گروه بین الملل: پاکستان این روزها آبستن حوادث جدیدی است. طالبان این کشور در حملات جدید خود به بهانه انتقام خون بیتالله محسود رهبر پیشین این گروه، اماکن و ســازمــانهـای حسـاس را مـورد حملـه قـرار مـیدهـد. افراطگرایی در میان شبهنظامیان پاکستانی در زمان بیتالله محسود بسیاری را آزار میداد و گمان میرفت با کشته شدن او، تب ضربه زدن به نهادهای عمومی و دولتی پاکستان در میان عناصر این جنبش فروکش کند، اما به نظر میرسد با روی کار آمدن حکیمالله محسود، این بنیادگرایی نهتنها کاهش نیابد بلکه با شدت بیشتری دنبال شود. با این اوصاف پاکستان این روزها درگیر یک جنگ تمامعیار شده و بهنظر نمیرسد با وضعیت فعلی بهراحتی بتوان سد راه محسود و یارانش شد. مردم پاکستان در مورد طالبان دو دیدگاه دارند؛ گروهی معتقد است طالبان پاکستان افرادی دیندار و مسلمانند که اهداف مذهبی درستی را دنبال میکنند و از آنجایی کــه کسی آنها را جدی نمیگیرد، برای تحقق این اهداف بـــــه روشها و وسیلههای غیرمنطقی متوسل میشوند. به اعتقاد این گروه، دولت پاکستان باید بهجای جنگیدن با طالبان با آنها وارد گفتگو شود، آنها را جدیتر بگیرد و برای ورود آنها به روند تصمیمگیریهای سیاسی تلاش کند.
این نگرش، طرفداران زیادی در پاکستان دارد؛ از دانشگاهیان گرفته تا کشاورزان بیسواد در مناطق قبیلهنشین چنین نگرشی دارند. بسیاری از کارشناسان پاکستان نیز معتقدند به دلیل وجود چنین دیدگاهی است که طالبان در دل مردم پاکستان ریشه دوانده و سرکوب کردن آنها عمـــــلا غیرممکن شــــــده است. اما گروه دومی نیز هست که طالبان برای آنها یک مشت تروریست است که دیوانهوار بهدنبال اهداف افراطی خود حرکت میکند و برای تحقق این اهداف، هر کاری انجام میدهد و هیچ مانعی را به رسمیت نمیشناسد. این گـــــــروه معتقد است مبارزه با طالبان باید تا کشته شدن آخـــــــرین شبهنظامی در این کشور ادامه پیدا کند و دولــــــت نیز نبایــــــد هیچ مسامحهای در این راه به خرج دهد. بسیاری از مسلمانان میانهرو در پاکستان طرفدار این نوع نگرش هستند. خارج رفتهها، کارمندان ادارات، بازماندگان حملات و انفجارهـــــــای شدید طالبان - که به کشته شدن تعداد زیادی از مردم عـــــــــــادی این کشور در شهرهای مختلف انجامیده- دولتیها و اقشاری از این دست معتقدند طالبان پاکستان نه مسلمانانی معتقد بلکه تروریستهایی آشوبطلب هستند و در مقابله با آنها از هیچ کوششی نباید دریغ کرد. ناظران غربی معتقدند، طرفداران نگرش دوم در پاکستان هر روز در حال افزایش هستند و هر روز گروه بیشتری از مردم و اقشار مختلف خواهان سرکوب هرچه زودتر این شبه نظامیان میشوند؛ چرا که در ماههای گذشته و خصوصا بعد از کشته شدن بیتالله محسود، تعداد حملات انتحاری و انفجارهای خونین در پاکستان بیشتر شده و نگرانیهای دولت این کشور و حامیان غربی مبارزه با تروریسم هم بیشتر میشود.
بسیاری از مردم عادی پاکستان نیز که علاقهای به مناسبات سیاسی و موضعگیریهای معمول غربی در مورد مبارزه با تروریسم ندارند، بهدلیل از دست رفتن بستگان خود در این حوادث به طرفداران نگرش دوم تبدیل شدهاند. امروزه افراد زیادی، تاریخچه طالبان و نحوه پیدایش این جریان را بهخوبی میدانند. این گروه برای اولینبار در پاییز 1994 در افغانستان اعلام موجودیت کرد و از آنجایی که مبارزات عناصر طالبان کمک زیادی به مردم افغانستان در رفع بحران آن سالها کرد، حمایت افکار عمومی افغانستان را بهدست آورد. همین مسئله خیلی زود باعث روی کار آمدن طالبان در نظام حکومتی شد و آنها از سال 1996 تا 2001 یعنی تا زمان حمله آمریکا به افغانستان حکومت کردند. پس از حمله آمریکا، بسیاری از رهبران طالبان به پاکستان گریختند و با برگزاری مکاتب و مدرسههای تعالیم دینی خیلی زود توانستند اندیشه و ایدئولوژی خود را در مناطق قبیلهنشین پاکستان گسترش دهند. افزایش دامنه حضور نیروهای غربی در افغانستان، شبهنظامیان پاکستانی را در مبارزه با نیروهای خارجی جدیتر کرد و رفته رفته اتحاد عناصر افراطی در مناطق مرزی و پشتوننشین در مرز افغانستان و پاکستان شکل گرفت.
در دسامبر 2007، این جریان برای اولینبار بهصورت رسمی، نشستی تشکیل داد و خود را <جماعت تحریک طالبان پاکستان> نامید. جماعت تحریک، اهداف چهارگانهای را دنبال میکند که عبارتند از؛ اجرای شریعت اسلامی در پاکستان، مبارزه با ناتو در افغانستان، جهاد دفاعی و نه تهاجمی در برابر ارتش پاکستان و لغو همه توافقنامههای صلح و آتشبس با دولت مرکزی اسلامآباد. این اهداف در زمان بیتالله محسود با جدیت تمام دنبال میشد. پس از مرگ او در آگوست امسال بهدست آمریکا، اختلافاتی بر سر رهبری جماعت تحریک بهوجود آمد تا اینکه حکیمالله ، جوانی از قبیله سرشناس محسود با قدرت بر مسند ریاست تکیه زد و اگرچه در ابتدا مخالفتهایی با رهبری او ابراز میشد، اما رفته رفته به یک چهره محبوب در میان طالبان تبدیل شد. با این حال هنوز هم نمیتوان طالبان پاکستان را ارتشی کاملا متشکل و سازمان یافته دانست، بلکه شبکهای از گروههای مسلح و نیمهمسلح در نقاط مختلف این کشور تحت رهبری <جماعت تحریک> به انجــام عملیات انتحاری و سازماندهی انفجارها مشغول است، البته تمام کارشناسان نظامی در ارتش پاکستان تواناییهای فراوان این شبکه نسبتا گسترده را تایید میکنند.
جالب اینجاست که مطبوعات پاکستانی تلاش میکنند طالبـــــــــان افغانستان را از طالبان پاکستان جدا نمایند که البته این تمایز چندان هم غلط نیست؛ چرا که برخی از نقلقولها از رهبران طالبان افغانستان نشان میدهد، آنها تمایل چندانی به همکاری با جماعت تحریک ندارند و خود را جریانی جدا میدانند. علاوه بر این ملاعمر رهبر طالبان نیز تا بهحال اظهار نظر خاصی مبنیبر تایید این جریان نکرده است. بههر حال در هفتههای گذشته، حملات طالبان پاکستان آنچنان وسیع شده که بسیاری را در غرب مجددا نگران کرده، خصوصا اینکه القاعده از زمان کشته شدن بیتالله محسود به دست آمریکاییها، تلاش بسیاری برای اعمال نفوذ و اثـرگـذاری بـر جمـاعت تحریک و عناصر مختلف آن انجام داده است. این مسئله نگـــــــــرانیهای فراوانی را برای سرویسهای اطلاعاتی آمریکا به وجود آورده؛ چرا کـــــــــه دغدغه اصلی آمریکا در این سالها، القاعده و رهبران آن نظیر بنلادن و ایمن الظواهری بوده و این دو، مدتها بود که نمیتوانستند با اظهارات ویدئـــــــویی خود تاثیــــــــــر زیــــــــــادی بر مسلمانان منطقه داشته باشند. بدین ترتیب مرگ بیتالله محسود و روی کار آمدن حکیمالله، فرصتی برای القاعده به وجود آورده تا انتقام گذشته را از آمریکا، این بار نه در افغانستان که در پاکستان و در میانه گرم شدن بازار حملات طالبان، بگیرد.