تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۲۹۰۸۰

نصر عزیزی
جایگاه خواص جایگاه هدایت و رهبری و تاثیرگذاری بر اطرافیان و گروههای وابسته و پیوسته به آنهاست. معمولاً خواص افراد شاخص و مرجعی هستند که محل رجوع دیگرانند. نوع ارتباط و مراوده مراجعه به خواص متنوع و متناوب است گاهی اوقات مراجعه و یا تاثیرپذیری بصورت مستقیم و گاهی اوقات نیز غیرمستقیم می‌باشد. همچنین گاهی اوقات برخی وابستگی‌ها به دلیل نیازهای فکری، عقیدتی، سیاسی و یا حتی اقتصادی است. در این خصوص که میزان ماندگاری تاثیرگذاری خواص بر لایه‌های فکری جامعه چقدر است، به نوع اهمیت موضوع و بهره‌گیری از اصول عقلی و منطقی و بخصوص میزان صدقات و خیرخواهی و دوراندیشی و بصیرت اشخاص و افراد مرجع بستگی دارد. بنابراین به همان دلایلی که رابطه مرید و مرادی مبتنی بر استدلالهای منطقی است، در عرصه‌های سیاسی تاثیرگذار خواص هم باید بر پایه‌های منطقی استوار باشد.
در این خصوص که آیا چه میزان، خواص در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار بوده و چه ضرورت‌هایی بر آن مترتب است، بحث دیگری است و اینکه در نبرد و یا رویارویی حوادث و جریانهای مبتنی بر حق و باطل و یا صحیح و ناصحیح،‌ خواص در کدام طرف قرار می‌گیرند‌، نیز جای بحث دیگری است ولی همین قدر که در پدیده‌ها و حوادث مرتبط با نظام و انقلاب اسلامی تعیین تفکیک مرزها همان حمایت از نظام و همراهی با دوستان نظام و توده‌های میلیونی آن و یا همراهی با دشمنان قسم‌خورده نظام می‌باشد، نیز جای تردیدی نیست. در حوادث فتنه‌آمیزی که تاکنون برای نظام ما چه در زمان حیات مبارک امام راحل و یا در زمان زعامت و رهبری مقام معظم رهبری پیش آمده، مرزبندی‌ها تا حدودی شفاف بوده، ولی با مرور زمان و بروز نحله‌های فکری التقاطی و یا شبهه‌های نفاق‌گونه و یا دلدادگی برخی خواص به شیرینی‌ها و چرب و نرم‌های دنیا، این شفافیت‌ها آرام‌آرام به شبهه‌ها و ابهام‌های سهوی و غیرسهوی آلوده گشته و رهبری و نظام را دچار مشکلات نموده و از این رهگذر خواهی نخواهی جماعتی هر چند محدود را تحت تاثیر قرار داده است.
فراموش نشود حوادث اخیر شاید عصاره توطئه‌ای مختلف در سه دهه گذشته و بخصوص در ثمرات شبیخون و تهاجم فرهنگی بود که آوردگاه خود را در نسل سوم جستجو می‌‌نمود تا بتواند با کمک خواص استحاله شده و یا توهم‌زده‌ای نظیر میرحسین موسوی و یارانش، دخترکان و پسرکهای کم سن و سالی را با دست‌بند سبز به صحنه آورد و سرنوشت سیاسی نظامی را که صدها هزار شهید داده تا صدها هزار رویش خواص‌گونه داشته باش، رقم بزنند!!
بدیهی است روی سخن نه با خواص پشیمان شده و یا استحاله شده و یا دگراندیش شده و یا پناهنده به دشمن و یا به دنیا چسبیده و یا اسیر هوای نفس شده است که آگاهانه به بزرگترین هدیه جهانی دین اسلام یعنی نظام نوپای جمهوری اسلامی و رهبری عادل آن خیانت کرده‌اند، بلکه تکیه سخن با خواصی است که؛
1ـ‌ در صراط نورانی نظام جمهوری اسلامی وفادار ماندند.
2ـ از ادعای جانفسانی در خط نورانی امام راحل هنوز مایوس نیستند.
3ـ‌ولایت فقیه را مهمترین پدیده مبارک و الگوی حکومت رهایی‌بخش اسلام می‌دانند.
4ـ مدعی خواص بودن داشته و تجاربی از ابعاد عمیق توطئه‌های دشمن دارند.
ولی با کمال تاسف همانگونه که مقام رهبری فرموده‌اند، گاهی اگر از برخی گفتن‌های دیگران انتظاراتی هست، در بعضی شرایط، نگفتن‌ها و سکوت خواص نیز جای سئوال دارد. لذا بعضی از خواص با سکوت خویش توجیهات نادرستی بشرح زیر دارند که به حق باید گفت خلاف مسئولیت و تعهد اجتماعی در قبال جامعه اسلامی می‌باشد:
1ـ ‌بعضی خواص فکر می‌کنند در قبال فتنه‌ها و جنگ همه‌جانبه موسوم به جنگ نرم جدید، فقط رهبری نظام موضعگیری کنند، کافی است در حالی که حمایت از فرمایشات رهبری مشارکت همه‌جانبه در لشکر رویارویی با جبهه دشمن است.
2ـ‌ برخی فکر می‌کنند اگر آنها با موضعگیریها وارد عرصه اظهارنظر شوند، از این مواضع تلقی جناحی و باندی و گروهی می‌شود در حالی که غافل از این هستند که یک جبه حق با همه خصوصیات آن در جایی که رهبری در راس موضعگیری هستند، بر جای باقی خواهد بود و مقابله با ولی‌فقیه عادل به هر شکل، بطور قطع هماوردی در جبهه باطل است.
3ـ‌ بعضی خواص براساس فراز فوق فکر می‌کنند با عدم موضعگیری باید نقش فراجناحی خود را حفظ کنند تا بتوانند در مواقع ضروری مردم و یا گروه تاثیرپذیر را به میدان آورند. ولی غافل از این هستند که دیگر کسانی باقی نمی‌مانند که به نحوی کم و یا زیاد تاثیرپذیری نداشته باشند و با فرصت از دست رفته شرایطی پیش خواهد آمد که در صحنه پس از امتحان هر فردی از جبهه خواص باید به کارنامه قبول و یا مردودی و یا حدود بینابین آنها نگاه گند. یعنی وقتی گروهی با خون دل خوردن‌های دیگران به نفاق پنهان امثال موسوی و خاتمی و خوئینی‌ها و دیگر همپالکی‌ها ساده‌لوح آنها پی ببرند، ‌دیگر جایی برای ایفای نقش فلان شخصیت باقی نمی‌ماند.
4ـ‌ البته بعضی خواص که خود را در جبهه مسئولیتها و تعهدات و خودی‌ها می‌داند، بدون تعارف برای از دست ندادن بعضی جایگاهها و امتیازات ظاهری خویش دل به هر آب و آتشی نمی‌زنند هر چند که در مقام ادعا ممکن است خود را ولایتی‌های تنوری معرفی کنند.
5ـ نکته دردناک دیگر اینکه با وجود ادعاها،‌ اصولا برخی خواص ظرفیت حلاجی و تحلیل و ساماندهی و آرایش ذهنی حوادث و رویدادها را ندارند و بنابراین با هر باد فتنه‌ای ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند و درک صحیحی از وقایع نداشته و بر همین اساس ممکن است سکوتشان و یا برخی گفتن‌ها و نگفتن‌ها بسترساز تقویت جبهه مخالف نظام اسلامی باشد.
6ـ منافذ ورودی ذهنی و برخی بی‌اطلاعی‌ها و یا کم ‌اطلاعی‌ها و یاد بداطلاعی‌ها و یا اطلاعات غلط و محدود و هدایت شده و چه بسا تاثیرپذیر از نفوذی‌های اطراف برخی خواص نیز مصایبی را به بار می‌آورد که بی‌شباهت به تقویت گروه خوارج و نهروان و اصحاب صفین و جمل نیست و این هم راه به سوی همان امتحانی نیست که سرنوشت عاقبت به خیرها را رقم می‌زند با تاسف باید گفت در حوادث اخیر خیلی‌ها خیانت امثال میرحسین موسوی را به آرمان فلسطین عزیز و مواضع ولایت فقیه و هماهنگی با بیگانگان را مشاهده نموده‌اند، ولی باز هم گفته‌اند نخست‌وزیر دفاع مقدس!! یعنی بعضی از زمان رسول خدا(ص) جنگ نهروان و جمل و صفین را پیش کرده‌اند و برخی هم حتی در تردید بودند که آیا علی حق است یا عایشه و طلحه و زبیر و...؟؟
جالب است برخی اینقدر از بصیرت بی‌بهره هستند که نمی‌خواهند و یا نمی فهمند که داستان سه جبهه قاسطین و مارقین و ناکثین واقعیت تلخی بود برای عبرت دیگران و نسلهای بعدی که باز هم نباید پاسخ داد که آیا ولی فقیه، ولی عدالت و دین‌مدار و فقاهت هست یا ولایت مطلقه فقیه دیکتاتوری است؟ ‌یعنی باز هم نمی‌فهمند که آیا روشنگری و آگاهی‌بخشی و کور کردن فتنه از وظایف چه کسانی است که این بازی متعلق به سران جبهه کفر و الحاد و استکبار جهانی آمریکایی و اروپایی و یا امثال اینها می‌باشد و بقیه نیز ماجرای دیگری است. باید منتظر باشیم برخی چگونه بر سر پیمانشان با خدا باقی می‌مانند؟