تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۱۲۶۳۴۵

آرنو ویدمن: طارق رمضان یکی از مناقشه‌برانگیزترین متفکران اسلامی حال حاضر در اروپا است که نامش با نظریه اسلام اروپایی گره خورده است. رمضان معتقد است ادغام مسلمانان اروپایی مدت‌های طولانی است که از یک پروژه به واقعیت پیوسته است. در کنفرانسی که چندی پیش برگزار شد متالهه اسلامی طارق رمضان با یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی دیدار کرد. موضوع بحث این پرسش بود که چه چیز آینده روابط میان اروپای مدرن و اسلام را شکل خواهد داد.
بیست‌وسوم ژوئن 2008 جلسه‌ای به‌یاد‌ماندنی برگزار شد. طارق رمضان، یکی از بحث‌برانگیزترین مدافعان مسلمانان اروپایی با یورگن هابرماس فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی سنت نظریه انتقادی دست داد‌ اما این دو تن سعی نکردند در یک گفت‌وگوی دو نفره یا جدل و مناقشه با یکدیگر درگیر شوند. هیچ جایی برای بحث از چنین مواردی در کنفرانسی با عنوان «مسلمانان و یهودیان در اروپای مسیحی» نبود. رمضان بیست دقیقه سخنرانی کرد و هابرماس هم سؤالاتی از او پرسید. همچنان که هابرماس هم اشاره کرد نقش این‌دو چندان با یکدیگر یکسان نبود. با این‌همه نتیجه جلسه بسیار تأثیرگذار بود.
طارق رمضان بحث خود را با نقل قولی از مطالعه مجملی شروع کرد که نشان می‌دهد 80 درصد مهاجران اروپایی از کشورهای اسلامی سعی نمی‌کنند مسلمان بودن خود را به رخ کشند. بنابراین اکثر موضوعات مذهبی که تاکنون به عنوان مشکل ادغام مسلمانان در جامعه‌ای اروپایی مطرح شده است ربطی به مسلمانان نداشته است. با این‌حال هنوز هم نگاه بدبینانه‌ای بدان‌ها وجود دارد. پرداخت مالیات، بیمه سلامتی و امنیت اجتماعی، انجام وظایف شهروندی خود و اطاعت از قوانین کافی نیست. هر کسی که رنگ پوست‌اش متفاوت باشد، یا نامی متفاوت و خاص داشته باشد، و حتی چه بسا زبانش مشکلی داشته باشد مدرکی است نسبت به بیگانگی او.
حقوق یکسان برای همه شهروندان
در حال‌حاضر بحثی در هلند وجود دارد مبنی بر اینکه به‌واقع هیچ‌کس نمی‌داند در خانه‌ها چه چیزی و به چه زبانی به فرزندان مهاجران تعلیم داده می‌شود. طارق رمضان لبخندی طعن‌آمیز می‌زند و می‌گوید: «پس تفکیک حوزه عمومی از حوزه خصوصی چه می‌شود؟ حمایت از حوزه خصوصی کجا رفته؟» او به این نکته اشاره می‌کند که باید به واسطه این عناصر بنیادین جامعه مدنی، از حوزه عمومی لیبرال دفاع کرد. به اعتقاد او همه شهروندان باید از حقوقی یکسان برخوردار باشند.
اما در واقعیت، وضع بسیار متفاوتی جریان دارد. مهاجران شهروندان درجه دو محسوب می‌شوند. قوانینی که برای افراد بومی یک ملت به کار می‌رود در مورد آنها اجرا نمی‌شود. طارق رمضان ابرویی بالا می‌اندازد، این آن‌چیزی نیست که ارزش‌های اروپایی نامیده می‌شود. اروپا به مهاجران خود نیاز دارد و نمی‌تواند بدون آنها سبک زندگی متداول خود را داشته باشد. بنابراین باید که با آنها کنار بیاید و زندگی کند. اروپا باید درک کند که همبستگی با مسلمان ساکن در آن دیگر یک پروژه نیست بلکه یک واقعیت است. هویت اروپایی، به باور رمضان، طی دهه‌های گذشته تغییر کرده است. حالا دیگر مسلمانان و اسلام هم، بخش و جزئی از این هویت هستند.
عجیب اینجا است که امکان پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا مناقشه‌ای را بر سر این موضوع به راه انداخته که آیا اروپا می‌تواند کشوری اسلامی - و دولتی سکولار در آن - را در برگیرد یا خیر، درست در همان حال که میلیون‌ها مسلمان در طول زمان تبدیل به اروپایی‌هایی خوب شده‌اند. آنچنان بخش عمده‌ای از تاریخ اروپا نشان می‌دهد، مسلمانان لااقل به مراتب اروپایی‌هایی بهتر، مداراجوتر و گشوده‌تر از خود اروپایی‌ها هستند. «آنها از ما می‌خواهند که حتی از خود اروپایی‌ها هم اروپایی‌تر باشیم».
اروپا حتی به خود هم بی‌اعتماد است
اروپا باید تصویر جدیدی از خود بسازد. هر کسی که در اروپا از «ما» و «آنها» سخن می‌گوید باید دریابد که «آنها» مدت‌هاست از «ما» شده‌اند. یک اروپای بدون مسلمانان غیر‌ممکن شده است. یورگن هابرماس با ابراز این جملات آشکارا نشان می‌دهد تحت‌تأثیر حرف‌های طارق رمضان قرار گرفته است. به اعتقاد او باید دریافت که با معضل مسلمانان روبه‌روست. فرهنگ غالب مسیحیت سکولار، به‌ویژه در آلمان، می‌داند چه راه درازی تا ارزش‌های اروپایی پیش‌رو دارد و تا‌کنون چه پس‌روی‌هایی صورت گرفته است. و نهایتاً اینکه چه فشارهایی را از بیرون متحمل شده تا مداراجویی را بیاموزد.
هابرماس بر این باور است که ریشه بی‌اعتمادی نورسیده در بی‌اعتمادی اروپا در خود نهفته است. و این امر هم ناشی از تجربه‌هایی است که اروپا از سر گذرانده است. بدین‌ترتیب هابرماس از طارق رمضان سؤالی را می‌پرسد: «نظرتان راجع به این ایده اسقف اعظم کانتربری چیست که معتقد است باید به مسلمانان بریتانیا اجازه داد تا اعمال‌شان در موارد مشخص به جای قوانین دادگاه بریتانیایی بر مبنای قوانین شریعت قضاوت شود؟»
«ما نیازی به دادگاه‌های مختص خودمان نداریم»
رمضان پاسخ می‌دهد: «اسقف اعظم دعوت به تشکیل حوزه قضایی موازی نداده است». او موافق این ایده نیست که با مسلمانان انگلیس بر مبنای قوانین خود و با دیگران بر اساس حقوق عرفی برخورد شود. در عوض، نظر او مسئله‌ای است درباره اینکه آیا، در درون خود حقوق عرفی، باید دادگاه‌های خاصی برای گروه خاصی تشکیل شود.
این امر نقداً در انگلیس برای مسائل مشخص در نظر گرفته شده است. محض نمونه برای اجتماعات یهودی. همه آنچه اسقف اعظم گفت و نوشت این بود که این قضیه باید برای مسلمانان هم امکان‌پذیر باشد. به گمانم حق با اوست. پاسخ من این است که این امر قانونی است. اما به نظرم غیرضروری است. ما نیازی به دادگاه‌های مختص خودمان نداریم. گذشته از این، می‌توانم تصور کنم که به‌طور کلی با چنین احکام و قضاوت‌های قانونی که توسط محققان مسلمان اتخاذ می‌شود موافق نباشم.
یان بروما نویسنده آلمانی هم در جلسه و در میان مخاطبان حضور داشت و از طارق رمضان پرسیدچرا او به جای محکومیت فوری کشورهای اسلامی‌ای که در آنها قانون سنگسار اجرا می‌شود، موافق مهلت دادن به آنها است. «من مخالف سنگسار هستم. و همچنین مخالف اعدام، شکنجه و مجازات جسمانی. به مناسبت‌های مختلف هم به وضوح، مخالفت خود را با آن اعلام کرده‌ام. اما هیچ دولتی در دنیا این قوانین را به واسطه اینکه من، یا ما، بگوییم الغا نمی‌کند. بنابراین من حداقل معتقد به ضرب‌الاجل دادن به چنین دولت‌هایی هستم تا دیگر به کسی آسیب نرسد.
مفتی مصر اعلام کرد که این نظر ایده‌ای معقول و منطقی بود، و دیگر چهره‌های مهم اسلامی هم با او هم‌نظر شدند. به اعتقاد من سنگسار، اعدام و مجازات جسمانی غیر‌اسلامی است و از اسلام چنین چیزی در نمی‌آید. گروه برجسته‌ای از مسلمانان هم همین عقیده را دارند. اگر به مباحث مربوط به مجازات اعدام در ایالات متحد بنگرید متوجه می‌شوید که اعطای مهلت قانونی همواره نقش مهمی را در آنجا بازی کرده است.»
طارق رمضان آشکارا آشفته به نظر می‌رسد و صدای خود را بلند می‌کند. آنچه که تعداد کمی از مردم می‌دانند این است که این موضوع به یک درگیری شخصی بر می‌گردد و تداعی‌کننده آن است. برادر طارق رمضان، هانی رمضان علناً از سنگسار زانیه دفاع می‌کند و در نتیجه از ابتدای سال 2009 بالاجبار از خدمات عمومی در ژنو محروم می‌شود.
پدربزرگ طارق رمضان حسن‌البنا، بنیانگذار جنبش اخوان‌المسلمین مصر، یکی از مهم‌ترین جنبش‌های اصلاح‌طلب اسلامی در نیمه اول قرن بیستم است که توسط قدرت حاکم مصر در 1949 کشته شد. پدر طارق، سعید رمضان در 1954 به اروپا گریخت و دکترای خود را گرفت و به یکی از مشهورترین مبلغان اسلامی در اروپا تبدیل شد.
مسلمانان؛ اولین اروپایی‌های واقعی؟
تاکنون سه نسل از خانواده رمضانی‌ها روی مسئله ارتباط میان اروپای مدرن و اسلام کار کرده‌اند. در تاریخ جدید اروپایی که قرار است، به جای تکیه بر نظریه قاره مسیحی از دست‌رفته، بر مبنای اروپای امروزی نوشته شود، خانواده رمضان نقشی کلیدی خواهند داشت.
سال‌های زیادی طول کشید تا آلمانی‌ها دریابند این یهودی‌های آلمانی بودند که دقیقاً اولین آلمانی‌ها محسوب می‌شدند. اکثر آلمانی‌ها پیش از آنکه خود را آلمانی بدانند، اهل هس، فرانکفورتی، باوارین یا پالاتیناتی می‌نامیدند. یهودی‌ها که شانسی نداشتند برای اینکه خود را باوارین در نظر بگیرند، بنابراین تصمیم گرفتند آلمانی باشند. چه بسا اروپا هم امروزه در چنین وضعیتی باشد.
ایرلندی‌ها که نخستین و جلو‌ترین ایرلندی هستند، دانمارکی‌ها هم اولین دانمارکی، آلمانی‌ها هم همین‌طور، بلژیکی‌ها نیز یا فلاندری هستند یا والونی؛ پس مهاجرانی که شانسی برای ایرلندی‌بودن، دانمارکی بودن، آلمانی بودن نداشته‌اند اما انتظار داشته‌اند بیشتر از خود اروپایی‌ها اروپایی باشند، انتخابی نداشته‌اند جز اینکه اروپایی شوند. این مهاجران اولین اروپایی‌های واقعی خواهند بود. بدون مسلمانان اروپایی نمی‌توانست در کار باشد.