تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۱۲۷۴۶۲
نویسنده: طیبه چراغى

2.‌عوامل و زمینه‌های مصرف‌گرایی در جوانان
الف) رفاه‌زدگى
رفاه‌زده به کسی می‌گویند که از نعمت بسیار برخوردار است، ولی هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و هیچ منعی را نمی‌پذیرد. بنابراین، رفاه‌زدگى، نوعی تصرف و مصرف کردن ناهنجار و ضد اخلاقی در نعمت‌های الهی است.
صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقب‌ماندگی می‌دانند. آنان که لذت‌طلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف می‌کنند و مصرف کردن را ارزش می‌دانند.[29]
آنها می‌کوشند کالاهای لوکس و تجملی را وارد کشور کنند و از این راه، درآمدهای ارزی کشور را صرف واردات این‌گونه کالاها می‌کنند.[30] این گروه با وارد کردن کالاهای مصرفی لوکس مانند لوازم آرایشى، لباس‌های بدن‌نما،‌خودروهای سواری پر زرق و برق، تجمل‌گرایی و مصرف‌زدگی را تبلیغ می‌کنند.
به طور کلی نمی‌توان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا که طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحت‌طلبی را فراهم می‌آورد، می‌گوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه می‌شود.
رفاه‌زدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعه‌ها را در پی داشته است. در کتاب الحیاة آمده است: تکاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف کسانی هستند که هم خود نابود می‌شوند و هم دیگران را نابود می‌کنند. آنان کسانی‌اند که نسل‌ها را تباه می‌سازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بی‌حالی و مستی و عقب‌ماندگی می‌کشانند. برای اینکه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع کامل یابیم، به مسائلی اشاره می‌کنیم که از آثار جدایی‌ناپذیر زندگی تکاثری و اترافی است:
اول: تکاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید می‌آورند که نتیجه‌اش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.
دوم: تکاثر در داشتن ثروت و زیاده‌روی در مصرف، عواطف انسانی را می‌میراند و پایه‌های فضیلت و اخلاق را منهدم می‌سازد.
این دو، پایه‌های همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل می‌سازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاک می‌کند.[31]
ابن خلدون نیز در کتاب خود، در فصلی با عنوان "فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، ‌از موانع پادشاهی و کشورداری است " ثروت، رفاه‌زدگى و تن‌پروری را از عوامل مهم سقوط و نابودی اجتماعی می‌شمارد.[32]
ب) الگوگیری از رسانه‌ها
الگوگیرى،‌امری فطری است که از دوران کودکی در انسان وجود دارد. حتماً دیده‌اید که اگر به کودکی لبخند بزنید، او نیز مثل شما لبخند می‌زند. هر چه سن کودک بالاتر می‌رود، تقلید تا حدی حالت هدفدار به خود می‌گیرد و در عالی‌ترین و مطلوب‌ترین حالت، تقلید و تکرار عمل دیگرى، با آگاهی کافی از حُسن کار و هدفمندی است.[33] بنابراین، در تعریف الگوپذیری می‌توان گفت: ‌رضایت فرد به انطباق رفتارش با الگوهای وسیعى، در جهت هماهنگی و انسجام رفتاری با آنها.[34]
براساس اصولی مانند اصل لذت، فردگرایی و توجه صرف به علوم تجربی بود که مادی‌گری در غرب به اوج خود رسید.
آنها با توجه به این اصول و با مطالعه دقیق حالات جوانان، ‌مانند قهرمان‌خواهى، نیاز به محبوبیت،‌خودنمایى، حادثه‌جویى، بلندپروازى، رقابت، استقلال‌طلبی و... ، الگوهای جدید و جوان‌پسندی را مطرح می‌کنند.[35]
در این نظام، از روش الگویی بیشترین استفاده برای کسب منفعت بیشتر صورت می‌گیرد. دستگاه‌های تبلیغاتى، اکنون حرف خود را از زبان یک قهرمان ساختگی یا یک شخصیت مزدور می‌زنند و از دیگر سو،‌مشغول پرورش و ساختن قهرمانان و آرایش چهره‌هایی هستند که بتوانند، بهره‌گیری از آنها، جذابیت کاذب به وجود آورند و پیام خود را به طور کامل به مخاطب القا کنند.[36]
در جامعه ما،‌ پس از جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، ارزش‌های اسلامی و فرهنگی به تدریج کم‌رنگ شد و اسراف نکردن، قناعت ورزیدن، ساده‌زیستی و مانند آن به تدریج ارزش خود را از دست داد. در کنار عوامل بسیاری که در این زمینه مؤثر بودند، نقش وسایل ارتباط جمعی بیش از دیگر عوامل بود.
دانشمندان ارتباطات برای وسایل ارتباط جمعی سه کارکرد مهم بیان می‌کنند:
خبری و آموزشى: ‌نقش وسایل ارتباطى، انتشار جریان رویدادهای اجتماعی است، ولی برخی از این وسایل به‌ویژه تلویزیون، اینترنت و ماهواره، با پخش برنامه‌ها و فیلم‌ها می‌کوشند آموزه‌هایی را با مُدهای تازه و مناسب با فرهنگ خودشان به گیرندگان برنامه ارائه کنند.
راهنمایی و رهبرى: رسانه‌ها با توجه به ارزش‌های خاص هر جامعه، باید به عنوان ابزاری در جهت خدمت به ارزش‌ها و هنجارها باشند؛ امری که در کشور ما نادیده گرفته شد و تلاش گردید تا افکار و ایده‌هایی به مخاطب القا شود که با هنجارهای جامعه منافات داشت.
تفریحی و سرگرمى: وسایل ارتباط جمعی می‌توانند با ارائه برنامه‌های گوناگون، اوقات فراغت خانواده‌ها را پر کنند و به طور موقت ذهن آنان را از مشکلات روزمره دور سازند.[37]
جریان الگوپذیری جوانان
در ادامه، به بررسی جریان الگوپذیری جوانان از رادیو، ‌تلویزیون، سینما، ماهواره و اینترنت می‌پردازیم.
1) رادیو، ‌تلویزیون و سینما
امروزه رسانه‌ها به‌عنوان یکی از ابزار سمعی و بصرى، به صورت مستقیم با روح و جان انسان در ارتباط است. رسانه‌ها در کنار نهادهای دیگری که طرز تفکر جامعه را می‌سازند، نقش مهمی بر عهده دارند. بررسی‌های روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد رسانه‌های گروهى، دارای چنان قدرتی هستند که می‌توانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند.
رسانه‌ها از راه ارائه هنجارهای خاص اجتماعى، به افراد القا می‌کنند که رفتار ارائه‌شده در رسانه‌ها، رفتار مناسب اجتماعی است. به این ترتیب، رسانه‌ها با ارائه الگوها و هنجارهای خاص، سبب ایجاد هم‌نوایی در افراد می‌گردند. شرکت‌های بزرگ جهان با استفاده از وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون و رادیو در کشورهای مختلف، می‌کوشند فرهنگ مصرفی را در جامعه رواج دهند.[38]
رسانه‌ها از راه پخش آگهی‌های تجاری در تلویزیون، رادیو و سینما و پخش سریال‌های داستانی و مانند آن می‌توانند بیش از نظام آموزشی بر ذهن مخاطب خود تأثیر بگذارند.[39] در کتاب سیطره جهانی از پروفسور اوانجلینا گارسیا، استاد ارتباطات اجتماعی نقل می‌کند که آهنگ موزیک و شعارهایی که در فاصله هر چند دقیقه از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود، به‌ویژه در منازلی که ارتباط افراد با دنیای خارج کمتر است، ‌اثر مهمی را در ذهن شنونده به وجود می‌آورد که او از آن به قالب‌های فکری تعبیر می‌کند.
او معتقد است تبلیغات تجارى، نوعی اتکای روانی در افراد پدیدار می‌سازد و احترام، شخصیت و ارزش افراد براساس آنچه می‌خرند و مصرف می‌کنند، معنا می‌شود.[40]
برنامه‌های صدا و سیما، ‌فیلم‌های سینمایی و تئاترها و انواع آگهی‌های تبلیغی‌ تجاری می‌تواند مردم را به سمت الگوی مصرفی مثبت یا منفی سوق دهد. چه‌بسا افرادی که از این راه به سمت مصرف کالاهای لوکس و تجملی هدایت می‌شوند.[41]
همان‌گونه که بیان شد، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دوران جوانى، حس الگوپذیری است. جوانان برای تکوین شخصیت روحی و فکری و اجتماعی خود، همواره می‌کوشند بهترین افراد را الگوی خود قرار دهند؛ گرچه گاه اشتباه می‌کنند و افراد ناشایست را الگوی خود می‌دانند.
دنیای غرب با سوءاستفاده از این ویژگی جوانان، ‌می‌کوشد هنرپیشه‌های فاسد سینما، ورزشکاران بی‌بندو‌بار و خوانندگان بی‌شخصیت را در مقام الگوی کاذب به جوان معرفی کند. امروزه، وضعیت ارتباطات رسانه‌ها در کشور به گونه‌ای است که ایمان و هویت جوانان به تاراج می‌رود. اگر به خوبی بنگریم، می‌بینیم که در دوره‌اى، هنرپیشه‌هایی مانند اوشین الگو بودند و اکنون یانگوم و جومونگ؛ و حتی در برخی از خانواده‌ها سبک غذای کُره‌ای جای خود را باز کرده است.
استفاده از نام‌های غربی و نامأنوس بر روی فرزندان، تابلوها و شرکت‌ها، مد، تبلیغ کالاهای لوکس خارجى، تجمل‌گرایی و...، از دیگر مصداق‌های الگوپذیری از رسانه‌هاست.
رسانه‌های عمومی به دنبال عرضه کالاهایی هستند که موردپسند مردم و برای رسانه‌ها از نظر اقتصادی سودمند است. اساس کار رسانه‌ها را محورهایی تشکیل می‌دهد که از راه آن به پول و سرمایه بیشتری برسند و یکی از این محورها، تبلیغ آگهی‌های گوناگون تجاری و تبلیغاتی است. برخی عنوان می‌کنند که آگهی‌های تجاری به نفع مصرف‌کننده تمام می‌شود؛ چون از این راه، فروش انبوه کالاها آسان می‌شود و فروش انبوه، تولید انبوه را به همراه دارد. اما اقتصاددانان معتقدند آگهی انبوه به جای کاهش قیمت‌ها، سبب تورم قیمت کالاها می‌شود. افزون بر این، رسانه‌ها در تبلیغ، هیچ‌گونه مسئولیت و نظارتی بر کیفیت کالاها ندارند و هرکه پول بیشتری بپردازد، در اولویت قرار می‌گیرد.[42]
همچنین در بیشتر فیلم‌های سینمایی و سریال‌های ایرانی، به هنرپیشه‌ها تازه‌ترین لباس‌های مُدشده را می‌پوشانند و در هر صحنه از فیلم، لباس‌ها و زیورآلات جدیدی جایگزین می‌شود. در کشور ما، بیشتر فیلم‌ها در خانه‌های بزرگ و بسیار زیبا ساخته می‌شوند. وسایل خانه مانند مبلمان، سرویس غذاخورى، آشپزخانه و وسایل آن، آخرین مُدهایی هستند که به کار می‌روند.
تقلیدهای شگفت‌آور از انواع آرایش مو و لباس وحرکات هنرپیشگان فیلم‌های غربى، بلافاصله پس از نمایش آن فیلم‌ها در خیابان‌های تهران، آن‌چنان به چشم می‌خورند که می‌توان گفت یک شبه مانند قارچ پا به عرصه وجود می‌نهند. دنباله‌روی تماشاگران از قهرمانان فیلم‌ها به قدری آشکار است که صاحبان مؤسسات و شرکت‌های تجارى، در سال، صدها میلیون دلار به سازندگان فیلم‌ها و هنرپیشگان برای مد کردن و تبلیغ پاره‌ای از کالاهای خود می‌پردازند؛ هرچند کالاهای بی‌ارزش و نامرغوبی باشند.[43]
بیشتر فیلم‌های ایرانى، خانواده‌های طبقه بالا را به نمایش می‌گذارند که تقلید طبقه متوسط و پایین را از آنان در پی دارد. به بیننده طوری القا می‌شود که هرکس ماشین، مبلمان، تلفن همراه، رایانه و مانند آن نداشته باشد، بیچاره است. حتی در برنامه‌های خانوادگی و ترکیبی نیز چنین روندی را شاهد هستیم.
در برنامه آموزش آشپزی "بهونه " که با اجرای سامان گلریز پخش می‌شود، گرچه ادعای سازندگان برنامه این است که غذاهای ساده و کم‌خرج را آموزش می‌دهند، ولی انتخاب نوع وسایل آشپزی مانند همزن و مخلوط‌کن، تابه و دیگ که همگی مارک‌های خارجی دارند، چیدمان آشپزخانه،‌گاز فر صفحه‌ای ومانند آن ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی است. حتی در این برنامه، مارک ظروف آشپزخانه Dessini معرفی می‌گردد که از شبکه‌های ماهواره‌ای نیز تبلیغ می‌شود.
در برنامه "به خانه برمی‌گردیم " که هر روز عصر از شبکه تهران پخش می‌شود، در یکی از بخش‌های کارشناسى، دکوراسیون‌خانه آموزش داده می‌شود. در حالی‌که بسیاری از خانواده‌های جوان ایرانی اجاره‌نشین هستند و در آپارتمان‌های با متراژ کم زندگی می‌کنند، خانم کارشناس درباره نحوه قرار گرفتن میز کنسول در راهروی خانه و وسایل لازم برای تزیین آن صحبت می‌کنند.
در حقیقت، رسانه ملی در سالیان اخیر، عامل اصلی ترویج مصرف‌گرایی در میان خانواده‌ها و جوانان بوده است؛ چراکه رسانه ملی کالا را تبلیغ نمی‌کند، بلکه مصرف را تبلیغ می‌کند.
2) ماهواره و اینترنت
پیشرفت روزافزون فن‌آوری و در نتیجه، به وجود آمدن شبکه‌های ارتباطی و ماهواره‌ای بر تمام زوایای پنهان و آشکار زندگی تأثیرگذار بوده است. رسانه‌های گروهى، فاصله میان سطوح گوناگون را از بین می‌برد و با کمک تبلیغات می‌کوشد تا با رواج مُدهای جدید، امیال جدیدی را در افراد به وجود آورد. به عبارت دیگر، تولیدکنندگان با تبلیغ و تلفیق این‌گونه نیازهای کاذب و با تغییر جایگاه نیازها و تقاضاها، سعی در فراهم آوردن شرایطی دارند تا فرد بر اساس آن، نیازهای کاذب ایجادشده، مانند لباس با طرح نو و مُد جدید را جایگزین نیازهای اساسی خود کند.
در این میان، ماهواره و اینترنت نقش مهمی در ترویج و جهانی شدن مصرف یک کالا بازی می‌کنند؛ زیرا مُد جدید، نیازمند تقاضا و بازاریابی است. بنابراین، این‌گونه وسایل، نقش بارزی در اشاعه فرهنگ مصرفی در جوامع دارند؛ زیرا بسیاری از مدل‌های رایج آرایشى، پوششی و...، از سوی تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان از مدل‌های ماهواره‌ای و اینترنتی الگوبرداری می‌شود.
در برنامه‌های ماهواره‌اى، جدیدترین لباس‌های فَشِن از معروف‌ترین طراحان لباس جهان نمایش داده می‌شود. از زنان برای تبلیغ خمیردندان، وسایل آرایشی و ظروف آشپزخانه بهره برده می‌شود و بیشتر تبلیغات در مورد رژ لب، کرم‌پودر، قرص‌های لاغرى، نوشیدنی‌های انرژی‌زا و... است که به سرعت در جامعه رواج می‌یابند.
در کشور ما دسترسی به شبکه‌های ماهواره‌ای به دلیل امکان تهیه آسان و ارزان تجهیزات دریافت برنامه‌های ماهواره، بسیار آسان است و بیشتر جوانان به دیدن برنامه‌هایی تمایل دارند که آنها را در برنامه‌های داخل کشور نمی‌یابند و در واقع به خاطر برنامه‌های مبتذل از ماهواره استفاده می‌کنند.[44] این روند سبب شده که بسیاری از جوانان و به‌ویژه دختران به آرایش چهره و خرید لوازم آرایشی روی آورند. به گزارش ذیل دقت کنید:
گرایش روزافزون زنان، دختران و دختران کم سن و سال به استفاده بی‌رویه از لوازم آرایشى، به مرز بحران رسیده و نگرانی‌های عمیقی را برانگیخته است و موج فزاینده استفاده از لوازم آ‌رایشى، چنان سرسام‌‌آور است که مهار این بحران دشوار به نظر می‌رسد.
چشم‌روشن‌ها، لنز تیره می‌خواهند؛ چشم‌تیره‌ها، لنز روشن. اگر پوست دختری برق بزند، مات‌کننده چاره‌کار است؛ در این صورت دیگر برق نمی‌زند. گاهی به علت نوع پوست یا هزینه بالای جراحی با لیزر، ترمیم آسیب‌های صورت ممکن نیست. در این هنگام است که انواع پودرها و لوازم آرایشی سفیدکننده به کار می‌رود. در بیشتر اوقات، زنان و دختران جوانی که عارضه‌ای در صورت ندارند وشادابی و طراوت پوست آنها، در حالت معمولی است، به طور بی‌وقفه، از لوازم زیباکننده استفاده می‌کنند. این افراد، شب‌ها که به منزل بازمی‌گردند، با شیرپاک‌کن‌های مختلف و صابون‌های رنگی متفاوت، شلوغی و آرایش چهره‌هایشان را که در اثر استفاده بی‌رویه مواد آرایشى، حالتی زمخت و مکدّر پیدا کرده، مرتب می‌کنند.[45]
همچنین تبلیغات ماهواره‌ای سبب شده است که بسیاری از افراد به سمت جراحی‌های زیبایی بروند. استفاده از ژل‌های غیردایم نیز بسیار روایج یافته است و از آن برای گونه‌گذارى، افزایش حجم لب و برطرف کردن چین و چروک پوست استفاده می‌کنند. استفاده از این ژل‌ها در کشورهای اروپایی و امریکایی برای افراد با سنین بالاست، ولی در ایران، افراد زیر هیجده سال برای این کار اقدام می‌کنند. [46]
درباره اینترنت نیز وضع همین‌گونه است. امروزه سهم رسانه‌هایی مانند تلویزیون و رادیو در پُر کردن اوقات فراغت جوانان بسیار کاهش یافته است و سهم ضبط صوت و رسانه‌هایی مانند اینترنت بیشتر شده تا بتوانند از راه فعالیت‌های آنلاین و غیر آنلاین، مانند به اشتراک گذاشتن موسیقى، گوش دادن به موسیقى، بازی‌های رایانه‌ای و.. اوقات خود را بگذرانند. به همین نسبت، تمایل افراد برای یاد گرفتن سازهای موسیقی افزایش یافته است.            ادامه دارد ...