانی مشارکت جدی داشته و در این حوزه مسئولیتپذیر باشند.
2- فضای باز مشارکتی از ضروریات تغییرات انقلابی است، تحول گرایی بنیادی باید به صورت دموکراتیک پیگیری شود تا در عمل با مقاومت روبه رو نگردد.
3- باید دیدگاه ها و نقطه نظرات جدیدی مطرح و در یک تعامل پویا ایده مورد نظر حاصل گردد وگرنه تنها اصلاح اشتباه گذشته و یا بهینه کردن فعالیت های جاری مورد توجه قرار خواهد گرفت.
4- ارزش ها و ماموریت جدید سازمان باید روشن باشد تا کوشش ها و انرژی ها در آن جهت متمرکز و هماهنگ گردد.
5- طرح های انقلابی در اجرا با مسائل زیادی روبه رو میش وند تا در تجزیه و تحلیل یا تدوین طرح و لذا باید بستر لازم را برای اجرای آنها فراهم کرد که در این صورت تغییرات همزمان عوامل مختلف در درون سیستم بسیار ضروری است که این امر کاری سخت و نیازمند کوشش های وسیعی است.
6- دانش مدیریت به این نتیجه رسیده است که تغییرات در ساختارها در وهله اول تابع تغییر در استراتژی ها است. بنابراین باید مشخص گردد که چه تغییری در استراتژی ها رخ داده است و سپس بر مبنای این تغییرات به اصلاح ساختار پرداخت.