تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۱۲۹۴۰۵
سیاست مجازی

 http://ayande.ir
پستی از یک وبلاگ: عباس عبدی را این روزها تنها شاید بتوان در وبلاگ ـ سایتش دید و ایده‌های جدیدش را مورد کنکاش قرار داد. در جدیدترین مقاله او می‌توانید نسبت مشارکت سیاسی و رشد جمعیت را از دید او پیگیری کنید. او با اشاره به اینکه «یکی از برنامه‌های مهم نظام شاهنشاهی سیاست تنظیم خانواده بود» یادی از پلاکاردهای تبلیغاتی «فرزند کمتر، زندگی بهتر» می‌کند اما نتیجه می‌گیرد که این بحث‌ها نتوانست به کمبود جمعیت بینجامد. عبدی می‌نویسد: دلیل اصلی آن بی‌اعتمادی جامعه و مخاطبان به سیاستگذاران این برنامه در نظام گذشته و دور بودن آنان از مشارکت اجتماعی و سیاسی در رژیم حاکم بود. در واقع هنگامی ‌که رژیمی‌ می‌کوشد تا تما‌می ‌روزنه‌های مشارکت را مسدود کند تا خود را از خطر منتقدین مصون دارد، ناآگاهانه خطرات دیگران را به جان خود می‌خرد، زیرا مخالفین و منتقدین، مرزهای بی‌اعتمادی و بدبینی را پشت سر می‌گذارند و با کلیت برنامه‌های رژیم حتی مواردی که معقول و به نفع مردم است به مخالفت می‌پردازند. اگر در آن زمان فضای اجتماعی و سیاسی مسدود نبود و راه برای حضور همه‌ سلیقه‌ها از جمله مذهبی‌ها در مجلس و دولت فراهم بود‌، به طور طبیعی هم مردم به حکومت خود اعتماد و اعتقاد داشتند و هم اینکه افراد مذکور هنگامی ‌که در مصدر قدرت و مسئولیت قرار می‌گرفتند متوجه تبعات فکر و اندیشه‌های خود می‌شدند و اگر آنها را با واقعیت منطبق نمی‌دانستند آنها را اصلاح می‌کردند. عبدی سپس به بحث‌های اخیر بر سر جمعیت ایران می‌پردازد؛ نکته‌ اول اینکه این دیدگاه نزد مردم مقبول واقع نخواهد شد، زیرا سیاست موجود بدون فشار و زور تنها با توجیه و همکاری خود مردم انتخاب و به نتیجه رسیده است و لذا نباید چندان نگران مساله‌ تغییر و افزایش زاد و ولد شد. نکته‌ دوم ای‌که مشت نمونه‌ خروار است، یعنی اعتبار کارشناسی‌های دولت حاضر در همه‌ زمینه‌ها به اندازه‌ اعتبار کارشناسی در موضوع حاضر است. برای آن‌که روشن شود که اداره مملکت ما چگونه است، کافی است ابعاد کارشناسی این دیدگاه بررسی شود. عبدی در بررسی ابعاد کارشناسی می‌پرسد: فرض کنیم که به سرعت به 120 میلیون نفر رسیدیم، خب پس از آنچه خواهیم کرد؟ آیا می‌توان رشد جمعیت را متوقف کرد؟ حتی اگر قانونا هم اجازه داشتن دو بچه بیشتر ندهیم، باز هم رشد جمعیت شدید خواهد بود، زیرا تعداد فراوانی هنوز ازدواج نکرده‌اند و کماکان جمعیت زیادتر خواهد شد، همچنان که چین پس از اجرای محدودیت فقط یک بچه برای هر فرد، هنوز هم با رشد حدود یک درصد در سال مواجه است. این فعال سیاسی در انتها به مقایسه شرایط ایران و اروپا می‌پردازد و نتیجه می‌گیرد: آنان سرمایه‌ کافی دارند ‌و رشد جمعیت آنان حتی از حد جایگزینی هم کمتر است، مثل آلمان. در نهایت بحث عبدی می‌رسیم به این نکته که «جمعیت به خودی خود منشاء قدرت نیست، که اگر بود، الان پس از چین می‌بایست اندونزی قدرت دوم شرق آسیا باشد».