تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۱۲۶۵۹۲

هر از گاهی انگشت اتهام مقام های قضایی آرژانتین به بهانه انفجار مرکز یهودیان بوینوس آیرس (آمیا) در سال ۱۹۹۴ به سوی ایران نشانه می رود، به راستی راز و رمز این حرکت موجی و مطرح شدن و مسکوت ماندن دوره ای پرونده انفجار آمیا چیست؟
بنابر شواهد و قراین ، در مقاطع مختلف و بنا به نیاز محافل و منابع آمریکایی ـ صهیونیستی کالبدشکافی این پرونده صورت می گیرد، آن هم به طریقی ناقص و به شیوه ای که مسئولان ایرانی در مظان اتهام قرار گیرند و بعد با تکرار و به کار گیری شیوه های مدرن تبلیغی از سوی رسانه های وابسته و یا تشنه خبر و جنجال تازه، سعی می شود جایگاه مدعی و متهم تغییر یابد. اگرچه بنابر ادله محکم مانند حکم دادگاه بین المللی انگلیس و مجمع عمومی اینترپول (پلیس بین الملل) اتهام قابل قبولی متوجه ایران نیست، اما در این مجال سعی خواهد شد به پرونده آمیا از نگاه و زاویه ای تازه تر پرداخته شود و به قدر وسع کنکاشی در لایه های زیرین ماجرا صورت گیرد. هرچند به واسطه ماهیت شدیداً سیاسی پرونده در دوره ای برخورد احتیاط آمیزی از سوی رسانه های ایرانی با ماجرا صورت می گرفت ، اما حالا که بدون هیچ مدرک و سند تازه باز هم صحبت از نقش ایران در این ماجرا به میان می آید و در حالی که ایران در موقعیت کاملاً برتر قضایی قرار دارد، بهترین فرصت بازگویی ناگفته های پرونده آمیا برای افکار عمومی است. شاید از همین رو بود که چند روز پیش کاردار ایران در بوینوس آیرس به درخواست خود به ملاقات قاضی پرونده رفت، با او دست داد و در کنار قاضی تحقیق قرار گرفته و با ارائه اسناد و مدارک به رد اتهام علیه ایران پرداخت، حرکتی که نه تنها رسانه های آرژانتینی بلکه خانواده های قربانیان آمیا را نیز تحت تأثیر قرار داد، چرا که دریافتند ایران خود مدعی روشن شدن ابعاد واقعی ماجراست و با اعزام یک دیپلمات حقوقدان نزد قاضی آرژانتینی و افکار عمومی جهانیان حرف هایی شنیدنی مطرح کرده است که باید به آن گوش سپرد. حرف هایی که خبرنگاران ایرانی نیز مدت هاست نوع رسانه ای و خواندنی و شنیدنی آن را با ممارست گردآوری و پردازش کرده اند و از این به بعد نوبت آنهاست که بیشتر سخن بگویند.
 انتخاب آرژانتین به کدام علت؟
بسیاری از ایرانیان ، آرژانتین را با ستاره محبوب فوتبال «دیه گو مارادونا» یا تیم فوتبال مطرح این کشور در رقابت های جهانی می شناسند، برخی محصولات این کشور مانند فرآورده های دامی آرژانتین هم برای ما آشناست، اما این ها همه آنچه در آرژانتین بوده و می گذرد نیست . تعلق خاطر یهودیان به این سرزمین داستانی شنیدنی دارد . بعد از جنگ دوم جهانی برای تشکیل دولت اسرائیل ۳سرزمین موردنظر بود، فلسطین در خاورمیانه، کنیا در آفریقا و آرژانتین در آمریکای جنوبی . پس از آن که فلسطین به خاطر جایگاه ویژه آن در میان مسلمانان و اعراب و قرار داشتن در کانون منطقه استراتژیک خاورمیانه و همجواری با منابع مهم انرژی برای تشکیل دولت صهیونیست های یهود انتخاب شد، توجه ویژه به آرژانتین هیچ گاه از دستور کار آنها خارج نشد، کشور آرژانتین با وسعتی ۲ برابر ایران، از نصف جمعیت ما برخوردار است و به لحاظ حاصلخیزی و توان بالقوه تولیدات کشاورزی به تصریح فائو (سازمان جهانی کشاورزی و خواربار) انبار غلات جهان محسوب می شود، با توجه به پایان پذیر بودن منابع انرژی فسیلی در خاورمیانه و منازعات آینده جهان، همچون بحران آب و مواردی از این دست، می توان دریافت که چرا لابی صهیونیسم از سرزمین پهناور و حاصلخیز اما فقیر آرژانتین به راحتی دست برنداشته است.
بعد از نیویورک و اسرائیل، آرژانتین سومین کلنی یهودی نشین دنیا محسوب می شود. این سرزمین همچنین سومین کلنی ارمنی نشین دنیاست و آمار عرب تبارها بخصوص سوری ها در آن بالاست، از این رو در این کشور شاهد اختلاط فرهنگی و نژادی غریبی هستیم تاحدی که دستگاه سیاست خارجی آن نام وزارت امور خارجه و مذهب را به خود دارد و علت این نامگذاری همان گوناگونی مذاهب و فرهنگ ها در آنجاست.
از سال ۱۹۸۹ میلادی اصطکاک لابی صهیونیسم با هیأت حاکمه آرژانتین بالا گرفت ، نباید از یاد برد که این منازعه میان یکی از بدهکارترین کشورهای دنیا و به لحاظ اقتصادی ضعیف ترین آنها با ثروتمندترین و پرنفوذترین لابی در جامعه آرژانتین رخ داد و این روند در سال ۱۹۹۲ و با انفجار سفارت اسرائیل در بوینوس آیرس به یک نقطه عطف رسید . انفجاری با ۲۹ نفر کشته که نخستین نقطه تماس علنی آرژانتین با مسائل خاورمیانه را شکل داد ، بعدها در سال ۹۴ و با انفجار مرکز فرهنگی یهودیان (آمیا) با ۸۵ کشته، انفجار سفارت اسرائیل به محاق رفته و کمتر از آن سخن به میان آمد ، انفجاری که اتفاقاً باید بدان پرداخت تا ماجرای آمیا بهتر روشن شود.
 اسرائیلی‌ها کارلوس منم را دوست نداشتند
سال ۱۹۸۹ میلادی «کارلوس منم» یک مسلمان عرب تبار ، رئیس جمهور آرژانتین و در واقع کشوری می شود که صهیونیست ها از دیرباز برای آن نقشه و برنامه های زیادی داشته اند. «کارلوس منم» پس از روی کار آمدن ، تلاش کرد عرب تبارهای مسلمان را در پست های کلیدی کشور بگمارد، بعضی از افراد منصوب «منم» حتی زبان اسپانیایی را به درستی نمی دانستند و اغلب آنها از سوریه و لبنان به آرژانتین آمده بودند. «کارلوس منم» ارتباطات وسیعی را هم با کشورهای اسلامی، بخصوص عراق صدام سامان داد و در جنگ ایران و عراق، آرژانتین یکی از منابع تأمین تسلیحاتی صدام بود . بنابر اسناد و مدارک موجود موشک های پیشرفته کندور توسط آرژانتین به صدام رسید و در آن مقطع انواع سلاح ها از مقصد آرژانتین به سمت عراق در حرکت بود. با وجود مخالفت اسرائیل با انقلاب اسلامی ایران، سرویس های جاسوسی اسرائیل صدام را هم یک خطر بالقوه برای اسرائیل می دانستند که ممکن است در آینده از کنترل آمریکا و دیگر حامیان خارج شود، ضمن این که اسرائیلی ها کلاً با نقش گیری عرب تبارها در آرژانتین و روابط شکل گرفته با کشورهای مسلمان مخالف و بابت آن نگران بودند. در ماجرایی، یک کشتی حامل سلاح و موشک در سواحل بوینوس آیرس به بندر برگردانده می شود که بنابر اطلاعات منابع محلی بخشی از این سلاح ها به سفارت اسرائیل انتقال می یابد. با وقوع انفجار در سفارت اسرائیل، نخستین فرضیه ای که مطرح می شود انفجار از درون سفارت و به علت انجام آزمایش روی سلاح هاست . برخی هم صهیونیست های افراطی را عامل این انفجار می دانند . به هر حال این انفجار چند ویژگی دارد، از جمله این که هیچ کدام از دیپلمات ها و نیروهای امنیتی اسرائیل در آن کشته نمی شوند (چون در محل نبوده اند) و دیگر این که سفیر وقت اسرائیل در مصاحبه ای اعلام می کند که سفارتش دارای انبار نگهداری سلاح نبوده است که ظاهراً اقراری بوده بر بی اطلاعی او از فعالیت سرویس های جاسوسی کشورش، چرا که فوراً عزل شده و فردی اطلاعاتی به نام «اسحاق آویران» جانشین او می شود که حدود سال اسناد و مدارک موجود درباره انفجار سفارت را جمع وجور می کند. دولت «کارلوس منم» بعد از انفجار سفارت، متهم به این اقدام می شود . اسرائیلی ها، عرب تبارها و مسلمانان را مقصر معرفی می کنند، در نهایت کارلوس منم مجبور به عزل معاون خود شده و یک یهودی را جانشین او می سازد.
معاون منم بعداً فرماندار ایالت بوینوس آیرس می شود . پس از آن وزیر کشور هم تغییر کرده و یک یهودی به جای وی منصوب می شود. در این میان مطالب و اتهاماتی راجع به ایران هم از سوی اسرائیلی ها مطرح می شود، با این اوصاف شورای عالی قضایی آرژانتین در رأی خود انفجار سفارت را از داخل می داند . همین طور انجمن مهندسین آرژانتین هم انفجار از داخل را تأیید می کند . اگر داخلی بودن انفجار بیشتر علنی می شد مسلماً برای دولت پذیرنده (آرژانتین) مشکلات بیشتری ایجاد می کرد، از این رو با فشار همسو صهیونیست ها و برخی منابع دولتی، چند نفر از شورای عالی قضایی استعفا وپرونده به یک قاضی واحد سپرده شده و در بازگشایی مجدد پرونده فرضیه انفجار از بیرون پیگیری می شود . با انفجار مرکز فرهنگی آمیا در سال ۹۴ به لحاظ کشته های بیشتر و فراهم آمدن بستر مناسب تر برای تحریک افکار عمومی، پرونده انفجار سفارت کنار رفته و انفجار جدید (دوسال بعد از انفجار سفارت) محور جدید فعالیتسیاسی ـ تبلیغی اسرائیل و لابی صهیونیسم علیه ایران را شکل می دهد. کارلوس منم رئیس جمهوری از جمله افرادی است که ایران را متهم می کند، هر چند بعدها از این حرف برمی گردد. «منم» در همین سال ها پسرش را با شلیک یک گلوله از زمین به هلی کوپتر حامل او از دست داده است. همسر منم پسرش را قربانی رقابت های داخلی می داند. رقیب منم «دوالده» که قبلاً معاون او بوده از نیروی مورد اتهام پلیس حمایت می کند، لابی صهیونیسم به شدت فعال شده و همه را در آرژانتین به جان هم انداخته و تلاش دارد از فضای غبارآلوده سیاسی آرژانتین پس از انفجار مرکز فرهنگی یهودیان بیشترین بهرهرا علیه ایران ببرد، اما با بازخوانی رسانه ها و برخی مدارک دیگر در مقطع مذکور اطلاعات جالبی به دست می آید . اطلاعاتی که بعضاً در مقاطعی کاملاً اتهام ها را از ایران مبرا کرده و به خاطر آن پرونده مدتی مسکوت مانده است. از جمله جالب ترین این اتفاقها روشن شدن ماجرای فساد و رشوه دهی قاضی گالیانو به شهود ضدایرانی پرونده است که به آن خواهیم پرداخت.
ناگفته نماند دولت «کارلوس منم» رئیس جمهوری وقت آرژانتین (۹۹ـ۱۹۸۹) در دوره حاکمیت خود اصولا نتوانسته بود پرونده انفجارهای آرژانتین را به نتیجه برساند. حتی منم و برخی از مقام های بلندپایه دولت وی به عنوان متهم و مظنون، به دادگاه احضار شدند. دولت های بعدی آرژانتین نیز با وجود پیگیری پرونده از نتیجه گیری و ختم پرونده عاجز ماندند. تا این که در دوره حکومت انتقالی «ادواردو دوالده» به دستور وی سازمان اطلاعات و امنیت اسرائیل نخستین گزارش رسمی خود را تهیه و در اختیار رئیس جمهور و قاضی گالیانو قرارداد. یهودیان آمریکا همواره کمک های خود به آرژانتین را منوط به رسیدگی به پرونده آمیا البته به میل آنها کرده اند.
 اسناد و مدارک در ورای ادعاها
برعکس ادعاهای پرطمطراق محافل صهیونیستی و آمریکایی، اسناد و مدارک سازمان یافته از طرف منابع قضایی آرژانتین و لابی صهیونیسم تا به حال نتوانسته است اتهامی را علیه ایران در قضیه انفجار مرکز یهودیان به اثبات برساند . حتی پرونده ۶ هزاربرگی قاضی گالیانو که برای دادگاه انگلیسی فرستاده شد از نظر دادگاه محکومیت ایران و استرداد سلیمان پور سفیر وقت ایران را توجیه نساخت . در عوض رشوه دهی قاضی گالیانو ثابت شد و دستگاه قضایی آرژانتین او را برکنار کرد. حال قاضی جدید هم با تکرار همان ادعاها و بدون حتی برگی مدرک تازه به میدان آمده که البته پاسخ های خود را هم دریافت کرده است. با مروری بر محورهای اتهام های مطرح شده علیه ایران توسط دستگاه قضایی آرژانتین به نخستین گزارش ها و اسنادو مدارک معتبری که در نخستین روزهای پس از انفجار انتشار یافته و حالا کمتر از آنها سخن به میان می آید، خواهیم پرداخت. با وقوع انفجار به صورت فوری و جدی بحث از بیرون یا داخلی بودن انفجار مطرح می شود، رأی افراد مستقل دال برآن است که انفجار از درون ساختمان بوده است . با وجود اسناد و مدارکی که با استناد به دلایل فنی مثل مایل شدن ستون های داخلی ساختمان به سمت بیرون و مواردی از این دست داخلی بودن انفجار را تأیید می کند، اما خیلی زود محافل و منابع صهیونیستی بحث و فرضیه خودرو انتحاری و نقش ایران را مطرح می کنند . نخستین اتهام علیه ایران را «فرایم سینه» وزیر وقت بهداشت رژیم صهیونیستی مطرح می کند که می گوید: ایران یک تروریست بالقوه است و انفجار مرکز یهودیان کار مأمورین و اجیر شدگان ایران است.
برگزاری تظاهرات متعدد مقابل سفارت ایران در بوینوس آیرس که با هدایت رژیم اسرائیل و لابی صهیونیسم صورت می گیرد و همسویی رسانه های غربی با آن، فضای ملتهبی علیه ایران در آرژانتین فراهم می سازد . کم کم دستگاه قضایی آرژانتین به لابی صهیونیسم تمکین کرده و تحقیقات خود را به سمت ایران متوجه می کند، بنابر فرضیه ای که در دستور کار قرارمی گیرد گفته می شود مواد منفجره از مرزهای شمالی و ازطریق پلیس آرژانتین به مرتبطین که عناصر حزب الله لبنان هستند رسیده و تحویل فرد مکانیک آرژانتینی به نام کارلوس تجلدین شده است . تجلدین که در بعضی گزارش ها به او نام تاج الدین و مثلاً ایرانی معرفی شده اتومبیل را روبه روی مرکز آمیا پارک و به راننده انتحاری سپرده است. راننده ای که البته هیچگاه اثری از او به دست نیامده و معلوم نیست خودرویی حامل ۴۰۰ کیلوگرم موادمنفجره را چگونه در خیابانی با عرض کمتر از خیابان لاله زار تهران به راه انداخته و به ساختمان آمیاکوبیده است.
شهود و متهمین زیادی توسط قاضی گالیانو موردبازجویی و تحقیق قرارگرفته و بعضاً ادعاهایی علیه ایران مطرح کردند . در این میان منابع امنیتی آرژانتین «محسن ربانی» رایزن فرهنگی ایران را هم در دست داشتن در ماجرا متهم کردند، ربانی به دو دلیل مورداتهام قرارگرفته بود. یکی این که چندماه قبل برای خرید خودرویی شبیه خودرو رنو ترافیک مورد ادعا در پرونده (شبیه خودروهای ون) اقدام کرده بوده که از وی فیلمبرداری صورت گرفتهاست و دیگر این که پاسپورت معمولی او پس از انتخاب به مسئولیت رایزنی فرهنگی از حالت عادی به پاسپورت سیاسی و مأموریت تغییرکرده بوده است. البته آقای ربانی از سال ها قبل و حدود ۱۵ سال پیش ازانفجار به آرژانتین رفت وآمد داشته و به عنوان ناظر شرعی ذبح دام هایی که قراربوده به ایران ارسال شوند و دیگر معاملات اقتصادی حضور داشته و بعدها باتوجه به سوابق و آشنایی با محل به عنوان رایزن فرهنگی انتخاب می شود . تغییر پاسپورت او به دلیل همین تغییر شغل بوده است، به هرحال به غیر از او افراد زیادی مورداتهام قرارگرفتند. از نیروهای پلیس آرژانتین گرفته تا دیپلمات های ایرانی که مثلاً برای رفتن به شیلی یا اروگوئه تنها توقفی کوچک در بوینوس آیرس داشته اند . سفیر وقت ایران «هادی سلیمان پور» که در وقت انفجار در آرژانتین نبوده هم جزو متهمین قرارمی گیرد و محافل صهیونیستی برای واقعی جلوه دادن ادعاهای خود جزئیات سناریو خود را هم این گونه مطرح می کنند که در جلسه ای در مشهد چندتن از مقامات عالی رتبه وقت ایران درباره انفجار مرکز یهودیان تصمیم گیری و عملیات را برعهده حزب الله لبنان گذاشته اند . که این داستان سازی ها صرفاً برای هیجان انگیز و قابل باورکردن ادعاهای آنها مطرح شده است.
شهود دادگاه هم افراد جالبی هستند. شهود ایرانی وابسته به سازمان منافقین اپوزیسیون مسلح جمهوری اسلامی هستند که سازمان آنها جزو لیست گروههای تروریستی آمریکا و اتحادیه اروپا قراردارد . «ابوالقاسم مصباحی» معروف به شاهد C، مدعی است نفر سوم وزارت اطلاعات ایران بوده است. وی مدعی رشوه ۱۰میلیون دلاری ایران به دولت «کارلوس منم» شده و بعد آن را انکار کرده است.
«منوچهر معتمر» که سابقه کلاهبرداری در ایران داشته و برای رفتن به آمریکا از کوبا و ونزوئلا سردرمی آورد و برای دریافت ویزای آمریکا می گوید: درباره انفجار آمیا اطلاعات دارد، بعدها درآمریکا بخاطر دزدی از یک سوپرمارکت توسط پلیس آمریکا دستگیر می شود. در این میان قاضی گالیانو قاضی پرونده هم فرد جالبی است. او برای اثبات فرضیه خود هزاران صفحه شاهد و سند گردآوری کرد و با صدور حکم برعلیه ایران و حزب الله و جمعی از افسران پلیس آرژانتین و جلب برخی حمایت های دولتی در آرژانتین، باعث کاهش روابط ایران و آرژانتین و تقریباً قطع روابط دوجانبه برای مدت حدود ۱۱ سال شد . گالیانو در دوره ای با شورش چندتن ازمتهمین و شاهدان دادگاه علیه خود مواجه شد، در بررسی هایی که صورت گرفت معلوم شد همه شهود با تهدید و تطمیع قاضی گالیانو شهادت کذب داده اند.
به طور مثال و بنابر اطلاعات موثق قاضی گالیانو شخصی به نام خانم میریام سالیناس را به صورت غیرقانونی توقیف و سپس آزاد نمود. بلافاصله بعد از آزادی، میریام به عنوان شاهد با هویت مخفی شهادت داد و در واقع، فرضیه گالیانو را تأیید کرد. گالیانو همچنین یکی از وکلای مدافع پرونده آمیا به نام آلخاندر و سموریله را تحریک نمود تا شخصاً، به عنوان شاهد مخفی به نفع فرضیه وی شهادت دهد. برخی از ایرانیان فراری نیز با طمع ورزی جهت دریافت رشوه یا پناهندگی، ادعاهای واهی را در راستای فرضیه گالیانو مطرح ساختند.
اوج بی نظمی و تقلب در مسیر تحقیقات، پرداخت ۴۰۰ هزار دلار رشوه به یک مکانیک و دلال اتومبیل های سرقتی آرژانتین به نام کارلوس تجلدین از سوی سازمان اطلاعات و امنیت بود. او اعتراف کرد که یک دستگاه اتومبیل رنو را در اختیار عناصر حزب الله لبنان جهت بمب گذاری قرار داده است. با یافته شدن موتور این اتومبیل، صورتجلسه ساختگی تهیه شد که نشان می داد این همان اتومبیلی است که حزب الله برای عملیات انتحاری علیه آمیا از آن بهره گرفته است. با بازجویی های بعدی دستگاه قضایی آرژانتین معلوم شد تجلدین ۴۰۰ هزار دلار رشوه از سازمان اطلاعات و امنیت برای شهادت دروغ دریافت کرده است. تجلدین بعدها گفت بسیار تحت فشار بوده است.
گالیانو در رشوه دهی به افراد و همچنین رشوه گیری از سازمان امنیت مهارت داشته او با وعده به برخی خبرنگاران برای این که امکان دسترسی بیشتر آنها به پرونده را می دهد، عملاً فرضیه خود و وجود خودرو انتحاری را در رسانه ها مطرح کرده و پیش می برده است. به هر روی با افشای فساد این قاضی، از کار برکنار و پرونده از او بازپس گرفته می شود. یکی از آخرین تلاش های گالیانو طرح دعوا در دادگاه انگلیس حدود دوسال پیش برای استرداد سلیمان پور سفیر وقت ایران از انگلیس به آرژانتین بود که مدتی منجر به بازداشت سلیمان پور شد ولی در نهایت دادگاه انگلیسی مدارک قاضی آرژانتینی را ناکافی و نادرست دانسته و رأی به آزادی سلیمان پور داد. جالب است در مقطع کنونی دادستان آلبرتو نیسمان بدون هیچ مدرک و دلیل تازه مجدداً درخواست بازداشت چند تن از مقامات وقت ایران در زمان واقعه آمیا را مطرح کرده و یک قاضی تحقیق بررسی های خود را روی اسنادی که ساختگی و سوخته بودن آنها بارها به اثبات رسیده آغاز کرده است . در واقع در مسیر پرونده دوباره راهی انتخاب شده است که بانیان و عاملین اصلی واقعه تروریستی انفجار آمیا در امنیت و به دور از محکمه قضایی باقی بمانند.
در بررسی اسناد و مدارک واقعه آمیا در سال۱۹۹۴ موارد مهمی هست که باید به آنها بیشتر توجه کرد . اول این که جامعه یهودی خصوصاً بخش وابسته به صهیونیسم آن در آرژانتین چنین وانمود می کند که مدارک به نفع آنها و علیه ایران است در حالی که چنین نیست و اسناد و مدارک دستکاری شده و بدون اصالت. در این جهت قرار دارند و نه اسناد قدیمی و با اصالت، یکی از مهم ترین اسناد مفقود شده یا در واقع معدوم شده، فیلم دوربین های ساختمان آمیا است. برای آگاهان امور روشن است که آموزش سازمان اطلاعات آرژانتین توسط موساد انجام شده است با این وجود در نخستین گزارش های سازمان اطلاعات و امنیت و بخش ضدجاسوسی آرژانتین در دادگاه آمیا که این دادگاه سه سال به طول انجامید (و هنوز به نوعی در جریان است) نه نامی از ایران آورده شده و نه از حزب الله لبنان، بلکه اتهامهایی متوجه سوریه شده است . گزارش آتش نشانی شامل گزارش مأمورین آتش نشانی و رئیس آتش نشانی منطقه هم به عدم وجود خودرو انفجاری اشاره کرده است. بنا بر اطلاعات به دست آمده حتی نیروی دریایی آرژانتین در گزارش اولیه خود آورده است که خودرویی در کار نبوده است. بنا به اظهارات پیگیران ماجرا در یک فیلم مستند به نام « چرا؟ » که توسط یهودیان ساخته شده با تعدادی از شهود مقابل ساختمان آمیا مصاحبه شده که آنها گفته اند خودرویی را ندیده اند و آتش را از درون ساختمان دیده اند. پس از انفجار آمیا «چارلز هانتر» محقق مسائل ضدتروریسم از طرف دولت آمریکا وارد آرژانتین می شود. وی سه روز بعد از ورود گزارش داده وبا صراحت انفجار را از درون ساختمان می داند . بخش ضدجاسوسی آرژانتین هم گواهی داده که مدارک زیادی مفقود شده و احتمال وجود فرضیه های دیگر مانند انفجار از درون ساختمان توسط گروه هایی مانند خود یهودیان وجود دارد . همه هم و غم موساد و سیا به عنوان حامیان دستگاه اطلاعاتی آرژانتین در رسیدگی به ماجرا اثبات وجود خودروی انفجاری است که شواهد زیادی علیه این فرضیه وجود دارد . از جمله گزارش شرکت رنو که پس از بررسی قطعات (جاسازی شده) خودرو در ساختمان اعلام کرد بر اثر چنین انفجاری قطعات خودرو ساخت شرکت رنو به این حالت درنمی آیند.
برخی روزنامه نگاران اسرائیلی هم تاکنون مطالب و کتاب هایی نوشته اند مبنی بر این که با طرح ردپای ایرانی وعربی، ما از حقیقت ماجرا و اصل آن دور نگه داشته شده‌ایم.
یک خانم یهودی به نام یکنز، گروهی با هدف شفاف سازی قتل عام در انفجار آمیا راه انداخته است. این خانم اخیراً حرف های قاضی را کذب و در جهت حمایت از مقصرین و مجرمین اصلی دانسته است. بنابراطلاعات موجود در میان برخی گروه های یهودی حتی خانواده های قربانیان ، افراد بسیاری معتقد به نقش داشتن ایران در ماجرای انفجار نیستند. آنها پیگیری های مستقل خود را دارند. شاید همین دسته از خانواده قربانیان حادثه بوده اند که واکنش مثبتی در قبال ملاقات اخیر کاردار ایران با قاضی پرونده و توضیحات او داشته‌اند.
آمیا داستانی برای عبرت
پرونده انفجار آمیا را به دیگر وقایع تروریستی نیز ارتباط داده اند از جمله باحادثه ۱۱ سپتامبر که مثلاً اگر آن نبود، این دیگری هم نمی بود . اما نوع و ماهیت ماجرا از آن دسته اقداماتی است که با یک تیر به چند نشان زدن معروف اند . به واسطه این واقعه سال هاست پرونده ای سیاسی- تبلیغی علیه ایران در جریان است وهر گاه شرایط ایجاب کند از آن بهره برداری می شود.
چنانچه امروز باتوجه به مشکلات آمریکا و اسرائیل در منطقه خاورمیانه و همزمان با طرح پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت، برای امنیتی جلوه دادن موضوع ایران محافل آمریکایی- صهیونیستی قصد بهره برداری از آن را دارند. چنین وقایع مشکوک تروریستی با کارکرد مشابه را می توان در محل های دیگر هم دید، واقعه تروریستی ترور رفیق حریری و پرونده ای که متعاقب آن به جریان افتاد یا ترور وزیر صنایع لبنان ماجراهایی از این دست هستند و جالب این که در همه آنها یک سوی ماجرا صهیونیست ها و محافل رسانه ای نزدیک به آنها قرار دارند.
پرونده آمیا یکی از جلوه های زشت و غیر انسانی سیاست در عرصه بین المللی است که تلاش برای متهم کردن یک کشور در آن مهم تر از یافتن عوامل اصلی ماجرا و عاملین کشتار است . در این مسیر پرده های زشت سند سازی، انهدام مدارک، رشوه دهی ، باج گیری و مواردی از این نوع به وضوح دیده می شود که نیازمند بازنگری و تأمل هستند . همچنین انتخاب کشور آرژانتین به عنوان محل وقوع ماجرا، اگرچه اجباری می نماید، اما به علت ویژگی های خاص محل و نوع و میزان نفوذ و قدرت لابی صهیونیسم در سرزمینی به لحاظ اقتصادی ضعیف، شاید گل درشت و تابلوترین سناریونویسی صهیونیست ها را موجب شده است، سناریویی که به واسطه تکرار، قصد واقعی جلوه دادن آن را دارند. غافل از این که انفجار آمیا هر ظرفیتی که برای بهره برداری تبلیغی آمریکا و اسرائیل داشته، دیگر مورد استفاده قرار گرفته وحکم مجامع بین المللی مانند مجمع اینترپول با ۹۰ رأی به نفع ایران، دادگاه بین المللی انگلیس و حتی خود منابع مستقل دستگاه قضایی آرژانتین بی پایه بودن اتهامات علیه اتباع ایرانی را به اثبات رسانده است. باشد که دستگاه قضایی آرژانتین با عبرت آموزی از وقایع گذشته پرونده را به مسیر صحیح خود هدایت کرده و از گرفتار آمدن مجدد در ماجرای شبیه آنچه برای قاضی گالیانو پیش آمد بپرهیزد، چرا که ناگفته ها همیشه ناگفته باقی نمی ماند و بی آبرویی مترادف بی اعتباری نزد وجدان های بیدار جهان است.
دادستان «آلبرتونیسمان» و قاضی تحقیق کورال اگر چه زیر فشار محافل خاص بدون مدارک تازه ماجرا را آغاز کرده اند، اما هنوز برای اعلام یک تصمیم منصفانه و واقعی فرصت دارند. بی گناهی اتباع ایرانی نزد محاکم و مجامع معتبر، حتی نزد یهودیان منصف که بر ماجرا تأمل دارند روشن است. آنها بهتر است به فکر آبرو و اعتبار خود باشند، چرا که فرصت ها به سرعت سپر یمی شوند، مخصوصاً برای همکاران قاضی گالیانو. آنها که فعلاً از کار دادستان «نیسمان» ابراز رضایت کرده اند امثال «سینگر» رئیس شورای یهودیان آمریکا هستند که از توجه به خواسته اش تشکر کرده است. و این خود گویای خیلی از مطالب است، مگر عکس آن ثابت شود.
برخی از مهمترین شهود و متهمان دخیل دراین پرونده که توسط قاضی گالیانو مورد بازجویی قرار گرفته و بعضی بازداشت شدند:

منوچهر معتمر (شاهد)
موضوع اتهام یا شهادت:
مقامهای ایرانی را متهم کرد که در طراحی عملیات نقش داشته اند
نتیجه تحقیقات بعدی: ایرانی فراری که مدرک اختلاس و کلاهبرداری وی به مقامهای قضایی آرژانتین ارائه گردید. وی پس از پناهندگی در آمریکا، به جرم سرقت از یک فروشگاه دستگیر شد.
ابوالقاسم مصباحی (شاهد، معروف به شاهد C)
موضوع اتهام یا شهادت :
وی در جریان بازجویی قاضی از وی ادعا کردکه ایران برای سرپوش گذاشتن بر مسئولیتش در انفجار، مبلغ ۱۰ میلیون دلار به دولت وقت آرژانتین پرداخت کرده است.
نتیجه تحقیقات بعدی: مصباحی در سال ۲۰۰۳ با ارسال نامه ای به سازمان اطلاعات و امنیت آرژانتین، تمام ادعاهای قبلی خود را انکار و اعلام کرد که بازجویی هایی که قاضی از وی به عمل آورده، تماماً یک طرفه و مغرضانه بود و وی دراساس چنین مطالبی را بیان نکرده است.
کارلوس تجلدین: (متهم و شاهد)
موضوع اتهام یا شهادت:
یک آرژانتینی معامله گر اتومبیل سرقتی بوده است. وی مدعی شده بود که اتومبیل بمب گذاری شده متعلق به حزب الله را روبروی مرکز آمیا پارک کرده است. وی افسران پلیس آرژانتین را نیز به مشارکت در عملیات متهم ساخت.
نتیجه تحقیقات بعدی : با بازجویی های بعدی دستگاه قضایی آرژانتین، مشخص شده که او مبلغ ۴۰۰ هزار دلار رشوه از سازمان اطلاعات و امنیت آرژانتین بابت شهادت دروغ گرفته است. وی با حکم دادگاه علنی شماره۳ در سال ۲۰۰۴ از اتهام مشارکت در بمب گذاری تبرئه شد. تجلدین گفت که هنگام ادای شهادت به عنوان یک مظنون به خاطر بمب گذاری در مقر آمیا تحت فشار بوده است .
آنا بوراگنی (همسر کارلوس تجلدین) ، (متهم و شاهد)
نتیجه تحقیقات بعدی:
در بازجویی به اخذ رشوه توسط شوهرش اعتراف کرد اما گفت که وی نمی دانسته آن وجه به خاطر رشوه است بلکه فکر می کرده به خاطر چاپ کتاب از سوی یک مؤسسه سوئدی است.
آلخاندرو سموریله ( شاهد)
موضوع اتهام: وکیل مدافع پیشین کارلوس تجلدین که با تحریم گالیانو، به عنوان شاهد مخفی، فرضیه گالیانو را تأیید نمود.
خوان خوزه ریبلی (متهم )
موضوع اتهام یا شهادت:
افسر پلیس که با حکم قاضی گالیانو از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ به مدت ۸ سال در بازداشت به سر برد، ریبلی و تعداد دیگری از افسران پلیس از سوی کارلوس تجلدین راننده آرژانتینی به عنوان شریک در عملیات بمب گذاری معرفی شد.
نتیجه تحقیقات بعدی: وی با حکم دادگاه علنی شماره ۳ در سال ۲۰۰۴ از اتهام مشارکت در بمب گذاری تبرئه شد. پس از آزادی علیه قاضی گالیانو، ... اعلام جرم نمود.
ماریو باریو (متهم )
موضوع اتهام یا شهادت:
افسر پلیس که با حکم قاضی گالیانو از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ به مدت ۸ سال در بازداشت به سر برد.
نتیجه تحقیقات بعدی: وی با حکم دادگاه علنی شماره ۳ در سال ۲۰۰۴ از اتهام مشارکت در بمب گذاری تبرئه شد.
آنستاسیولئال (متهم )
موضوع اتهام یا شهادت:
افسر پلیس که با حکم قاضی گالیانو از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ به مدت ۸ سال در بازداشت به سر برد.
نتیجه تحقیقات بعدی: وی با حکم دادگاه علنی شماره ۳ در سال ۲۰۰۴ از اتهام مشارکت در بمب گذاری تبرئه شد.
رائول اپیارا ( شاهد)
موضوع اتهام یا شهادت:
افسر پلیس که با حکم قاضی گالیانو از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ به مدت ۸ سال در بازداشت به سر برد.
نتیجه تحقیقات بعدی: وی با حکم دادگاه علنی شماره ۳ در سال ۲۰۰۴ از اتهام مشارکت در بمب گذاری تبرئه شد.
خانم میریام سالنناس (شاهد)
موضوع اتهام یا شهادت:
ابتدا توسط گالیانو به عنوان متهم بازداشت شد ولی بلافاصله بعد از آزادی، به عنوان شاهد با هویت مخفی، فرضیه گالیانو را مورد تأیید قرار داد.
خانم نیکلاس رومرو (شاهد)
موضوع اتهام یا شهادت:
مدعی دیدن راننده انتحاری قبل از انجام عملیات شده است.
نتیجه تحقیقات بعدی: وی با دیدن تصویر شهید ابراهیم بررو مبارز حزب الله لبنان، گفت شباهت کمی بین عکس و شخصی را که دیده وجود دارد و او اطمینان ندارد.