تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۲۴۸۵۰

حسام‌الدین برومند
«خطر اول تهدید کننده امنیت منطقه کیست؟ و اساساً کدام کشور تهدیدی استراتژیک برای منطقه محسوب می شود؟» سالهاست غرب به سرکردگی ایالات متحده و در راستای منافع در هم تنیده و گره خورده ای که با رژیم صهیونیستی دارد سعی کرده است در میدان سیاست و جزر و مد معادلات منطقه ای، الگوی ذهنی دولت ها و ملت های منطقه را از تمرکز بر روی رژیم جعلی و نامشروع صهیونیستی منحرف کرده و به سمت ایران اسلامی سوق دهد.
بنابراین این حرکت طی 8 سال اخیر و با افزایش چشمگیر اقتدار ایران اسلامی، شتاب بیشتری گرفته است و رژیم صهیونیستی و حامیانش با لطایف الحیل و تاکتیک های به اصطلاح پیچیده و تو در تو همه توان و پتانسیل خود را در همین راستا به کار بسته اند با این امید که نوک پیکان تهدیدات منطقه ای را به طرف جمهوری اسلامی ایران تغییر دهند و از این طریق ضمن عادی سازی روند سازش اعراب و اسرائیل، زیاده خواهی ها و افزون طلبی های تمام نشدنی خود را دنبال نمایند و از سوی دیگر با فعال کردن منطقه علیه ایران اسلامی، این دشمن پا به کار آمریکا و اسرائیل را از صحنه معادلات منطقه ای خارج سازند.
اینجاست که پروژه «ایران هراسی» در دستور کار چند کشور غربی با همراهی رژیم جعلی صهیونیستی قرار می گیرد، اما اکنون باید دید با توجه به اینکه فصل جدیدی در عرصه دیپلماسی منطقه ای رقم خورده است این پروژه قابلیت اجرایی و عملیاتی شدن دارد یا آنگونه که از هم اکنون می توان حدس زد، در مرحله جنینی سقط خواهد شد.
1- آمریکا و متحدانش با بزرگ نمایی برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران و دروغگویی درباره اهداف آن به کرات و بطور مستمر بر طبل این توهم کوبیده که ایران با دستیابی به فناوری هسته ای درصدد تهیه سلاح اتمی است تا به سرعت منطقه را تحت سیطره و اشغال خود درآورد. این در حالی است که بارها آژانس بین المللی انرژی اتمی بر نبود انحراف در برنامه هسته ای ایران تأکید کرده است و هم محمدالبرادعی دبیر کل این سازمان که بزودی جای خودش را به دبیر کل جدید می دهد و هم یوکیا آمانو به صراحت بیان داشته اند که هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه ایران در راستای تسلیحات هسته ای گام برداشته باشد وجود ندارد.
2- از طرف دیگر دو دلیلی که پروژه ایران هراسی را سبب شده است یعنی عادی سازی روند سازش اعراب با اسرائیل و فعال کردن و شوراندن منطقه علیه جمهوری اسلامی ایران، تاکنون نتوانسته اند لباس عینیت بر تن کنند، چرا که اولا هرگونه منفذی در روند صلح خاورمیانه مسدود گردیده است. دو جنگ 2006 و 2008 میان صهیونیست ها با حزب الله در لبنان و حماس در غزه نشان داد که خوی سبعانه و وحشیانه صهیونیست ها تنها به دنبال کشتار و جنگ و خونریزی است و هیچ اعتقادی به مقوله صلح واقعی و حقیقی ندارند و ایده گستاخانه و زیادت خواهانه «از نیل تا فرات» در مخیله آنها باقی است. و در این میان به پیش کشیدن طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه از سوی آمریکایی ها نیز در راستای تامین منافع صهیونیست ها و وجه المصالحه قرار دادن حقوق فلسطینی های مظلوم است. بنابراین برخلاف تبلیغات رسانه های غربی و مانور بر روی طرح صلح اوباما که قرار بود در اجلاس سازمان ملل در نیویورک به طور جدی به آن پرداخته شود این ایده مسکوت ماند و هیچ اتفاقی نیفتاد و کماکان شهرک سازی های بی رویه و نامشروع این رژیم تداوم دارد و حتی طی یکی، دو هفته گذشته گستاخانه و بی شرمانه مسجد الاقصی را نیز گلوله باران کرده اند.
و ناگفته پیداست که با این وضعیت صلح خاورمیانه و عادی سازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی ممتنع الوجود است و تنها راه باقی مانده همان نظر مبارک حضرت امام«ره» و سیاست اعلام شده جمهوری اسلامی مبنی بر محو رژیم صهیونیستی از جغرافیای سیاسی منطقه است.
ثانیاً آمریکایی ها و صهیونیست ها در فعال کردن منطقه علیه جمهوری اسلامی ناکام مانده اند و هرچند قصد داشتند از برنامه هسته ای ایران به عنوان اهرمی در این زمینه بهره ببرند اما عملاً اتفاقی که اکنون رخ داده است حکایت از واقعیت دیگری دارد.
رجزخوانی های آمریکا و یکی، دو کشور غربی مبنی بر توقف غنی سازی ایران، یا ایده به اصطلاح تعدیل شده توقف در برابر توقف! و تاکید بر اینکه مذاکره با ایران تنها با پیش شرط تعلیق خواهد بود همگی فروکش کرده است و همگان دیدند که در اول اکتبر در مذاکرات ژنو این ایران بود که با قوت و به شایستگی تمام از حق خود دفاع کرد بلکه محور گفت وگوها و مذاکرات را به سوی ریشه ها و علت های اصلی سوق داد به طوری که مقامات برجسته آمریکایی و رسانه های غربی به پیروزی ایران اعتراف کردند.
مذاکرات ژنو بهانه و دستمایه اصلی آمریکا و دو، سه کشور غربی را که همواره از برنامه صلح آمیز هسته ای ایران به عنوان تهدیدی برای منطقه یاد می کردند، سوزاند و بدین ترتیب افکارعمومی منطقه و حتی جامعه جهانی را به سوی تهدید اصلی منطقه معطوف کرد.
3- اکنون در شرایطی که کشورهای منطقه دریافته اند که عادی سازی روابط با اسرائیل معامله ای سراسر زیان بخش و بازی در هر دو سر باخت است و از سوی دیگر صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران به اثبات رسیده و ملت های منطقه ریشه اصلی تهدیدات را رژیم جعلی صهیونیستی می دانند؛ برخی از کشورهای عربی نیز با تاکید بر عدم پایبندی اسرائیل به پیمان های منع گسترش و خلع سلاح اتمی، خواستار خلع سلاح هسته ای این رژیم شده اند که صدها کلاهک هسته ای در اختیار دارد.
جالب اینجاست که حتی البرادعی دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز در سفر اخیرش به تهران اسرائیل را خطر اول در منطقه به خاطر داشتن سلاح های هسته ای دانست.
4- آنچه که با یک حساب سرانگشتی بدست می آید این است که نه تنها آمریکا و غربی ها در پیشبرد پروژه ایران هراسی و جابجایی الگوی ذهنی منطقه از رژیم صهیونیستی به سوی ایران به موفقیت دست نیافتند بلکه امروز پروژه ایران هراسی آنان نتیجه معکوسی به همراه داشته است چرا که از یک سو نگاه ها و توجه ملت ها و حتی دولت های منطقه- البته بجز منافقین امت و سران سازشکار- بیش از گذشته بر رژیم صهیونیستی متمرکز شده است و خلع سلاح هسته ای این رژیم به خواسته اصلی ملت ها و افکار عمومی با ضرب آهنگی شدیدتر تبدیل گشته است و از سوی دیگر علاوه بر افزایش متحدان منطقه ای ایران بر عیار محبوبیت و توانمندی استراتژیک ایران اسلامی نیز افزوده شده است.