تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۱۴۰
دکتر حسن بهشتی‌پور مقدمه: پس از اعلام تعلیق اجرای طرح سپر دفاع موشکی در لهستان و جمهوری چک در شرق اروپا از سوی اوباما رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا، بار دیگر روابط روسیه و آمریکا وارد بحث جدیدی شد. سؤال اصلی در این مرحله آن است که آیا آمریکا طرح سپر دفاع موشکی خود را که بخشی از استراتژی امنیت بین‌المللی این کشور در آغاز قرن 21 میلادی بوده است برای همیشه کنار گذارده است؟ یا آنکه این اقدام مانور تاکتیکی برای همسوسازی روسیه در قضیه پرونده هسته‌ای ایران بوده است؟ البته در این زمینه سؤالات اساسی‌تری نیز مطرح است که در این مقال فرصتی برای مطرح کردن همه آنها نیست.

پیشینه بحث
از بهمن‌ماه 1385 با سخنرانی تاریخی پوتین در اجلاس بین‌المللی امنیت جهانی در مونیخ آلمان، اختلاف‌نظر بین بوش و پوتین بالا گرفت و به تبع آن، ادبیات نسبتاً دوستانه دوطرف به مطرح کردن انتقادات صریح و بی‌پرده از یکدیگر تبدیل شد. از همین زمان بار دیگر مباحث نظری درباره احیای جنگ سرد در محافل سیاسی رسانه‌ای و دانشگاهی مطرح شد و این سؤال مهم را در برابر صاحبنظران قرار داد که آیا جهان شاهد احیای جنگ سرد جدیدی با ابعاد خطرناک در سال‌های آتی خواهد بود؟
روسیه به دلیل بهبود شرایط اقتصادی و امنیت داخلی خود از سال 86 توانست فضای جدیدی را در مناسبات خود با آمریکا از لحاظ سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی تجربه کند. تقریباً از اوایل سال روسیه قادر به مانور سیاسی با آمریکا شد به همین جهت توجه خود را از یک طرف به شرق معطوف کرد و در همین راستا با چینی‌ها در چارچوب تقویت هر چه بیشتر سازمان شانگهای پیش‌رفت و با هندی‌ها هم از لحاظ نظامی و اقتصادی مناسبات گسترده و نزدیک‌تری را ایجاد کرد به طوری که اگر اختلاف‌های موجود میان چین و هند حل می‌شد همکاری استراتژیک سه‌جانبه‌ای بین مسکو، پکن و دهلی شکل می‌گرفت.
علاوه بر این روسیه با نزدیک شدن به آلمان و فرانسه همکاری جدیدی را با اروپا در چارچوب اتحادیه اروپا منهای انگلیس آغاز کرد، اما در این مسیر هم به دلیل سنگ‌اندازی و کارشکنی آمریکا و هم به دلیل بدگمانی بعضی از اعضای جدید اتحادیه اروپا به خاطر جنگ در اوستیای جنوبی، موفقیت قابل قبولی به دست نیاورد. پیشروی آمریکا به سمت حوزه‌های سنتی نفوذ روسیه در اروپای شرقی و قفقاز بدون توجه به نگرانی مسکو و در همان حال با به کارگیری اهرم‌های فشار، مانند اجرای طرح سپر دفاع موشکی در لهستان و چک، روسیه را به واکنش همه‌جانبه در برابر سیاست یکجانبه‌گرایی آمریکا وادار ساخت. در واقع مناسبات واشنگتن و مسکو از سال 1385 در سطح بین‌المللی وارد دوران جدیدی شد که از آن می‌توان به «دوران پس از صلح سرد» یاد کرد اما با ابعاد و مشخصات تازه‌ای که در سطح منطقه‌ای و دوجانبه قابل تفسیر و تبیین است.
ارزیابى مناسبات آمریکا و روسیه درسطح بین‌المللى
با روی کار آمدن اوباما درکاخ سفید ازاول بهمن ماه 1387 پس از گذشت دو سال از اجلاس مونیخ فضای جدید ی برمناسبات دو کشور برقرار شد. چراکه دولت اوباما تقریباً محافظه کاری های گذشته را به کنار نهاد و با استراتژی تغییر درروابط دو طرف در تیرماه 1388 به مسکوسفر کرد. در این دوران ظاهرا آمریکا سرکوب چچنى ها را در روسیه نادیده مى گیرد و روسیه متقابلا به جریان مقابله آمریکایی ها در افغانستان با طالبان کمک می کند. آمریکا سیاست پی گیری عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو و طرح استقرار سپر دفاع موشکی را موقتا کنار گذاشته تا با ایجاد تغییرات برنامه ریزى شده روسیه را به همکاری بیشتر با آمریکا در باره ایران و افغانستان ترغیب کند. روسیه نیز متقابلاً با ایجاد تحرکات جدید دردیپلماسى خود ازطریق گسترش روابط با کشورهاى عربى طرفدار غرب و کشورهاى منتقد جدى ایالات متحده در آمریکاى لاتین تلاش می کند وارد حوزه هاى سنتى نفوذ آمریکا شود. این حرکت جدید علاوه برآنکه نفوذ سیاسى روسیه را افزایش مى دهد بازارخوبى را براى فروش تسلیحات روسیه فراهم کرده است.
شاید بتوان گفت نقطه اوج رودررویى آمریکا و روسیه درسالهای اخیردر قضیه استقرار سیستم موسوم به سپر دفاع موشکى درکشورهاى چک ولهستان بود. مسکو دربرابرخبرتوقف اجرای این طرح ازسوی رئیس جمهوری آمریکا موضع گیری متفاوتی از خود نشان دادند . مدودوف ازاین خبر استقبال کرد در حالی که نظامیان روسیه با ابراز تردید در باره نیت آمریکا گفتند این اقدام حرکتی در جهت فریب روسیه برای آنکه بتوانند ازعامل زمان برای خود بهره بگیرد ، امتیازی به روس ها تلقی نمی شود. اما از لحاظ رسمی روسیه رسما اعلام کرد متقابلا استقرار موشکهاى راهبردى خود را درکالین گراد واقع درغرب روسیهو نزدیکی مرز لهستان را متوقف می کند.
براساس آنچه که گفته شد مناسبات روسیه و آمریکا درسطح بین المللی ازوضعیت جنگ سرد جدید به سمت "صلح سرد " درحال حرکت است، صلحی که نه جنگ تبلیغاتی رسانه ای دارد و نه تعامل دوران دوستی ها گذشته دردوران یلتسین را درپی خواهد داشت . اما از آنجا که جنگ آینده بر سر اداره جهان و تقسیم منافع و شکل دادن به حوزه های قدرت درعرصه جهانی است نمی توان گفت مشکلات دوطرف کاملا حل شده است .
مناسبات واشنگتن و مسکو در سطح دوجانبه
على رغم لفاظى هایى که بین روسیه وآمریکا درمناسبتهاى مختلف در دوران اوباما مطرح شده است. روابط دو کشوردرسطح دوجانبه هنوزبا چالش جدى روبه رو است. پذیرایى مدودوف ازاوباما در اقامتگاه خانوادگى اش در مسکو و همچنین دیدار گرم دو طرف در حاشیه اجلاس گروه بیست در پیتسبورگ Pittsburgh آمریکا ، به عنوان مکانى براى بررسى فرصتهاى همکارى دوجانبه وبهبود روابط ، نشان داد که دو طرف نمى خواهند اختلاف نظرهاى موجود به رودررویى بزرگ ختم شود.
به عبارت دیگر روسیه مى خواهد با آمریکا در حوزه هاى نفوذ براى بدست آوردن امکانات بیشتر تقابل داشته باشد در حالى که در دوران بوش در مناسبات دوجانبه به نوعى تقابل با کاخ سفید تن داده بود. به همین دلیل روسیه طى سالهای آتی به دنبال درگیرى و جنگ با آمریکا نخواهد بود. زیرا برخلاف دوران گذشته؛ روس ها یاد گرفته اند چگونه و در کجا با آمریکایى ها وارد معامله شوند ودر کجا و چه موقع راه تقابل را در پیش بگیرند. تا هم منافع خود را تأمین کنند وهم از رقیب خود عقب نمانند.
نقش ایران در بازی واشنگتن - مسکو
اما این سیاست درازاى پرداخت بهاى سنگینى به اجرا گذاشته شده است. ازجمله روسیه به دلیل عملکرد ضعیف خود دربرابرفشارآمریکا بویژه درقضیه انرژى هسته اى ایران، اعتبار بین المللى خود را به شدت تضعیف کرده است. در برابراین سیاست، آمریکا تا آنجایى که توانسته است ازموقعیت روسیه براى رسیدن به اهداف خود استفاده کرده است که آخرین مورد آن را در جریان تصویب چهارمین قطعنامه علیه ایران دراواخرسال 87 شاهد بودیم. روسیه برای آنکه بتواند قدرت مانورخود را دربرابرآمریکا همچنان حفظ کند، نمی تواند کارت ایران را از دست بدهد اما روسیه براى رسیدن به چنین هدفى با چه موانعى روبه رو است؟
روسیه براى آنکه بتواند مانع پیشروى نفوذ آمریکا به سمت مرزهاى غربى و جنوبى خود شود نیاز دارد اولاً به اعتماد سازى درمناسبات خود با کشورهایى نظیر ایران کمک کند زیرا روسیه در حال حاضر با دو اتهام اساسی در سیاست خارجی خود روبه‌رو است.
اول آنکه روسیه در سطح چهانی باسیاست یکجانبه گرایی آمریکا مخالفت می کند اما در سطح منطقه ای خود بدون در نظر گرفتن منافع دیگران سیاست یکجانبه گرایی را به شدت دنبال می کند . این در حالی است که به گفته کارشناسان روابط بین الملل ، اتخاذ یکجانبه گرایی در سطح جهانی و منطقه ای به یک میزان نا کارآمد و موجب بی اعتمادی و در نتیجه کاهش شدید همکاری ها بین کشورها می شود.
دوم آنکه روسیه در تعاملات خود با آمریکا آنجا که قرار است در باره منافع متحدان خود معامله کند به راحتی در برابر غرب سازش می کند اما در جایی که امنیت ملی و منافع ملی خود را در خطر ببیند مانند آنچه که در باره سپر دفاع موشکی رخ داد ، حاضر به معامله با آمریکا و غرب نیست . روشن است ادامه این سیاست که در محافل ژورنالیستی از آن معامله کردن از جیب دیگران برای منافع خود تعبیر می شود در بلند مدت روسیه را در انزوا ی خود ساخته و بدون متحد ، قرار می دهد.
"ولادیمیراسکوسیرف" و"آندره تریخوف" خبرنگاران روزنامه روسی "نیزاویسیمایا گازیتا" از تهران در مقاله ای که روز دوشنبه به چاپ رسید، می نویسند: تهران ازاظهارات رئیس جمهورفدراسیون روسیه در ارتباط باایران شگفت زده شده است که گفته بود"در برخی شرایط تحریم ها به امری ناگزیر تبدیل می شوند". این اظهارات عجیب بنظر می رسند، زیرا مدودف خبر دارد که ایران سلاح هسته ای ندارد.
جمعه هفته پیش رئیس جمهور روسیه اعلامیه ویژه ای در رابطه با سایت غنی سازی اورانیوم نزدیک قم صادر کرد مدودف در این اعلامیه گفت: "ساخت کارخانه جدید غنی سازی اورانیوم مغایر با مطالبات مکرر شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره ایران است که خواهان توقف غنی سازی اورانیوم در ایران شده بود.
تحلیلگران روسی معتقدند که واشنگتن اخبار مربوط به کارخانه محرمانه را عمداً برای دیدار 1 اکتبر نگهداشته بود که در آنجا ایرانیان باید انتخاب نهایی خود را انجام دهند. جالب این است که اوباما برای اولین بار تنها روز چهارشنبه به مدودف در رابطه با این موسسه خبر داد و اطلاعات دقیقتر را روسیه و چین روز پنجشنبه، کمی دیرتر از فرانسه و بریتانیا دریافت کردند. اعلامیه "سرگی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه در مصاحبه با Radio Free Europe/Radio Liberty که گفته بود روسیه می خواست شرکا اطلاعات درباره مسئله ایران را بمحض این که چنین چیزی پدیدار شود، با آنها تقسیم کنند نیز نشان داد که در مسکوبطورناخوشایندی شگفت زده شده اند: هم از سطح همکاری با اعضای غربی "1+5" و هم از سطح همکاری با ایران که چرا روسیه را در جریان نگذاشته است .
واقعیت آن است که روسیه اگر می خواهد از همکاری همه جانبه ایران برخوردار شود باید نشان دهد شریکی مطمئن برای ایران است نه آنکه روسیه به کشوری تبدیل شود که مستی و سرخوشی هایش را با دیگران دارد و بد مستی هایش را با ایران و سایر منقدین غرب تقسیم می کند.