تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۱۲۸۶۳۷
در گفت‌وگو با دکتر احمد جهان بزرگی عنوان شد
محمد راعی‌فرد مقدمه: سالها پس از واقعه غدیر خم، این مردم بودند که علی(ع) را آن گونه که بود، باز یافتند و به سویش شتافتند و با او بیعت کردند و شالوده حکومت اسلامی را به واسطه حضور ایشان خواستار شدند. تبدیل سلطنت موروثی آن هم با نام اسلام به حکومت اسلامی و با شناسنامه رفتاری و عقیدتی علی(ع) کار ساده ای نبود. قریب به 5 سال عدالت را حاکم کردن بر مردمی که به بی عدالتی در طی نسلها خو کرده بودند، شرایطی را فراهم نمود که هر روز طایفه و ایل و گروهی سر برمی آوردند و کار حکومت گری را بر علی(ع) سخت می نمودند. اما تثبیت عملکرد عدالت محوری و عدالتخواهی و عدالت عملی حضرت علی(ع) کار را بدانجا کشاند که به گفته تاریخ نویسان «علی(ع) به دلیل شدت در عدالت به شهادت رسید.» با دکتر جهان بزرگی در باب عدالت علی(ع) به گفت و گو پرداخته ایم که ماحصل آن تقدیم می گردد.

* جناب آقای دکتر جهان بزرگی، عدالت یعنی چه و چرا پس از شهادت امام علی(ع) معنای اصیل آن را از کف داد؟
** عدالت را از سه بعد می توان معنا کرد؛ یکی از معانی عدالت «اعطاء کل ذی حق حقه» است، که بزرگان احادیث، این عبارت از معصوم(ع) را نقل می کنند که عدالت نزد آنان، دادن حق هر ذی حقی به حقش می باشد. اما چرا پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) عدالت، اصالتش را از دست داد، ریشه در زمان غصب حق حضرت علی(ع) نسبت به ولایت حکومت دارد. بزرگترین ظلمی که در آن سالها به مسلمانان شد، نتیجه اش بر سر کارآمدن حکومت غاصبی بود که تمامی حقها را پایمال کرد. و آن همان بر سر کار آمدن سلطنت معاویه بود که حکومت رسول‌الله(ص) را به سلطنت و پادشاهی تبدیل کرد.
در آن زمان، سلطنت موروثی شد و شیعیان را از دم تیغ گذراندند. برده داری شدت یافت و به قومیت گرایی دامن زده شد و در قضاوتها بی عدالتی حاکم گردید و در مجموع جاهلیت دیگری را در بین مردم ایجاد نمود.
امام علی(ع) عدالت را با این مشخصه ذکر می کند؛ اینکه عدل رستگاری و کرامت است، عدل برترین فضایل و بهترین خصلتها، بالاترین موهبت الهی و مأنوس خلایق است که رعایت آن باعث افزایش برکات می شود. حضرت علی(ع) می فرماید: «عدل جوهر و هسته اصلی ایمان است و نیکوییها از آن سرچشمه می گیرد.»
خداوند عدالت را سبب قوام زندگی مردم قرار داده تا از ظلم و گناه و نابسامانی درامان بمانند. در واقع، حضرت علی(ع) عدل را چون بند تسبیح شامل همه فعالیتهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می دانند که این عدل به شکلهای گوناگونی در جامعه نقش یافته و اثر می گذارد.
* فرق بین قسط و عدالت از منظر جامعه شناسی چیست؟
** قسط و عدل را در لغت همسان و مترادف یکدیگر دانسته اند. در واقع، قسط تعریف دیگری هم می تواند داشته باشد؛ یعنی دوری از افراط و تفریط، یعنی قسط در اصل نوعی میانه روی است. اگر خواسته باشیم ارتباطی بین قسط و عدل برقرار کنیم، باید قبول نماییم که عدل یک مفهوم عام تر نسبت به قسط دارد. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر خویش قسط و عدل را به یک معنا گرفته و تفاوتی بین آنها قایل نشده است.
اما می توانیم بگوییم که عدل در روابط اجتماعی به قسط تبدیل می شود که نوعی میانه روی در روابط اجتماعی است؛ البته در لغت عرب، هر یک از کلماتی که صفتی در خود نهان دارد، معنای مخالف هم می گیرد. پیامبر بزرگوار ما(ص) به حضرت علی(ع) می فرماید: یکی از گروههایی که با تو به مبارزه برخواهند خاست، قاسطین هستند.
در واقع، این قاسطین از همان کلمه «قسط» منشعب می گردد که در واقع به معنای متضاد آن یعنی ظلم کنندگان است.
* می گویند عدالت یعنی تقسیم تمامی امکانات جامعه به نسبت مساوی بین تمام مردم، شما با این تعریف موافقید؟
** با این نظریه موافق نیستم، تقسیم کردن امکانات جامعه به یک نسبت بین مردم را عدالت نمی دانم، یکی دیگر از معانی عدالت یا عدل، موزون بودن آن است.
قرآن کریم می فرماید: «آسمانها و زمین با عدل برپا داشته شدند، یعنی تأکید بر موزون بودن آن می کند، خداوند همه چیز را در جهان خلقت موزون آفریده، نه کم و نه زیاد».
معنای موزون بودن برای عدل یا معنایی که از سخن ائمه معصومین(ع) استنباط می شود که می گویند: «عدل یعنی گذاشتن هر چیزی در سر جای خودش»، یکی است.
هر چیزی را سر جای خود قرار دادن، در اصل معنای تقسیم به شکل مساوی بین همه را نمی دهد.
در اصل، اگر چنین شود، یک نوع ظلم شمرده می شود. عدل تساوی افراد در برابر قانون است. پیامبر(ص) می فرمایند: «مردم در برابر قانون مساویند» درست است که ایشان در جایی دیگر می فرمایند «مردم مانند دندانه های شانه با هم برابرند»، اما این تساوی در حقوق نیست. زنان و مردان حقوق خاص خود را دارند که باید در برابر قانون مساوی باشند.
* چرا خانواده ها به عنوان کوچکترین عضو و هسته جامعه، توان اجرای عدالت را ندارند؟
** یکی از دلایل عمده را باید دوری از فطرت خدایی مان بدانیم. عدالت عین فطرت است. خداوند به همه فطرت مساوی عنایت فرموده، اما چون به دلایل مشکلاتی که جامعه در پیش رویمان قرار داده، از فطرت خویش دور شده و می شویم و دیگر تاب تحمل عدالت را نداریم.
زیاده طلبی، تبعیض و خودخواهی دارد در جامعه ما تزریق می شود که از خانواده شروع و به جوامع بزرگتر تسری می یابد. در مکتب اسلام، به این موضوع بسیار تأکید شده که عدالت در خانواده باید به شکلی جدی رعایت و عملی شود. حضرت علی(ع) وقتی به مادری می نگرند که می خواهد دانه خرمایی را بادقت بین دو فرزندش تقسیم کند، مادر را مورد تعظیم و تکریم قرار می دهند و می فرمایند: «این بچه ها آینده خوبی خواهند داشت، آن هم به خاطر عدالتی است که از این سن برای آنان لحاظ می شود.» حتی در مکتب ما، عدالت را در نگاه محبت آمیز پدر و مادر، به فرزندان تعریف و تأکید کرده اند.
* آقای دکتر، نگاه نسل جوان ما به کشورهای غربی با اینکه از نظر ما ممکن است آگاهی کافی به دین خودشان هم نداشته باشند، به نوعی است که آن کشورها را در امر عدالت اجتماعی موفق تر از کشورهای اسلامی می دانند، نظر جناب عالی در این مورد چیست؟
** در واقع، چنین نیست. به نظر من، این یک پندار غلط از جوامع غربی است که در ذهن جوانان ما وجود دارد و گهگاه در بین افکار عمومی جامعه نیز این طرز تفکر حاکم است. باید به این موضوع این گونه نگاه کنیم که تمامی کشورهای غربی ثروتمند در یکصد سال گذشته، شناسنامه استعمارگری را با خود حمل می کنند.
یعنی آمریکا، انگلستان، آلمان، فرانسه، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا همگی استعمارگر بوده اند. بنابراین، ثروت تحصیلی برای کشورشان بر اساس ظلم و چپاول بنا شده است. اما همینها نتوانسته اند در داخل کشورهایشان عدالت اجتماعی را رعایت و تثبیت کنند!
ما در جامعه خود باید در یک فرایند 50 ساله امکان پیاده کردن احکام اسلام را داشته باشیم و بعد به قضاوت بنشینیم و مقایسه کنیم که آیا به لحاظ عدالت اجتماعی ما جلوتر هستیم یا سایر کشورها.
* چه دیدگاهها و نگرشهایی در زمان حکومت امام علی(ع) باعث شد ایشان بتوانند در عمل عدالت را نشان دهند؟
** یکی از مسایلی که در زمان حضرت علی(ع) مطرح بود، این که ایشان می خواستند برای مردم جامعه آن روز و نسلهای آینده ای که بعدها خواهند آمد، الگو باشند. مسأله بعدی قاطعیت و شجاعت ایشان در اجرای عدالت بوده و هست که هیچ کدام از مدیران جامعه نتوانسته و نمی توانند به آن دست یابند.
حضرت علی(ع) به این آیه شریفه که خداوند می فرماید « از من بترسید و از مردم نترسید» اعتقاد کامل داشتند و بر همین اساس هم عمل می کردند. یکی دیگر از موارد این بود که ایشان به تکلیف فکر می کردند نه به نتیجه. ایشان می فرمودند که احکام الهی باید در جامعه پیاده شود و به همین دلیل است که در دنیای امروز، فردی مسیحی چون جرج جرداق لبنانی سه جلد کتاب تحت عنوان «صدای عدالت» درباره علی(ع) می نویسد. حضرت امیر(ع) هیچ نیازی نداشت که برای رضایت خداوند رضایت دیگران را جلب کند.
اما همان جامعه زمان علی(ع) نتوانست عدالت او را تحمل کند. لذا می بینیم در بین تاریخ نویسان این جمله معروف است که: «علی(ع) به خاطر شدت در عدلش شهید شد». طلحه و زبیر به دلیل درخواست پست و مقام و اینکه علی(ع) آن را با عدالت همخوان نیافت، از ایشان بریدند. حضرت امیر(ع) در برابر عقیل (برادرش) می ایستد، زیرا زیادتر از حقش از بیت المال می خواست.
* چرا دولتمردان و مدیران ما در سیستم دولتی توان عدالت گستری یا حداقل ورود به آن را کم داشته و یا اصولاً ندارند؟
** اگر ما به عدالت از تمامی زوایا و جنبه هایش نگاه کنیم، خواهیم دید که جز در پرتو شریعت امکان آن وجود ندارد. همان گونه که عرض کردم، عدالت همچون بند تسبیحی است که تمامی زمینه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را در جای خودش و کنار هم قرار می دهد.
مکاتب مختلفی آمدند و نسخه های گوناگونی را به نام عدالت برای مردم پیچیدند . کمونیستها 100 سال پیش ادعا می کنند که مالکیت خصوصی و دولتی عین ظلم است و باید این دو را از بین برد.
این مکتبی است که چنین اندیشه ای را ارایه می کند که طی تکمیل فرایند آن 60میلیون انسان از دم تیغ گذرانده می شوند و بعدها متوجه می شوند که اشتباه کرده اند.
یکی از مشکلات برخی از دولتمردان و مدیران ما در این سه دهه اخیر این بوده است که فاقد اعتقاد اصیل به شریعت و پیاده شدن آن بوده اند. گاه جامعه را به سمت چپ کشیدند و گاه به سمت راست و لیبرالیسم، به همین دلیل جامعه دچار تشتت آرا شد که از آن هویت و هدایت اصلی خویش بازماند.
بر اساس گفتار حضرت علی(ع)، اگر بتوانیم دستورات اسلام را در جامعه پیاده کنیم، جامعه ما به سمت عدالت صد در صد پیش خواهد رفت. در واقع، عقیده امام خمینی(ره) و شهید بهشتی بر این اساس بوده است که داروی جامعه ما برای دستیابی به عدالت بازگشت به اسلام است.
* به عنوان آخرین سؤال بفرمایید، چه راهکارهای علمی و عملی برای دستیابی به عدالت، آن هم به روش حضرت علی(ع) وجود دارد؟
** حضرت امیر(ع) تعریفشان از سیاست این است که سیاست عبارت است از اداره جوامع انسانی و هدایت آن به سوی تعالی.
وقتی ما می خواهیم در جامعه خودمان به سوی تعالی حرکت کنیم، هدایتی انجام نمی پذیرد، مگر اینکه فضیلت اخلاقی در جامعه حاکم شود. فضیلت اخلاقی هم در جامعه حاکم نمی شود، مگر اینکه وجدان اخلاقی یا وجدان دینی مردم تقویت شود.
وجدان دینی مردم هم تقویت نمی شود، مگر اینکه حضور خداوند در جامعه جدی گرفته شود. برای اینکه خداوند در جامعه جدی گرفته شود، باید رهبران اخلاقی و رهبران الهی در رأس جامعه قرار گیرند.
پشتوانه نظری این حرف من، سخنی از پیامبر اعظم(ص) است که می فرمایند: «مردم به روش زندگی دولتمردان خودشان زندگی می کنند.» بنابراین، اگر بخواهیم عدالت را در جامعه پیاده کنیم، در زمینه تمامی عوامل از جمله سیاسی، فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی، نظامی و قضایی باید مدیران جامعه به فضیلت اخلاقی مزین باشند.
یکی از مسایل بسیار مهم در جهت ایجاد عدالت به شکل عملی این است که مدیریت ایثار بر جامعه حاکم باشد؛ یعنی ارجحیت دادن منافع جمعی و عمومی به منافع فردی که باعث همگرایی و انسجام اجتماعی می شود.