تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۲۶۶۳۶
ریکا حسامی اشاره: تردیدی وجود ندارد که خانواده "امن‌ترین حریم حیات انسانی" است. همه این موضوع را می‌دانیم و البته روانشناسان معتقدند که احساس امنیت در دوران کودکی زمینه‌ساز رشد اجتماعی می‌شود. آنها معتقدند تعداد افرادی که در اثر ابتلا به شخصیت‌های ضداجتماعی در زندان‌ها به سر می‌برند حاکی از نقش موثر خانواده در بروز اختلافات سلوک خانواده و از هم گسیختگی است که زمینه را برای روی‌آوری فرد در دوران کودکی به انواع بزه، قانون‌شکنی، پرخاشگری، فرار از مدرسه، دزدی و... آماده می‌کند و این در حالی است که روابط مناسب در درون خانواده‌های منسجم افراد را به گونه‌ای تربیت می‌کند که کمتر در معرض جرم قرار گیرند. چندی پیش کنگره‌ای تحت عنوان کنگره بین‌المللی خانواده و جهانی شدن در هتل المپیک تهران برگزار شد که موضوع خانواده، جهانی شدن و آسیب‌هایی که خانواده را در این روند تهدید می‌کند مورد توجه قرار داد. در این گزارش قصد داریم ضمن اشاره‌ای مختصر به بعضی از موضوعات مطرح شده در این کنگره نظر شما را به نوشته یک نویسنده آمریکای به نام جیمز کیو. ویلسون جلب نماییم که تحت عنوان تاثیر روشنفکری غرب بر ازدواج و خانواده، وضعیت خانواده در غرب را مورد بررسی قرار داده است.

  در کنگره خانواده و جهانی شدن که نهم مهرماه با حضور صاحب‌نظرام و کارشناسان حدود 50 کشور جهان برگزار شد موضوعات: راههای کاهش بین نسلی در مواجهه با پیامدهای جهانی شدن، ایجاد پیامدهای جهانی شدن و راههای پیشگیری از آثار ناخوشایند آن بر نقش و ساختار نهاد خانواده و نیز میزان تغییرات قابل قبول در ساختار و کارکردهای خانواده در مواجهه با پیامدهای جهانی شدن مورد بررسی قرار گرفت.
پرفسور منصف گیتونی در این کنگره گفت: "خانواده" در معرض حملات و تهاجمات فرهنگی بسیاری قرار دارد زیرا گروهی نمی‌خواهند که خانواده خودگردان باشد بلکه می‌خواهند که خانواده مصرف‌کننده و مطیع باشد.
دکتر غلامعلی افروز استاد دانشگاه تهران در مقاله خود با تعریف خانواده به فطری‌ترین، اصلی‌ترین و پایدارترین نماد بشری اظهار داشت: نهاد خانواده با خلقت انسان همزاد است، چرا که انسان اصالتا موجودی است اجتماعی و نخستین بستر فعلیت یافتن این ویژگی برترین مخلوق الهی، کانون مقدس خانواده ای است که اولین، مهمترین و پربرکت‌ترین نماد اجتماعی در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانهاست و فرآیند جهانی شدن به رغم اندیشه اقتصادی آن با تضعیف فرهنگ‌های ملی و بومی، نظام ارزشی خانواده را متزلزل کرده و زمینه‌ساز بحران هویت، گسست نسل‌ها و تعارضات ارزشی می‌شود در نتیجه خانواده‌های امروزی با چالش‌های فرهنگی و ارزشی زیادی روبه‌رو هستند. "خانواده" با تحمل هجمه‌های فرهنگی گسترده و فزاینده طراحان نظام نوین جهانی با تعارضات ارزشی و بحران روانی و فرهنگی مواجه بوده و در اندیشه دستیابی به مصونیت فرهنگی و عاطفی است. سلامت، رشد و تحول هر جامعه‌ای در گرو وجود خانواده‌‌های متعادل، متعالی، پول و مولد است و خانواده ها بیش از هر زمان دیگری به پایداری ارزشی، فرهنگی و مصونیت عاطفی نیاز دارند.
تاثیر روشنفکری غرب بر ازدواج و خانواده
جیمزکیو. ویلسون نویسنده کتاب مشکل ازدواج استاد مدیریت سابق دانشکده جیمز کانیز در دانشگاه اوکلاهما و استاد دانشکده ستاک در رشته علوم سیاسی در دانشگاه‌ هاروارد است وی چندین کتاب به رشته تحریر درآورده است که از جمله آنها می‌توان به کتاب حس اخلاقی اشاره کرد. تاثیر روشنفکری غرب بر ازدواج و خانواده برگرفته از کتاب مشکل ازدواج (Themarriagaproblem) است که وضعیت خانواده در آمریکا را مورد نقد قرار داده است.
دو ملت در ایالات متحده آمریکا
در آمریکا دو نوع ملت وجود دارد در یکی از این ملت‌ها فرزند توسط پدر و مادر بزرگ می‌شود، تحصیل می‌کند، سرکار می‌رود، همسر اختیار می‌کند و خانه‌ای دارد که در آن از بزهکاری و آشفتگی خبری نیست و با نرده و محافظ مخصوص از بقیه دنیا جدا می‌شود.
درملت دوم، فرزند توسط دختری که ازدواج نکرده و در محیطی پر از روابط جنسی بی‌بندو بار مردانی که قبول ندارند که پدر این بچه هستند، بزرگ می‌شود و برای مراقبت از خود و پیشرفت در زندگی برای خود دنبال دار و دسته‌ای می‌گردد.
در ملت اول بچه‌ها به آینده خود امیدوارند و باور دارند که می‌توانند به اوضاع زندگی خود مسلط شوند. در ملت دوم: بچه‌ها در "حال" زندگی می‌کنند. معتقدند که سرنوشت، زندگی آنها را شکل خواهد داد و هدفی برای زندگی ندارند، هر دو ملت دچار آسیب‌هایی هستند ولی در ملت دوم، بزهکاری کودکان، مواد مخدر، خشونت‌های گروهی، وابستگی‌های اقتصادی و قانون‌شکنی‌های دایمی دیده می‌شود.
واقعیت‌های تلخی که در مورد کودکان با آنها مواجه می‌شویم مربوط به ملت دوم است ملتی که در آن کودکان پدر، امنیت، سلامتی و زندگی شریف و پیش روی خود چشم‌انداز روشنی از آینده ندارند.
در سال 1960، یک پنجم کودکان سیاه‌پوست آمریکایی زیر 18 سال بدون پدر و تنها با مادر خود زندگی می کردند هنگامی که دانیل پاتریک موینیهان گفت که این موضوع یک شکل اجتماعی مهم است مورد ناسزا قرار گرفت در سال 1996 تقریبا یک پنجم همه کودکان سفیدپوست بدون پدر زندگی می‌کردند و امروز هر کسی باور دارد که این یک معضل بزرگ اجتماعی است و موینیهان را پیشگیر و خبردهنده بزرگی می‌دانند. شرایط زندگی کودکان سیاه‌پوست روز‌به‌روز بدتر شده است و در سال 1996 بیش از نیمی از آنها فقط با مادر خود زندگی می‌کردند.
راستی علت اینکه زن و شوهرها با هم زندگی نمی‌کنند، چیست؟
در سال 1995 از هر چهار کودک که توسط دختران نوجوان به دنیا می‌آمدند، سه کودک در اثر رابطه نامشروع به وجود آمده بودند. در واشنگتن. دی. سی تقریبا 97 درصد کودکان دختران نوجوان حاصل رابطه نامشروع بودند از همه فاجعه‌بارتر این است که ناپدری‌ها مسئول تجاوز به فرزند خوانده‌های خود و یا قتل آنها بودند. قتل کودکان در خانواده‌هایی که فرزند خوانده داشتند، 70 برابر کودکانی بود که با پدر و مادر حقیقی زندگی می‌کردند.
زندگی مشترک خارج از چارچوب ازدواج
در ایالت متحده آمریکا زندگی مشترک بدون ازدواج، تقریبا در نیمی از موارد یا بیشتر وجود دارد. در سوئد، این نوع زندگی به صورت یک هنجار اجتماعی درآمده و تقریبا یک سوم زن و مردها بدون این که با هم ازدواج کنند، با هم زندگی می‌کنند.
همزیستی بدون ازدواج شاید در بیست و یک سالگی که زنان جوان و جذاب هستند، تفریح به نظر به نظر برسد، ولی هنگامی که پنجاه و یک ساله می‌شوند دیگر نمی‌توانند چندان از تصور چنین موضوعی تفریح کنند. تقریبا نیمی از زنان و مردان آمریکایی 35 تا 39 ساله، گاهی این نوع زندگی را تجربه کرده‌اند. تحقیقی نشان می‌دهد که فقط یک پنجم کودکان آمریکایی که در چنین خانواده‌ای به دنیا می‌آیند تا سن بلوغ با پدر و مادرشان زندگی می‌کنند.
همزیستی بدون ازدواج در آمریکا دست‌کم از یک جنبه مهم با زندگی بدون ازدواج زن و مرد در اروپا فرق دارد. در اینجا افرادی که تحصیلات عالی دارند، بیش از دیگران ازدواج می‌کنند و کمتر تن به زندگی مشترک آزاد می‌دهند. در اروپا قضیه برعکس است. در آنجا تحصیل‌کرده‌ها بیشتر به این نوع زندگی مشترک روی می‌آورند، در حالی که دیگران بیشتر ازدواج می‌کنند.
خانواده و فرزندان
روزگاری در آمریکا مساله بیکاری بسیار حاد بود و مدارس دولتی هم زیاد نبودند. با این همه پسرها در خیابان‌ها با خودشان اسلحه حمل نمی‌کردند و مردم توسط کسانی که دزدکی به آنها شلیک می‌کردند کشته نمی‌شدند، مواد مخدر زندگی شهرنشینان ما را تهدید نمی‌کرد و بچه‌هایی که به مدرسه می‌رفتند، می‌توانستند بخوانند و بنویسند این روزها ما بسیار ثروتمندتر شده ایم ولی پول برای ما امنیت، سلامت اجتماعی ملایمت نژادی و مسئولیت و موقعیت‌های تحصیلی به همراه نیاورده است.
دلیل این مساله به اعتقاد من کاملا روشن است این پول نیست که بنیان زندگی اجتماعی را می‌سازد بلکه خانواده است و این روزها بنیان خانواده سست شده و در نتیجه هر بنایی هم که بر این بنیان ساخته می‌شود سست است.
بچه‌هایی که با یکی از والدین خود زندگی می‌کنند دو برابر بچه‌هایی که با هر دو زندگی می‌کنند از مدرسه اخراج می‌شوند. پسرهایی که با یکی از والدین زندگی می‌کنند بیشتر از آنها که با هر دو زندگی می‌کنند هم از مدرسه و هم از کار اخراج می‌شوند. دخترهایی هم که با یکی از والدین زندگی می‌کنند در برابر آنهایی که با هر دو زندگی می کنند، به طور نامشروع باردار می‌شوند.
کودکانی که فقط با مادرشان زندگی می‌کنند بیش از بچه‌هایی که پدر و مادر هر دو در کنارشان هستند مورد تجاوز قرار می‌گیرند، افت تحصیلی دارند و یا از مدرسه اخراج می‌شوند، دست به بزهکاری کودکانه می‌زنند، مواد مخدر مصرف می‌کنند و مرتکب جرایم بزرگسالان می‌شوند....
"این روزها بنیان خانواده سست شده و در نتیجه هر بنایی هم که بر این بنیان ساخته شود، سست است."
اما، باید توجه کنیم!
آنچه توسط نویسنده آمریکایی به رشته تحریر درآمده بخشی از فجایع و مشکلاتی است که غرب در پی اضمحلال "خانواده" با آن دست و پنجه نرم می‌کند و برای ممانعت از طولانی شدن مطلب در این گزارش فقط به بخشی‌هایی از آن اشاره کردیم.
لیکن آن چیزی که می‌بایست مورد دقت و توجه مسئولان فرهنگی و اجتماعی کشور قرار بگیرد کنار هم قرار گرفتن بحث جهانی شدن و خانواده (تاکید غرب بر این موضوع) و نیز وضعیتی نابسامانی است که با فروپاشی خانواده در اروپا و آمریکا به وجود آمده است. دور از عقل نیست که مراقب هجمه‌های غرب از نوع دیگر بر پیکره "خانواده" و جامعه امان باشیم و مطابق با آموزه‌های دینی و اعتقادات و باورهای ملی‌مان بر تحکیم خانواده پای بفشاریم. مسلما برای نیل به این هدف آسیب‌شناسی خانواده و مقابله با تهدیداتی که به لحاظ فرهنگی و اجتماعی "خانواده" را در خطر قرار می‌دهد راهگشا خواهد بود.