تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۱۴۹
گفت‌وگو با رحمانی فضلی رئیس دیوان محاسبات کشور
مقدمه: گروه سیاست: امیر دبیری مهر: با دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی سه بار گفت‌و‌گو کرده‌ام. یک بار 12 سال پیش زمانی که او معاون پارلمانی استان‌های صدا وسیما بود و در خیابان جردن. بار دیگر سه سال پیش زمانی که قائم مقام شورای عالی امنیت ملی بود، در خیابان جام جم و بار سوم درمقام رئیس دیوان محاسبات کشور در بزرگراه کردستان. فصل مشترک برداشت من از دکتر رحمانی در این گفت‌وگوها رویکرد نظام‌مند؛ جامع‌نگر و راهبردی به مسائل کشور؛ جدیت و نظم در پیگیری وظایف محوله و کناره گیری از حواشی سیاست و مدیریت است که در این 12 سال همکاری و ارتباط در ذهنم ماندگار شده است. رحمانی فضلی 50 ساله و اهل خراسان، سابقه نمایندگی در مجلس شورای اسلامی در دورچهارم را نیز دارد. او حدود 10 سال معاون سیاسی صدا وسیما بود و مدت اندکی نیز معاون وزیر کشور در دوران صدارت مصطفی ‌پورمحمدی بود ولی گویا تقدیر چنین است که رحمانی همیشه همراه و همکار علی لاریجانی باشد. چه در سپاه و صدا وسیما و چه در قوه مقننه. او اکنون نیز عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در رشته جغرافیاست. دکترای تخصصی او در برنامه‌ریزی است. با دکتر رحمانی درباره چهار موضوع اصلی گفت‌وگو شده است؛ اول حضور و نقش نخبگان در تحولات پس از انتخابات، دوم سرانجام جریان اصلاحات، سوم آسیب‌شناسی و فرصت‌های پیش‌روی نظام و در آخر تدابیر مقام معظم رهبری در تحولات پس از انتخابات. البته در این گفت‌وگوی 80 دقیقه‌ای درباره دیوان محاسبات و شورای هماهنگی دستگاه‌های نظارتی نیز بحث‌های مفصلی صورت گرفت که به جهت تفاوت موضوعی و پرهیز از طولانی شدن مصاحبه در بخش دیگری و در روزهای آینده منتشر خواهد شد.

* بعد از انتخابات و در جریان حوادث اخیر، موضوع نخبگان و نقش آنان در آرام‌سازی فضای سیاسی کشوربه کرات مطرح شد. واقعیت این است که نخبگان در وقایع پس از انتخابات نقش پررنگی نداشتند. به یاد دارم رهبر معظم انقلاب زمانی گفته بودند که تنها وقتی وارد صحنه مدیریت کشور می‌شوند که احساس نیاز و خلأ کنند و در وقایع اخیر نیز ظاهرا این‌چنین بود. یکی از فصل‌های مشترک سخنان ایشان در ماه‌های اخیر ضرورت حضور فعال و موثر نخبگان برای شفاف سازی و آرام‌سازی کشور بود. تحلیل شما از این قضیه چیست؟ آیاعملکرد نخبگان قابل دفاع است؟ آنها چطور می‌توانند نسبت به شفاف سازی توده‌های مردم کمک کنند؟ اخبار پراکنده، مردم را به آرامش نمی‌رساند بلکه تحلیل نخبگان است که به اخبار جهت می‌دهد.
** درواقع پرسش شما در باره چرایی عدم ورود فعال نخبگان در وقایع اخیراست. ما به چند طریق می‌توانیم یک پدیده را تحلیل کنیم. یکی این است که در درون پدیده واقع و جزئی از پدیده شویم و بنا بر امیال، منافع، دلبستگی‌ها و مناسباتی که با پدیده داریم به موضوع نگاه ‌کنیم. روش دوم تحلیل این است که از پدیده و موضوع اوج بگیریم ودر مرحله بالاتر، آن پدیده را همراه با اکناف و اقمار آن و از منظر بالا ببینیم. مثلا در تحلیل انتخابات اخیر اگر از ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و امنیتی به موضوع نگاه کنیم چنین رویکردی را به‌کار گرفته‌ایم و روش سوم این است که ضمن نگاه از بالا به پدیده‌ها از این منظر به آینده نگاه کنیم و عنصر زمان را وارد تحلیل کنیم و به تعبیر رهبر معظم انقلاب بصیرت داشته باشیم.
دروقایع اخیر بسیاری اظهار نظر کردند ولی اغلب آنها فاقد بصیرت و جامعیت بود. دلایل آن هم متنوع است؛ برخی تفسیر جامعی از وقایع نداشتند، برخی نگرانی و ترس دارند که مورد اتهام جریانات سیاسی قرار گیرند در حالی که به تعبیر مقام معظم رهبری باید شجاعت داشته باشند و برخی نیز هم شجاعت دارند و هم صاحب تفسیر جامع هستند ولی نظراتشان بازتاب ندارد و رسانه‌ها نظرات آنها را منعکس نمی‌کنند. برای مثال اغلب رسانه‌ها در تحولات اخیرکشور به‌جای آنکه نگاه بالا توام با بصیرت به مسائل کشور داشته باشند، هرکدام تنها در پی کسب منافع خود بودند. در واقع این ضرب المثل معروف که «هرکسی از ظن خود شد یار من» درباره آنها مصداق عینی داشت. هرکدام از موضع منافع خود، مسائل بعد از انتخابات را بازتاب دادنددر حالی‌که رسانه‌ها به‌ویژه رسانه ملی باید منافع ملی را در نظر بگیرند.
* یعنی رسانه‌ها به‌جای نظارت از بالا به بخشی از منازعه وارد شدند؟
** بله؛ زمانی که رسانه خود را بخشی از طرفین منازعه تعریف کند نمی‌تواند عملکرد منصفانه‌ای داشته باشد. اگر رسانه‌ها خود را ارگان جناح و باند و حزبی تعریف کنند این‌گونه عملکرد اشکالی ندارد ولی از منظر مصلحت عمومی و منافع ملی این نگاه درست نیست. رسانه ملی به‌خصوص در این حوزه مسئولیت سنگینی دارد و نباید خود را با رسانه‌های حزبی مقایسه کند.رسانه ملی باید حتما رویکرد سوم را داشته باشد و با در نظر گرفتن منافع ملی و با امکانات وسیع خود عمل کند.در مورد نخبگان هم این موضوع صادق است.نخبگان هم باید دید جامع داشته باشند و در طرفین نزاع قرار نگیرند.
* این روزها آینده اصلاحات، نامعلوم و مبهم است و می‌توان گفت اصلاحات در اغماست. این اغما هم ناشی از عملکرد این جریان در درون خود است و هم یکسری از گروه‌ها و نهادها خواهان حذف اصلاحات هستند در حالی که حاکمیت برای حفظ مشروعیت خود از طریق رقابت و مشارکت سیاسی نیاز به جریان منتقد دارد و نمی‌تواند با یک جریان کشور را مدیریت کند. به‌ویژه که دولت آقای احمدی‌نژاد هم نماینده همه اصولگرایان نیست البته امروز عده‌ای معتقدند که جریان اصولگرای منتقد می‌تواند جریان رقیب دولت باشد و جایگزین اصلاحات شود؟
** رفتار سیاسی واکنشی به مطالبات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی مردم است. رای در انتخابات هم صرفا رای به یک جریان سیاسی نیست. از همین منظر اصلاح طلبی را می‌توان به عنوان یک جریان سیاسی و حزبی درنظر گرفت و هم بعنوان یک خواست ملی و مطالبه عمومی.
* گزینه دوم مد نظر من است به‌عنوان یک خواست ملی.
** اگر گزینه اول مد نظر باشد بین 70 تا 80 درصد نتیجه عملکرد جریان اصلاحات است.
* یعنی اگر روزی اصولگرایان نیز رای نیاوردند به همین میزان خودشان مقصرند؟
** حتما همین گونه است. گروه‌های سیاسی هم در قبال حکومت و هم در قبال مردم مسئولند. گروه‌های سیاسی در قبال حکومت باید قانونمدار باشند و مصلحت عمومی و منافع ملی را در نظر بگیرند. اگر مفهوم ملت را پذیرفتیم باید قاعده‌مند عمل کنیم. اگر نتیجه انتخاباتی را قبول نداریم یا اعتراضی داریم باید در چارچوب همین مقررات موجود عمل کنیم در غیر این صورت طرف مقابل هم خود را برای واکنش خارج از قانون محق می‌داند و نتیجه آن هرج ومرج است. از نظر مردم هم یک جریان اگر می‌خواهد استمرار پیدا کند باید بازتاب‌دهنده مطالبات، نظرات و اعتقادات مردم باشد در غیر این صورت موفق نخواهد بود بنابراین جریان اصلاحات باید در رفتار خود بازنگری و تجدید نظر کند.
اما اگر اصلاحات را به معنای عام در نظر بگیریم آن‌گونه که مقام معظم رهبری چند بار مطرح کردند، موضوع به گونه دیگری است، ایشان در مجموع مواضع خود واژه و مفهوم تغییر را بارها مطرح کرده‌اند که نیاز به اصلاحات را تفسیر و حتی اجبار می‌کند زیرا تغییر یک واقعیت جامعه ماست و اصلاحات یعنی هدایت تغییرات در جهت مطلوب جامعه. به نظر من جامعه بدین معنا خواهان اصلاحات است. اصلاحات در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و ا جتماعی وجامعه نمی‌تواند اصلاحات را نادیده بگیرد. بنابر این اصلاحات به معنای اخیر جریانی پویا، زنده، دائمی و توجه به ان جبری است و هرکس خود را با این روند منطبق کند می‌تواند در جامعه حضور تاثیر‌گذاری داشته باشد.
* درمورد جریان سیاسی منتقد چه نظری دارید؟
** اصل برخورد آرا و دیالکتیک همیشه و در همه جای دنیا وجود دارد. ما همواره در گیر با تضاد‌ها هستیم و انسان باید به‌وسیله قوه عاقله و فطرت و دین راه درست را انتخاب کند. وقتی از نظام ودولت و مسئولیت هم سخن می‌گوییم اگر در مقابل رفتارهای مسئولان، انتقاد و رقابت و نظارت و تذکر و اخطار و حتی توبیخ رفتارها اصلاح نمی‌شود، نتیجه آن دیکتاتوری است. باید همواره به این موضوع توجه داشته باشیم که رفتار ما احسن رفتارها نیست حتی مقام معظم رهبری هم به انتقادات توجه زیادی دارند و همواره گفته‌اند که حتی از ولایت و رهبری انتقاد کنید اما انتقادی که سازنده و اصولی باشد و نه انتقاد همراه با ضربه زدن و دشمنی. انتقاد یعنی بیان نکات مثبت و منفی موضوع بر‌ای اصلاح آن. در چنین شرایطی ما چگونه می‌توانیم انتقادات و اصلاحات را از جامعه بگیریم، آن هم در زمانی که جامعه بیشترین و بهترین دسترسی را به اطلاعات دارد؛ جامعه‌ای که زنده و پویاست.
* از وقایع پس از انتخابات، بسیاری آسیب دیدند، هم مردم و هم نظام. هم باید آسیب‌ها را با رویکرد واقع بینانه دید و هم فرصت‌ها را برای تزریق امید به جامعه در نظر گرفت. نخبگان اگر ضمن نگاه واقع بینانه هم به آسیب‌شناسی بپردازند و هم امید را در جامعه گسترش دهند می‌توان گفت با بصیرت عمل کرده اند شما در این مورد چه نظری دارید؟
** در این باره باید مفصل بحث کرد ولی در اینجا مختصر عرض می‌کنم در انتخابات اخیر، منبع و منشأ قدرت ملی یعنی رای اکثریت مردم که به هر حکومتی مشروعیت می‌بخشد، خدشه‌دار شد.
دومین آسیبی که دیدیم این بود که مردم‌سالاری و دموکراسی در جمهوری اسلامی با طرح برخی ایرادات و به دنبال آن بزرگ‌نمایی‌های رسانه‌های خارجی مورد تشکیک قرار گرفت و نقطه قوت جمهوری اسلامی یعنی دموکراسی زیر سوال رفت و سوم اختلافاتی بود که بین مردم و مسئولان ایجاد شد و چهارم خدشه‌دار شدن نقش برخی ارگان‌ها و افراد در ذهن مردم بود.
* ذهنیت مردم نسبت به چه نهادهایی خدشه‌دار شد؟
** نسبت به سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و بسیج. ما نمی‌توانیم آسیبی که نهادهای مقدسی مثل بسیج حین این حوادث دیدند را انکار کنیم و این می‌تواند برای ما تهدیدزا باشد. البته چگونه بازتاب دادن آن و دامن زدن به آنها را هم باید در نظر گرفت به‌ویژه از جانب دشمنان و رسانه‌های خارجی.
* و نکات مثبت این انتخابات برای نظام چه بود؟
** به نظر من عمق و بصیرت پیدا کردن افکار عمومی نسبت به پیچیدگی‌های روش مقابله دشمنان با ما مهم‌ترین درس حوادث اخیر بود. مردم فهمیدند که روش برخورد دشمن در مقابل کشور متفاوت و پیچیده است. دشمن در هر فرصتی حتی در اختلافات خانوادگی به نفع خود بهره‌برداری می‌کند به‌خصوص در بعد جنگ روانی که به تعبیر مقام معظم رهبری از بمب اتمی خطرناک‌تر است. سومین نکته وحدت به‌عنوان اصلی‌ترین موضوع در عرصه منافع ملی واقتدار ملی است. دشمن همواره در انتظار فرصت است. اتفاقی که در 18 تیر افتاد هم ناشی از تحریکات دشمن بود. دشمنان در بیرون متحد شدند تا به نظام ضربه وارد کنند، نظیر آنچه در چند ماه پیش شاهد بودیم ولی ملت با وحدت آنها را خنثی کردند.
نکته چهارم این است که اهمیت نقش رهبری و ولایت بیش از پیش آشکار شد.ما باید قدر وجود رهبری و ولایت را در نظام بدانیم. بعد از پیروزی انقلاب تا به امروزچند حادثه اتفاق افتاد اما همه آنها با تدبیر رهبری چه در زمان رهبری امام (ره)و چه رهبری امروز حل شد.
* نقش رهبری در مدیریت وقایع اخیر را بیشتر توضیح دهید؟
** مقام معظم رهبری از نظر بنده سه استراتژی را پیگیری کردند؛آرام سازی، اقناع سازی و همراه سازی.
می‌توان سه مقطع را در مورد حوادث اخیر از هم تفکیک کرد. قبل از انتخابات، حین انتخابات و بعد از انتخابات. قبل از انتخابات همه متوجه شدند انتخابات رقابتی و حساس و هیجانی خواهد بود. حین انتخابات حضور جوانان در هر دو طرف در شب‌های تهران و مناظرات موجب شد فضای هیجانی و برانگیخته‌ای بر کشور حاکم شود، همه این هیجانات با اعلام نتیجه انتخابات به حضور انبوه طرفین در خیابان‌ها و درگیری‌ها پراکنده منجر شد که دل مردم ودل مقام معظم رهبری را به درد آورد. مجروح شدن وکشته و زندانی شدن مردم، ایشان را به شدت متاثر کرد.
هرکس که جمهوری اسلامی، اسلام و ایران را دوست دارد از این فضا خرسند نشد. همه اقشار و احزاب هم درگیر ماجرا بودند. دولت یک طرف بود و اصلاح‌طلبان که احساس می‌کردند حقشان ضایع شده در طرف دیگر بودند. چه کسی باید این صحنه هیجانی را آرام می‌کرد؟ فقط مقام معظم رهبری که با صحبت‌های مکرر و ملاقات‌های مداوم با تمام طرفین دعوا سعی کردند جو متشنج را آرام کنند. در واقع مقام معظم رهبری حین این حوادث همان نگاه از بالا را که توضیح دادم، داشتند و جدا از بطن جامعه به مسائل نگاه کردند.
رهبری بعد از آرام‌سازی به اقناع‌سازی و پاسخ به شبهات پرداختند و سعی کردند به تردیدها پاسخ بدهند زیرا تردید به‌عنوان یک واقعیت در جامعه وجود داشت. ایشان در فاز سوم همراه‌سازی را مطرح کردند. به همه سفارش کردند تا حرمت‌ها را نگه دارند تا وحدت ملی از بین نرود. در واقع خود مقام معظم رهبری بودند که دستور دادند تا با متخلفانی که رفتار درستی با زندانیان و مجرمان نداشتند، برخورد شود و خود ایشان دستور به پیگیری مسائل زندان کهریزک دادند و خواهان رعایت حقوق گروه‌های سیاسی در رسانه‌ها شدند. اینها نشانه همراه‌سازی است یعنی ما در درون خانواده دچار اختلاف شده‌ایم، اما از هم جدا نیستیم و همه باید در مسیری که ایشان ترسیم کرده حرکت کنیم.
* ما الان در پروژه همراه‌سازی هستیم؟
** هم اقناع‌سازی و هم همراه‌سازی، واقعیت این است که جامعه ما سوال دارد. دوستداران نظام و امنیت و مردم و مملکت باید جوابگو‌ی مردم باشند و به پرسش‌های آنها پاسخ‌های قانع‌کننده بدهند و برخی از پاسخ‌ها باید با برخورد هم توام باشد. مقام معظم رهبری هم فقط پاسخ نظری نمی‌دهند، در عمل هم دستور می‌دهند با کوتاهی‌ها جرم‌ها و تخلف‌ها برخورد شود. ما هم به‌عنوان مسئولان نظام باید در عمل و نظر پاسخگو باشیم تا مردم اقناع شوند. ممکن است زمان زیادی بگذرد اما به هرحال باید سوال‌ها را پاسخ داد. زمانی که اقناع‌سازی را انجام دهیم، همراه‌سازی هم ایجاد می‌شود و ما ناگزیر به انجام این اقدامات هستیم زیرا نظام ما از یک طرف تهدید می‌شود و از طرف دیگر افق‌های پیش روی ما امیدوار کننده است که ما باید به آن برسیم. دشمن در صدد از بین بردن امید مردم است، ما باید امید را در مردم تقویت کنیم و اگر به دنبال ایجاد اختلاف بین مردم است، ما باید بین افراد جامعه وحدت ایجاد کنیم، اگر درصدد است که ایجاد شبهه کند، ما باید شبهات را از بین ببریم تا نظام بتواند با استفاده از تجربه‌ها، آموزه‌ها و سوابق تلخ وشیرین پایدار باشد و در مسیر حرکت اصلی انقلاب ما را یاری دهد. متاسف می‌شویم از هزینه‌های بی‌خودی که به‌خاطر برخی بی‌تدبیری‌ها، بی‌حوصلگی‌ها و ناشکیبایی‌ها در حال رخ دادن است و امیدواریم این هزینه‌ها کاهش یابد و به منافع برای اسلام و انقلاب تبدیل شود.