* آقای ظاهری! لطفا بگویید که نوار غزه چه مدت در محاصره رژیم صهیونیستی بوده و آیا رژیم اشغالگر قدس میتواند پایبند به آتشبس باشد؟
** بیش از یک سال است که نوار غزه در محاصره کامل رژیم غاصب و نژادپرست صهیونیست بود و راههای زمینی و هوایی به این منطقه کاملا مسدود بود و شبانهروز غزه در خون و آتش گرفتار شده بود و هر روز بمبارانهای رژیم اسرائیل بیشتر و شدیدتر میشد تا اینکه چندی پیش با میانجیگری دولت مصر میان این رژیم و دولت حماس و نیروهای مقاومت فلسطینی، مثلا آتشبس به وجود آمد، اما باید گفت این اولین باری نیست که میان نیروهای مقاومت و حماس با رژیم صهیونیسم آتش به وجود میآید بلکه در سال 2005 همانند امروزه و مجدداً با وساطت و پادرمیانی کشور مصر میان گروههای درگیر و رژیم صهیونیستی آتشبس اعلام گردید. اما اینکه میگویید آیا رژیم صهیونیستی پایبند به این آتشبس هست یا خیر، باید عرض کنیم که این رژیم بارها ثابت کرده است که پایبند به هیچگونه معاهده و قرارداد یا آتشبسی نیست همچنان که در سال 2005 و پس از برقراری آتشبس میان آنها، این رژیم علیرغم پذیرش ظاهری آتشبس حدود 23 نفر از فرماندهان ارشد جهاد اسلامی را ترور کرده و به شهادت رساند، به علاوه آن تعدادی از نیروهای جنبش حماس و جبهه دمکراتیک را نیز ترور کرد، بر همین اساس بارها به اثبات رسید که رژیم غاصب اسرائیل به هیچ کدام از تعهدات خود پایبند نیست و هر جنایتی را که بتواند به راحتی انجام میدهد.
* وضعیت بحرانی غزه نیز نیاز به آتشبس داشت و مردم آن منطقه نیز بسیار در رنج و مشقت زندگی میکردند.
** بله، پس از گذشت یک سال نوار غزه همچنان در محاصره رژیم صهیونیستی بود و براساس اعلام جنبشهای مقاومت در این منطقه بیش از هشتاد درصد برق و هفتاد درصد آب کاملاً قطع بود و بیش از نود درصد سوخترسانی به مردم این منطقه نیز قطع شده و حملات هوایی و زمینی رژیم صهیونیستی به صورت شبانهروز در این منطقه ادامه داشت و حتی تا آخرین لحظه آتشبس این حملات وحشیانه ادامه داشت و بسیاری از تاسیسات مهم و زیرساختهای اساسی در این منطقه نابود شده بود و فجایع انسانی بیشماری در حال وقوع بود، کمبود مواد سوختی و انرژی، نبود مراکز درمانی و پزشکی، کمبود و نبود دارو و غذا، بهداشت و... به صورت بحرانی لاینحل گریبان مردم ساکن در نوار غزه را گرفته بود و مردم نیز هر روز جسد شهیدی را در مقابل خود میدیدند که وحشیانه به دست رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده بود. با این اوضاع و احوال اعلام آتشبس برای مردم غزه و نیروهای مقاومت و دولت حماس امری لازم و ضروری به نظر میرسید و میتواند این مساله تجدید قوای خوبی هم برای نیروهای مقاومت فلسطینی و دولت حماس هم باشد.
* به نظر شما اصرار دولت مصر برای میانجیگری میان رژیم صهیونیستی و جنبش حماس از چه رو بود و چگونه است که هر بار مصریها به پادرمیانی میان گروههای درگیر با رژیم غاصب اسرائیل میپردازند؟
** سوال خوبی را مطرح کردید اگر دقت کرده باشید هر بار دولت مصر واسطه آتشبس در سرزمینهای اشغالی میشود که این مهم میتواند از سه زاویه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
اولین دلیل میتواند این باشد که بخشی از مرز نوار غزه با مصر یکی است و اگر چنانچه این محاصره ادامه پیدا میکرد بدون شک نیروهای حماس و مردم غزه مرزهای خود را با کشور مصر از میان بر میداشتند و به داخل مصر هجوم میآوردند، مصر در این مدت دو بار تجربه این مساله را داشته یعنی مردم غزه دو بار تحت فشارهای رژیم صهیونیستی مرزهای میان خود و مصر را برداشته و برای تامین آذوقه و مایحتاج عمومی و کالا و خوراکیهای لازم و تامین دارو و خدمات پزشکی و سایر خدمات رفاهی و بهداشتی به شهرهای مرزی مصر هجوم آوردند که این مساله برای دولت مصر مشکلات متعددی را فراهم کرد و به ایجاد تورم، نابسامانی اقتصادی و هرج و مرج در شهرهای مرزی منجر شد، ادامه محاصره اخیر غزه نیز قطعاً به هجوم و پناه بردن مردم غزه به درون مرزهای مصر منجر خواهد شد و دولت مصر نیز برای پیشگیری از چنین احتمالی که تجربه گذشته آن را نیز داشت به میانجیگری میان رژیم صهیونیستی و نیروهای مقاومت فلسطینی و حماس پرداخت.
اما انگیزه دوم افزایش فشارهای سیاسی بر مصر بود، از این جهت که برخی از کشورهای اسلامی منطقه از جمله جمهوری اسلامی ایران از مصر میخواستند که مرزهای خود را برای ارسال کمکهای انساندوستانه به مردم غزه باز بگذارد از طرفی هم دولت مصر تحت فشار آمریکا قرار داشت از اینکه نباید مرز میان مصر و غزه باز باشد، آمریکا معمولا هر سال به دوستان و همپیمانان منطقه خاورمیانه خود مبلغی را به صورت کمک مالی اهدا میکند، حتی آمریکا، مصر را تهدید کرده بود که اگر مرزهای خود را برای ارسال کمکهای انساندوستانه به مردم غزه باز بگذارد کمکهای مالیاش به این کشور را کاهش میدهد.
سومین انگیزه دولت مصر برای میانجیگری میان رژیم اسرائیل و مقاومت فلسطین این بود که میخواست بگوید ما همچنان تنها کشور راهبردی منطقه هستیم و من تنها کشوری هستم که میتوانم مشکلات جهان عرب را حل کنم، چرا که مصر هنوز هم در خواب و رویای حاکمیت جمال عبدالناصر رئیسجمهور پیشین این کشور بر جهان عرب است و با این اقدام در واقع میخواهد اقتدار خود را بر جهان عرب گسترش دهد.
* این آتشبس چه امتیازاتی را برای ساکنین نوار غزه و نیروهای مقاومت و جنبش حماس دارد؟
** در واقع میتوان گفت که نیروهای مقاومت و دولت حماس مجبور به پذیرش این آتشبس شدند، چون مردم غزه تحت فشارهای شدید روحی، روانی، جسمی و جانی قرار داشتند، امکانات خدماتی، بهداشتی، رفاهی، اقتصادی و معیشتی آنها به حد زیر صفر رسیده بود، نه بیمارستانها و مراکز درمانی پذیرای خیل مجروحان و مصدومان حملات وحشیانه رژیم اسراییل بودند و نه برای برخیها توان مقاومتی باقی مانده بود، اقتصاد آنها نیز کلاً تعطیل شده و زیرساختهای منطقه غزه به کلی ویران شده و از میان رفته بود، تهیه مواد اولیه بهداشتی و غذایی برای مردم خیلی سخت بود و با توجه به اینکه در محدوده کوچک نوار غزه صدها هزار فلسطینی زندگی میکنند، این محاصره شرایط سخت و طاقتفرسایی را برای مردم به وجود آورده بود. از این رو بود که دولت حماس و دیگر گروههای مقاومت مجبور به پذیرش آتشبس شدند، از طرفی هم کشورهای مصر، عربستان، امارات، قطر و اردن نیروهای مقاومت و جنبش حماس را تحت فشار قرار داده بودند از اینکه شما اگر سلاح را کنار بگذارید میتوانید حقوق خود را از طریق گفتگو به دست آورید و دولت فلسطینی را به دست آورید، یعنی کشورهای مذکور شدیداً دولت حماس و مردم غزه را در این زمینه تحت فشار قرار داده و آنها را وادار به پذیرش آتشبس کردند، اما در این باره باید گفت که مردم مظلوم و بیدفاع فلسطین در سرزمینهای اشغالی 60 سال است که مقاومت و پایداری همه جانبه مسلحانهای را در مقابل رژیم غاصب اشغالگر آغاز کردهاند، هنوز نتوانسته حقوق پایمال شده خود را به دست آورند، حال چگونه میتوانند بدون سلاح و فقط از طریق گفتگو حقوق خود را به دست آورند؟! این خواسته کشورهای عرب منطقه از نیروهای مقاومت فلسطینی با هیچ عقل و منطقی سازگار نیست، چون رژیم غاصبی که با زور اسلحه و جنگ و مقاومت حاضر به رعایت حقوق مردم فلسطین نبوده و نیست حال چگونه با گفتگو حاضر به حفظ حقوق فلسطینیان است؟!
* کشورهای عرب منطقه چگونه معتقدند که با گفتگو فلسطینیها میتوانند به حقوق خود برسند، در حالی که به قول شما 60 سال است که با اسلحه و جنگ و مقاومت نتوانستهاند رژیم صهیونیستی را وادار به پذیرش حقوق خود نمایند؟
** ببینید، آن زمان که در سال 1975 یاسر عرفات رییس تشکیلات خودگردان فلسطین به سازمان ملل رفت و در دستی شاخه زیتون و در دست دیگر کلاشینکف با خود به همراه داشت آیا نتیجهبخش بود تا امروز هم تاریخ دوباره تکرار شود؟
اما امروزه این واقعیت انکارناپذیر وجود دارد که رژیم صهیونیستی و حامیان غربیاش بر این عقیده بوده و هستند که جهان عرب هیچ وقت حامی واقع و صادقی برای مردم مظلوم و مسلمان فلسطین و مدافعی راستین برای حقوق آنها نبوده و نخواهند بود، از همان زمان نیز لابی صهیونیست بر تو خالی بودن سلاح نیروهای ملی فلسطین و بیحامی بودنشان در برابر رژیم اشغالگر قدس واقف بودند، حال با این اوضاع و احوال گروههای مقاومت فلسطین نباید به این خواسته کشورهای عربی منطقه تن دهند و سلاح و مقاومت خود را زمین بگذارند، چون تجربه این کار را در گذشته داشتهاند، لذا نباید تاریخ مجدداً تکرار شود، گرچه رهبران حماس به ناچار تن به آتشبس با رژیم صهیونیستی در نوار غزه دادهاند و این آتشبس هم باز تحت فشار جهان عرب بود. البته مقاومت، همیشه مثل آتشی زیر خاکستر آماده است تا دودمان اسراییل را به باد دهد. الان نیز آتش مقاومت زیر خاکستر است.
* یعنی فشار کشورهای غربی بر دولت حماس پررنگتر بود یا فشار کشورهای عربی منطقه؟
** فشار کشورهای عرب و جهان عرب بیشتر از فشار غرب و آمریکا بود و البته چارهای هم جز پذیرش قطعنامه نداشتند، علاوه بر آن هم مردم غزه با این آتشبس به آرامش نسبی خواهند رسید و هم فرصت مناسبی برای تجدید قوای نیروهای مقاومت و جنبش حماس میتواند باشد.
البته این را هم بگویم که جنبش جهاد اسلامی فلسطین تن به این آتشبس نداده و بر روند ادامه مبارزه مسلحانه با رژیم غاصب صهیونیسم تأکید دارد، چرا که جنبش جهاد اسلامی نمیخواهد آنچه که در سال 2005 اتفاق افتاده دوباره تکرار شود، از همین رو اعلام کرده که رژیم صهیونیستی هر گاه اقدام به بمباران مناطق فلسطینینشین و یا ترور شخصیتهای فلسطینی کند با عملیاتهای شهادتطلبانه و حملات موشکی و مناطق و شهرکهای صهیونیستنشین پاسخ کوبندهای به رژیم نامشروع اسراییل خواهد داد و همان کاری که در سال 2005 انجام دادند، مجددا همان اقدامات را تکرار خواهند کرد.
* در سال 2005 نیروهای مقاومت فلسطین همانند زمان حاضر علیه رژیم صهیونیستی عملیاتهای شهادتطلبانه داشتهاند؟
** بله، در همان سال نیز وضعیتی مشابه زمان حاضر به وجود آمد و رژیم صهیونیستی از تعهدات خود تخطی نمود و اقدام به ترور شخصیتهای فلسطینی کرد که در سوال قبلی هم عرض کردم و نیروهای جهاد اسلامی با همکاری سایر نیروهای مقاومت فلسطینی چندین عملیات شهادتطلبانه را علیه رژیم صهیونیستی انجام دادند.
* پس از اعلام آتشبس آیا کمکهای انساندوستانه به مردم غزه توسط کشورهای اسلامی آغاز شده است؟
** تا همین لحظه که هیچ کشور اسلامی و عربی رسماً اقدام به ارسال چنین کمکهایی به مردم غزه نکرده است اما طبق توافقنامه آتشبس، رژیم صهیونیستی سوخترسانی به غزه را آزاد کرده و آب و برق آنها دوباره وصل شده است.
* آب و برق غزه از کجا تأمین میشود؟
** سوخت و آب و برق آنها از طریق سرزمینهای اشغالی تأمین میشود و در دست رژیم صهیونیستی است.
اما جالب است بدانید آنچه در مذاکرات رهبران حماس با سران کشورهای قطر، مصر و عربستان قبل از امضای آتشبس بر سر آن به توافق رسیدند، این بود که قرار شد همزمان با آغاز آتشبس، کشورهای عربی منطقه کمکهای انساندوستانه به غزه را آغاز کنند اما پس از گذشت چند روز از آتشبس هنوز هیچ کمکی صورت نگرفته و هیچگونه نشانهای از اقدامات انساندوستانه جهان عرب به مردم غزه دیده نمیشود.
* در حال حاضر وضعیت نوار غزه چگونه است، آیا مردم به زندگی عادی خود مشغولند؟
** الان منطقه غزه از وضعیت غیرعادی درآمده و مردم در حال بازسازی مناطق جنگزده و بمباران شده هستند و تقریباً زندگی عادی و معمولی در آنجا جریان دارد.
* خسارتهای مالی به غزه چقدر برآورد شده است؟
** در حدود بیش از هفتصد میلیون دلار به زیرساختهای دولتی در غزه خسارت وارد شده، کارمندان و کارکنان دولتی چند ماهی است که حقوق دریافت نکردهاند و فقر معیشتی سنگین بر این منطقه حاکم شده، که البته آمار خسارتها به مردم قطعاً بیش از این است، اکثر تأسیسات مهم، محصولات و تولیدات آنها یا از بین رفته یا قابل استفاده و عرضه نیست و هنوز هم هیچ کشوری به یاری مردم مظلوم و بیدفاع غزه نرفته و آنها فقط به صورت خودجوش به کار و تلاش و بازسازی مناطق خسارتدیده از جنگ میپردازند.
* آقای ظاهری! انگیزه رژیم غاصب صهیونیستی از اعلام و پذیرش آتشبس چه بود و اصولاً این رژیم که پایبند به هیچگونه تعهدنامهای نیست چگونه تن به این موضوع داد و با این اقدام چه اهدافی را دنبال میکند؟
** اصولا رژیم اشغالگر قدس با پذیرش آتشبس در نوار غزه دو هدف اساسی را دنبال میکند. در وهله نخست این رژیم با توجه به مجهز بودن به انواع سلاحهای جنگی، پاسخگوی حملات موشکی رزمندگان جهاد اسلامی و جنبش حماس به شهرکهای صهیونیستنشین و پادگانهای نظامی خود نبود، لذا بر همین اساس تحت فشار شدید روانی و درونی قرار گرفته بود و در واقع یک واهمه درونی او را از ادامه محاصره و تشدید درگیری در غزه بازمیداشت و آن این بود که فاجعه جنگ 33 روزه لبنان، این بار در نوار غزه برایش تکرار نشود و اسطوره ارتش شکستناپذیر اسراییل دوباره شکسته نشود و پوکی آن برای همگان عیانتر و آشکارتر نگردد، چون سران این رژیم هر لحظه این احتمال را میدادند که نیروهای مقاومت فلسطینی همان بلایی را به سر نیروهای صهیونیست بیاورند که در جنگ 33 روزه بدان گرفتار شدند.
اما دومین انگیزه رژیم غاصب صهیونیست برای تن دادن به آتشبس این بود که آکادمی نظامی اسراییل در شهر حیفا طی بررسیهای به عمل آمده، اخیر نشان میدهد که انفجار درونی رژیم اسراییل در حال وقوع است و این انفجار اگر رخ دهد قطعاً این رژیم اشغالگر را به نابودی خواهد کشانید، چون اغلب یهودیان ساکن سرزمینهای اشغالی سال 48 و فلسطینیان در فقر کامل به سر میبرند و تبعیض نژادی وسیع و گستردهای در سرزمینهای اشغالی وجود دارد و در مقابل مناطق فقیرنشین یهودی طیف بسیار کوچک و محدودی از صهیونیستها در تلآویو پایتخت صهیونیست مرفهنشین و در رفاه کامل با امکانات خاص زندگی میکنند. بر همین اساس یک بخش نیرو و وقت رژیم صهیونیستی در جبهه درونی خویش درگیر است و برای سامانبخشی به آن و مقابله وقوع همان انفجاری که در ابتدای همین عرایضم گفتم این رژیم مجبور به پذیرش آتشبس در نوار غزه شد گرچه خود فلسطینیها بهتر از هر کشور دیگری با ماهیت این رژیم نامشروع غاصب آشنا هستند و بهتر میدانند که صهیونیستها به هیچ تعهدی پایبند نیستند و از هر وسیله و امکانات ممکن برای ضربه زدن و به زانو درآوردن جنبشهای مقاومت فلسطینی استفاده خواهند کرد و از هیچ اقدامی علیه آنان کوتاهی نمیکنند.
* مدتی است که بسیاری از صاحبنظران غربی و بعضا یهودی از بحرانهای داخلی رژیم اسرائیل سخن به میان میآورند، دیدگاه شما در این باره چیست و این بحرانهای داخلی رژیم صهیونیستی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** این واقعیت انکارناپذیری است که رژیم غاصب اسرائیل امروزه با بحرانهای شدید مالی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی رو به روست و تبعیض در این رژیم در حد بالایی است، اخیراً پروفسور «ارنون سوفیر» محقق برجسته اسرائیلی مطالعاتی را درباره ویژگیهای اوضاع اسرائیل و بحران اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تراکم جمعیت و... را در این رژیم انجام داده و آن را به چاپ رسانیده که همگی از وجود بحرانهای داخلی رژیم حکایت دارد، این محقق یهودی اعلام میدارد که تمامی درآمدها، نیروهای کار، مطبوعات و فرهنگ در این رژیم به منطقه مرکزی یعنی دولت تلآویو تعلق دارد و از سویی دیگر حاشیه بیرونی این کانون که فلسطینیان و دیگر یهودیان فقیر که در مناطق دیگر آنجا ساکن هستند در رنج و فلاکت به سر میبرند. طبق تحقیقات این محقق اسرائیلی شکاف طبقاتی در رژیم صهیونیستی به شدت در حال افزایش است و این مهم با بیتفاوتی و بیتوجهی تمام و کمال سران رژیم صهیونیستی مواجه میباشد، از این رو به طور قطع این روند به فروپاشی دولت اسرائیل خواهد انجامید.
* آیا بحرانهای درونی پس از جنگ 33 روزه با حزبالله لبنان شکل جدیتری به خود نگرفته است؟
** بله، اتفاقاً پروفسور سوفیر هم همین اعتقاد را دارد که وضعیت بسیار بحرانی درونی رژیم اشغالگر قدس به ویژه پس از جنگ 33 روزه از حزبالله لبنان و شکست فاحش اسطوره شکستناپذیر ارتش اسرائیل در حال افزایش بوده و احتمال میرود اسرائیل کنونی به دو کشور فلسطینی و اسرائیلی تقسیم شود، یعنی همان طرح تقسیمی که در سال 1947 قصد اجرای آن را داشتند عملی شود اگر این مساله تحقق پیدا کند اسرائیل به یک نوار بسیار کوچک و محدود و همتراز حیفا تا عسقلان با مرکزیت تلآویو تبدیل خواهد شد.
* پس از جنگ 33 روزه و شکست سنگین رژیم صهیونیستی از حزبالله لبنان جمعیت یهودیان ساکن در سرزمینهای اشغالی کمتر شده است؟
** بله، در تحقیقات «سوفیر» نیز به کاهش جمعیت یهودیان در فلسطین اشغالی اشاره میکند و آمارهایی را ارائه میدهد که معتقد است جمعیت یهودیان در فلسطین اشغالی از 49 درصد کنونی به 41 درصد در سال 2025 خواهد رسید و اکثریت با فلسطینیان در سرزمینهای سال 48 خواهد بود.
* شما آینده آتشبس رژیم صهیونیستی در نوار غزه را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این رژیم به تعهدات موجود در این آتشبس پایبند خواهد بود؟
** آنچه که در این سالها به خوبی عیان بوده و خود فلسطینیها بیشتر از هر کسی بر آن واقفند که رژیم صهیونیستی هرگز پایبند هیچگونه توافقنامه یا تعهدنامه نوشته یا نانوشتهای با هیچکدام از طرفهای عربی و جهان اسلام نبوده و نخواهد بود و به عقیده بنده این آتشبس دوام و بقایی نخواهد داشت و یک آتشبس بسیار متزلزل و بیدوامی خواهد بود، چرا که ستونهای رژیم صهیونیستی بر پایه ترور و جنایت و قتل و کشت و کشتار و غارت و چپاول بنا شده است و تروریسم دولتی معجونی درون این رژیم است، لذا با این اوصاف این رژیم اشغالگر غاصب هرگز نخواهد توانست بر آنچه که تعهد کرده جامعه عمل بپوشاند، چرا که دیالوگ مکتب صهیونیسم بر ایجاد بحران، تنش، قتل، غارت و تجاوز به حقوق ملتهای دیگر و تبعیض نژادی استوار است، بدون شک چنین رژیم مستبد و خودکامهای هیچگاه نمیتواند خود را ملزم به رعایت چارچوبهای تعریف شده در عرف بینالملل نماید، از این رو هرگونه تعهدی هم که به ظاهر هم توسط این رژیم مطرح شود قطعا ثبات و بقایی نخواهد داشت و هر لحظه امکان نقض آشکار آن تعهدات وجود دارد. در حال حاضر به ظاهر این رژیم آتشبس در نوار غزه را پذیرفته است اما هیچگونه تضمینی وجود ندارد که این رژیم مجدداً به حملات وحشیانه خود در نوار غزه دامن نزند.