تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۱۲۷۷۷۵
نویسنده: ابوالفضل اقبالی

روحیه آرمان‎خواهی و بلندپروازی را شاید بتوان مهمترین خصیصه و ویژگی عمومی دانشجویان در دوران دانشجویی دانست؛ روحیه‎ای که باعث می‎شود رفتار مطالبه‎گری در دانشجویان به‎عنوان یک خصیصه بارز ظهور پیدا کند. این روحیه ارتباط مستقیمی با شرایط این نوع زندگی (زندگی دانشجویی) دارد.
فرصت اندیشه و تحلیل فضای جامعه و به‎دنبال آن، انتقاد کردن از شرایط موجود و مطالبه عدالت برای آنان فراهم است.
وجود روحیه مطالبه‎گری و آرمان‎خواهی در دانشجویان فی‎نفسه امری پسندیده و مبارک است و می‎تواند سر منشا خیر و برکت زیادی برای جامعه همچون برقراری عدالت در زمینه‎های مختلف شود. رهبر معظم انقلاب نیز همواره دانشجویان را به‎خاطر داشتن چنین روحیه‎ای ستوده و بارها و بارها آنان را به حفظ و گسترش چنین روحیه‎ای تشویق کرده‎اند: «همیشه گفته ام، باید از روزی بترسیم که جوان و دانشجوی ما انگیزه طرح مسئله و سؤال را نداشته باشد، که به یاری پروردگار امروز این چنین نیست و همه باید توان و تلاش خود را به‎کار گیریم تا روحیه خواستن و مطالبه در نسل جوان به ویژه جوانان علمی و دانشگاهی هرچه بیشتر گسترش یابد.» و یا «بدانید که مطالبات و پی‎گیری‎های شما، ثمربخش و سودمند خواهد بود؛ همچنان که اگر جوانان مؤمن و مسئولیت‎شناس دانشگاهی در سال‎های گذشته، پرچم عدالت‎خواهی را در جامعه بلند نمی‎کردند، مسیر حوادث و جهت‎گیری‎های انتخاباتی مردم به‎روی کار آمدن دولتی عدالت‎خواه و حاکمیت گفتمان عدالت‎طلبی در جامعه، منجر نمی‎شد.» البته باید در نظر داشت که اگرچه وجود این روحیه در دانشجویان مورد ستایش رهبری عظیم‎الشأن انقلاب است، اما این مسئله نیز به نوبه خود می‎تواند با آسیب‎ها و انحرافاتی مواجه گردد که ماهیت آن را به‎کلی تغییر می‎دهد.
از جمله این آسیب‎ها و انحرافات، وابسته شدن بدنه دانشجویان به جناح‎های سیاسی و گرایش‎های مختلف حزبی در عالم سیاست است. شاید بتوان گفت روحیه مطالبه‎گری در دانشجویان، آن‎گاه که به‎صورت خودجوش و نشئت گرفته از درد و تألم خاطر دانشجویان از فضای بحران‎زده جامعه و در قالب مطالبات دانشجویی ظهور می‎کند، برای جامعه و جلوگیری از انحراف حکومت و مسئولان از مسیر، مفید ‎باشد؛ اما آن‎گاه که این روحیه تبدیل به ابزاری در دست یک جناح یا گرایش سیاسی خاص برای مطرح کردن مطالبات خاص همان جریان می‎شود، می‎توان ادعا کرد که این روحیه آسیب دیده و منحرف شده است. البته داشتن موضع سیاسی و حمایت از یک جریان خاص در رقابت‎های سیاسی توسط دانشجویان امری طبیعی و غیر‎قابل اجتناب است و این مسئله نه تنها برای جامعه دانشجویی آسیب به‎شمار نمی‎آید، بلکه به پویایی شبکه‎های دانشجویی و به تبع آن پویایی بدنه جامعه منجر می‎شود. اما آن چیزی که در این میان می‎تواند این بدنه را با آسیب مواجه سازد، همانا ورود بدون بصیرت دانشجویان و بدنه دانشجویی به عرصه سیاست و پیروی کورکورانه آنان از یک جریان سیاسی خاص و بدل شدن به تریبون آن جریان سیاسی در دانشگاه و در جامعه است.
رهبر معظم انقلاب نیز در ضرورت فعالیت سیاسی فعالان دانشجویی و نخبه‎پروری سیاسی می‎فرمایند: «تشکل های دانشجویی باید با پرورش نخبه های سیاسی، فضای مباحثه و استدلال را گسترش دهند و با محکم کردن پایه های فکری ـ سیاسی و تقویت روحیه امید در آنان، محیط را به‎گونه ای شکل دهند که مجموعه دانشجویی در سال های آینده نیز همواره در این فضا تنفس و در جهت اهداف بلند و آرمان های والا حرکت کنند.»
بی تردید مراد و منظور از نخبه پروری سیاسی در کلام حکیمانه سکان دار انقلاب به هیچ‎وجه این نیست که نخبگان دانشجو در حیطه سیاست ورزی، تابع معادلات و جریانات احزاب چپ و راست باشند، چون در این مفهوم، نخبه پروری معنایی که ندارد هیچ، بلکه دقیقا مخالف اصل قضیه است. در حقیقت، نخبه پروری سیاسی نه تنها یک خواسته، بلکه فراتر از آن، یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای محیط های دانشجویی و به ویژه تشکل های فعال سیاسی آن است.
به عبارت دیگر، باید گفت برخلاف عده ای که معتقدند نباید دانشجو وارد مباحث و مسایل سیاسی شود، بیانات مقام معظم رهبری خود مؤید نظر گروه دیگری است که معتقدند در کنار توجه به مسایل علمی و پژوهشی، برخورداری از درک و بینش مناسب سیاسی از اوضاع کشور برای دانشجویی که می خواهد با سلاح دانش، راهبر جامعه خود باشد، گاه از نان شب برای او واجب تر است! بی شک، نخبه‎ پروری سیاسی ارتباط تنگاتنگی با آرمان خواهی و آرمان گرایی دانشجو دارد و دقیقا از این منظر، دور شدن از آرمان ها یکی از مهم ترین آفات جنبش دانشجویی است که خطر سیاست زدگی را به‎دنبال خواهد داشت. نکته مهم‎تر آن که اساس جنبش دانشجویی مبتنی بر رهایی از وابستگی‎های گوناگون حزبی و سیاسی و نیز عدالت طلبی و آرمان گرایی بدون مصلحت سنجی است. آسیب‎زا بودن ابزاری شدن مطالبات دانشجویی به این دلیل است که وقتی پشتوانه و منشا یک مطالبه همان روحیه آرمان‎خواهی و عدالت‎طلبی دانشجویی باشد، طبیعی است که در اکثر قریب به اتفاق موارد، این مطالبه منطبق بر خواست عمومی و برآمده از بطن جامعه است که از زبان دانشگاه و دانشجو بیان می‎شود.
اما اگر این مطالبه دارای یک منشا سیاسی بوده و پشتوانه آن منافع حزبی یک جریان خاص باشد، طبیعی است که فاصله معنا‎داری با خواست عمومی جامعه داشته و یا حداقل بیانگر خواست محدودی از جامعه است که از زبان بدنه دانشجویی بیان شده و این یعنی دور افتادن از ورطه آرمان‎خواهی. بدنه دانشجویی می‎بایست آزادانه و به‎دور از پرداختن به حواشی، به مطالبه و بیان دیدگاه‎های خود در زمینه‎های مختلف بپردازد نه این‎که با همراه شدن و هم‎صدا شدن با یک جریان سیاسی خاص، ماهیت دانشجویی و آرمان‎خواهانه این مطالبات را از آن سلب کنند.
از دیگر آسیب‎هایی که جنبش‎های دانشجویی و مطالبات آرمان‎خواهانه آنان را متوجه خود می‎سازد، همانا وارد شدن به مصادیقی خاص در مطالبه است که رهبر معظم انقلاب نیز بارها بر روی آن تأکید کرده‎اند. وارد شدن به مصادیق خاص از سوی دانشجویان و سؤال کردن از مسئولین در این زمینه‎ها معمولا راه درستی برای نتیجه گرفتن نیست؛ زیرا مسئولین در این مواقع با دادن آمارها و ارقام از دادن پاسخ درست به دانشجویان طفره می‎روند و امر بدون نتیجه باقی می‎ماند. از سوی دیگر، بخشی از موضوعاتی که جنبش دانشجویی در مطالبه عدالت با آن‎ها مواجه می‎شود، مصادیقی هستند که در طرفین آن‎ها اشخاص با گرایش‎های سیاسی حضور دارند.
این پرونده‎ها معمولا پرونده‎های پیچیده‎ای هستند. چراکه اولا طرف متهم مدعی است قانونی عمل کرده و این ادعا را نه‎تنها نمی‎توان به آسانی رد کرد بلکه مستلزم ورود دقیق به قوانین و بررسی‎های حقوقی است. ثانیا امکان احاطه اطلاعاتی دانشجویان بر مسئله دشوار است. یعنی مسایل دارای سابقه‎های تاریخی، جلسات و اتفاقات متعدد و روندهای پیچیده است و اگر امکان احاطه نظری دانشجویان بر آن‎ها وجود داشته باشد، امکان احاطه اطلاعاتی بسیار دشوار به‎نظر می‎رسد و همان‎طور که رهبری فرمودند امکان خطا هم بالاست. ثالثا با فرض این‎که دانشجویان امکان احاطه اطلاعاتی داشته باشند، اصل این‎کار مورد تردید است. این‎که دانشجویان بیش از حد معقول درگیر کارهای اطلاعاتی شوند با روح فضای دانشجویی همخوانی ندارد. همین نکته پاشنه آشیل تشکل‎ها در ورود به مصادیق است؛ چراکه از عدم اشراف اطلاعاتی دانشجویان در کنار آرمان‎خواهی و صداقت به‎راحتی می‎توان برای بهره‎برداری‎های سیاسی استفاده کرد و یک جریان دانشجویی را بازیچه دست احزاب سیاسی قرار داد.
رهبر معظم انقلاب در این زمینه خطاب به دانشجویان می‎فرمایند: « اولاً وقتی شما سؤال می‏کنید و پاسخ می‏خواهید، باید سؤالی بکنید که پاسخ آن - از سوی هر کسی – قابل‎تشخیص و ارزیابی کمی باشد؛ والا این‏که شما بگویید: آیا می‏دانید که از قِبل بی‎کاری چه مشکلاتی پیش می‏آید؟ جوابش این است که بله، می‏دانیم. چه‏کار می‏کنید؟ همین کارهایی که می‏بینید، داریم می‎کنیم. این‏طور طرح پرسش، چیزی عاید نخواهد کرد. یا از قوه قضاییه بپرسید: شما برای رفع این ویرانه در پنج سال گذشته چه کار کردید؟ آن‎ها چند صفحه به شما آمار خواهند داد که این کارها را کرده‏ایم. پاسخگویی مقوله بسیار حساسی است.»