تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۵۵۶
نوشته: عادل خانی – کارشناس رشته مردم‌شناسی دانشگاه پکن اشاره: کشور چین با وسعت فراوان و جمعیت بیش از یک میلیارد و 300 میلیون 1 نفری و با وجود 56 قوم از نژادها و تیره‌های مختلف، برای دوام و بقای خود و پیمودن مسیر توسعه پایدار تا تبدیل به یک قدرت برتر اقتصادی در جهان، بیش از هر زمان دیگری به یکپارچگی و انسجام ملی نیاز دارد و دولتمردان چین بخصوص پس از اتخاذ سیاست‌های درهای باز اقتصادی توسط «دنگ شیائو پینگ» معمار اصلاحات چین در سال 1978 میلادی، از تمامی فاکتورهای لازم برای تسریع روند توسعه در کنار حفظ یکپارچگی ملی استفاده کرده و می‌کنند. در این میان، نگاه عمل گرایانه و ابزارگرایانه به دین به عنوان ابزاری در جهت همبستگی و یکپارچگی ملی و در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه چین مورد توجه بوده و هست. این نوشتار به بررسی کلی کارکرد و نقش دین و رویکردهای دولت چین نسبت به آن در دوران معاصر می‌پردازد. مقدمه: جامعه جهانی و تمدن بشری در طول سالیان درازی که مسیر طولانی تغییر و تحول را طی کرده است با وجود تفاوت اعتقادات و باورها و اعمال مذهبی از سرزمینی به سرزمینی دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر، همواره شاهد حضور شکلی از دین در جوهره وجودی خود بوده است و دنیای امروز نیز با تمامی پیشرفتی که علوم انسانی داشته، با توجه خاص به چندگانگی و تنوع فرهنگی، به اثر ملیت‌ها، فرهنگ‌ها و ادیان مختلف و متفاوت و تأثیر کارکرد خاص آن در جوامع مختلف پرداخته است. در طول تاریخ عمر بشر و در جوامع انسانی، دین یگانه گزینه‌ای است که در تمامی این دوران با انسان و جامعه همراه بوده و صرف نظر از ماهیت متفاوت و متنوع خود، در ابعاد اجتماعی حضوری چشمگیر و نقش تعیین کننده‌ای داشته است. در مورد دین و مذهب در جامعه چین در طول تاریخ شصت ساله (پس از انقلاب 1949م) آن باید گفت که مذهب در جامعه چین، نه فقط در ساختار حکومتی از جایگاه مهمی برخوردار نیست، بلکه اساسا فاقد هر گونه نقشی در ساختار سیاسی است. از طرفی، با توجه به اینکه بین ارزش‌های اجتماعی و مذهب رابطه وجود دارد، محققان به دیدگاه های پارسونز استناد می‌کنند که جامعه بیش از هر چیز برای دوام خود، نیاز به یکپارچگی دارد و مهمترین عاملی که می‌تواند آن را محقق سازد، مذهب است. از طرف دیگر پارسونز معتقد است هر چقدر بتوان نهادهای اجتماعی را براساس مذهب ایجاد کرد، آسیب‌های اجتماعی کمتری خواهد داشت و اگر به تئوری گربه2 «دنگ شیائو پینگ3» معمار اصلاحات چین که می‌گوید: «سیاه و سفید بودن گربه مهم نیست. گربه‌ای برایمان خوب است که موش بگیرد. برای اکثر مردم چین، سوسیالیسم چینی یا کاپیتالیسم با رنگ کنفوسیوس مهم نیست، آنچه که برای توسعه چین مفید باشد، برای مردم همان خوب است»؛ توجه شود، رویکرد چین معاصر و آزادیهایی که هرچند محدود و نظارت شده در زمینه انتخاب دین به مردم این کشور و فعالیت‌های مذهبی دیگر کشورها داده شده است، معنی جدیدی می‌یابد. بر همین اساس پس از سال 1979 میلادی، نه فقط تغییری در کارکرد دین در جامعه چین رخ داده، بلکه روابط دینی چین با دیگر کشورها در قالب برنامه‌های فرهنگی با ایجاد مراکز فرهنگی کنفوسیوس در سراسر جهان افزایش پیدا کرده است.

کشور چین در تاریخ معاصر خود تقریباً بیش از هر کشور دیگری شاهد تحول بوده است. در تاریخ معاصر، جامعه چین، سه دوره تحول را پشت سرگذاشته است که عبارتند از: دوره اول از سال 1921 میلادی تا 1949 میلادی است که با تأسیس حزب کمونیست چین شروع می‌شود.
در این دوره شرایط جامعه چین بسیار ناگوار بود. به ظاهر کشوری مستقل بود، ولی در عمل در هر گوشه‌ای از کشور غارتگری و چپاول رواج داشت و از طرفی دیگر، اکثر مناطق مهم در اختیار و سلطه استعمارگران بود، به همین سبب این دوره یک دوره کاملا انقلابی برای چین محسوب می‌شود. مجموع این حوادث درنهایت منجر به وقوع انقلاب بزرگ 1949 میلادی شده است.
دوره دوم از سال 1949 تا 1979 میلادی، دوران سازندگی همراه با حوادث ناگواری مثل انقلاب بزرگ فرهنگی (1966م -1976) است که درنهایت منجر به تثبیت قدرت نظام و حزب کمونیست می‌شود. حوادث و نتایج وقایع در این دوران باعث عبرت و چراغ راه دوران بعد می‌شود.
دوره سوم از سال 1979 میلادی تاکنون است که دوره اصلاحات جامعه محسوب می‌شود. هر دوره دارای ویژگی‌های خاص خود بود.
جامعه کنونی چین هر چه دارد تقریباً حاصل این دوره است که از یک جامعه بزرگ روستایی به یکی از بزرگترین اقتصادهای تولیدی جهان تبدیل شده است. درپی به برخی از ویژگی های مهم این دوره اشاره می‌کنیم:
1- در بیان مشکلات و انحرافات و کاستی‌های خود هیچگونه ابایی ندارند.
2- علیرغم پیشرفت در زمینه‌های اقتصادی، علمی و فرهنگی، هیچوقت شعاری و آرمانی عمل نمی‌کنند، بلکه متواضعانه تلاش و کوشش خود را بیشتر کرده‌اند.
3- در روابط خود با دنیا، بر مبنای «چین برای جهان و جهان برای چین» عمل می‌کنند، بر همین اساس نیازمند جهانی آرام و صلح‌آمیز هستند.
4- در نحوه اداره کشور اعتقاد به انتقال تدریجی قدرت در میان نسل‌های مختلف و قشرهای مختلف با مشارکت مردم دارند.
5- سعی در کوچک کردن دولت و بزرگ کردن جامعه دارند.
یکی از تفاوت‌های اساسی دوره‌های تحول تاریخی جامعه چین در اهمیت و نقش‌ایدئولوژی در ابعاد مختلف جامعه است، به طوری‌که دوره‌های اول و دوم،‌ایدئولوژی نقش‌های کلیدی و اساسی در تمامی ابعاد جامعه ایفا می‌کرد، در حالی‌که در دوره اصلاحات، تغییرات زیادی در نقش و کارکرد‌ایدئولوژی رخ داد و جامعه از حالت صرفاً‌ایدئولوژیک، به یک جامعه تقریباً عمل گرا و منفعت محور تبدیل شد.
 دین و بحران اعتماد عمومی
به اعتقاد برخی محققان و‌اندیشمندان علوم اجتماعی چینی، جامعه چین با بحران اعتماد عمومی مواجه است و دلایل زیادی برای آن ذکر کرده‌اند، اما اکثر آنها در دو مورد وجه مشترک دارند که باعث بوجود آمدن بحران اعتماد عمومی در جامعه شده است که عبارتند از:
1- حوادث و وقایع انقلاب بزرگ فرهنگی چین در سال 1966 تا 1976 میلادی که عواقب و پیامدهای آن هنوز برای جامعه چین فراموش شدنی نیست، چون در آن گاردهای ارتش سرخ ضمن تخریب اخلاق سنتی جامعه، هزاران بنای تاریخی را با خاک یکسان کرده و اقلیت‌های قومی و مذهبی را سرکوب کردند و ثمره آن برای جامعه، خشونت، کشتار، تخریب اقتصاد و ارزشهای فرهنگی بود.
2- رشد سریع و غیرقابل تصور توسعه اقتصادی چین در دو دهه اخیر بویژه از سال 2003 به بعد، باعث شده است به دلیل نداشتن قوانین و مقررات لازم در مورد بازار و همچنین وجود ساختارهای کهنه قبلی، فرهنگ اصیل مردم به ویژه در بعد اجتماعی، بیشترین آسیب را ببیند و مردم با فرهنگ خیرخواهی خود فاصله بگیرند.
به اعتقاد محققان و‌اندیشمندان علوم اجتماعی چین، دین در جامعه چین علاوه بر کارکردهای عمومی خود، می‌تواند در حل بحران‌های اجتماعی نیز مؤثر باشد، چون دین با توجه به کثرت جمعیت و تنوع قومی جامعه، یگانه گزینه دارای نقش و کارکرد در تمامی قشرها و طبقات جامعه است.
 نقش‌های دین در جامعه چین
دین در هر جامعه انسانی دارای نقش و کارکرد‌هایی است در جامعه چین هم با توجه به شرایط و تحولات اتفاق افتاده در دوره‌های مختلف تاریخی، دارای نقش‌هایی بوده است، ولی به نظر محققان و‌اندیشمندان علوم اجتماعی چین4، نقش دین در دوره اصلاحات بسیار کلیدی و تعیین کننده بوده است و خواهد بود، بنابراین در اینجا به برخی از آن نقش‌ها اشاره می‌کنیم:
 توجه به خدمات عمومی و عام المنفعه:
مذاهب چین تمامی طرفدار دست کشیدن از کارهای بد و گرائیدن به کارهای نیک هستند. در تاریخ چین، محافل مذهبی نقش مهمی را در زمینه‌های پزشکی، بهداشتی،آموزشی، پرورشی و امور خیریه ایفا کرده و پس از اصلاحات و درهای باز در زمینه‌های آموزشی و پرورشی، فرهنگی، پزشکی و بهداشتی، امداد به نواحی مصیبت زده، ساخت راه و پل، جنگل‌کاری، تبلیغ حفاظت محیط زیست، خدمات فرهنگی به روستاها... خدمات شایسته خود را انجام داده که این امور خیریه، به نفع ایجاد یک جامعه هماهنگ است.
 حفظ ثبات اجتماعی:
مذاهب مختلف چین در تاریخ چین جدید، نقش مهمی را در حفظ آرامش و ثبات جامعه چین ایفا کرده‌اند.
یکی از سازمان‌های مذهبی غیرقانونی، در سال 1999میلادی حادثه سیاسی بزرگی را در شهر پکن ایجاد کرد. در روند مبارزه با این سازمان، محافل مذهبی چین خدمات بزرگ و شایسته‌ای انجام دادند.
در آغاز تاسیس سازمان «فالون گونگ»، محافل بودایی چین، رسماً اعلام کردند که این سازمان کافر و غیراصیل است و به توده‌های مردم هشدار دادند که نباید فریب «لی هونگ‌زی» را بخورند.
پس از اینکه دولت سازمان فا لون گونگ را رسما غیرقانونی اعلام کرد، محافل مذهبی چین پی در پی به افشا و انتقاد ماهیت ارتجاعی، ضد بشری و ضد علمی «لی هونگ‌زی» پرداختند.
در واقع روحانیون مذهبی و پیروان مذاهب چین یکی از نیروهای مهم و مثبت در جهت حفظ ثبات جامعه چین محسوب می‌شوند.
 تقویت وحدت ملی:
مذاهب چین دارای ویژگی ملی بوده و مطالب مذهبی آنها همیشه با مساله ملی ارتباط زیادی دارد. اقلیت‌های ملی چین تقریباً تمامی به یک دین اعتقاد دارند و حتی چند قوم، گاهی بیش از 10 قوم، به‌طور مشترک به یک دین اعتقاد دارند. زبان ملی مشترک، زندگی اقتصادی مشترک و فرهنگ ملی مشترک این قوم‌ها با دین و اعتقادات آنها ارتباط نزدیک دارد.
از این جهت دین نقش مهمی را در حفظ وحدت ملی بازی می‌کند.
 حفظ یکپارچگی کشور:
مذاهب مختلف چین همیشه دارای سنت میهن پرستی بوده‌اند. در تاریخ چین میهن پرستان با اعتقادات مذهبی، بی‌شمار هستند.
پس از اصلاحات و درهای باز، مذاهب کشور چین پرچم میهن پرستی و دین داری را به اهتزاز درآورده اند و سهم شایسته خود را برای پیشبرد امور و یکپارچگی کشور ادا می‌کنند.
هنگ کنگ، ماکائو و تایوان بخشی از سرزمین بزرگ چین هستند که به علل تاریخی به مدت زیادی از سرزمین اصلی جدا شدند.
تمامی چینیان از جمله پیروان مذاهب چین اشتیاق دارند میهن هر چه زودتر یکپارچه شود.
محافل مذهبی سرزمین اصلی با دوستان محافل مذهبی هنگ کنگ، ماکائو و تایوان همکاری طولانی داشته و نقش خاص خود را برای برگشت هنگ کنگ و ماکائو به چین، حفظ آرامش و ثبات جامعه هنگ کنگ و ماکائو پس از برگشت به چین و پیشبرد گفت‌وگو، همکاری و مبادله بین سرزمین اصلی چین و ناحیه تایوان، ادا می‌کنند.
مبادلات مذهبی با تایوان در اشکال گوناگون و موضوعات متنوع، ثمرات برجسته داشته است.
محافل مذهبی دو طرف، فعالیت‌های مختلفی از جمله مسافرت مستقیم، مبادلات علمی و دانشگاهی بین دانشمندان مذهبی، تبادل انتشارات مذهبی، تبادل هنرهای مذهبی، مبادلات فرهنگی و مردمی و غیره را انجام داده‌اند.
در ماه سپتامبر سال 1993 مراسم با شکوه مذهبی در معبد تائوئیسم «بای یون گوان» واقع در شهر پکن برگزار شد و شرکت کنندگان علاوه بر نمایندگان استان‌های چین و ناحیه‌های هنگ کنگ، ماکائو و تایوان، شامل پیروان دین تائوئیسم از کشورهای آمریکا، ژاپـن، فـرانسـه، کـره جنوبی، کانادا و استرالیا نیز بودند.
این فعالیت‌های مبادلاتی مذهبی نه فقط به مبادلات فرهنگی مذهبی کمک کرده، بلکه آشنایی متقابل و همکاری دوستانه سرزمین اصلی چین و ناحیه تایوان را به پیش سوق داده و زمینه مناسبی را برای یکپارچگی کشور و مخالفت با استقلال تایوان فراهم می‌کند.‏