پس از رهنمود رهبر معظم انقلاب مبنی بر آغاز جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم و اندیشه از سوی حوزویان و دانشگاهیان در فضایی علمی و منطقی و همراه با آزادی بیان و اندیشه، اینک بنیاد ملی نخبگان و فعالیت آنر ا می توان دومین گام بسیار مهم نظام جمهوری اسلامی تلقی کرد که در راستای نخبه گرایی و پرورش استعدادهای جوان در راستای منافع حال و آینده کشور برداشته می شود. بی تردید توجه به برگزیدگان و انسانهای شایسته و توانمند در هر جامعه ای از رموز بی بدیل و مقدمات تعیین کننده برای پیشرفت و دستیابی به چشم اندازهای روشن ترقی و توسعه به حساب میآید.
نظام اسلامی که ادوار مختلفی اعم از جنگ و بحران و سازندگی و تضارب آرا دوران 1376 به بعد پشت سر گذاشته اکنون در آغازین سالهای حرکت به سوی افق چشم انداز ایران توسعه یافته در سال 1404 به این نتیجه رسیده که نخبهگرایی، شایسته سالاری و سپردن امور و شئون مملکتی به دست انسانهای توانمند، صالح، برگزیده و با لیاقت یکی از استراتژیک ترین شیوه های اداره جامعه است. واقعیت نیز همین است مادام که اصل شایسته سالاری در یک جامعه بر مبنای آموزه های شریعت اسلام که همان عدالت محوری و قرار دادن هر چیز در جای خود است به منصه ظهور نرسد و عملیاتی نگردد بسیاری از هدف گذاری ها و برنامه ریزی ها در حقیقت آب در هاون کوبیدن است.
اما آیا به صرف گفتن و شنیدن اهمیت جنبش نرم افزاری تولید علم و اندیشه و یا بر بوق و کرنا کردن تاسیس و راه اندازی بنیاد ملی نخبگان می توان انتظار داشت شایسته سالاری و نخبه گرایی در ساختارهای سیاسی و اجتماعی کشور نهادینه شده است؟! آیا دیگر هر نخبه و انسان توانمند و شایستهای منزلت و جایگاه حقیقی و بایسته خویش را بی دغدغه خواهد یافت؟ و اصولا حقوق و الزامات اصل شایسته سالاری و نخبه گرایی در ارکان و شئون سیاست، اجتماع، فرهنگ و اقتصاد رعایت خواهد شد؟!
پاسخ این است که فرآیند دانش پروری و نخبه گرایی و یا تولید دانش و علم برآمده از تلاش و تفکر یک ملت نه با یک اقدام دفعی و مقطعی امکان پذیر است و نه می توان بدون لحاظ بسیاری از پیچیدگیهای اجتماعی و تاریخی یک کشور راهبرد شایسته سالاری را به بوته اجرا گذاشت. لازم است در یک فرآیند طویل المدت و چندین ساله و با فرهنگ سازی رسانه ای و تبلیغاتی، برنامه ریزی نهادهایی چون وزارت علوم و آموزش و پرورش و ... زمینه نخبه گرایی و بکارگیری استعدادهای نهفته و بالقوه این مرز و بوم در مسیر سازندگی، اصلاحات و توسعه فراهم آید.
اختصاص بودجه های کافی برای مراکز پژوهشی و تحقیقاتی، توجه به ارزش علم و دانش در مراحل مختلف(ارزشگذاری)، حمایت از نخبگان و استعدادهای برتر، برنامه ریزی صحیح برای جلب و جذب المپیادهای کشور به جای اینکه عازم خارج از کشور شوند، سرمایه گذاری جدی بر مباحثی چون رفاه و امکانات، آموزش و ترویجی و مواردی از این دست همه و همه در زمره مهمترین راهکارهای استراتژی نخبهگرایی است.