تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۲۸۹۳۶
البیان:
اشاره: دولت نومحافظه‌کار آمریکا در دوره‌ی جورج بوش برای بسط و گسترش نفوذش در خاورمیانه به طرحی موسوم به طرح "خاورمیانه‌ی بزرگ" متوسل شد؛ طرحی که تنها هدف آن اعمال استعمارگری نوین در سرزمین مهم خاورمیانه بود و دولت بوش برای تحقق این هدف منطقه‌ی شکوفای خاورمیانه را دستخوش چالش‌ها و بحران‌هایی کرد که هنوز پیامد‌های آن گریبانگیر مردم این منطقه است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه اماراتی البیان، در تحلیلی تحت عنوان "خاورمیانه جدید واقعی" به قلم ممدوح طه، تحلیلگر این روزنامه، به ارزیابی تحولات به وجود آمده در خاورمیانه و شکست طرح‌های استعماری صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها موسوم به "خاورمیانه‌ی جدید" و "خاورمیانه‌ی بزرگ" پرداخته است.
در این تحلیل می‌خوانیم: رابطه بین شرق و غرب و شمال و جنوب با هدف بازگرداندن توازن بین‌المللی تغییر کرد، اما شرایط آنچه که غربی‌ها از آن به عنوان منطقه خاورمیانه نام برده‌اند نیز با هدف بازگرداندن توازن منطقه‌ای دستخوش تغییر شد. این تغییر با رویکرد مخالفت با قیمومیت و سیطره‌ی خارجی و فروپاشی طرح‌های استعماری هم چون طرح صهیونیستی خاورمیانه‌ی جدید و طرح آمریکایی‌ خاورمیانه بزرگ در راه تدوین یک طرح منطقه‌ای- بین‌المللی جدید با عزم و اراده‌ی عربی، اسلامی و شرقی و نه طرح غربی‌ها صورت گرفته است.
ممدوح طه می‌نویسد: مصداق برجسته‌ی این مساله در شرایط فعلی حاکم بر منطقه‌ ما به چشم می‌خورد؛ به طوری که شاهد یک استراتژی جدید در بر گیرنده‌ی روابط عمیق بین ترکیه - سوریه، ترکیه - عراق، سوریه - ایران و سوریه - عربستان با ابعاد استراتژیک جهت پر کردن شکاف منطقه‌ای ایجاد شده به دست ابرقدرت‌ها هستیم. این استراتژی با هدف تشکیل یک سازمان منطقه‌ای جدید برای همکاری‌های استراتژیک صورت می‌گیرد تا زمینه‌سازی برای تولد خاورمیانه جدید واقعی و خاورمیانه بزرگ حقیقی باشد، نه خاورمیانه‌ی صهیونیستی و یا آمریکایی؛ خاورمیانه‌ای که در چارچوب یک فضای منطقه‌ای و اسلامی فراگیر ایجاد شود نه خاورمیانه‌ای بر اساس گرایش‌های نژادی، طایفه‌ای، مذهبی و ایدئولوژیک. هدف از این استراتژی، ایجاد خاورمیانه‌ای است که در آن عرب، فارس، کرد، سنی، شیعه، سکولار و اسلام‌گرا در آن نه تنها بر اساس اصل همزیستی مشترک بلکه بر اساس همکاری‌های مشترک با تاریخ و جغرافیایی واحد زندگی کنند که مسلما تحقق این هدف مستلزم عزم و اراده‌ی منطقه‌ای مشترک برای تغییر و تصحیح مشکلات گذشته است.
در ادامه‌ی این تحلیل آمده است: آنچه که هم‌اکنون در کشورهای عربی و اسلامی شرق می‌گذرد، سرآغازی برای پشت سر گذاشتن تاریخی از دشمنی و فروپاشی دیوار فرضی بین قومیت‌ها و مذاهب است که به دست غربی‌ها ساخته شده است. این تحولات در واقع ترسیم کننده‌ی طرح‌هایی جدید برای ائتلاف‌های اسلامی جهت حفظ منافع ملت‌های منطقه است تا جایگزین طرح‌های استعماری قدیم شود که توسط استعمارگران با هدف تقسیم منطقه به مناطق نفوذشان پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی بر اثر حمله نظامی غرب در جنگ جهانی اول، اعمال شد.
این تحلیلگر با اشاره به موضع مقتدرانه‌ی ترکیه در قبال ظلم و جور رژیم صهیونیستی در اراضی فلسطینی و عربی می‌افزاید: این کشور اسلامی بزرگ که در مرکز آسیا و جنوب شرق اروپا پس از بازگشایی قسطنطنیه و شکست امپراطوری بیزانس تشکیل شد، اکنون حامی جهان عرب در برابر استعمار اروپایی و حامی فلسطین در برابر استعمار صهیونیستی شده است و می‌توان آن را نمونه‌ای دیگر از نمونه‌های وحدت اسلامی به حساب آورد. این‌ها حقایقی تاریخی است و معنای آن درخواست تشکیل کشور عثمانی قدیم به رهبری ترکیه در دوره‌ی نوادگان عثمانی نیست، زیرا هدف ما بازگشت تاریخ به گذشته نیست؛ بلکه هدف استفاده از درس‌های گذشته جهت تصحیح شرایط موجود و هموار کردن راه برای ترسیم آینده با ایجاد یک نظام منطقه‌ای جدید به دور از تعصب‌های نژادی و تنش‌های مذهبی است.
در پایان این تحلیل آمده است: تحقق این هدف از طریق اعمال یک استراتژی کامل بر اساس امنیت، منافع و همکاری‌های مشترک و متقابل به دور از طرح‌های خارجی و هدفمند برای سیطره‌ی غرب بر خاورمیانه به رهبری اسراییل ممکن است؛ طرح‌هایی که پیش از این با هدف تحقق منافع استعمارگران و در راستای پایمال کردن حقوق کشورهای عربی و اسلامی اعمال می‌شد و تلاش استعمارگران برای اعمال آن همچنان ادامه دارد.