تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۲۵۹۸۳
تهدید نرم در فاز عملیاتی

رضا رمضانی
در دهه گذشته با افزایش قدرت نرم و بازیگری ایران در منطقه به خصوص پس از سال 84 وبا پیروزی دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم آمریکایی ها با ناممکن دانستن حمله نظامی به ایران تهدید نرم را وارد فاز عملیاتی کردند.
برخی از کارشناسان نظامی معتقدند چنانچه اصلاح طلبان در دوره نهم بار دیگر در راس امور کشور بودند دولت بوش حتما به ایران حمله نظامی می کرد.
در این راستا مارک پالمر، در گفتگویی با روزنامه امریکایی نیویورک تایمز، صراحتا با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرد و اعلام نمود:
“ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در خاورمیانه و هارتلند نظام بین الملل، به قدرتی کم بدیل تبدیل شده که دیگر نمی توان با یورش نظامی آن را سرنگون کرد.”
سه طرح استراتژیک آمریکا با پیروزی اصولگرایان در سوم تیر 84 شکست خورد. طرح خاورمیانه بزرگ و در دل آن شبکه سازی از مسلمانان لیبرال منطقه، مهندسی معکوس فوکویاما که با هزینه های میلیاردی در سال 1986 تدوین شده بود و طرح فروپاشی شیعه در سال 2010 که مایکل برانت روی آن کار کرده بود به شکست انجامید و در مقابل گفتمان انقلاب اسلامی پیروز شد و بواسطه آن اقتدار شیعه بالا رفت و خیلی از معادلات تغییر کرد.
دشمن به فاصله سه تا 4 ماه بعد از انتخابات سال 84 ، خود را بازیابی و آسیب شناسی نمود و کمیته خطر جاری را مجددا راه اندازی و این کمیته در مهرماه 84 توصیه های راهبردی خود را اعلام کرد.
برخی از راهکارهای پیشنهادی، کمیته خطر جاری در خصوص مهار جمهوری اسلامی ایران شامل موارد زیر است:
1. ایران باید در صدر برنامه سیاست خارجی امریکا در چهار سال آینده قرار گیرد. واشنگتن اکنون به رویکرد جدیدی نیاز دارد. باید همه نیروها برای این استراتژی بسیج شوند. باید درس های گذشته مورد بازبینی قرار گیرد، درس هایی که از فروپاشی بلوک شرق به یادگار مانده و همچنین درس هایی که در تغییر حکومت ها در کشورهایی همچون شیلی یا اندونزی گرفته شد.
2. درباره فعالیت های هسته ای ایران باید با احتیاط، دوراندیشی و چندجانبه عمل کرد. باید فشارها را بر ایران بیشتر کرد و در صورت استنکاف ایران، پرونده این کشور را به شورای امنیت فرستاد. اگرچه اولویت اول، اعمال فشار دیپلماتیک از طریق متحدان به گونه ای است که ایران داوطلبانه از فعالیت ها و برنامه های هسته ای خود چشم پوشی کند.
3. باید شبکه های متعدد رادیو و تلویزیونی برای ایرانیان تدارک دید و پیام های خود را با پیشرفته ترین فناوری روز به دست مردم ایران رساند.
4. گفتگو با دولت ایران هم باید در دستور کار باشد. ما باید تعامل خود را برای دیدار با مقامات ایرانی و بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگرانی دو طرف نشان دهیم.
5. باید قدرت سپاه و بسیج را از میان برد و در وزارت اطلاعات تغییرات اساسی ایجاد و یا به طور کلی آن را حذف کرد. تضعیف ستون های حمایتی حکومت ایران که همانا سرویس های نظامی و امنیتی این کشور می باشند، باید در دستور کار قرار گیرد.
6. این کشور علاوه بر برنامه هسته ای اش، با حمایت گروه هایی چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامی و گروه هایی در عراق، از تحقق منافع امریکا در منطقه جلوگیری می کند. از سوی دیگر، ثروت رو به رشد ایران، توانایی و ظرفیت این کشور را در داخل و منطقه افزایش می دهد. فرصتی که در این میان وجود دارد، استفاده از ضعف سیاست های اقتصادی و اختلافات درونی ایران است.
7. حمایت از اپوزیسیون هم می تواند از عوامل موثر برای تغییر رژیم ایران باشد. سفر فعالان جوان خارجی از کشورهای همسو با ایالات متحده به ایران، راه دیگری در این رویکرد است. این افراد می توانند تحت پوشش جهانگرد وارد ایران شوند و در صورت نیاز به جنبش های مدنی و نافرمانی مدنی بپیوندند.
8. دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل های دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی از ابزارهای مهم فشار بر ایران است.
9. دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک هم اقدام مهمی است. این کار در صربستان، فیلیپین، اندونزی و شیلی و کشورهای دیگر جواب داده است. باید افراد از سوی مقامات امریکایی انتخاب شوند نه نهادهای ایرانی.
10. باید فعالیت ان.جی.ا های امریکایی را در ایران تسهیل کنیم و به صدور ویزا همت گماریم.
11. سفارتخانه های کشورهای دیگر هم می توانند در تهران برای ما موثر باشند. کمک مالی به خانواده های زندانیان و گروه های مخالف حکومت و حتی نظارت یا مشارکت در اعتراض ها، از جمله این راه های تاثیرگذار است. کنگره باید تصویب قانونی به نام آزادی ایران را بررسی کند تا از طریق آن حمایت کافی از آن به عمل آورد.
کمیته ی خطر جاری در پایان به مقامات کاخ سفید و دستگاه دیپلماسی امریکا چنین توصیه می کند:
“بعضی می گویند ایران آن طور که بعضی تحلیل گران ادعا می کنند، در آستانه یک انقلاب نیست و ما فقط باید با تهران گفتگو کنیم. بعضی دیگر می گویند، گفتگو، فقط حکومت ایران را تقویت و محکم می کند و باید از طریق انزوا و تقویت مخالفان داخل و خارج حکومت در جهت تغییر این رژیم تلاش کرد. کمیته خطر جاری معتقد است که واشنگتن به رویکرد جدیدی نیاز دارد. رویکردی که مبتنی بر به رسمیت شناختن تهدید ایران از یک سو و ستایش فرصت های ناشی از این وضعیت از سوی دیگر باشد. توصیه این کمیته، اتخاذ استراتژی صلح آمیز، اما موثر برای به مشارکت طلبیدن مردم ایران است.”