تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۵۰۳

روزبه میرابراهیمی
در روزهای اخیر در ادبیات سیاسی گروه های حاضر در عرصه سیاست ایران تحولی جلب توجه می کرد که نباید به راحتی از کنار آن گذشت. حزب کارگزاران سازندگی پس از مدت ها از خواب زمستانی خود بیدار شد و با راه اندازی روزنامه و معرفی سخنگو مجددا اعلام موجودیت کرد. در اولین موضع نیز سخنگوی این حزب رسما اعلام کرد که «حزب کارگزاران سازندگی حزبی لیبرال- دموکرات اما مسلمان است». از سوی دیگر چندی قبل تر از آن نیز حزب تازه تاسیس «اعتماد ملی» در یکی از جلسات شورای مرکزی خود رسما اعلام کرد که حزبی «سوسیال دموکرات» خواهد بود. حال تا چه حد به عناوین و تابلوها می توان معتقد یا ملتزم بود داستان دیگری استاما همین مواضع نیز قابل تقدیر است. هرچند در این بین انتقاد برخی از اصولگرایان را در پی داشته اما با نگاهی به سال های ابتدایی روی کار آمدن انقلابیون در ایران لیبرالیسم در جایگاه «فحش سیاسی» قرار داشت و هیچ واژه به اصطلاح غربی به رسمیت شناخته نمی شد. اصولا چیزی به نام فلسفه سیاسی غرب وجود نداشت و چپ و راست در فضای دیگری تعریف می شد. بدون اینکه پرسیده شود مبانی چپ چیست؟ یا مبانی راست چه بوده؟ و اصولا ارزش های سوسیالیسم و یا لیبرالیسم چه مقدار با ارزشهای ما منطبق است، فقط چون از آن ما نبود مطرود بود. حتی تا همین سال های نزدیک نیز علی زغم گسترده شدن مفاهیم علوم انسانی در فضای بین نخبگان و سیاسیون، کسی حتی اگر هم معتقد به بسیاری از این مقولات بود از بردن نام غربی آن ابا داشت و با هزار ایما و اشاره سعی می کرد متهم به برچسبی از این جنس نشود. از سوی دیگر در جریان های سیاسی سال های پس از انقلاب نیز به جز معدود گروه ها، کمتر جریانی یافت می شد که در قالب مرام سیاسی و حزبی خود، چارچوب و شناسنامه ای مبتنی بر اندیشه های تئوریک تدوین کرده باشد و هر آنچه نیز با این شاخص ها نزدیک بود برگرفته از اندیشه های فردی بود. به هر حال حسن این کار حداقل این خواهد بود که می توان نقد عملکرد و چالش با چنین احزاب و گروه هایی را براساس مبانی و شاخص هایی که اعلام می کند منطبق کرد. هرچند هنوز بسیاری تاب شنیدن این واژگان را هم ندارند چه رسد به ریشه دواندن شان!