تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۲۸۲۲۴
گفتاری پیرامون شکل‌گیری، فعالیت و عملکرد انجمن‌ها و کانون‌های سیاسی تندرو در اوایل انقلاب مشروطه

عرفان کریمی
وقوع انقلاب مشروطه در ایران در سال1324 هـ.ق (1285هـ.ش) سرمنشاء تغییرات و تحولات عظیمی در بسیاری از شئون حیات اجتماعی وسیاسی بود. هرچند این انقلاب در نوع خود به میوه ای نارس می مانست که قبل از رسیدن چیده شده بود وکاستی ها و نواقص فراوانی در درون آن وجود داشت و نهایتا نیز این کمبودها و کاستی ها موجب انحراف آن از مسیر اصلی خود شد. اما نمی توان از تحولاتی که مستقیم و یا غیرمستقیم از این پدیده سیاسی - اجتماعی ناشی شدند چشم پوشید.
از جمله تحولاتی که موجد آن انقلاب مشروطیت بود کاهش موقت و نسبی فشار نظام استبدادی و باز شدن فضایی اندک برای بروز گرایشات فکری و سیاسی بود که حاصل آن تشکیل انجمن ها و تشکل های اجتماعی و سیاسی. از این انجمن ها دسته ای از همان انجمن های ایالتی و ولایتی بودند که به منظور نظارت بر انتخابات مجلس شورای ملی تشکیل شدند و گروه دیگر انجمن های سیاسی. در دوران مشروطیت شکل گیری و رشد قار£ گونه انجمن های مذکور به گونه ای بود که تعداد آنها را بالغ بر200 انجمن و تشکل تخمین می زنند.
با نگاه و مطالعه ای اجمالی پیرامون عملکرد انجمن ها و تشکل های اوان مشروطیت این موضوع به خوبی هویدا می شود که بسیاری از آنها متعلق و یا وابسته به اقلیت تندرو مجلس بودند که توسط کمیته انقلاب سازماندهی و رهبری می شدند. طیف تندروها که در مجلس اقلیت داشتند برای نیل به اهداف خود و تحقق خواسته هایشان از انجمن های سیاسی خارج از مجلس بهره فراوانی می بردند.
از تندروترین انجمن ها می توان به انجمن هایی نظیر انجمن آذربایجان، انجمن برادران دروازه قزوین، اتحادیه طلاب، انجمن اصناف، انجمن شاه آباد اشاره کرد. با نگاهی به فعالیت ها و بیوگرافی رهبران انجمن های مذکور نقش کمیته انقلاب مشهود است. رهبری انجمن آذربایجان که می توان آن را مهمترین انجمن سیاسی این دوران به شمار آورد به عهده سه نفر از اعضای کمیته انقلاب؛ سیدحسن تقی زاده، معاضدالسلطنه و سیدجلیل اردبیلی، انجمن برادران دروازه قزوین توسط میرزا سلیمان خان میکده اداره می شد که حسن اعظام قدسی نیز از جمله برجسته ترین اعضای این انجمن بود . میرزا سلیمان خان میکده نیز از جمله اعضای کمیته انقلاب به شمار می رفت.
مهمترین نکته ای که در مورد انجمن های تندرو وجود دارد عدم همکاری علما و روحانیون برجسته با این انجمن هاست. هرچند حضور طلاب و وعاظ جزء در این انجمن ها چشمگیر است اما هیچ روحانی مطرحی از آنها حمایت نمی کرد. روحانیون و وعاظی نظیر سیدجمال واعظ، میرزا جواد ناطق، ملک المتکلمین و... از جمله افرادی بودند که در کسوت روحانیت با انجمن های تندرو همکاری داشتند. درواقع هدایت و رهبری این انجمن ها در دست روشنفکران بود و حتی روحانیونی که بدان ها اشاره شد خود در زمره روشنفکران به شمار می روند و علی رغم کسوت روحانیت از نظر فکری در طیف روشنفکرانی چون تقی زاده قرار می گیرند.
همان گونه که اشاره شد بسیاری از انجمن های سیاسی تندرو تحت تاثیر و هدایت کمیته انقلاب قرار داشتند و اگر بخواهیم در مورد مشی فکری آنها سخن بگوییم می توان چنین اظهار داشت که مشی فکری این انجمن ها همان مشی کمیته انقلاب بود. درحالی که کمیته انقلاب نیز به شدت تحت تاثیر حزب سوسیال دموکرات قفقاز بود که در ایران به آن لفظ «اجتماعیون - عامیون» اطلاق می شد. درباره رابطه این انجمن ها با مذهب نیز باید به این نکته اذعان داشت که آنان به هیچ وجه دخالت مذهب در سیاست را نپذیرفته و آن را جایز نمی شمردند و تنها عاملی که مانع از اظهارات صریح آنها در مورد این مسئله می شد ترس از تکفیر و طرد از سوی روحانیون برجسته ومردم بود واگر این ترس و واهمه در میان آنان نبود صراحتا اعتقادات خود مبنی بر مباینت دین و آزادی را اظهار داشته و حتی از هر اقدامی برای از بین بردن آن فرو گذار نمی کردند.
علاوه بر تهران که انجمن هایی با مشی تندروانه در آن شکل گرفتند، در ایالت های دیگر نیز انجمن ها و تشکل هایی نظیر آنچه در تهران تشکیل شده بود تشکیل گردید از جمله در آذربایجان و شهر تبریز. در تبریز که همواره شهری سیاسی و تاثیرگذار در جریانات سیاسی به شمار می آمد پس از صدور فرمان مشروطیت انجمن ایالتی تشکیل شد. انجمن ایالتی تبریز به شدت تحت تاثیر انجمن غیبی تبریز که تشکلی مخفی و با گرایشات سوسیال دموکراسی بود و همچنین انجمن آذربایجان تهران قرار داشت. از جمله اعضا و همکاران انجمن تبریز می توان به شیخ سلیم، میرزا حسین واعظ، شیخ علی اصغر لیل آبادی اشاره کرد.
از دیگر ایالت هایی که انجمن های تندرو در آنجا فعالیت داشتند، گیلان و به طور مشخص شهر رشت بود. انجمن هایی که در گیلان شکل گرفتند نیز تحت تاثیر و در ارتباط مستقیم با حزب سوسیال دموکرات (اجتماعیون - عامیون) باکو قرار داشتند. از جمله انجمن های تندرویی که در گیلان فعالیت می کرد انجمن عباس بود که با ایجاد14 شاخه توانسته بود در سراسر گیلان نفوذ یابد. افصح المتکلمین، سیدجلال شهرآشوب و رحیم شیشه بر از جمله اعضای این انجمن بودند. یکی از مهمترین اقدامات انجمن عباس در گیلان تحریک زارعین به شورش علیه ملاکین و خودداری از پرداخت مالیات بود. که موجب بروز اختلافات و درگیری های مهمی گردید و دامنه آن به مجلس شورای ملی رسید. از دیگر انجمن ها و کانون های فعال در گیلان می توان به کمیته سری ستار در رشت به ریاست میرزا کریم خان رشتی و انجمن ایالتی گیلان اشاره کرد.
انجمن ها و تشکل های فعال در دوره مذکور یعنی اوان مشروطیت در ایران با فعالیت های گسترده خود تاثیرات مهمی در روند جریانات سیاسی اجتماعی کشور داشتند آنها با بهره گیری از ابزارها و اهرم های مختلف فشار و مبارزه سیاسی بر تصمیم های مجلس تاثیر گذارده و حتی در عزل و نصب وزراء و والیان دخالت می کردند. شیوه های مبارزاتی که انجمن های تندرو برای رسیدن به اهداف خود از آنها بهره می بردند تلفیقی بود از روش های سنتی ایران و شیوه های مدرن غربی، توضیح اینکه آنها هم از روش هایی نظیر بست نشینی، برقراری مجالس وعظ و خطابه و پخش شب نامه ها و ... استفاده می کردند و هم از روزنامه ها و نشریات و حتی دست یازیدن به اعمال قهر آمیز و خشونت باری نظیر ترور بهره می گرفتند.
در این میان مجالس وعظ و خطابه از اثر قابل توجهی برخوردار بودند. زیرا چنین مجالسی همواره مورد علاقه و اقبال مردم بود. انجمن های مذکور با بهره گیری از سخنوران و وعاظ مشهور و توانمندی نظیر ملک المتکلمین و سیدجمال واعظ خواسته های خود را بر مردم تحمیل کرده و آنچه می خواستند به ایشان القا می نمودند و با تهییج مردم برای تصویب قانونی و یا عزل و نصب وزیر یا حاکمی تلاش می کردند. در مورد ترور نیز آنها غالبا از قفقازی هایی که با مواد منفجره آشنا بودند و از سوی حزب سوسیال دموکرات باکو به ایران اعزام شده بودند بهره می گرفتند. از اقدامات تروریستی آنها می توان به قتل امین السلطان اشاره کرد.
مواضع انجمن ها و تشکل های تندرو در مقابل حکومت مبتنی بر اصل بی اعتمادی به وزراء و اعتماد به وکلای مجلس قرار داشت. البته در مورد اعتماد آنها به وکلای مجلس باید خاطرنشان ساخت که با توجه به ارتباط و وابستگی که میان نمایندگان اقلیت مجلس با انجمن های مذکور وجود داشت، بدیهی است این انجمن ها به نمایندگان مزبور اعتماد داشته و تلاش هایشان در راستای جامه عمل پوشاندن به خواسته های اقلیت تندروی مجلس قرار داشت. به طوری که آنان در راستای خواسته های اقلیت مجلس به تهدید سیدعبدالله بهبهانی پرداختند و علت آن نیز اختلاف نظر ایشان با نظر اقلیت در جریان تصویب قانون عدلیه بود.
این انجمن ها نسبت به حکام شهرستان ها با خشونت و بدگمانی برخورد می کردند. آنان با سازماندهی و هدایت اعتراضات مردمی برضد حکام برای عزل آنها و قرار دادن یکی از همفکران و همکاران خود در این منصب تلاش می کردند. همچنین این انجمن ها در امور وزارتخانه ها نیز به اشکال مستقیم و غیرمستقیم دخالت می کردند و حتی با توسل به زور باعث استعفای وزیری می شدند. یا اینکه با برپایی تظاهرات و اجتماع کردن مردم بر وزراء فشار می آوردند.
روابط انجمن های تندرو با دولت های خارجی و به طور مشخص با دو ابرقدرت برتر یعنی روسیه و انگلستان نیز از مسائل جالب توجه در مورد این انجمن ها به شمار می رود. مواضع و روابط آنها با دولت روسیه موضعی خصمانه و رابطه ای مبتنی بر تنفر و ضدیت بود که البته دلیل آن در روابط این انجمن ها با حزب سوسیال دموکرات قفقاز ریشه دارد. چرا که اساسا حزب سوسیال دموکرات باکو که به نوعی پدر معنوی انجمن های تندرو در ایران به شمار می رفت به منظور مبارزه با حکومت استبدادی تزارها در روسیه تاسیس شده و فعالیت های آن نیز در همین راستا قرار داشت. علاوه بر این همکاری مستقیم وحمایت آشکار روسیه از محمدعلی شاه به عنوان اصلی ترین دشمن مشروطیت از جمله مهم ترین دلایل اتخاذ موضع خصمانه توسط این انجمن ها در قبال این کشور بود.
اما جالب توجه اینکه در مقابل انگلستان که قدرتی استعماری به شمار می رفت و خساراتی که این کشور بر ایران وارد کرده و منابعی که به یغما می برد کمتر از روسیه نبود، موضعی دوستانه داشتند و این هم علاوه بر وابستگی و ارتباط رهبران این انجمن ها ریشه در سیاست هایی داشت که استعمار پیر با تیزبینی در قبال مشروطه و مشروطه خواهان اتخاذ کرده بود، که نمونه هایی از آنها را می توان در پناه دادن مشروطه خواهان در سفارتخانه ، عدم حمایت مستقیم از محمدعلی شاه و پناه دادن سران و وابستگان این انجمن ها در جریان به توپ بستن مجلس جستجو کرد.
با تحلیل رفتار و اعمال انجمن هایی که مشی و شیوه ای تندروانه اتخاذ کرده بودند و در تمامی شئون مملکت به شیوه خاص خود دخالت کرده و سعی داشتند جریان امور را آن گونه که دلخواهشان بود پیش برند به خوبی مشخص می شود علی رغم اینکه از دامنه ای وسیع و نفوذی قابل توجه برخوردار بودند اما برآیند فعالیت های این انجمن ها به نفع آینده مردم مملکت نبود بلکه باعث بحرانی تر شدن اوضاع و برهم خوردن نظم و امنیت کشور گردید.
در مجلس نیز اقلیت تندرو به پشتوانه حمایت هایی که در بیرون از مجلس از سوی همفکران آنان در انجمن های مختلف تندرو صورت می گرفت به یکه تازی و عرض اندام پرداخته و جلسات مجلس را با مشکل مواجه می ساختند. در مقابل اکثریت معتدل و میانه روی مجلس نیز همواره نسبت به تندروی ها انجمن های مذکور، مشخص نبودن حد و حدود دامنه فعالیت آنها و دخالت های بی رویه در تمامی امور و شئون مملکت معترض بودند، که این امر موجب بروز اختلافات فراوانی گردید که در نهایت نیز همین تندروی ها و این اختلافات مشروطیت را تا سر حد شکست پیش برد و انحرافات عظیمی را در آن پدید آورد.