تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۳۷۵

 ناصر بهرامی‌راد
بیست و سومین اجلاس سراسری رئیسان آموزش و پرورش که این هفته با حضور بیش از هفتاد تن از مسئولان این وزارتخانه درتهران برگزار شد، عمدتاً به مباحثی مرتبط با احیای مجدد معاونت پرورشی پرداخت. رویکرد به سال پیامبر اعظم(ص) و شعارهای چهارگانه «تربیت دینی، منزلت معلم، عدالت آموزشی، مدرسه زندگی» که برای این نشست در نظر گرفته شد، به علاوه سخنان مسئولان عالی رتبه، میهمانان مرتبط و مسئولان سازمانی، همگی تأکید هر چه بیشتر بر رکن تربیت را نشان می داد.رئیس جمهور و رئیس مجلس که هر دو سالیانی از عمرشان را در زمینه تعلیم و تربیت صرف کرده اند در اجلاس بیست و سوم بیش از آموزش، از پرورش انسان های متعهد، دیندار و اندیشمند به عنوان عصاره تمام تلاش های گسترده ترین سازمان دولتی کشورمان یاد کردند.
احمدی نژاد از این گفت که هزاران سعدی و شیخ انصاری همه روزه در اختیار معلمانی قرار دارند که با وجود سنگین ترین فشارهای معیشتی گامی از مواضع آرمانی عقب ننشسته اند. و تأکید کرد: نباید در آموزش و پرورش تنش های اداری و معضلاتی از این دست وجود داشته باشد. باید فضای آرام حاکم شود و سبب شود وجود معلم به طور کامل در اختیار تعلیم و تربیت قرار گیرد.
حداد عادل ضربان امروز نبض آموزش و پرورش را نشانه وضع آینده جامعه ذکر کرد و یادآور شد دانش آموز با هویت در تندباد جهانی سازی که فرهنگ ها را تهدید می کند، نابود نمی شود. او از مسئولان آموزش و پرورش خواست مسیر تربیت دانش آموزان را طوری طراحی کنند که آنان هم اهل فکر بار بیایند و هم دین و اخلاق را در حد کامل بشناسند.
شرکت کنندگان نشست بیست و سوم نیز ارائه برنامه ها و فعالیت های انجام گرفته برای احیای مجدد معاونت پرورشی را امری ضروری دانستند. این در حالی است که معاون جدید پرورش و تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش در آستانه این اجلاس موارد قابل توجهی از قبیل تبدیل روش های گفتاری به پیام های رفتاری، توجه به تفاوت های شخصی دانش آموزان با یکدیگر، توجه به سوابق فعالیت های تربیتی معلمان و تأثیر دادن آن در مسائل مربوط به حقوق و دستمزد، و بازنگری در هر عاملی که موجب ایجاد یا افزایش دغدغه و اضطراب در محیط مدرسه شود را به عنوان برنامه های آینده کاری خود معرفی کرده و بدرستی خاطرنشان ساخته بود که در دوران جدید، مربیان پرورشی بجای آن که عامل اجرا باشند، نقش هماهنگ کننده فعالیت های تربیتی را برعهده خواهند داشت.
آنچه در سال های اخیر پیش از روی کارآمدن دولت نهم بر معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش رفت، نشان از حرکتی داشت که دقیقاً در جهت عکس رویکرد بیست و سومین اجلاس رئیسان مناطق و سازمان های این وزارتخانه طراحی و اجرا شده است و در خوش بینانه ترین حالت، می توان آن را پاک کردن صورت مسئله به جای حل کردن آن دانست. مجموعه عواملی که وزیر اسبق آموزش و پرورش را مانع نتیجه بخشیدن اهداف ناسالم سیاسی و فرهنگی قشری خاص می دید و از اهرم های موجود برای کنار زدن او بهره گرفت، تمام توان تبلیغی- و احیاناً کارشناسی- خود را بکار گرفت تا آن دسته از ایرادات عادی ساختاری و اجرایی معاونت پرورشی را به عنوان دلیل کافی و یا تنها دلیل حذف این نهاد معرفی کند؛ ایراداتی که کارشناسان این عرصه، نظایر فراوانتری از آن را در سایر بخش های مجموعه شناسایی کرده و بارها به معرفی آسیب شناسانه و راهکارهای برون رفت از آنها اشاره کرده اند. این دسته از کارشناسان متعهد و دلسوز اکنون در حالی به استقبال از احیای مجدد معاونت پرورشی شتافته اند که همچنان بر شناسایی و رفع مشکلات احتمالی آینده آن براساس درس گرفتن از تجربیات گذشته تأکید می ورزند. قریب به اتفاق انتقادات و ایراداتی که این کارشناسان مطرح می کنند نه متوجه محتوای فعالیت های پرورشی و نه محصول آنها بلکه متعرض جنبه های مربوط به ساختار بروکراتیک، برنامه ریزی تشکیلاتی و عملیاتی، و نحوه اجرا و ارزشیابی است، و این به نقایص ذاتی دیوان سالاری کهن ایرانی بازگشت دارد. نهاد معاونت پرورشی محصول و یادگار اراده صالح و شخصی چهره های درخشانی همچون شهید بزرگوار محمدعلی رجایی و یار دیرینه او شهید باهنر است که حتی در فضای اداری فاسد و آلوده رژیم طاغوت، برکات روشنایی بخش خود را نثار نوجوانان و جوانان این مرز و بوم می کرد. آن بزرگان با شناخت دقیق از ساختار نظام تعلیم و تربیت پیشین و این که فارغ از آلودگی های اخلاقی و اعتقادی، تنها برپایه آموزش خشک و افزودن بی منطق بر معلومات غیرمفید دانش آموزان استوار شده، اقدام به تهسیس نهاد تربیتی کردند به آن امید که روزنه ای برای تغییر جهت بنیادی سیستم گشوده باشند و مسئولان آینده نظام تعلیم و تربیت برآمده از انقلاب اسلامی را با محوریت تزکیه و تقدم تربیت برتعلیم بنا کنند. با وجود تلاش های بی شمار کارکنان شریف وزارت آموزش و پرورش طی سالیان گذشته، با کمال تاسف باید پذیرفت آن تغییر جهت بنیادی هرگز در مرحله برنامه ریزی تشکیلاتی و عملیاتی مورد توجه قرار نگرفت و پا در ورطه عمل نگذاشت و برنامه ریزی همچنان برمدار حجم و نوع آموزش ادامه یافت. این ایرادی است که رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی نیز در اجلاس بیست وسوم برآن صحه گذاشت و گفت: اشکالی ندارد که از حجم دروس آموزشی برای پرداختن به مسائل پرورشی بکاهیم زیرا حجم مطالب درسی ما در مقایسه با کشورهای پیشرفته بسیار زیادتر است.
واقعیت این است که درخشش کم نظیر معلمان و دانش آموزان کشورمان در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی و در عرصه های مختلف جهادی، معنوی، اخلاقی، علمی، هنری و فناوری محصول بخشی ناچیز از استعدادهای بیکران موجود در این جمعیت بزرگ و ارجمند است که برنامه ریزی های اساسی برای تغییر رویکرد به سوی نظام مبتنی بر «تزکیه و تعلیم»، نقش چندان زیادی درآفریدن آنها نداشته اند.
چشم انداز فردایی که آموزگاران این مرز و بوم براساس برنامه های هوشمندانه مبتنی بر این رویکرد به تربیت، تزکیه و تعلیم نسل جوان ایران خواهند پرداخت، از آنچه تاکنون بدست آورده ایم، هزاران بار روشنتر و زیباتر است. تنها باید طرحی نو درانداخت.