تعریف حجاب
در دوران معاصر سئوال از مساله حجاب در کشورهای اسلامی که بیتردید در ادامه آشنایی شرقیان مسلمان با فرهنگ و تمدن غرب بوده است چنان شد که فقه حجاب، دیگر به آیه و حدیث تنها استدلال نمیکرد بلکه میکوشید تا به مسایل اجتماعی، اخلاقی و حتی علمی به معنای خاص آن، یعنی کشفیات و شبه کشفیات علم جدید هم تمسک کند.
حجاب از ریشه حجب به معنای باز داشتن و ممانعت از دسترسی و رسیدن به چیزی است و حجاب یعنی جوف و باطن و آنچه که از دل پوشیده و پنهان است.
خداوند متعال در قرآن میفرماید: وبینهما حجاب (سوره مبارکه اعراف آیه 4) این حجاب آن نیست که دیده را میپوشاند بلکه مقصود همان چیزی است که مانع رسیدن لذات بهشتیان به دورخیان و همچنین رسیدن رنجش و آزار آنان به اهل بهشت میشود.
برای حجاب مفاهیم باطنی و ظاهری متعددی تعریف کردهاند از دو جهت میتوان مفهوم ظاهری حجاب را بررسی کرد: یکی مفهوم عمومی و کلی است که بر همه زمانهای صادق است در واقع همان معنای ذاتی آن که تغییر ناپذیر است میباشد برای باز کردن این وجه از مفهوم حجاب باید به منابع اصلی دین اسلام که همان قرآن، عقل اجماع و سنت میباشد رجوع کنیم.
بنابر نظر فقها حجاب برای خانمها به هر گونه پوششی گفته میشود که تمام بدن زن به جز قرص صورت و دستها تا مچ را بپوشاند به شرط آنکه مهیج نبوده و جلب توجه نکند. این ابتدائیترین معنایی است که برای حجاب میتوان در نظر گرفت. جرا که خود حجاب نیز دارای مراتب و درجاتی است که بر حسب ایمان افراد و شرایط موجود متفاوت میباشد. اما معنای دیگر حجاب که متناسب با دورههای تاریخی و جغرافیایی تغییر کرده است؛ پوشش انسانها همانند بسیاری دیگر از ملزومات زندگی بشر باید با شرایط جغرافیایی، آب و هوایی هماهنگی داشته باش تا نه تنها موجبات اذیت و آزار خانمها را فراهم نیاورد بلکه سبب حضور هر چه بهتر آنها در اجتماع شود.
چرا که حجاب برای در پستو ماندن زن نیست بلکه برای بهتر ظاهر شدن و آزادانه، به دور از جاذبههای جنسی خدادادی فعالیت کردن است؛ برای مثال حجابی که زنان در قطب جنوب دارند با حجابی که زنان استوایی و یا زنان نواحی معتدل دارند باید متفاوت باشد تحقق این امر با همکاری و تلاش متخصصین طراحی و خیاطی و نساجی قابل امکان است.
در ایران حجاب دورههای تاریخی متفاوتی را پشت سر گذاشته است؛ سنت جاری حجاب در جهان اسلام به گونهای بوده است که زنان تمامی جسم خود را که در بیشتر موارد شامل صورت دستانش میشده میپوشاندهاند. این رسم، هنوز هم میان بسیاری از مسلمانان در نقاط مختلف دنیای اسلام رواج دارد. در کنار آن اکثریت قریب به اتفاق زنان قبایل بدوی ایلات و عشایر و روستائیان به دلیل درگیری بودنشان با کار و تلاش اقتصادی صورت خاصی از حجاب را برگزیده بودند.
کارکرد حجاب با توجه به شرایط اقتصادی
یکی از خصوصیات حجاب متحدالشکل شدن افرادی است که از آن استفاده میکنند. وقتی این لباس واحد از نظر پذیرش در اجتماع با توعی کم توجهی مواجه شده و میل اشخاص به سمت «متفاوت بودن نسبت به دیگران» سوق پیدا میکند؛ سرمایههای مادی و معنوی بسیاری در این زمینه هزینه خواهد شد. یک نگاه کنجکاو در خیابانها متوجه نکات ریزی در مورد افزایش بیرویه مغازهها و پاساژهای فروشنده لوازم مورد نیاز بانوان اعم از مانتو، شلوار، لوازم آرایش، بهداشتی و انواع لباسها و ... خواهد شد.
یکی از دلایل این امر تنوع طلبی ذاتی و پویایی انسانها می باشند. امام صادق علیه السلام در این باره میفرماید: کس که دو روزش با همه مساوی باشد مغبون است و ضرر کرده است. یعنی انسانی که علمی نیاموخته، کار مثبتی انجام نداده، قدمی برنداشته است و در همان پلهای که دیروز ایستاده بود متوقف شده است همچو آب در گودال، راکد و مرده است؛ متضرر شده و از یکی از خصوصیات انسانیاش یعنی «پویایی و تحرک» باز مانده است. این حدیث نشان دهنده آن است که تنوع و تغییر در ذات انسان وجود دارد و در صورتیکه نادیده گرفته شود موجبات غبن و پشتیبانی و نوعی احساس کسالت و سستی به تعبیر روانشناسان افسردگی و دلمردگی را به ارمغان میآورد.
اگر میل غریزی تنوع طلبی و دوری از یکنواختی به درستی هدایت نشود این سرمایه خدادادی به بیراهه میرود. عموم انسانها و مخصوصاً جوانها دوست دارند مطرح باشند و دیده شوند؛ افراد مختلف برا رسیدن به این منظور راههای متفاوتی را انتخاب میکنند. قبول شدن در دانشگاه و یا موفقیتهای دیگر، طرز صحبت کردن، تغییرات مدل لباس و مو از جمله این راهها میباشد. تغییر و تنوع در ظاهر و پوشش از اموری است که براحتی و به سرعت زمینههای ار ضاء این میل را فراهم میآورد و نوعی رضایمندی ناپایدار را که سرانجام اجتنابناپذیر آن ورود به عرصه «مد» میباشد؛ در وجود انسان باعث میشود.
از پیامدهای گریزناپذیر مد مصرفگرایی میباشد. با ظهور سرمایهداری در قرن بیستم و صنعتی شدن اکثر جوامع عربی این بخش از جوامع که به خاطر ماشینی شدن کارخانجاتشان و دستیابی به تکنولوژی برتر به کشورهای تولید کننده تبدیل شده بودند به بازار مصرفی فراتر از جوامع خودشان نیاز داشتند در واقع به خاطر انبوه تولید باید دنبال بازارهای مصرف بزرگتری در سراسر جهان میگشتند به همین جهت برای فروش و مورد قبول قرار گرفتن تولیدات خویش به تبلیغات گستردهای در این زمینه پرداختند ساخت سالنهای بزرگ مد به کارگیری رسانههای همگانی از جمله مجلات، تلویزیون، رادیو، سینما، ساخت ماهوارههای فضایی و ... از این نمونه میباشد. از آنجایی که پدیده تبلیغات بر تاثیرگذاری روی دو حواس برجسته انسان یعنی چشم و گوش استوار است و از این دو حس در این امر به طور همزمان استفاده میشود لذا در وجود انسان بیشتر نفوذ میکند.
الگوهای رفتاری خاصی که امروزه در جوانان غربی مشاهده میکنیم ریشه در اهداف تجارتی دارند در حقیقت جوانان غربی بازیچه سرمایهداران بزرگ شده و به طور زیرگانهای مورد استثمار آنها واقع میشوند.
کشورهای جهان سوم به سبب شرایط خاص اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بیشتر تحت تاثیر تبلیغات قرار میگیرند لذا به سرعت به بازار فروش محصولات غربی تبدیل میشوند.
شاید یکی از دلایل مکتب امانیسم و ایدئولوژی لیبرالیسم به عنوان اولین مکتبی که با حجاب مخالفت کرده است نیز این مطلب باشد چرا که از پیامدهای اجتنابناپذیر عدم وجود حجاب افزایش مصرف میباشد.
کارکرد حجاب با توجه به شرایط اجتماعی
حجاب را میتوان یک پدیده اجتماعی دانست چرا که (پدیده یک واقعیت اجتماعی است به هر شکل و صورت که باشد و صرفا با توجه به مسلم بودنش برای همگان، عینی بودن و تردید ناپذیریاش به عنوان یک پدیده طلقی میشود) (فرهنگ علوم اجتماعی، آلن بیرو، ص 226) هر پدیده اجتماعی در ساخت جامعه کارکردی دارد که نمیتوان آن را جدای از کارکردش در نظر گرفت.
کارکرد در واقع پاسخی است که به یک نیاز داده میشود. لذا باید بررسی کرد در جامعه انسانی جامعهشناسان میپرسند: واقعاً حجاب چه کاری انجام میدهد؟ کوتاهترین پاسخ به نظر میرسد این باشد که حجاب به افراد جامعه میکند پارهای از مشکلات خود را که به نوعی به مقوله وجود و عدم وجود حجاب مرتبط است، حل کنند. سالهاست که برهنگی و بیحجابی و اختلاط میان زن و مرد در غرب پیامدهای ناگواری را به بار آورده است. امروزه شاهدیم که سوء استفادهها و خشونتهای مدرن جنسی پیوسته رو به افزایش و سکس به بحرانی غیرقابل کنترل تبدیل شده است. جوامع غربی برای حل اینگونه بحرانها به راهحلهایی همچون تاءسیس خانههای امن، پلیس زنان، افزایش منابع قدرت زنان و ... روی آوردهاند و از توجه به نکات مطرح شده در آموزههای دینی غافل ماندهاند.
برای شناخت دقیقتر پدیده اجتماعی «حجاب» بهتر است نحوه بروز و تجلی آن را قبل از هر گونه ارزش گذاری، تاءویل و یا هر قضاوت ارزشی در نظر گرفت.
حجاب امری ذاتی و فطری است و به دوره و شرایط خاصی مرتبط نمیشود. به عبارت دیگر از ابتدای خلقت انسان حجاب همواره، همراه وی بوده است. برای نمونه میتوان به داسنتان هبوط حضرت آدم و حوا به زمین و پوشاندن بدنشان با برگ درختان اشاره کرد.
ستر و پوشش و به عبارتی حجاب در ادیان قبل از اسلام نیز به شکل بسیار با اهمیتی وجود داشته است. در تورات آمده است: آدم زن خود را حوا نامید زیرا که او مادر جمیع زندگان است و خداوند رختها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید. در این مقاله بنابر فضای حاکم بر آن از دوره اسلامی به بعد را مد نظر قرار میدهیم.
داشتن حجاب برای زنان عرب قبل از اسلام نیز مرسوم بوده است ولی گفته میشود به تدریج رعایت حجاب در بین زنان عرب رو به ضعف نهاد و در زمان پیامبر اسلام با سستی بیشتری مواجه شد؛ بنا به روایت اسناد تاریخ، تا حدود سالهای هفتم و هشتم هجرت هیچ حکمی راجع به بحث حجاب وجود ندارد. بروز وقایعی سبب نزول آیاتی در این باره شد و به تدریج لزوم و چگونگی آن نیز مشخص شد.
از جمله آن وقایع میتوان به مسجد رفتن زنان مدینه برای اقامه نماز مغرب و عشاء به امامت پیامبر (ص) اشاره کرد. آنها در راه مورد اذیت و آزار برخی مردان قرار میگرفتند؛ در اینجا پیامبر آیه 59 از سوره مبارکه احزاب را تلاوت کردند. در این آیه خداوند به پیامبر فرموده است: ای پیامبر به همسران و دختران و زنان با ایمان بگو خویشتن را به جلباب (نوعی پوشش شبیه به مقنعه که سر و گردن با هم پوشیده میشود) فرو پوشند این کار برای این که آنها به عفاف و حرمت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوس رانان آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است خداوند در حق خلق بسیار آمرزنده است.
میتوان دریافت نیازی که زنان به امنیت و احترم و حضور آزادانه و به دور از هر گونه تنش برای حضور در اجتماع داشتند موجب شد تا خداوند دستور و حکم حجاب را نازل فرماید. حجاب برای زن شرایطی را فراهم میسازد تا بتواند استعدادها و توانائیهای خود را به منصه ظهور برساند و نقش مهم و ارزندهای را در پیشبرد آرمانهای جامعه خود ایفا نماید.
از آنجایی که هر پدیدهای در اجتماع تا زمانی که کارکرد داشته باشد ماندگار میشود با نگاهی به جامعه و وجود حجاب (هر چند متفاوت و متنوع) در آن متوجه وجود و حیات آن میباشیم.
نقش حجاب در نظام اجتماعی
طبق نظریه سیستمی، اگر نظام اجتماعی را یک کل به هم پیوسته و حجاب را جزئی از این سیستم بدانیم هر جزئی در این سیستم نقشی را ایفا میکند که مجموع عملکردهای اجزاء انسجام کل سیستم را حفظ میکند. برای مثال حجاب یک جزء است که کارکردی دارد. (همانطور که ذکر شد) زمانی که نقش این جزء کم شود یا کمرنگ شود و یا بخواهد به گونهای دیگر و نوعی دیگر نقش خود را ایفا کند در جامعه اختلال پیش میآید چرا که در بدو امر سیستم توانایی هضم عملکرد جدید را ندارد.
اجزاء همچون چرخ دندههای یک ماشین باید درهم تنیده شوند تا کل ماشین حرکت کند اگر یکی از دندهها جهت حرکتش را تغییر دهد، ماشین از حرکت باز میماند.
به عبارتی دیگر تغییرات یک جزء در سیستم در صورت عدم هماهنگی و برنامهریزی از پیش تعیین شده شبیه ویروس ناخواندهای که به بدن انسان وارد شده است عمل خواهد کرد و سلامت کل جسم را به مخاطره میاندازد.
با نگاهی به اجتماع. در دهه اخیر متوجه تغییرات مفهوم حجاب در اذهان و عملکرد افراد جامعه میشویم، مفهوم حجاب خانمها برای بسیاری از دختران و حتی پسران از قالب چادر و یا مانتوی بلند، غیر بدننما و تیره خارج شده است و تعاریف متعدد متفاوت و بعضا متضادی پیدا کرده است؛ لازم به ذکر است که این تغییرات مفهومی تنها برای کسانی نیست که از پوشش متفاوت با مادران خود برخوردارند بلکه هستند کسانی که همچون مادران خود در جامعه ظاهر میشوند اما اعتقادی به آن ندارند. هنجارها و الگوهای رفتاری جوانان و همچنین بزرگسالان طبق ویژگیها و موقعیتهای اجتماعی متناسب با تاریخ نسلشان شکل میگیرند بنابر این طبیعی است که فرهنگ جوانان جامعه از فرهنگ بزرگسالان جامعه تا حدی متفاوت باشد. اما وقتی این حدود از مرزهای طبیعی خود، فراتر میروند زنگهای خطر برای گوشهای شنوا و چشمهای بیدار به کار میافتند. از اولین نتایج تغییرات مفهوم حجاب، اختلال در نهاد خانواده و بدنبال آن، نهاد ازدواج میباشد.
حجاب و شکلگیری شخصیت
شکلگیری شخصیت یا در اصطلاح جامعهشناسان اجتماعی شدن یا جامعهپذیری آن است که یک انسان از بدو تولدش چگونه با جامعه و فرهنگ (ارزشها و هنجارهای آن) انطباق مییابد. زندگی حیوانات در اکثر نزدیک به اتفاق زمینهها مبتنی بر غریزه است. اما در نظام خلقت برای انسانها غرایز کمتری وجود دارد و به جای آن جامعه با هنجارها و ارزشها یعنی با فرهنگش نقش غریزه را به عهده میگیرد و از طریق آن کمبود یا فقر غریزه را جبران مینماید. حال چگونه این فرایند تطبیق با جامعه انجام میگیرد؟ در درون جامعه همه انسانها به یک نسبت اجتماعی نمیشوند بلکه هر دسته از انسانها میتوانند تحت تاثیر عوامل متفاوت قرار گیرند و لذا مراحل مختلفی از اجتماعی شدن را طی میکنند مثلاً: خانواده، مدرسه، دانشگاه، محیطهای کاری آموزشی در خارج و داخل و همچنین رادیو حجاب در روند اجتماعی شدن به کودک نوآموز میآموزد که بین دو جنس مرد و زن تفاوتهایی وجود دارد، زن و مرد هر کدام نقشهای مختلقی در زندگی باید به عهده بگیرند او میآموزد که زن باید در حالهای از حرمت و حیا باقی بماند تا بتواند برای فردایی پربارتر آماده شود.
حجاب و ارزشهای اجتماعی
ارزشهای اجتماعی از اساسیترین عناصر یک نظام اجتماعی هستند که از طریق کنترل و هدایت آنها میتوان جامعه را به زوال و یا به تعالی کشاند. به همین دلیل بهتر است عوامل را که موجب پیدایش ارزشها در یک جامعه میشوند و همچنین عواملی که موجب تغییر این ارزشها میشوند را به درستی شناسایی کنیم. مثلاً چطور میشود که مردم به مذهب روی میآورند و یا از آن روی گردان میشوند.
برای ورود به این بحث باید بررسی کرد که آیا میتوان حجاب را یک ارزش دانست؟و اگر جواب مثبت است چه فرایندی باعث میشود که این ارزش در انسان و در جامعه بوجود آید؟
واژه ارزش یکی از واژگانی است که دارای غنیترین، پیچیدهترین و مشکلترین معناست. فرهنگ واژگان فلسفی لالاند، چهارمعنای متمایز در ارتباط با چهار ویژگی اشیاء برای آن مییابد:
الف: اینکه تا چه حد این اشیاء مورد علاقه و مطلوب فرد و یا حسب المعمول، گروهی از افراد معین هستند.
ب: اینکه تا چه حد این اشیاء شایستگی تحسین و مطلوبیت را دارا هستند.
پ: اینکه تا چه حد، هدفی را برآورده میکنند.
ت: اینکه در گروهی خاص و زمانی ویژه در برابر این اشیاء چه مقدار کالایی که معیار سنجش ارزش به حساب میآید، داده میشود.
هر چند در این تعاریف، کیفیت اشیاء مطرح است ولی نه کیفیت خاص آنان به خودی خود بلکه با توجه به منافعی که افراد در آنان میبینند و ارزیابی میکنند، تعیین کننده ارزشی است. در واقع ارزش میزان توانایی یک شیء در ارضای یک میل، یک نیاز و یک تمنای انسان است پس اساس ارزش را باید در اندیشههای انسانی جستجو کرد. وقتی ما صحبت از ارزش و ارزشهای اجتماعی میکنیم بیشتر منظورمان آن است که یک پدیده در جامعه امتیاز مثبت بدست آورده است و مردم برای آن پدیده ارزش مثبت قائلند. در صورتی که وقتی بخواهیم جنبه منفی یک پدیده را بیان کنیم میگوییم که ارزشش را از دست داده است.
گونههای بسیاری از ارزشها را میتوان تمییز داد از جمله ارزشهای اقتصادی، حقوقی، اخلاقی، سیاسی، فرهنگی و دینی.
با توجه موارد ذیل:
1. استقبال جوامع از حجاب در عرصه تاریخ و در عرصه جغرافیا
2. مطلوبیت آن برای بسیاری از افراد
3. اهداف متعالی دینی حجاب و کارکرد اجتماعی آن
4. معیار سنجش ارزش حجاب که همان منش و شخصیت افرادی است که از آن استفاده میکنند.
میتوان اذعان داشت که حجاب یک ارزش است. ارزشها میتوانند منشا گوناگونی داشته باشند: نیاز، هنجار، کمیابی و عادت. برخی از اندیشمندان نظیر شریف یا برگمن بر آن تکیه دارند که ارزشهای انسانها در درجه اول از نیازهای بیولوژیکی آنها سرچشمه میگیرد برگمن بر آن تاکید دارد که حتی مهمترین اززشهای یک فرهنگ اگر با نیازهای بیولوژیکی انسانهای آن در تضاد باشد دیر یا زود ارزش خود را از دست میدهد. نیاز علیالاصول تولید ارزش میکند. اما از طرف دیگر نیازهای انسانها همیشه بلافاصله بدون وسیله و ابزار ارضاء نمیشوند بلکه این کار طی مراحل و با وسیلههای مختلف و مکمل انجام میگیرد. لذا هر وسیلهای که به انسان کمک کند تا بتواند توسط آن یک مرحله به ارضای نیازهایش نزدیکتر شود آن وسیله با ارزش میشود. مثلاً برای ارضای نیاز گرسنگی، غذا با ارزش میشود و برای دستیابی به غذا، داشتن یک گاو شیرده که بتواند هم شیر بدهد و هم زمین را شخم بزند وهم گوساله بیاورد مورد نیاز است و لذا این گاو نیز با ارزش میشود. بین نیازها و ارزشها زنجیرهای از روابط وجود دارد. هر چه که یک جامعه متمایزتر شود و به قول دورکیم تقسیم کار بیشتری در آن انجام گیرد. این زنجیره «نیاز ارزش» طولانیتر میشود.
نیاز بدن برای محافظت در مقابل سرما، گرما و آسیبهای محیطی استفاده از پوشش را برای انسان لازم میگرداند. در مورد حجاب نیز برخی از زیست شناسان معتقدند نوعی احساس خجالت و حیا در جنس ماده وجود دارد که منشاء پیدایش حجاب نیز همین احساس حیا است. استاد مطهری در کتاب مسئله حجاب به این موضوع اشاره دارد که حیا، عفت، ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام، برای گرانبها کردن و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. نیاز به امنیت، احترام، توجه به ارزشهای انسانی و نه جذابیتهای ظاهری حضور آزادانه در اجتماع به دور از آزار و اذیت فرصتطلبان از جمله مواری است که به علت توضیح در قسمتهای دیگر از توضیح مجدد آن خودداری میشود.
یک منشاء دیگر و مهم ارزشها، هنجارها میباشند. نفوذ هنجارها بر روی ارزشها میتواند آنقدر قوی باشد که حتی تاثیر نیازهای جسمی را بر روی ارزشها خنثی نماید. ترس از مجازات، احساس محرومیت نسبی و کوشش برای عقب نماندن از دیگران در پیروی از هنجار تاثیر دارد. اگر امروز فلان نوع ماشین، فلان نوع لباس، فلان نوع کیف، آرایش ... معمول و «مد» (هنجار) شود انسانها از آن پیروی میکنند.
کمیابی و عادت نیز دو منشاء مهم ارزشها میباشند. در مورد کمیابی میتوان به یکی از معضلات روز جامعه اشاره کرد، پدیده لنز، در بعضی مواقع دیده میشود اشخاص با تحمل مرارتهای فراوان از جمله قرمز شدن دردناک شدن چشم و حتی دید کم چشم به دلیل کمیابی بودن چشمهای رنگی حاضرند از آن استفاده کنند.
در جامعه ایران افراد به دلایل متفاوتی از پوشش اسلامی استفاده میکنند: 1. عده ای بر حسب عادت مادران و اجداد خود یعنی بدون تفکر و انتخاب 2.عدهای دیگر به دلیل هنجار بودن آن در جامعه، یعنی برای مقبولیت بیشتر و یا عضویت در گروههای مختلف، حتی در صورتی که مادرانشان نیز اینگونه نبودهاند 3. تعدادی دیگر که امروزه کم هم نیستند به سبب نیازی که به حجاب احساس میکنند یعنی با تفکر و انتخاب 4. تعدادی به علت اجبار خانواده، محیطهای کاری و شغلی؛ این قضیه باعث رشد نوعی نفاق و دوگانگی شخصیت برای فرد میشود 5. عدهای نیز به سبب تعبد محض؛ یعنی چون خدا و پیامبر گفته است. این افراد گاه با حضور در اجتماعات جدید و مدرن و با هجوم افکار به اصطلاح مترقی ممکن است دچار نوعی تزلزل شوند.