به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، جمهوری تاجیکستان از جنوب با افغانستان، از غرب با ازبکستان، از شمال با قرقیزستان و از شرق با چین همسایه است. تاجیکستان یک کشور محاط در خشکی است که در گذشته راه ابریشم از آن گذر میکرده است. پهناوری تاجیکستان ١٤٣١٠٠ کیلومتر مربع است. این کشور کوهستانی و پربارش منابع آب فراوانی دارد و با جمعیتی حدود هفت میلیون نفر، تاجیکی و ازبک، کشوری مسلمان است.
تاریخ و فرهنگ تاجیکستان با ایران اشتراکات بسیاری دارد؛ چراکه قرنها تاجیکستان جزئی از پادشاهی ایران بود و امروز نیز به واقع میتوان آن را جزئی از محدوده تمدنی ایران بزرگ دانست؛ دین، زبان، فرهنگ و آداب و رسوم مشترک و مشابه ایران و تاجیکستان شاهدی بر این مدعاست.
تاجیکستان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال ١٩٩١(١٣٧٠) استقلال یافت و پس از برکناری اجباری رحمان نبی، نخستین رهبر این کشور پس از استقلال، حکومت جمهوری بر آن حاکم شد. امامعلی رحمانف، که پیشتر رئیس یک مجتمع کشاورزی بود، به مقام ریاست شورای عالی تاجیکستان منصوب و در سال ١٣٧٣، به مقام ریاست جمهوری انتخاب شد. پس از پایان دوره پنج ساله، او دوباره در سال ١٣٧٨ به مدت هفت سال دیگر به این مقام برگزیده شد.
در سال ١٣٨٢، در یک همهپرسی ، ٩٣ درصد مردم به اصلاح قانون اساسی برای انتخاب دوباره رحمانف به ریاست جمهوری رای مثبت دادند، البته منتقدان دولت گفتند که رأی مردم با آگاهی کامل نبوده است. رئیس جمهور کنونی این کشور امامعلی رحمانف که از سال ١٣٧١ تاکنون بر سر قدرت است، توانسته است با ایران روابط خوبی برقرار و ارتباطات دو کشور را روز به روز بیشتر و عمیقتر کند.
کمی پس از استقلال تاجیکستان، جنگ داخلی پنج ساله بین دولت تحت حمایت مسکو و مخالفان اسلامگرا درگرفت، که در این جنگ، دهها هزار نفر کشته و بیخانمان شدند و در سال ١٣٧٦ با وساطت سازمان ملل متحد، پیمان صلح به امضای دو طرف رسید.
میتوان گفت اگر این جنگ در تاجیکستان در نمیگرفت، ایران و تاجیکستان از روزهای ابتدایی استقلال این کشور میتوانستند روابط خود را سامان دهند.
روابط ایران و تاجیکستان تا قبل از فروپاشی شوروی از کانال مسکو انجام میشد، اما بعد از استقلال این کشور، ارتباطات به طور مستقیم و بدون واسطه انجام میشود. بعد از تحولات اخیر با توجه به این مطلب که کلیه جمهوریهای احاطه کننده تاجیکستان در آسیای مرکزی، ترک زبان هستند، تاجیکها ایران را به عنوان وطن فرهنگی خود به حساب میآورند. این کشور به علت اشتراکات فراوان در زبان، فرهنگ، دین و میراث فرهنگی و تاریخی، تمایل زیادی به گسترش و توسعه عمیق روابط با ایران دارد. علاوه بر رفت و آمدهایی که از سال ١٩٩٠ شروع شد، ایران اولین کشوری بود که سفارت خود را در تاجیکستان افتتاح کرد. به این ترتیب خیابانی که سفارت ایران در آن واقع شده است از ماکسیم گورکی به خیابان «تهران» تغییر نام داد.
در جنگهای داخلی تاجیکستان در سالهای ٩٣-1992 ایران از سیاست بیطرفی نسبت به گروههای درگیر پیروی کرد. برقراری تماسهای دوجانبه جدی نشان میدهد که دو کشور تمایل متقابل خود را به برقراری روابط نزدیک تر در عرصه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ابراز می دارند که اساسا ناشی از سنتهای مشترک تاریخی، فرهنگی و دینی و زبان دو کشور است. ایران با وساطت و میانجی گری، سعی در پایان دادن به مناقشات داخلی تاجیکستان داشته و دارد و برقراری آتش بس میان طرفین درگیر بعد از کنفرانس تهران در سال ١٣٧٣(١٩٩٤) گامی در جهت برقراری صلح در این کشور بوده است.
اما اولین دیدارهای رسمی برای عقد قراردادهای این دو کشور عضو اکو برای توسعه روابط دو جانبه به سفر رحمانف به تهران و تبریز در سال ٨٢ باز میگردد و در ادامه آن خاتمی نیز سال ٨٣ به این کشور سفر کرد و مذاکرات رسمی دو کشور آغاز شد.
سپس روابط گسترده دو کشور در دولت نهم پیگرفته شد و با سفرهای متعدد رحمانف و مقامهای رسمی و نمایندگان ایران به این کشور گسترش یافت و رحمانف در دولت نهم برای اولین بار در دی ماه ٨٤ به تهران آمد و احمدی نژاد نیز سال بعد مهمان او شد.
اگرچه خرید هلیکوپترهای روسیه در سال ٨٥ همزمان با سیاست خرید این تجهیزات از سوی ایران، این دو کشور را به سیاست های یکدیگر مشابهتر کرد، اما بحران انرژی در تاجیکستان و گزارش مرگ بر اثر سرمای این کشور از زمستان ٨٥ تاکنون ایران را در عرصه رقابت با ازبکستان و ترکمنستان، حامی کشور ١٨ سالهای کرد که با کمبود گاز و برق دست و پنجه نرم می کرد.
دیدار وزیر نیرو از تاجیکستان در سال ٨٦ نیز در همین راستا صورت گرفت و به این ترتیب باب فعالیتهای بازرگانی نیز در ازای تامین انرژی با پیش دستی ایران آغاز شد.
برنامههای ساخت نیروگاه و پروژه سنگ توده که در دولت خاتمی آغاز شده بود هم چنان در دولت نهم ادامه یافت تا مشکلات هم پیمان ایران هموار شود.
امضای پنج یادداشت تفاهم در سال ١٣٨٦ زمینهای شد تا همکاریهای دوجانبه با برگزاری اجلاس کمیسیونهای مشترک همکاری ایران و تاجیکستان در سال ٨٧ گسترش روابط را مضاعف کند.
این همکاریها تنها در عرصه انرژی خلاصه نشد و همکاریهای علمی در دو سال گذشته برای تبادل دانشجو و تشکیل شعب دانشگاهها و هم چنین انجام برنامههای مشترک مانند دانشگاه پیام نور(١٣٨٥)، دانشگاه شهید چمران (١٣٨٨)، دانشگاه امیرکبیر (١٣٨٨)، دانشگاه فردوسی مشهد (١٣٨٨)، برگزاری نمایشگاه بینالمللی دانشگاهها و مراکز پژوهشی (١٣٨٨) فعالیت در حوزه جوانان را رونق داد و امضای یادداشت تفاهم همکاری دو کشور در حوزه جوانان حضور دانشجویان هم فرهنگ را در دانشگاه های دو کشور به همراه داشت.
برگزاری همایش بینالمللی بزرگداشت مولانا از سوی سازمان یونسکو در دوشنبه نه تنها خشم ایران را به عنوان موطن اصلی این شاعر در پی نداشت بلکه افتخار ایران به یک حوزه تمدنی را به همکاریهای بیشتر سوق داد و مجسمه رودکی نیز به جای لنین در این کشور برپا شد تا نقاط مشترک ایران با این کشور در معرض دید عمومی قرار گیرد، اما روند شکلگیری و ثبات در حکومت ١٨ ساله تاجیکستان شاید این روابط دوستانه فرهنگی را مانند ترکیه به سهمخواهی از میراث فرهنگی و تمدنی سوق دهد.
مبادله کتاب، فستیوال فیلم، برگزاری نمایشنامه، شب شعر، اجرای مسابقات ورزشی، برگزاری سمینار زبان فارسی، هفته فرهنگ و چاپ و توزیع قرآن با ترجمه فارسی، مبادله دانشجو، تربیت کادر دیپلماتیک، آموزش در دوره های کوتاه مدت بانکداری و بیمه و همچنین آموزش زبان فارسی از دیگر فعالیتهای فرهنگی ایران در تاجیکستان به شمار میرود. فعالیتهای مشترک تنها به جوانان و علم محدود نشد، بلکه همکاریهای ورزشی (١٣٨٨) را نیز به دنبال داشت.
تاسیس کارخانه پوشاک (١٣٨٦)، نشست بازرگانان ایران و تاجیک(١٣٨٦) نیز از جمله فعالیت های اقتصادی مشترکی بود که ایران برگ برنده را در آنها در دست داشت.
ایجاد نیروگاههای کوچک تولید برق آبی با توجه به وجود منابع آبی بسیار زیاد و نیاز به انرژی برق، صنایع مرتبط با امور ساختمانی، صنایع غذایی و بهداشتی، صنایع تبدیلی همچون کنسرو سازی و کنسانتره آبمیوه ومخابرات و راه سازی از جمله زمینه های مشترک همکاری اقتصادی و عمرانی بوده است.
زبان فارسی به عنوان زبان مشترک دو کشور فعالیتهای هنری، سینمایی و تلویزیونی را وارد سطح جدیدی از روابط کرد و ملتی را که در تاریخ ایران سهمی گسترده در ادبیات داشته، به دیدن برنامههای تلویزیونی ایران کشاند. اهدای ٣٠ سریال، تله فیلم و انیمیشن به تلویزیون تاجیکستان، تولیدات طنز ایران بر روی آنتن کشور همسایه، همکاری رادیو جوان با این کشور شاهدی بر این مدعاست. اگرچه باید از یاد نبرد که خودرو ملی S231 ایرانی نیز قرار است امسال از سایپا به تاجیکستان برسد و علاوه بر استفاده مشترک از تولیدات فرهنگی یکسان، استفاده از صنایع ایرانی نیز فرهنگ ایرانی را به این کشور با خود به همراه خواهد برد و با تعطیلی آخرین شبکه روسی در تاجیکستان از فروردین ماه امسال و تدریس دین اسلام در مدارس این نفوذ میتواند مستحکمتر شود.
رفت و آمدهای سالانه دو رییس جمهور از سال ٨٤ هماهنگی و حمایت از سیاستهای ایران را با تاجیکستان به همراه داشت؛ دیدار مشترک وزرای بهداشت، بازرگانی و نیرو هم چنان هم در دیدارهای رسمی گنجانده شد. همان گونه که رحمانف در سال ١٣٨٨ گفت که " ایران متحد راهبردی ماست" تهران و دوشنبه با محوریت فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی روابط سیاسی خود را سامان دادند و با تاکید بر لزوم ایجاد نظام اقتصادی مستقل در منطقه، از ایجاد منطقه آزاد تجاری به عنوان یکی از اولویتهای کاری اکو صحبت می کنند و در این راستا تاجیکستان بر آن شد تا قدم اول را بردارد و به این ترتیب گسترش مناسبات تجاری و اقتصادی روسیه با پاکستان و تاجیکستان در سال جاری انجام شد.
حمایت رهبر معظم انقلاب اسلامی از این روابط در دیدار رئیس جمهور تاجیکستان مبنی بر اینکه " ایران برای ارایه پیشرفتهای چشمگیرش در عرصههای گوناگون به کشورهای دوست آماده است" شاهدی برای توسعه این روابط است، اما تاکنون تاجیکستان از دیگر کشورها گوی رقابت را ربوده است و با موضعگیریهایی نظیر موضع گیری رمضان میرزایف، سفیر تاجیکستان در تهران، درباره حل مساله هستهیی ایران از راه دیپلماتیک هم پیمانی ها دو چندان شد.
تاکنون بیش از ١٥٠سند همکاری بین دو کشور امضا شده است؛ سال ١٣٨٧ با توجه به گسترش روابط فرهنگی، علمی و اقتصادی - بازرگانی بین ایران و تاجیکستان در تاریخ ١٨ ساله روابط این دو همسایه سهیم در خزر نقطه عطفی بود، اما واقعیت این است که برگزاری نشست سهجانبه سفرای فارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان در آنکارا در شهریور ماه سال جاری نشان دهنده نزدیک شدن تاجیکستان به اهداف دولت خود در سیاست خارجی است.
در پایان سال ١٣٨٧ بر همه عیان شد که ایران و ترکیه اولویت اول این کشور در سیاست خارجی است و این نشست نیز با وجود اجماع دو کشور دیگر گامی برای دست یابی تاجیکستان به اهداف سیاست خارجی خود بود. البته قرار بود بر این اساس ایران و افغانستان با تاجیکستان برادر باشند و نشست معاونین وزرای خارجه ایران، افغانستان و تاجیکستان در کابل برگزار شد، اما تاجیکستان امسال کنترل مرزهایش را با افغانستان افزایش داده است.
به این ترتیب ایران همپیمان اول جمهوری تاجیکستان در تاریخ سیاسی کوتاه مدت آن است و ترکیه و افغانستان قدمهای بعدی که با همراهی ایران هموار خواهند شد.
در حال حاضر روابط دو کشور مساعد است. چندی پیش توافقنامهای بین سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان به عنوان کشورهای فارسی زبان منطقه به امضا رسید که سطح روابط آنها را به طور قابل توجهی افزایش می دهد.
روابط ایران با تاجیکستان روزهای موفقی در دو سال گذشته را سپری کرده است زیرا امامعلی رحمانف، در پایان سال ٨٦ در گفتوگویی گفت:" من اهمیت فوقالعادهای برای تلاشهای گفتوگو بین مذاهب و بین تمدنها قائلم. این گفتوگوها برای شرق و غرب ضروری است. غیر ممکن است که مناقشات در خاورمیانه را از طریق اقدامات نظامی حل کرد. تنها راهحل ممکن گفتوگو و آشتی است. من هیچ راه دیگری که منجر به برقراری صلح پایدار شود، نمیشناسم. هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوان آن را از طریق گفتوگو و آشتی حل کرد و اگر ما بتوانیم به راحتی مردم را دوست بداریم فقط به این دلیل که همه از یک خدا خلق شدهایم، همانطور که مولانا گفته، اکثریت مشکلات حل میشود."
اما آیا آینده روابط در منطقه با وجود چراغ سبز او به ناتو به این شکل باقی می ماند یا تاجیکستان این بار برگ های برنده روابط را در دست خواهد داشت؟ آیا با دریافت کمک ٤٠/٥ میلیون دلاری با نام کمک بشردوستانه از ٣٦ کشور که در صدر آنها آمریکا و روسیه به چشم می خورد، هم چنان تاجیکستان استقلال روابط خارجی خود را حفظ خواهد کرد؟ آیا همکاری با ناتو آغازی برای روابط کشورهای شمالی ایران برای تغییر معادلات در افغانستان و خزر نیست؟ آیا مقامات کشورمان در تعامل با این کشور نوپای ١٨ ساله تلاش خواهند کرد که یک روابط برد - برد را در پیش بگیرند یا در آینده که این کشور مشکلات داخلیاش را حل کرد مانند ترکیه سعی بر به نام خود زدن میراث و شخصیتهای فرهنگی ایران خواهد کرد؟
پاسخ به این پرسشها آینده روابط ایران و همسایه شمالی را شکل خواهد داد.