تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۳۶۵
از: خولیو سزار مارتینس (خوما) خبرنگار اعزامی روزنامه لارپوبلیکا به تهران اشاره: متن حاضر، گزارش خبرنگار اعزامی روزنامه رپوبلیکا به جمهوری اسلامی ایران است. گزارشگر به عنوان یک ناظر بیرونی و بین المللی دیده های خود را با شنیده های خود در مورد ایران مقایسه می کند. وی براساس مشاهدات عینی خود طی 40 روز اقامت در تهران، ایران را سرزمین صلح و ایرانیان را ملتی توسعه یافته معرفی می کند. گفتنی است مقاله مذکور یازدهمین گزارش وی از ایران است که در روزنامه ها چاپ می شود. او در حال ساخت برنامه ای است تا یافته های خود از ایران را از این طریق به مردم کشورش عرضه کند.

امروز درست چهل روز از زمانی که وارد فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) در شهر تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران شدم، می گذرد. بعبارت دیگر چهل روز است در کشوری که جورج بوش و متحدین اروپایی و صهیونیستی وی آنرا بعنوان لانه تروریست ها قلمداد کرده و جدی ترین تهدید برای صلح و امنیت جهان متمدن می خوانند، همزیستی دارم. در ایران هستم مرکز ترور و وحشت، کشور متجاوز که حتی درصدد تولید انرژی هسته ای خود در صدد اجازه گرفتن از هیچکس حتی از صلح طلبان زمان- ایالات متحده آمریکا، انگلستان، اسرائیل و شرکای مخفی و پنهان آنها نبوده است.
بله واقعیت دارد که بین وحشت و ترور هستم، بلکه می گویم که در قلب و مرکز وحشت و ترور، زیرا که در یک طرف مرز ایران موشکها و بمب های آمریکایی در عراق منفجر و تفنگداران دریایی آمریکا زنان و کودکان عراقی را در شهر حدیثه و سایر شهرها و آبادیهای عراق به قتل می رسانند و این کشور را به پناهگاه تروریستها مبدل ساخته اند. در آن سوی مرز ایران نیز افغانستان قرار دارد که با ادعای وجود شبح بن لادن و القاعده در آن، هر روز با تحریک بوش و سازمان جاسوسی آمریکا، پنتاگون موشک های خانمان سوز بیشتری را روی خانه های مردم انداخته و زنان و کودکان افغانی بیشتری را می کشد.
کمی آن طرف تر در نوار غزه، ارتش قدرتمند اسراییل مردم فلسطین را با بیرحمی و ای بسا بدون هیچگونه نگرانی و بطور اغراق آمیزی می توانیم بگوییم جنایت وار مورد حمله قرار می دهد. تا حدی می توانیم فکر کنیم که اسرائیل یک ضد هولوکاست، یک نسل کشی انتقامی براه انداخته است و معلوم نیست علیه چه کسی و به چه دلیلی می باشد.
یک کمی اینطرف تر از جایی که هستیم- تهران- و آن سوی عراق، اردن و سوریه، اسرائیل این بار لبنان را مورد هدف خشم آلود جنگی خود قرارداده و این کشور را نابود کرده است. لشگرش به بهانه تحت تعقیب و فشار قراردادن حزب الله می خواهند دولتهای تهران و دمشق را به عنوان مسئولین درگیری متهم و آنها را محور تروریست و مسئولین خشونت و تجاوزهای بی شمار خویش به منطقه معرفی نمایند. در این محور و از دیدگاه صهیونیسم و شرکای آمریکایی و اروپایی شان حماس و حزب الله، سوریه و ایران قراردارند.
بله درست 40روز و شاید کمی بیشتر است که تروریست ها ما را احاطه کرده اند: از یکطرف نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا که بدون مجوز سازمان ملل وارد عراق و افغانستان شده اند و بدون آنکه مورد کیفر قرارگیرند غیرنظامیان را قتل عام می کنند. و از طرف دیگر ستمگری و خشونت اسرائیلی که حاکمیت و کرامت فلسطین و لبنان را لگدمال می کند، ضمن اینکه دولتهای سوریه و ایران را نیز تهدید و تحریک می نماید و انگار که هدفش واقعاً مبدل کردن مجدد خاورمیانه به یک جهنم جنگی دیگر است. بلکه حقیقت دارد تروریست های زیادی در نزدیکی اینجا هستند.
چند روز پیش سفیر فلسطین در ایران به ما می گفت که ملتش بدون مواد غذایی، بدون دارو و تا اندازه ای بدون آب و برق شرایط سختی را سپری می نمایند و فلسطین عملاً توسط سربازان و تانکهای اسرائیلی محاصره شده و شهرهایش با بمب های قوی تخریب می گردند و صدها غیرنظامی کشته شده که بیشتر آنها کودکان و زنان هستند. ضمناً می گفت هیچ کس نمی تواند وارد کشور شده و هیچ یک از فلسطینی ها نمی توانند از کشورشان خارج شوند. وقتی با وی گفت وگو می کردم به نظرم رسید این وضعیت دیگر به جای اولش باز نخواهد گشت.
محور ترس و وحشت ایرانی
بدون آنکه واقعیت کشوری را که در آن هستم از نقطه نظر سیاسی بررسی کنم، زیرا برای اینکار وقت کافی نیست، می توانم اطمینان دهم که ایرانیان ملتی هستند که عمیقا در صلح و آرامش زندگی می کنند. ملت و دولتی که خواهان جنگ نیستند. حتی این کشور طی سه هزار سال تاریخ خود طالب جنگ نبوده و جنگی را آغاز نکرده است و هر موقع که به جنگ طلبیده شد برای دفاع در مقابل حملات دشمنان بوده است. ایرانیان ملتی هستند که تا چندی پیش از یک جنگ تحمیلی رنج برده و بنابراین نمی خواهند به هیچ وجه دوباره با آن روبرو شوند. به همین دلیل ملتی هستند که سریعاً به ساخت و ساز از جمله ساخت برج ها و ساختمانهای غول پیکر، اتوبان ها، مجموعه های صنعتی، دانشگاهها، مدارس، بیمارستانها، مساجد و مراکز تجاری رو آورده اند. ملتی که کماکان در هر گوشه ای از شهر که باقی مانده است با مجموعه ای کلان از آهن و سیمان آنرا آباد و سرسبز می نمایند و ضمناً سانتی متر به سانتی متر با کوه های سر به فلک کشیده درنبردند تا زمین بیشتری برای ساختن و آباد کردن داشته و به ساختن مجموعه های مسکونی، مجموعه های ورزشی و تفریحی، پارک ها و باغ ها ادامه می دهند.
در سازمان ملل متحد بوی تعفن به مشام می رسد
همه چیز آنقدر قریب الوقوع گزارش می شود که می توان گفت که از تهران بوی باروت و خون به مشام می رسد. ولی اینطور نیست زیرا شکر خدا فعلا در اینجا عطر گل سرخ، لاله و زعفران که خیلی نجیب تر و شریف تر و حتی انسانی تر از جنگ جویان، از هر ساختار نظامی که باشد به مشام می رسد. اینجا در تهران خیلی خوش بوتر است تا شورای امنیت سازمان ملل، جایی که ننگنامه قتل عام فلسطینی ها و لبنانی ها را توجیه کرده، جایی که وتوی ایالات متحده آمریکا ستمگری و خشونت اسرائیل را تقدس و تبرک می بخشد و کوفی عنان دبیرکل این سازمان هم اعلام می کند یک هیئت عالیرتبه اعزام خواهد کرد. از آن هیئت هایی که به خاطر عالیرتبه بودن، معمولا از روی واقعیت عبور کرده و همیشه پائین تر از آنچه فکر می کنند هستند قرار دارند. ولی به صورت متضاد در حالی که سازمان ملل با دستمال ولرم با اسرائیل برخورد می کند، درحالی که وتو و اعلام اعزام هیئت های عالیرتبه به اسرائیل برای پیشروی در جنگ احمقانه اش وقت می دهند، همان اعضای شورای امنیت سازمان ملل تصمیم می گیرند، با ایران سخت و محکم برخورد کرده و با تعیین یک مهلت مسخره قطعی از تهران می خواهند به پیشنهاداتی که خاویر سولانا ارائه داده بود پاسخ گوید.
به نظر می رسد که برای بزرگان سازمان ملل پروژه ایران برای تولید سوخت هسته ای به منظور استفاده صلح آمیز علمی، پزشکی و انرژی در داخل کشور را برای صلح جهانی خیلی خطرناک تر از حمله و قتل عام ملت فلسطین و لبنان توسط اسرائیل تلقی می نمایند. با این وجود ایران در موضع خود در این مورد خیلی روشن و صریح بوده است. زور و فشار را قبول نخواهد کرد و هر زمانی را که صلاح بداند پاسخ خود را خواهد داد و بس.
به همین دلیل واقعیت دارد آنچه را که در ابتدای این مقاله گفتیم چهل روز است که به مرکز تروریسم رسیدم. درست اینجا در مرکز جغرافیایی منطقه ای متلاطم، ولی با این حال در یک آبادی بزرگ صلح و آرامش که ایران نام دارد هستم که در مقابل هر بمب آمریکایی که روی افغانستان می افتد لاله هایی در باغچه ها و میدان های متنوع عمومی شهرها می کارند، در مقابل هر بمبی ساعتی که در بغداد منفجر می شود و یا هر خانه عراقی که توسط تفنگداران دریایی آمریکایی مورد بی حرمتی قرار می گیرند یک ساختمان یا یک کارخانه می سازند، به ازای هر کودک فلسطینی که در غزه در اثر خشم تانک های اسرائیلی می میرد، یک بچه به دنیا می آید تا در مورد آینده کشور تصمیم بگیرد، در ازای هر موشک اسرائیلی که در لبنان منفجر می شود، میوه ها می رسند و آب میوه های حیات بخش با آنها تهیه می کنند.
و مسلما ایرانیان دفاع از خود را افزایش می دهند، به سربازان خود وطن پرستی را آموزش می دهند و جوانان پاسدار انقلاب و هزاران داوطلب آماده جان دادن برای اسلام تشویق می کنند. چون همانطور که وقتی شاه را شکست دادند و پادشاهی هزاره ای را سرنگون کردند، ایرانیان سلاحی خیلی قویتر از بمب اتمی- که اینقدر هراس وجود دارد که روزی به آن برسند- دراختیار دارند: سلاح ایمان. سلاحی که در اواخر دهه 70 قرن گذشته باعث پیروزی آنها شد و موجب گردید نظام انقلابی یکسان تری مستقر شود. ضمنا همه آگاه هستند که در چشم طوفان قرار دارند، لذا خواستار جنگ نیستند. هیچ ایرانی در طول 3 هزار سال تاریخ خواهان جنگ نبوده ولی از آن نیز هراسی ندارند و خوبست که این موضوع را همگان بدانند.
فردا چهل و یک روز از رسیدن ما به ایران خواهد گذشت، جایی که امروز آن را محور ترور و وحشت می نامند، ولی با گل ها، میوه های تازه، جوانان، میلیون ها جوان، آب سرد و شفاهی که از کوه های بلند پر از برف سرچشمه گرفته و در جوی های گود و سنگی در پیاده روهای شهر جریان می یابد احاطه شده ایم. در تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران هستیم. مردم اروگوئه نباید نگران من در آنجا باشند. من خود را در صلح و آرامش می بینم.
ملاحظه:
در صفحه اول روزنامه با تیتر «چهل روز بین تروریست ها» آمده است:
* در تهران هستیم، پایتخت ایران و علی رغم آن خود را در صلح و آرامش حس می کنم.
* وحشی گیری و بیرحمی و جنگ به نقطه ای رسیده است که می تواند مجددا خاورمیانه را به یک میدان جنگ تبدیل کند. اسرائیل جنگی شدید و سخت علیه فلسطین و لبنان آغاز کرده و مادامی که صدها غیرنظامی توسط موشک ها و توپ های آنان تکه پاره می شوند، بزرگان اروپایی، شرکای جورج بوش در دادن دعای خیر به اسرائیل تعجیل می کنند که علاوه بر تشدید وحشیگری، مدعی شود که سوریه و ایران را در کلاف مانورها و دسیسه های سیاسی خود درگیر کند و شورش و بی نظمی و هرج و مرج کامل ایجاد نماید که هیچکس نمی داند چه عواقب دردناکی به همراه خواهد داشت.