تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۵۷۲
اسحاق صدیق سالک امقدمه: اگر بنیان جامعه‌سازی مدرن را دو نفر بنا نهاده باشند، یکی از آن‌ها ماکس وبر و دیگری ورنرسو مبارت آلمانی است. در ایران سومبارت چندان شناخته شده نیست، اما سومبارت و وبر تحقیقات و مطالعات خود را با هم شروع کردند و مدتی با هم همکاری داشتند. به‌هرحال روش شناسی علم جامعه شناسی، حاصل کارهای کسانی چون وبروسومبارت است و چیزی نیست که از پیش تعیین یافته باشد. از آن‌جا که بین جامعه سازی در نگاه غربی با جامعه سازی دینی تفاوتهای زیرساختی وجود دارد آسیبها و آفتهای این جوامع هم به دو گونه متفاوت خواهد بود. در اینجا با تعریف جامعه سازی غربی به بررسی آفت این نوع جامعه سازی می‌پردازیم.

مفهوم جامعه‌سازی در نگاه غربی: جامعه سازی عبارت است از ظرفیت سازی و نهادینه سازی تدریجی زیربناها و روبناهای مادی - اجتماعی، در جهت رشد اقتصاد ملی توسعه فرهنگی ملی و تحقق تدریجی وحدت ملی(1) و یا توسعه دموکراسی به‌وسیله سازگار کردن نیروهای سیاسی - اجتماعی(2) و به عبارت دیگر ایجاد توسعه پایدار در جهت بلوغ سیاسی در جامعه. این روند زمان بر بوده و حداقل زمان برای جامعه سازی یک دهه است.(3)
براساس این دیدگاه که رشد اقتصادی و توسعه دموکراسی را هدف جامعه سازی قرارداده و به استناد آن‌چه که آقای مور، در کتاب ریشه‌های اقتصاد اشاره میکند، مبنی بر این‌که بدون بورژوازی(4) دموکراسی وجود ندارد، میتوان نتیجه گرفت: از آن‌جایی که پایه جامعه بورژوازی و سرمایه داری بر بازارسازی استوار است و حق مالکیت فردی را بر تجمع مقدم میدارد و از طرفی بنای بازارسازی مدرن برلیبرالیسم - که به نیروهای بازار قداست می‌بخشد - و اقتصاد مرکانتیلیستی (سوداگری) استوار است و همچنین پیشه اصلی مافیا هم سوداگری است، این جوامع به‌ناچار باید حضور مافیا را در بطن خود بپذیرند. از سوی دیگر، سوداگری مروج اقتصاد و قدرت است و این عقیده تقریباً معادل ماکیاولیسم در علوم سیاسی است؛ از این رو سوداگران اقتصاد را بسیار سیاسی می‌دانند.
در دید مرکانتیلیستی هم رابطه بین دو کشور با نفع طرفین امکان پذیر نیست و یک کشور در صورتی از تجارت منتفع می‌شود که کشور دیگر ضرر ببیند و... از جهت دیگر عقیده لیبرالیسم هم عقیده واحدی نیست و به دیدگاهی وابسته است که به‌طور روزافزون بی اعتبار میشود، لذا ارزش‌های لیبرالی مانند دموکراسی، سرمایه‌داری سکولاریسم، حقوق بشر حق تعیین سرنوشت و... در تضاد با یکدیگرند و منشاء آشفتگی کامل جامعه لیبرالی هستند(5) لذا در چنین جامعه‌ای مافیا به‌راحتی زمینه ظهور و بروز پیدا میکند. علل دیگری- که از هر جهت سرمایه‌داری را نامشروع جلوه می‌دهد، یکی تحصیل سود در نتیجه تقلیل دستمزدهاست (کسب سود، انگیزه و محرک اصلی نظام سرمایه داری است) علت و دیگری، استثمار مصرف کنندگان به‌وسیله در انحصار قرار دادن بازارها و یا تبانیها و عدم نظارت دولتهاست، علت دیگر هم این است که سرمایه‌دار، از ماشین که مظهر پیشرفت اجتماع است و سود حاصل از آن باید در اختیار جامعه قرار گیرد، استفاده مینماید و تولید اضافه کاری و... سود در اختیار سرمایه دار قرار می‌گیرد. لذا از این نقطه نظر، منبع اصلی سرمایه داری جدید نامشروع است.(6)
مافیا: مافیا مفهومی ماهیتاً ایتالیایی است که شروع به کار آن در سیسیل ایتالیا بوده، در لاتین به کوزانوسترا و در ژاپن به یاکوزا شناخته میشود. مافیای مدرن که ماهیتی انگلوساکسونی دارد، بیش‌تر در شمال آمریکا و شمال اروپا دیده میشود و در اصطلاح گروه‌هایی هستند که درجهت دستیابی به منافع گروه به‌راحتی هنجارهای جامعه را نادیده میگیرند و در سطوح مختلف دولتی و غیردولتی نفوذ میکنند. آن‌ها بر قانون اشراف کامل دارند و به‌راحتی میتوانند اداره مراکز حساس دولتی و غیردولتی را در دست بگیرند.
ساختار مافیا: ساختار مافیا بسیار پیچیده است. به‌طور کلی مافیا از مجموعه‌ای سندیکا یا صنف تشکیل میشود که این سندیکاها به دو نوع آشکار و پنهان قابل تقسیم هستند. سندیکاهای آشکار که درسطح استراتژیک مطرح هستند و مافیا در آن‌ها نفوذ کرده، عبارتند از:
1- سندیکای فرهنگی- آموزشی که وظیفه تربیت افراد را به عهده دارند، مثل هاروارد.
2- سندیکای هنری مثل هالیوود با افراد شناخته شده‌ای همچون فرانک سیناترا، دوست نزدیک جیان کانا (مافیای مرموز)
3- سندیکای رسانه‌ای مثل MTV و CNN با شخصیتی همچون رابرت مرداک
4- مافیای کشاورزی که حوزه محصولات کشاورزی و عمدتاً مسأله غذا را پوشش میدهد همچون شبکه گسترده نستله Nestelle
5- مافیای صنعتی که ماهیتاً مجتمع‌های صنعتی- نظامی را دربر میگیرد مثل ژنرال موتورز و...
6- سندیکای زمین و مسکن
7- سندیکای انرژی و...
سندیکاهای پنهان مافیا نیز زیرمجموعه‌هایی دارد که عبارتنداز:
1- سندیکای تجاری که حتی در WTO هم نفوذ دارد. البته فعالیت این نوع سندیکا شامل تجارت موادمخدر، سلاح و حتی تجارت زنان و... هم میشود
2- سندیکای مالی که در صندوق بین المللی پول هم رسوخ کرده است
3- سندیکای روشنفکری که نفوذ در مراکز مطالعات استراتژیک، اتاق‌های فکر و... را در دستور کار دارد
4- سندیکای سیاسی مثل باشگاه روم و کمیته 300 که در جابه‌جایی قدرت نقش به‌سزایی دارند
5- سندیکای جاسوسی که در زمینه‌های اطلاعاتی فعالیت می‌نماید
6- سندیکای جنایی که به پولشویی، اداره قمارخانه‌ها، روسپی خانه‌ها، شبکه‌های موادمخدر و اموری چون باجگیری و ترور اشتغال دارند. لازم به ذکر است فعالیت بسیاری از گروه‌های مافیایی در قالب خانواده‌های مافیایی است و خانواده‌هایی همچون مورگان، روچیلد، راکفلر، بوش و ... شناخته شده هستند.
مافیا و جامعه مدرن: تاریخ مافیای کلاسیک با ماکیاولیسم پیوند خورده و در محیط فئودالیسم- که خان گرایی و حاکمیت اشراف را با محوری قراردادن اقتصاد زمین شکل داد- رشد پیدا کرد و در ادامه الیگارشی یا حاکمیت متنفذین را به‌عنوان نمادی برجسته در بطن خود رقم زد تا آن‌که به جامعه مدرن مافیایی گرایید. مافیای مدرن که ماهیتی انگلوساکسونی دارد، مدل اقتصاد مرکانتیلیستی را با تکیه بر بازار آزاد و تفکر لیبرالیسم- همان‌گونه که ذکر شد- به اقتصاد زمین محور اضافه کرد و با اعتقاد به اصولی همچون اعتمادنکردن به افراد و درجهت عکس مافیای کلاسیک که متغیر را تولید اعتماد می‌دانست، سوداگری را پیشه نمود و ضربات زیادی را بر پیکره جوامع وارد آورد. لذا از این حیث است که از مافیا میتوان به قانقاریای سیستمی در جامعه سازی مدرن یاد کرد. (7)