مجید علیزاده
این روزها، امواج دود هر ساعت پس از گلولهباران سنگین مواضع گروه نامی فتحالاسلام از سوی ارتش لبنان بالا میرود و لبنان تنها پس از چند ماه بار دیگر به میدان ناآرامیهای تازهای تبدیل شده است.
تابستان گذشته جهان شاهد تکانهای شدیدی بود که اسراییل برای مدت بیش از یک ماه در برابر جنبش حزبالله در جنوب لبنان آغاز کرده بود. امروز بار دیگر موج پسلرزههای آن جنگ سراسر منطقه شمال لبنان را فرا گرفته است که نشانههایی از آغاز یک تابستان خونین دیگر در این کشور را با خود به همراه دارد. در آخرین ناآرامیهای از این دست گروهی تازه که در اردوگاههای آوارگان فلسطینی در جنوب لبنان اقامت کردهاند به گروه فتحالاسلام پیوسته با ارتش لبنان درگیر شدهاند.
این ناآرامیها در پی آغاز شد که در هفته جاری و در روز نخست خرداد نیروهای امنیتی لبنان در هنگام حمله به یکی از سااختمانهای گروه فتحالاسلام در طرابلس با مقاومت سختی از سوی آنان روبهرو شد. این حمله سبب آغاز درگیریهای داخلی در این کشور شد که پس از پایان جنگهای داخلی لبنان در سال 1990 خشنترین درگیریهای داخلی بوده است.
طی چند روز گذشته نیز نیروهای ارتش لبنان بخشهایی از اردوگاه نهران البارد را به شدت در هم کوبیدند. این ناآرامیها پس از انفجار دو بمب بزرگ در مرکز شهر بیروت در سطح پایتخت این کشور گسترش یافت. پس از این حادثه جنبش فتحالاسلام مسئولیت این دو بمبگذاری را به عهده گرفت.
این حادثه در بیروت هنگامی رخ داد که ایالات متحده و همپیمانانش با به جریان انداختن قطعنامه سازمان ملل درباره این حادثه خواستار برگزاری دادگاه قاتلین رفیق حریری شدند. برخی رسانههای لبنان این بار نیز همانند ترور رفیق حریری نخستوزیر پیشین لبنان در سال 2005 به سرعت انگشت اتهام خود را به سوی سوریه نشانه رفتند. این ناآرامیها واکنشهای داخلی و بیرونی را در پی داشته است. در داخل احزاب مخالف همانند جنبش حزبالله با برگزاری راهپیمایی گسترده خواستار واکنش قوی از سوی دولت به این حرکتها شده بودند. در سطح بینالمللی نیز و از ماههای پیش کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده که با نوشتن سرمقالهای در یکی از روزنامههای عرب زبان منطقه خواستار پشتیبانی لبنان از برگزاری دادگاه حریری شده بود.
یکی از دلایل ترس مقامات ایالات متحده برای برخورد با گروه فتحالاسلام به پیشینه این گروه برمیگردد. گروه فتحالاسلام و به ویژه شاکر الابسی رهبر این گروه به همراه ابومصعب زرقاوی که چندی پیش در عراق کشته شد به خاطر کشتن یک دیپلمات آمریکایی در سال 2002 در اردن به مرگ محکوم شده است.
همچنین مقامات آلمانی نیز الابسی و گروه وی را متهم به برنامهریزی عملیات بمبگذاری در متروهای آلمان در سال گذشته کردهاند. از این رو به نظر میرسد که این گروه به دلیل وابستگی آن به ویژه به گروه بدنام القاعده در سطح بینالمللی دارای پشتوانه چندانی در میان مردم لبنان نباشد. در همین راستا یکی از متهمین این پرونده هفته پیش در نبرد با نیروهای امنیتی لبنان کشته شد.
نکته شایان توجه در ناآرامیهای کنونی توجه به ریشه این درگیریهاست. به گمان برخی ریشه این ناآرامیها به ناتوانی دولت لبنان در کنترل مرزهایش برمیگردد، چرا که دولت ناتوان لبنان توان فعالیت و رشد جنبشهای تندرو اسلامی که از سوی گروههای بینالمللی همانند القاعده در اردوگاههای آوارگانش تغذیه میشوند را ندارد. در این راستا روزنامه نیویورگتایمز در سرمقاله خود به قلم دیوید بروک نوشت که روز به روز بر توان چریکهای لبنان برای به چالش کشیدن یکپارچگی و موجودیت و تمامیت ارضی این کشور که دولت نباید اجازه دهد گروههای حاشیهای و مرزنشین کشور را به بیثباتی بکشند. همین موضوع باعث شده تا برخی تحلیلگران مانند ریچارد هاس رییس شورای روابط خارجی آمریکا به این نتیجه برسند که توانایی واشنگتن برای اثرگذاری بر رویدادهای خاورمیانه روز به روز با بدشانسی تازهای روبهرو میشود.