تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۲۷۱۵۵
ایران و انتخابات آمریکا در گفت‌وگو با داود هرمیداس باوند
آرمین منتظری مقدمه: انتخابات ریاست ‌جمهوری آمریکا در مرحله مقدماتی در حال پیگیری است. با توجه به سیاست‌های جنگ‌طلبانه بوش در طول دوران هشت ساله ریاست‌ جمهوری‌اش و همچنین با توجه به نوع سیاست خارجی بوش که در قبال کشورهای خاورمیانه به‌خصوص ایران و عراق به اجرا گذاشته شد بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی مسائل آمریکا معتقدند لزوم تغییر سیاست‌های دولت آمریکا در حوزه خاورمیانه بیش از هر زمانی احساس می‌شود. در همین راستا نشانه‌های تمایل به تغییر این سیاست‌ها در شعار‌های انتخاباتی کاندیداهای ریاست ‌جمهوری آمریکا از دموکرات‌ها گرفته تا جمهوری‌خواهان به وضوح دیده می‌شود. از این منظر با دکتر داوود هرمیداس ‌باوند، استاد دانشگاه در روابط بین‌الملل و دیپلمات سابق ایرانی، در خصوص رویکرد و سیاست‌های دولت جدید آمریکا در رابطه با ایران به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

* آقای دکتر! مرحله مقدماتی انتخابات ریاست‌ جمهوری آمریکا در حال برگزاری است. آنچه که در این دوره از مبارزات انتخاباتی آمریکا جلب توجه می‌کند شعار برخی از کاندیداهای ریاست ‌جمهوری آمریکا مبنی بر لزوم تغییرات اساسی در سیاست‌های آمریکاست. با توجه به اینکه برخی از کاندیداهای دموکرات ریاست ‌جمهوری آمریکا لزوم تغییر سیاست خارجی این کشور در قبال ایران را نیز مطرح کرده‌اند. برآورد شما از سیاست‌های دولت جدید آمریکا در قبال ایران چیست؟
** در دوران ریاست ‌جمهوری جورج بوش پسر استراتژی نئوکان‌ها و استراتژی‌ای که تندروهای جمهوری‌خواه دولت بوش در پی گرفته بودند با ناکامی ‌مواجه شد و نتوانست دستاورد چندانی برای آمریکا داشته باشد. طبیعی است که وقتی یک استراتژی با شکست مواجه می‌شود لزوم تغییر اساسی در نگرش سیاست آمریکا احساس شود. این مسئله‌ای است که دموکرات‌ها مطرح کرده‌اند. البته نباید از این نکته هم غفلت کرد که معمولا حزبی که خارج از گردونه قدرت است طبیعتا از حزب حاکم انتقاد می‌کند و این انتقاد مسلما شامل سیاست خارجی آمریکا هم می‌شود. بنابراین دموکرات‌ها در همین راستا هم از سیاست خارجی آمریکا در قبال عراق و هم از سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران انتقاد می‌کنند. مسلم است که دموکرات‌ها سیاست خارجی جمهوری‌خواهان را در دولت بوش در مواجهه با ایران تایید نمی‌کنند چراکه اگر این کار را بکنند شانس موفقیت‌شان را پایین می‌آورند. در حزب دموکرات باراک اوباما، نامزد دموکرات‌ها، شعار تغییرات اساسی را در سیاست خارجی آمریکا مدنظر قرار داده است. اگر به یاد داشته باشید دموکرات‌ها با همین شعار توانستند در انتخابات سال گذشته در کنگره آمریکا هم پیروز شوند و اکثریت کرسی‌های کنگره را در اختیار بگیرند. البته توجه داشته باشید که تغییر سیاست خارجی آمریکا بیشتر در رابطه با عراق نمود پیدا می‌کند و پای ایران نیز از همین مجرا به میان می‌آید. دموکرات‌ها تقریبا در خصوص لزوم تغییر سیاست‌های آمریکا در عراق و خاورمیانه اتفاق‌نظر دارند. منتها برخی معتقدند تغییر سیاست‌های آمریکا در منطقه و تسهیل خروج آمریکا از عراق باید از طریق مذاکره با کشورهای تاثیرگذار در منطقه و همسایگان عراق نظیر ایران و سوریه انجام شود. اگر خاطرتان باشد نانسی پلوسی، رهبر اکثریت دموکرات‌ها در کنگره آمریکا، بلافاصله پس از پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات کنگره به سوریه سفر کرد و با بشار اسد دیدار و گفت‌وگو کرد. در حال حاضر اوباما هم شعارش گفت‌وگو و مذاکره مستقیم با ایران است. هیلاری کلینتون هم با تعدیلاتی و البته با اندکی تغییر در روش از همین سیاست حمایت می‌کند. البته باید تا پایان سال نو میلادی صبر کرد و روند پیشرفت انتخابات آمریکا را به موازات تحولات و رخدادهای جدید در دولت آمریکا و منطقه خاورمیانه مورد بررسی قرار داد. از سوی دیگر چگونگی تصمیم‌گیری دولتمردان ایران در سیاست خارجی در این بازه زمانی در شکل‌دهی سیاست خارجی دولت آینده آمریکا تاثیرگذار است. برای مثال ایران در حال حاضر در بحث انرژی هسته‌ای از موضع انفعال خارج شده و در موقعیت بهتری قرار گرفته است. به‌خصوص پس از انتشار گزارش آخر آژانس و همچنین انتشار گزارش 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه هسته‌ای ایران، موضع بهتری برای ایران رقم خورده است. بنابراین ایران باید از این فرصت استفاده کند و مشکلاتش را حل و فصل کند. در این چارچوب واضح است که موضع دولت جدید آمریکا به موضع ایران هم بستگی دارد. باید دید آیا ایران در مسیر یک دیالوگ سازنده حرکت خواهد کرد یا اینکه مذاکره با آمریکا به ضرر منافع ملی کشور است.
* با توجه به نوع سیاست‌گذاری‌های دولتمردان آمریکا به عنوان کشوری که خود را ابرقدرت می‌داند و همچنین با لحاظ کردن آن غرور خاص آمریکا در تصمیم‌گیری‌های دولتمردان آمریکا به نظر شما بهانه مذاکره آمریکا با ایران و عراق خواهد بود یا برنامه هسته‌ای ایران؟
** توجه داشته باشید که بیان یک شعار از سوی یک حزب در آمریکا آن‌هم در کشاکش رقابت‌های داغ انتخاباتی به این معنی نیست که در صورت پیروزی آن حزب در انتخابات آن شعار حتما عملی خواهد شد. نباید فریفته شعارهای انتخاباتی آمریکا شد، چراکه این شعارها بیشتر با هدف انتقاد از دولت و حزب حاکم مطرح می‌شود. برای مثال در زمان دکتر مصدق، آیزنهاور از سیاست‌های آمریکا در قبال ایران انتقاد می‌کرد. در آن زمان خیلی‌ها خوشحال شدند و با خود فکر می‌کردند اگر جمهوری‌خواهان در آمریکا قدرت را به دست بگیرند موضع آمریکا نسبت به ایران بهتر خواهد شد. اما خلاف آن ثابت شد. بنابراین تنها تا حدودی باید به این شعارها توجه کرد، چراکه سیاست خارجی آمریکا برآیند نظرات کنگره آمریکا، شورای امنیت ملی این کشور، وزارت خارجه، وزارت دفاع، سازمان سیا و کاخ سفید خواهد بود و اینگونه نیست که شخص رئیس‌جمهوری به تنهایی تصمیمی ‌اتخاذ کند. اما به نظر من اگر مذاکراتی میان ایران و آمریکا انجام شود مسلما درباره عراق خواهد بود. زیرا درباره عراق زمینه مساعد‌تری برای مذاکره وجود دارد. زیرا در مورد عراق در مقایسه با برنامه هسته‌ای آمریکا هیچ پیش‌شرطی قرار نداده است. بنابراین از نظر من اگر مذاکره ایران و آمریکا درباره عراق به نتایج مطلوبی برسد می‌تواند در دیگر حوزه‌های مورد بحث نیز بازتاب‌های خوبی داشته باشد.
* آقای دکتر! بحث رابطه با آمریکا همانطور که شما هم گفتید با آغاز مذاکرات میان ایران و آمریکا درباره عراق شروع شد. آیت‌الله خامنه‌ای رهبری انقلاب هم صراحتا گفتند که اگر هر زمانی نفعی در رابطه با آمریکا باشد من خودم اولین کسی هستم که پیش‌قدم می‌شوم. به نظر شما شرایط مطلوب برای برقراری رابطه با آمریکا چیست و ایران باید در این زمینه چه سیاستی را در پیش بگیرد؟ سوال دیگری که دارم این است که اگر بخواهید سیاست خارجی دولت نهم را نقد کنید، این سیاست را در رابطه با عراق و پرونده هسته‌ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** ببینید ما تا زمانی که مشکلات و مسائل‌مان را با آمریکا حل و فصل نکنیم، بدون تردید با مشکلاتی چه مستقیم و چه غیرمستقیم مواجه خواهیم بود.
* این مشکلات را نام می‌برید؟
** به هر حال آمریکا قدرت بزرگی است. این یک واقعیت است. نمی‌خواهم بگویم که قدرت آمریکا یک قدرت هژمونیک است اما به هر حال کشوری است که دیگر کشورها در برقراری رابطه با آن برخی ملاحظات را رعایت می‌کنند. در هر صورت آمریکا امروز در رابطه با ایران نقش بازدارنده را بازی می‌کند و امروز توانسته تا حدودی از تحقق منافع ملی ما در برخی از زمینه‌ها نظیر انتقال نفت و گاز ایران از طریق دریای خزر جلوگیری کند. آمریکا همچنین از طریق اعمال فشار از مجرای شورای امنیت سازمان ملل به صورت جداگانه یا منفرد محدودیت‌هایی را برای برخی بانک‌های ایرانی از لحاظ عدم‌صدور اجازه برای گشایش اعتبار در خارج از کشور فراهم کرده است. همه اینها سبب می‌شود که پیامد‌های نسبتا منفی برای کشور ایجاد شود. بنابراین باید سعی کنیم مشکلات‌مان را با آمریکا به صورتی واقع‌گرایانه حل کنیم. برای مثال در مورد تکنولوژی هسته‌ای، ایران امروز در شرایط مطلوبی قرار دارد و در این شرایط است که ایران می‌تواند با اعتماد به نفس وارد یک مذاکره مفید و سازنده شود و مشکلاتش را حل کند. البته شاید دولتمردان ایران منتظر هستند ببینند نتایج انتخابات چه می‌شود، چرا که اگر نتیجه انتخابات در راستای اهداف دولت رقم بخورد مسلما دست دولت در اجرای سیاست‌هایش چه در حوزه داخلی که مورد بحث ما نیست و چه در حوزه سیاست خارجی که انرژی هسته‌ای هم بخش مهم آن است بازتر می‌شود. اما به عقیده من باید شرایط روز را مدنظر قرار داد و با توجه به تحولات و رخدادهای روز تصمیم‌گیری کرد. به اعتقاد من الان زمانی است که ایران می‌تواند درباره تکنولوژی هسته‌ای مذاکره کند، چراکه همانطور که قبلا گفتم ایران امروز در این مورد در موضع قدرت قرار دارد و از موضع انفعالی خارج شده است.
* اما جناب باوند! مشکل اینجاست برای مذاکره پیش‌شرط تعلیق غنی‌سازی قرار داده شده است و ایران به هیچ‌وجه نمی‌تواند این پیش‌شرط را بپذیرد.
** ببینید، به هر حال هر دو طرف باید تا حدودی مواضع‌شان را متعادل کنند. اصولا مذاکرات دیپلماتیک نمی‌تواند یکطرفه باشد. فلسفه مذاکرات دیپلماتیک این است که طرفین مواضع اولیه خود را تا حدودی تعدیل کنند تا بتوانند در مذاکره به یک نوع مصالحه و سازش برسند.
* یعنی می‌فرمایید ایران باید پیش‌شرط را بپذیرد؟
** خیر. ایران می‌تواند علائمی‌ از سوی برخی شخصیت‌ها نشان دهد که نشان‌دهنده تمایل ایران به مذاکره سازنده است. ایران می‌تواند قرائنی ارائه دهد مبنی بر اینکه اگر دولت آمریکا در برخی موارد مواضع‌اش را تعدیل کند ایران هم تعدیل می‌کند. منظورم این است که در حال حاضر شرایط به نفع ماست. باید از آن به نفع منافع ملی کشور استفاده کرد. البته یک وقتی هم هست که ممکن است مصالح کشور اقتضا نکند که البته آن مقوله دیگری است و بحث دیگری را می‌طلبد. باید با توجه به شرایط روز تصمیم‌گیری کرد. شما فکر می‌کنید که یک سال بعد وقتی دولت آمریکا عوض شود رئیس‌جمهوری جدید آمریکا چه می‌کند. او هم با توجه به شرایط روز تصمیم‌گیری خواهد کرد. دلیلی ندارد اگر الان شعارهایی را مطرح می‌کنند، دقیقا در همان تاریخ آن شعارها عملی شوند. رئیس‌جمهوری آمریکا هم با توجه به مسائل روز و تحولات و رخداد روز درباره ایران تصمیم‌گیری خواهد کرد.
آنچه واضح است اینکه دموکرات‌ها در هر حال معتقدند که سیاست بوش در قبال ایران غلط است و باید اصلاح شود. در ایران هم دولت معتقد است که سیاست‌های آمریکا در قبال ایران باید تغییر کند و تنها در این صورت است که مذاکره امکان‌پذیر است. بنابراین، این مواضع باید به طرفین منتقل شود. باید این مواضع ترجمان عملی شود. باید دید مبنای اختلاف کجاست. مبانی اختلاف در حال حاضر و با توجه به تحولات و رخدادهای روز، مسئله عراق و انرژی هسته‌ای ایران است.
* آقای دکتر! شما بحث تعدیل را مطرح کردید. این مبحث منتقدانی دارد. همان منتقدانی که می‌گویند دولت در زمان ریاست ‌جمهوری سیدمحمد خاتمی‌ در مورد انرژی هسته‌ای کوتاه آمد و تعدیل کرد اما از آن طرف هیچ پاسخی دریافت نکرد و از این بابت متضرر شد.
** بله. دولت پیشین تعدیل کرد اما نتیجه نگرفت. دولت جدید که آمد گفت ایستادگی می‌کنیم و البته تا حدود هم بازده داشته و ایران را در خصوص برنامه هسته‌ای از موضع انفعال بیرون آورده است. حرف من این است که حالا که ما در این شرایط مطلوب قرار گرفته‌ایم چرا از فرصت به نفع خودمان استفاده نکنیم. اگر فکر کنیم این ایستادگی به همین شیوه برای مدت طولانی بازده خواهد داشت اشتباه کرده‌ایم. به هر حال ما تحت فشاریم. این فشار می‌تواند به تمام بخش‌های کشور از بخش‌های اقتصادی گرفته تا فرهنگی و اجتماعی منتقل شود و این انتقال هم به صورت تدریجی خواهد بود. اگر قرار باشد ما روی یک بحث آنقدر پافشاری کنیم و حاضر به هیچ‌گونه تغییری در رویکردمان نباشیم و در عوض تبعاتی را در دیگر بخش‌های کشور متحمل شویم از نظر من این سیاست نادرست است. بالاخره زمانی هم هست که شما باید با حفظ منافع ملی کشور را از زیر فشار‌ها خارج کنید.