تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۱۲۹۹۶۸
گفت‌وگوی «وطن امروز» با رئیس کمیسیون فرهنگی - اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران
امیر گودرزی اشاره: درست زمانی که مرتضی طلایی در نیروی انتظامی به اوج رسیده بود از پلیس خداحافظی کرد و این ویژگی او راهی را برای ورود سردار بازنشسته به شورای شهر تهران باز کرد تا فصل جدیدی از فعالیت خود را در پایتخت کلید بزند. با گذشت 2 سال از آن روز مدتی است طلایی بار دیگر وارد گود دیگری شده و با تکیه زدن بر صندلی احمد مسجد جامعی، سکان مدیریت فرهنگی پایتخت را برعهده گرفته است. اهمیت موضوعات فرهنگی و اجتماعی انگیزه‌ای برای این گفت‌و‌گو شد. طلایی برخلاف بسیاری از مدیران شهرداری که سعی دارند پیشینه فعالیت خود در پلیس را پنهان کنند به پلیس بودن خود در گذشته افتخار می‌کند و شاید به همین دلیل است که هنوز می‌توان ردپای شغل قبلی او را در رفتارش دید به طوری که در طول زمان مصاحبه تلفن جواب نمی‌داد، کارتابل‌هایش را امضا نمی‌کرد و حتی نگاهی به فنجان‌های چای که هر چند دقیقه یکبار روی میزش قرار داده می‌شد، نمی‌انداخت. بدون شک این رفتار طلایی ترکیب متفاوتی را در کمیسیون فرهنگی ایجاد می‌کند که آینده آن بسیار متفاوت‌تر از گذشته است. او ارتباط بسیار نزدیکی با شهردار تهران دارد؛ این ارتباط به قدری پررنگ است که دفتر او به جای شورا در شهرداری است و گویی همکاری او با قالیباف هنوز قطع نشده است. این موضوع در شرایطی که قدرت شورا در معرض خطر قرار دارد امکان خوبی برای اجرایی شدن مصوبات کمیسیون تحت مدیریت طلایی در شهرداری است. ادامه این گمانه‌زنی‌ها را می‌شود در نخستین مصاحبه مرتضی طلایی در کسوت رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران دنبال کرد.

* بدون شک هنگامی که برای ریاست کمیسیون فرهنگی و اجتماعی پا پیش گذاشتید، برنامه‌ها و طرح‌هایی را در ذهن داشتید، شهروندان می‌خواهند از این برنامه‌ها باخبر شوند .
** با ورود ما به شورای سوم و عضویت در کمیسیون فرهنگی- اجتماعی یکی از اقداماتی که انجام دادیم بررسی تمام مصوبات و فعالیت‌هایی بود که در دوره اول و دوم شورای شهر تهران در حوزه فرهنگی‌ـ اجتماعی انجام شده و ارزیابی پیشرفت، موفقیت، معایب و محاسن، نقاط قوت و ضعف این مصوبات؛ در هر صورت یک بررسی تقریبا کامل انجام دادیم. به این ترتیب توانستیم شناختی را نسبت به آنچه در 2 دوره گذشته صورت گرفته به دست آوریم که براساس آن نخستین برنامه کاری خود را در کمیسیون بر این قرار دادیم که مصوبات و فعالیت‌های گذشته را به سمت کامل شدن پیش ببریم تا بتوانیم آنها را به سرانجام برسانیم. بخش قابل توجهی از اقدامات و تقسیمات ما در کمیسیون بیشتر ناظر بر همین معناست. در بخش دوم هم با فعال شدن دوستان و همکارانمان در کمیسیون‌های کاری که در قالب کمیته‌های مختلف انجام دادیم(کمیته فرهنگی‌ـ‌اجتماعی، سلامت، ورزش، محیط زیست و...) سعی کردیم از ظرفیت‌های موجود اعضایی که در دوره سوم به شورا و کمیسیون آمده‌اند حداکثر استفاده را داشته باشیم تا بتوانیم گام‌های بلندتری برداریم.
* با ریاست شما در کمیسیون فرهنگی و اجتماعی باید منتظر چه تغییراتی باشیم؟
** با جابه‌جایی که در کمیسیون صورت گرفته باید بگویم آن چیزی که اولویت من است و برایم اهمیت دارد این است که بتوانیم موضوعات فرهنگی و اجتماعی بویژه مسائل فرهنگی را در جامعه عملیاتی کنیم. شاخص‌هایی را هم برای خودمان تعیین کردیم از جمله این شاخص‌ها فرمایشات رهبر انقلاب در رابطه با شهر تهران است که فرمودند شهر تهران باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد. اسلامی بودن و ایرانی بودن جزو ویژگی‌هایی است که رهبر انقلاب در ملاقات‌های گذشته با اعضای شورا به آن اشاره فرمودند که این ویژگی‌ها بخشی در 2 حوزه کار در یک شهر باید ظهور و نمود پیدا کند که می‌توان گفت بخش سخت‌افزاری آن است. بخش قابل توجه و اعظم آن نیز باید در بخش نرم‌افزاری شهر جاری شود که به هنجارها، رفتارها، ارزش‌ها و باورهای جامعه برمی‌گردد.
نمی‌توان این 2 بخش را از هم جدا دید. به هر صورت ما باید یک فضای ارزشی درست کنیم و در این فضا نسبت تاثیرگذاری یک فضای ارزشی به افرادی که داخل آن هستند، قابل توجه است. یکی از ویژگی‌های دوران دفاع مقدس برای ما این بود که فضای جبهه به گونه‌ای بود که اگر فردی وارد آن می‌شد، متحول می‌شد. این تجربه دوران دفاع مقدس است که وقتی به جنوب کشور یا غرب کشور به محیط یا فضایی که به نام جبهه بود، می‌رفتیم انگار به یک عالم جدیدی وارد شده‌ایم که آن فضا متاثر از فرهنگ حاکم بر آن بود. رفتارها و هنجارها حاکم بر آدم‌هایی بود که در آن فضا زندگی می‌کردند و نوع و سبک زندگی و الگوهای زندگی در آن فضا به مسائلی بود که کنار هم آدم را متحول می‌کرد.
* این اتفاق تنها تابع مکان نیست بلکه در زمان‌های مختلف هم قابل مشاهده است. یادم می‌آید زمانی که فرماندهی پلیس تهران را بر عهده داشتید از کاهش جرائم در ماه رمضان صحبت می‌کردید .
** بله، درکشور ما چنین تجربه‌هایی را داریم مثل ماه مبارک رمضان و شب‌های قدر که تهران همان تهران است اما می‌بینید که فضای زمانی غالب بر فضای مکانی می‌شود و در نتیجه فضای زمانی و مکانی آدم‌هایی که در آن محیطند را چنان به خود جذب می‌کند که همه را به سمت مسجد و مراکز معنوی می‌برد یا فضای مناسبتی مثل ایام دهه‌اول محرم آنچنان بر فضای زمانی و مکانی غلبه پیدا می‌کند که مهم نیست عید یا غیر عید است و برای انسان مهم نیست در کجاست.فضای مناسبتی ماه محرم زمان و مکان را آنچنان تحت تأثیر خود قرار می‌دهد که مخاطبان را به سمت و سوی خودش می‌کشاند.
اینها تجارب عینی و کاربردی مردم است که در جامعه داریم و هیچ مکتب و آیین دیگری آن را در خود تجربه نکرده و دقیقاً همین فضای مناسبتی و زمانی و امثال این در جبهه وجود داشت. به عنوان مثال رمزهای عملیاتی، نام و ذکر ائمه ما بود که جبهه را متحول می‌کرد. سبک زندگی، ساده‌زیستی و الگوها و هنجارهای رفتاری، دوستی، محبت، احترام، از خود گذشتگی، ایثار، فرهنگ و ارزش‌ها بود که آدم‌ها را در کنار هم نگه می‌داشت. اگر کسی از شرق کشور و دیگری از جنوب یا شمال یا غرب کشور در یک نقطه، یگان، گروهان و دسته در کنار هم قرار می‌گرفتند، افرادی که هیچ سنخیت قبلی با هم نداشتند، با هم جفت و یکی می‌شدند به عنوان یک جوان مسلمان ایرانی.
* یعنی می‌خواهید از این فضا در امور فرهنگی و اجتماعی استفاده کنید؟
** اعتقاد من این است که ما می‌توانیم با الهام از آن فضاها، مناسبت‌ها و زمان‌ها به طور مستمر و جاری جامعه را مدیریت کنیم و بتوانیم فضای جامعه را به سمت و سویی ببریم که ارزش‌های دینی، ملی، انقلابی، انسانی در آن آنچنان برجسته شود و در رفتارها آنچنان ظهور کند که زیبنده ملت ما و نمادی از باورهای دینی و انقلابی باشد. این رویکرد و نگاهی است که این نگاه ما را بیشتر متوجه ورود به حوزه برنامه‌ریزی‌های فرهنگی می‌کند.
در واقع این نگاه و رویکرد ما را می‌کشاند به سمت اینکه ذهن‌مان را متوجه برنامه‌ریزی فرهنگی و مدیریت فرهنگی کنیم. برنامه‌ریزی فرهنگی فرآیند خاص خود را دارد و مولفه‌ها و لایه‌های متعددی دارد که باید همه آن مورد توجه قرار گیرد. من نمی‌خواهم به حوزه زیر بنا و حوزه فرهنگی و مدیریت فرهنگی راه پیدا کنم، فقط می‌خواهم بگویم که ذهن و رویکرد ما را به سمتی برده که باید در برنامه‌ریزی حوزه برنامه‌ریزی و حوزه فرهنگی بیشتر بیندیشیم و ببینیم چه کار باید انجام دهیم.
* بسیاری از کارشناسان معتقدند حوزه فرهنگ و هنر شهرداری بیشتر در توسعه فضاهای فرهنگی متمرکز شده و تا حدودی از فرهنگسازی فاصله گرفته است. نظر شما چیست؟
** ضروری است درکنار توجه به توسعه فضاهای فرهنگی و ورزشی به حوزه فعالیت‌های فرهنگی- اجتماعی که از آن غفلت کردیم هم توجه شود. در دوره‌ای که ریاست این کمیسیون را بر عهده دارم به دنبال این هستم که بتوانیم به این هدف دست پیدا کنیم.
* شما عضو کمیسیون فرهنگی بودید و بتازگی به عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی ادامه فعالیت می‌دهید. ضعفی را در کمیسیون دیدید که تصمیم گرفتید کاندید‌ای ریاست کمیسیون شوید که این نقایص و ضعف‌ها را جبران کنید؟
** بحث اینکه من در خودم چه می‌دیدم و اینکه چه وضعیتی بود که من این تصمیم را گرفتم و این کار را انجام دادم، مطرح نیست. ما 5 نفر هستیم از مجموعه دوستان شورا که در کمیسیون فرهنگی از دوره سوم شروع به فعالیت کرده‌ایم و با هم دوست و صمیمی هستیم. در این دوره هم آقای مسجدجامعی اظهار خستگی کردند و به نوعی تمایل ایشان به اینکه این جا به جایی صورت بگیرد، احساس می‌شد. نتیجه این شد که دوستان به من توصیه کردند و خواستند این کار را ادامه دهم. به نظر من آقای مسجدجامعی به جهت تجربه و دانشی که دارند در حوزه مسائل فرهنگی صاحبنظر هستند، بالاخره زمانی ایشان وزیر ارشاد کشور بودند و فعالیت‌های ایشان درفعالیت‌های فرهنگی- اجتماعی نسبت به همه اعضای شورا بیشتر است و این طبیعی بود.
* پس چه شد که احساس کردید می‌توانید مسؤولیت او را عهده‌دار شوید.آیا رای اعضای کمیسیون این موضوع را اثبات کرد؟
** ما فارغ از نگاه رای که چه کسی بیشتر یا چه کسی کمتر رای می‌آورد، باید ببینیم چه کسی بیشتر می‌تواند در این حوزه تاثیرگذار باشد و چه کسی صاحبنظرتر است و چه کسی شایستگی بیشتری برای اداره کردن این حوزه دارد. از این منظر است که در همان آغاز کار هم به دنبال این نبودیم که چه کسی بیشتر رای می‌آورد. همان گونه که در تقسیم کار بین خودمان هم همین نگاه بود و من به لحاظ اجتماعی سابقه کار بیشتری داشتم، آقایان ساعی و دبیر به لحاظ ورزشی تجربه بیشتری داشتند. سرکار خانم آباد از نظر موضوعات حوزه سلامت پیشینه بیشتری داشتند. تقسیم کار هم بر همین اساس صورت گرفت در همین مقطع خواست خود آقای مسجدجامعی بر این بود که یک جابه جایی صورت بگیرد.
* بعضی از روزنامه‌ها تحلیل کرده بودند که اینجا، یک جای سیاسی بوده و تنها عضو اصلاح‌طلب شورای شهر که ریاست یک کمیسیون را بر عهده داشت به علت فشار‌های سیاسی کنار کشید .
** خوب هرکسی از ظن خود شد یار من. متاسفانه این فضای سیاست‌زده حاکم بر رسانه‌های ما به گونه‌ای است که بدون توجه به حقایق و واقعیت‌ها حرف‌های خودشان را تجزیه و تحلیل و اظهار نظر می‌کنند. شما می‌توانید آقای مسجد جامعی را ببینید و از او بپرسید. میان ما و دوستان دیگر و آقای مسجد جامعی هیچ اختلافی نیست. بله ممکن است به جهت سلیقه سیاسی تفاوت وجود داشته باشد و همین طور میان همه اعضا می‌تواند این اختلاف سلیقه دیده شود ولی خوشبختانه از جمله افتخارات شورای سوم این بود که باوجود تکثر سلیقه‌های سیاسی حول محور کار و فعالیت یک جمع واحد بودند و این چیزی بود که به لطف‌ خدا تا به امروز درشورای سوم شاهد آن بوده‌ایم.
* البته در شورای سوم اختلاف نظرات سیاسی بیشتر به چشم می‌خورد و به نظر می‌رسد بسیاری از مسائل تحت تاثیر این موضوعات شکل می‌گیرد.
** شاید این تکثر سلیقه‌های سیاسی در شورای سوم نسبت به شورای اول یا دوم که یک مجموعه یکدست بودند، بیشتر باشد. شورای سوم از سلیقه‌های متنوع و گوناگون سیاسی برخوردار است و تکثر آنها از یک گروه یا 2 گروه بیشتر است، اما می‌بینیم خوشبختانه حول محور کار همه دست به دست هم می‌دهند. به همین دلیل اگر تا الان هم موفقیتی برای شورای سوم داشتیم ناشی از همدلی، همکاری، تعامل و هماهنگی میان اعضا بوده که حول محور کار و وظایفی که برعهده آنهاست نگاه آنها نگاه کاری و نگاه پاسداری از حقوق مردم و خدمت به مردم است. این نگاه و این رویکرد در همه اعضا جاری‌ است و نتیجه این رویکرد شورا را به‌رغم تکثر حول محور کار جمع می‌کند.
* ما در شهرداری یک سازمان فرهنگی و هنری و یک معاونت فرهنگی و اجتماعی داریم و شما در راس یک نهاد فرهنگی به نام کمیسیون فرهنگی شورای شهر قرار دارید. در این جایگاه موازی‌کاری میان سازمان فرهنگی و معاونت فرهنگی و اجتماعی نمی‌بینید ؟ عملکرد‌ این 2 مجموعه را چطور ارزیابی می‌کنید؟
** متاسفانه موازی‌کاری یکی از مشکلات ما در این حوزه بوده است که کماکان هم ادامه دارد.
* چرا؟
** علتش نوع وابستگی سازمان فرهنگی و هنری به شهرداری به جهت ساختار متفاوت معاونت فرهنگی- اجتماعی شهرداری است. شهرداری فقط در سازمان فرهنگی و هنری مسؤولیت پشتیبانی دارد و در این مجموعه یک هیات امنا هستند که کار برنامه‌ریزی انجام می‌دهند و شورای شهر تقریبا در جریان همه برنامه‌هایشان قرار می‌گیرد، اما معاونت فرهنگی- اجتماعی شهرداری صددرصد وابسته به ساختار مدیریت شهرداری است و شاید یکی از علت‌های موازی‌کاری همین است، اما در عین حال می‌بینیم که مدیران وقت شهرداری به جهت اختیاراتی که دارند برای پیشگیری از موازی‌کاری‌ها تنها کاری که توانسته‌اند بکنند این است که این 2 حوزه را به یک مدیریت بسپارند. مثل آقای نوریان و پیش از آن هم آقای مشایی بودند. و قبل از آن هم یک دوره آقای زم بودند. می‌بینید که در ادوار گذشته همیشه به یک نوع بوده است.
* به نظرتان این کار موثر بوده است و اگر موثر بود چرا آقای قالیباف این رویه را تغییر داد؟
** این کار معایب و محاسن خود را دارد. من اعتقاد دارم که در همان دوره‌ها مدیران بیشتر درحوزه سیاستگذاری‌ها توانستند یک رویه واحد را اجرا کنند ولی در اصلاح ساختار اقدامی نکردند. به همین دلیل ما می‌پذیریم که این اشکال موازی‌کاری در بخش ساختاری و در حوزه فعالیت‌ها وجود دارد، اما احساس من این است که خوشبختانه با تجربه‌ای که از ادوارگذشته به دست آمده مدیریت شهری به سمت اصلاح ساختار حرکت کرده و با اصلاحاتی که در ساختار مدیریت فرهنگی و اجتماعی به وجود آوردند و با کوچک سازی، آن را تبدیل کردند به یک مجموعه چالاک‌تر و کارآمدتر تحت عنوان سازمان رفاهی شهرداری. قرار هم بر این شد که ما کمی این موازی‌کاری‌ها را محدودتر کنیم.
* آیا تعدیل یکهزار نیرو در سازمان فرهنگی و هنری هم در این راستا صورت گرفته است؟
** اجازه دهید اول درباره ارزیابی از حوزه فرهنگی شهرداری صحبت کنم تا به پاسخ این سوال شما هم برسم. ما همیشه یک وضع مطلوب و یک وضع موجود داریم. انصاف این است که آدم وقتی می‌خواهد در بررسی وضع موجود، اظهار نظرکند نقاط قوت و ضعف، معایب ومحاسن آن را ببیند و همین است که می‌تواند به آدم کمک کند که مهندسی وضع مطلوب هم داشته باشد. اگر اینها را باهم نبینیم و عملا مهندسی کنیم برای وضع مطلوب مابین وضع موجود و وضع مطلوب درکل فاصله زیادی را شاهد هستیم. در سطح جامعه و سطح تهران به جهت مسائل فرهنگی و اجتماعی وضع مطلوب ما این نیست که امروز در جامعه است.
تا وضع مطلوبی که مدنظر انقلاب اسلامی و مدنظر مکتب ما و جهان‌بینی ما است خیلی فاصله داریم بویژه درحوزه هنجارهای اجتماعی. اما وضع موجود نشانگر این است علت‌هایی که نمی‌گذارد به وضع مطلوب برسیم به مسائل زیادی از جمله عوامل انسانی، مدیریتی، ساختارها، برنامه‌ریزی‌ها، تعاملات و همکاری‌های بین بخشی بازمی‌گردد، به بی‌توجهی به موضوعات فرهنگی و خیلی عوامل بازمی‌گردد. ارزیابی من این است که مجموعه فعالیت‌های این دوره یک حرکت رو به جلویی را طی می‌کند اما شیب این حرکت چقدر و سرعت آن چقدر است، بررسی دقیقی را می‌طلبد.
* پس شما این حرکت رو به جلو را احساس می‌کنید؟
** بله. من یک حرکت رو به جلو را می‌بینم که انصافاً رویکرد شهرداری تهران یک رویکرد فرهنگی و اجتماعی است. رویکردها و نگاهی که شهرداری به شهر و شهروندان دارد یک نگاه اجتماعی و فرهنگی است، یک نگاه انسان‌محور است و این می‌تواند خیلی کمک کند به برنامه‌ریزی‌هایی که ما نه‌تنها در حوزه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی بلکه در حوزه‌های عمرانی، خدماتی و... انجام می‌دهیم. آن هم می‌تواند نهایتاً فرهنگی باشد. یک رفتگر یا راننده اتوبوس یا تاکسی وقتی انجام وظیفه می‌کند رفتار او می‌تواند فرهنگساز باشد.
وقتی ما در شهر پل و خیابان می‌سازیم و کارهای عمرانی انجام می‌دهیم، می‌توانیم به گونه‌ای برسیم که آثار فرهنگی و اجتماعی را نیز به جامعه منتقل کنیم و مردم فقط نبینند که شن، سیمان و آهن روی هم انباشته می‌شود، بلکه اهداف و آثار آن را محاسبه کنیم و ببینیم این پل چه تأثیری روی اصلاح رفتار ترافیکی شهروندان ما دارد؛ در واقع ساختن پل، خیابان یا بزرگراه چقدر می‌تواند به ایجاد آسایش،آرامش و اصلاح رفتارهای جامعه کمک کند. این موضوعاتی است که امروز در نظام برنامه‌ریزی خوشبختانه مورد توجه قرار گرفته، به گونه‌ای که امروز شهرداری دنبال این است که برای هر فعالیتی که انجام می‌دهد یک پیوست اجتماعی داشته باشد.
* الان در BRT که واقعاً با زندگی مردم گره خورده یا مترو که جزئی از زندگی شهروندان به شمار می‌رود، این موضوعات فرهنگی در نظر گرفته نشده است. با وجود این رویکرد چرا باز هم چنین جاهای خالی‌ای باید احساس شود؟
** خطوط اتوبوس تندرو وقتی فعال شد که مقاومت‌هایی در برابر آن بود و اگر مصاحبه آن زمان را مرور کنید مسؤولان کشور موضع‌گیری منفی داشتند که این کار جواب نمی‌دهد. درحالی که امروز فعال شدن اتوبوس تندرو در شهر تهران واقعا یکی از اقدامات میان‌بری بوده که توانسته بخش قابل توجهی از مشکلات حمل و نقل عمومی را برای مردم حل کند. الان شما از ساکنان منطقه شرق تهران یا جنوب شرق تهران یا بزرگراه بسیج سوال کنید و ببینید از سه‌راه افسریه در عرض 20 تا 30 دقیقه می‌آیند میدان آزادی، به همین راحتی، در حالی که این راه باید در عرض 3 تا 4 ساعت طی شود. این در ذات خود رویکرد اجتماعی و انسان‌مدارانه است. هم‌اکنون مشکلی که در این حوزه داریم این است که تعادل میان تقاضای سفر و ناوگان حمل و نقل وجود ندارد و تا زمانی که این تعادل را برقرار نکنیم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که بعضی از رفتارها و هنجارهای غیر قابل قبول را شاهد نباشیم. ظرفیت مترو به‌عنوان مثال 5 نفر ولی تقاضای آن 20 نفر است. 15نفر مازاد داریم که می‌خواهند به زور وارد مترو شوند لذا رفتارهای آنها هم به این دلیل به ناچار تغییر می‌کند، اما اگر روزی به اندازه 20 نفر در مترو جا باشد خواهید دید که با آرامش از این وسیله استفاده می‌شود.
انجام کار فرهنگی با حرف و شعار محقق نمی‌شود. کار فرهنگی کاری است که باید ابتدا سیستم‌ها فراهم شود و فضا را درست کنیم. در یک خیابان که مملو از دست‌انداز است یا یک پیاده‌رو که براثر مرور زمان سنگفرش آن خراب شده نباید از مردم انتظار داشته باشید که سرشان را بالا بگیرند و راه بروند. متاسفانه احساس من این است که غفلت ما در گذشته نسبت به موضوعات فرهنگی به حدی بوده که ما اکنون باید هزینه آن را پرداخت کنیم. هنوز هم متاسفانه ما از این موضوع غافل هستیم... .
* تعدیل هزار نیروی سازمان فرهنگی- هنری را توضیح ندادید.
**  متاسفانه یکی از ایرادهای وارد به سازمان فرهنگی- هنری شهرداری این است که چیزی بالغ بر60 درصد از اعتبارات خرج هزینه‌های جاری سازمان می‌شود، مثل حقوق و دیگر انشعابات و چیزی کمتر از 40 درصد خرج فعالیت‌های سازمان فرهنگی- اجتماعی شهرداری می‌شود و این یکی از مشکلات ماست. ما با زحمت پول از مردم دریافت می‌کنیم تا شهرشان را اداره کنیم و شهر را متناسب با انتظاراتی که دارند،کنیم. ما به گونه‌ای گرفتار شده‌ایم که نه‌تنها در سازمان فرهنگی - هنری بلکه در بسیاری از بخش‌های شهرداری نیروی مازاد بر سطع مجاز در دوران گذشته جذب کرده‌اند که به یکی از مشکلات جدی تبدیل شده است. از یک طرف شرایط اجتماعی و اقتصادی به ما اجازه نمی‌دهد آنها را رها کنیم و از طرف دیگر وجود اینها نه‌تنها کارآیی ندارد بلکه با سطح سواد آنها متناسب نیست.
* میانگین تحصیلات نیروهای این سازمان چقدر است؟
** چیزی بالغ بر 80 درصد کارکنان سازمان بین دیپلم تا فوق‌‌دیپلم هستند، خب این سازمان هیچ وقت نمی‌تواند بالندگی و کارآمدی لازم را داشته باشد. کسانی که می‌خواهند فعالیت فرهنگی و هنری بکنند دست‌کم سطح تحصیلات آنها باید لیسانس باشد. ما باید این مشکلات را در سازمان حل کنیم.
* چطور؟
** با مصوباتی که در شورای اسلامی شهر تهران داشته‌ایم ادغام بعضی از شرکت‌ها و سازمان‌ها و کوچک‌سازی ساختار و سازمان شهرداری که جزو سیاست‌های شوراست این کار انجام می‌شود که به خودی خود تعدیل نیرو هم در آن صورت می‌گیرد. اما در کنار این رویکرد که کوچک‌سازی ساختار و سازمان شهرداری را دنبال می‌کند رویکرد توجه به حقوق و منافع کارکنانی که در مجموعه‌های شهرداری هستند مورد توجه شوراست مبادا در این مسیر حق و حقوقی از کسی ضایع شود یا کسی را ما از کار بی‌کار کنیم بدون اینکه توجهی به آینده‌اش داشته باشیم.
* چه اقدامی در این راستا انجام داده‌اید؟
** وقتی می‌خواهیم در سازمان فرهنگی و هنری یکی از شرکت‌ها را ادغام کنیم دنبال این مساله هستیم که مجموعه نیروی این شرکت وابسته به خودمان را به آن بخش خصوصی که می‌خواهیم واگذار کنیم، بدهیم. این نگاه نشان می‌دهد ما نمی‌گوییم مزدت را بگیر و برو! حتی ما این امتیاز را قائل شده‌ایم که تا 4 ماه به آنهایی که می‌خواهند از مجموعه جدا شوند حقوق و مزایا بدهیم که اگر کسی از مجموعه جدا شد حداقل سرمایه‌ای داشته باشد تا شغلی را برای خودش دست و پا کند. بنابراین، این نکته قابل توجه است که رویکرد شورای اسلامی شهر تهران این نیست که مجموعه نیروهایی را به هر دلیل بدون توجه به شرایط سیاسی و اقتصادی جامعه و بدون توجه به حق و حقوق آنها بخواهد تعدیل کند.
* خبری شنیدیم که شما از مدیریت سایت «فردا نیوز» استعفا داده‌اید. علت استعفا چه بود؟ عملکرد سایت را خوب ارزیابی نکردید؟
** تقریباً 2سال پیش بود که من مدیریت سایت فردا را برعهده گرفتم و خوشحالم و افتخار می‌کنم که در طول این 2 سال توانستم بر اساس موازینی فعالیت داشته باشم و سیاستگذاری کنم برای این سایت از نگاه خودم و کارشناسانی که با آنها کار می‌کرده‌ام یک سایتی باشد که به اصول و موازین تعیین شده خودش پایبند باشد،نه به رسالت خودش به عنوان یک رسانه پایبند باشد و از هیاهو و جار و جنجال و شتابزدگی در اظهار نظر و برچسب زدن، شایعه‌پراکنی و تخریب مسؤولان، خودمان را دور کنیم و یک نقد مشفقانه و منصفانه را به عنوان یک مسؤولیت رسانه‌ای قائل بودیم و هستیم.
* پس چرا استعفا دادید؟
** احساس کردم پس از عهده‌دار شدن ریاست کمیسیون فرهنگی شاید نتوانم وقت لازم را برای این سایت بگذارم به همین دلیل آمدم کنار که دوستان دیگر بتوانند با وقت کافی‌ای که صرف می‌کنند سایت را موثر‌تر کنند.
* حالا که صحبت از رسانه‌ها پیش آمد درباره روزنامه همشهری صحبت کنیم. به نظر من و خیلی از روزنامه‌نگاران و کارشناسان، روزنامه همشهری بیشترین انرژی و پتانسیل خود را صرف تبلیغات شهرداری می‌کند و حتی اعضای شورای شهر بارها به این موضوع انتقاد کردند ولی کماکان این روش را روزنامه همشهری ادامه می‌دهد. می‌خواهم نظر شمارا به‌عنوان یک فرد رسانه‌ای و عضو شورای شهر و رئیس کمیسیون فرهنگی و فردی که در واقع از مسائل شهرداری مطلع هستید، بپرسم.
** روزنامه همشهری همچون دیگر روزنامه‌ها و رسانه‌ها دارای معایب و محاسنی است که این را کسی نمی‌تواند نادیده بگیرد. به هرحال روزنامه همشهری از منظر صاحبنظران سیاسی و خوانندگان مورد نقد و بررسی و ارزیابی است و طبیعی است که فرآیند اینها را باید ببینیم و هیچ رسانه‌ای نیست که توانسته باشد صددرصد رضایت همه بخش‌ها را تامین کند و این را نمی‌توانیم به‌عنوان اشکال یا ایراد رسانه بدانیم. رسانه‌ها در واقع یک کارکرد خاص و هرکدام جایگاهی دارند و توانسته‌اند قشری از جامعه را به خود جلب کنند. ما در شورا مدعی این هستیم که روزنامه همشهری رسانه شورا و مدیریت شهری است و به همین دلیل سیاستگذاری‌های کلانش باید در شورای شهر مورد توجه باشد و باید به‌عنوان ارگان شورا و مدیریت شهری فعالیت داشته باشد. این نگاه دوستان ما در شوراست. بعضی اوقات این مساله مورد غفلت قرار می‌گیرد که نمی‌توان منکر آن شد.
* یعنی این خواسته شهرداری نیست که روزنامه همشهری به تریبون تبلیغاتی شهرداری تهران تبدیل شده است طوری که حتی افتتاح پروژه‌های نه‌چندان بزرگ هم تیتر یک روزنامه می‌شود؟
** من چنین چیزی را قبول ندارم، در هر صورت شهرداری رسانه‌ای در اختیار دارد و می‌تواند فعالیت‌هایش را منتشر و منعکس کند و این رسانه همشهری است و چیز دیگری ندارد. بالاخره وقتی پروژه‌ای با صدها میلیارد پول به‌نام تونل توحید یا برج میلاد ساخته می‌شود خب طبیعی است که روزنامه همشهری موظف است فعالیت‌های این مجموعه را مورد توجه و اولویت قرار دهد و اگر انجام ندهد ما باید به آن ایراد بگیریم و این را نباید به‌عنوان نقطه ضعف بدانیم بلکه نقطه قوت است که به انعکاس فعالیت‌های مدیریت شهری و خود شهر می‌پردازد، اما می‌شود فضای بیشتری را برای انعکاس بیشتر خواسته شهروندان از مدیریت شهری در این روزنامه ایجاد کرد.
* گفتید شهرداری رسانه دیگری در اختیار ندارد اما اگر نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که شهرداری تریبون‌های زیادی در اختیار دارد مثل خبرگزاری مهر و شهر، خبرگزاری و سایت تهران سما، روزنامه تهران امروز یا خیلی رسانه‌هایی که غیرمستقیم شهرداری آنها را اداره می‌کند.
** من خبرگزاری مهر را خبر ندارم که شهرداری اداره می‌کند یا نه، اما سما متعلق به شهرداری است. خبرگزاری شهر هم همین‌طور ولی خبرگزاری مهر را تا آنجا که من می‌دانم متعلق به سازمان تبلیغات اسلامی است. ممکن است در تعاملات و توافقات میان شهرداری و بخش‌های مختلف این نوع توافقات وجود داشته باشد ولی چون شما اسم آوردید ما باید تفکیک کنیم و مهر در ردیف رسانه‌های شهرداری قرار ندارد.
* واقعا چه ضرورتی دارد وقتی شهرداری یک تریبون قدرتمند مثل همشهری در اختیار دارد و همشهری آنلاین هم به عنوان یک تریبون دیجیتال وجود دارد، تهران سما نیز اضافه شود. باز هم در کنار آن خبرگزاری شهر نیز اضافه شود. اینها واقعا با چابک شدن شهرداری همسو است؟ با اینکه شما دارید تلاش می‌کنید شهرداری را جمع و جور کنید این گسترش ساختار نیست؟ موازی‌کاری و اسراف صورت نمی‌گیرد؟
** به نظرم شهر تهران برای خودش نیازمند یک خبرگزاری است؛ خبرگزاری شهر که مسائل شهر تهران را به عنوان اولویت اول قرار دهد برای اینکه به شهروندان منعکس کند. مگر روزنامه همشهری چند درصد از جمعیت کلانشهر تهران را می‌تواند مخاطب قرار دهد؟ ضمن اینکه ما داریم به سمت دنیای مجازی می‌رویم و در این دنیای جدید این رسانه‌های اینترنتی هستند که به بیشترین حجم نیاز جامعه پاسخ می‌دهند. حالا آیا اینکه واقعا نیاز هست یا نیست باید بررسی کارشناسی کرد چون من تا به حال از این منظر با موضوع برخورد نکرده‌ام که بگویم آیا شهرداری تهران با داشتن خبرگزاری و یک روزنامه می‌تواند پاسخگوی همه مخاطبان باشد یا نه. این را من بررسی نکرده‌ام اگر نیاز شما باشد می‌توانم بررسی کنم و نظر خود را ارائه دهم تا اینکه ما با پول مردم خدای نکرده خلاف منافع مردم کار نکنیم. این پول مردم حق‌الناس است و ریال ـ ریال آن را باید پاسخگو باشیم و این خیلی حساسیت دارد که کاری که انجام می‌دهیم خلاف منافع مردم نباشد.
* شما خودتان را اول عضو شورای اسلامی شهر تهران می‌دانید یا مشاور شهردار تهران؟
** من از روزی که آغاز به کار کردم در شورا مسؤولیت مشاور شهردار تهران را ندارم. همان دوره و حد فاصل انتخابم به عنوان عضو شورای شهر تهران تا آغاز فعالیت شورای شهر که آزاد بودم و فعالیت نداشتم به عنوان مشاور شهردار تهران انتخاب شدم و به جهت سابقه کارم و آشنایی که با دکتر قالیباف داشتم در جایگاه مشاور به ایشان کمک می‌کردم اما در همان دوره هم هیچ حکمی برای من صادر نشد. اگر شما حکمی سراغ دارید که برای من به عنوان مشاور صادر شده باشد حتما ارائه دهید. بعد از آن هم فعالیت خود را رسما در شورای شهر تهران شروع کردم. مطلقا در این حوزه نقشی نداشتم هرچند از همان زمان متاسفانه باز دوستان رسانه‌ای ما به هر دلیلی به این موضوع پرداختند و نوشتند آقای طلایی که مشاور شهردار است چگونه می‌تواند عضو شورای شهر هم باشد؟
* یعنی هیچ‌وقت در جایگاه عضو شورای شهر، مشاور شهردار نبوده‌اید؟
** اصلا. جالب است که از اعضای شورای سوم افرادی هستند که در شهرداری مسؤولیت دارند مثل آقای کاشانی که مشاور ایثارگران شهرداری است و دوستان دیگری هم بودند و هستند اما هیچ وقت کسی اینها را مورد بررسی قرار نداد ولی ما را فقط تابلو کردند. من معتقدم ما یک تیم 16نفره هستیم و این نگاهم است. 15نفر شورا و یک نفر شهردار است و باهم کار می‌کنیم ضمن اینکه وظایف خودمان تفکیک شده و مشخص است. چه اشکال دارد اگر عضوی از شورا نکاتی را بداند که می‌تواند با ارائه آن به شهردار از مشکلاتی جلوگیری کند چرا این کار را نکند. اگر این کار را انجام دهد نباید به او بگوییم شما عضو شورا هستید و نمی‌توانید به شهردار مشاوره دهید.
* یعنی معتقدید این موضوع بر انجام وظیفه ذاتی اعضای شورای شهر سایه نمی‌اندازد؟
** شما به من بگویید آقای طلایی 2 سال گذشته کجا از وظایفت عدول کردی و کجا به وظایفت به عنوان نماینده مردم نپرداختی؟ کجا حق مردم را گرفتی و...کجا از رانت ارتباط با شهرداری استفاده کردی؟ بنده نه نیرویی در شهرداری دارم، نه تا به حال پروانه‌ای از شهرداری گرفته‌ام و نه با کسی مشارکت کرده‌ام. هیچ چیزی را به فضل الهی ندارم و وامدار احدی جز مردم شهر تهران نیستم و به فضل الهی امیدوارم تا آخر هم بتوانم همین‌گونه باشم. از مردم خواهش می‌کنم فریب افراد فرصت طلب و سود جو را که با نسبت دادن خودشان به افراد یا وانمود کردن رابطه داشتن با افراد سعی در سودجویی دارند، نخورند. بنده اینجا به صراحت عرض می‌کنم تا ثبت، منتشر و منعکس شود که اگر کسی مورد این را داشت، من خواهش می‌کنم به دستگا‌ه‌های قضایی، امنیتی، انتظامی و به همه جا گزارش کند که اگر ما جایی رانتی، نیرویی، شرکتی، پروانه‌ای، سهمی، شراکتی، دیناری اگر وامدار کسی هستم بیایند برای همه منتشر کنند. این را به این جهت عرض می‌کنم که افکار عمومی شهروندان عزیزمان در تهران بدانند که ما فقط وامدار مردم هستیم و لاغیر.
* شاید علتی که رسانه‌ها بیشتر درباره شما حساسیت به خرج دادند این است که دفتر کارتان به جای شورا در شهرداری قرار دارد.
** درست است. من قبلاً این را جواب دادم، اگر شما روزها مراجعه کنید، می‌بینید که حجم مراجعات من چه میزان است. متأسفانه شورا فضای کمی دارد. حداقل در دوره سوم بارها ما از شهرداری از طریق رئیس شورا خواستیم که شما بروید و از طریق شهرداری فضای مناسب را برای استقرار و فعالیت اعضای شورا تعیین کنید. رئیس شورا هم پیگیری کردند. من نمی‌گویم پیگیری نکردند، ولی تا الان که من خدمت شما هستم نتیجه‌ای حاصل نشده است. بنابراین من با توجه به حجم مراجعات و فعالیت‌هایی که دارم در شورا یک اتاق 3 × 5/2 متر در اختیار بنده قرار گرفت که کاری نمی‌توانستم بکنم به همین دلیل من در واقع اینجا مستقر شدم و همین الان هم اگر به همین اندازه که اینجا اتاق دارم در آن ساختمان اتاق در اختیارم بگذارند، نه اینجا بلکه هر کجا که به من اتاق دهند حاضر هستم بروم و فرقی هم نمی‌کند.
* با توجه به اینکه شما زمانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ را برعهده داشتید این موضوع چقدر به شما کمک کرد؟ چون من از برخی روسای بازنشسته کلانتری‌ها شنیدم که هنوز با شما دیدار و نشست‌هایی دارند و ظاهرا شما سعی می‌کنید از نظرات آنها برای اداره بهتر شهر به عنوان مشاوران استفاده کنید. چقدراین ابزارها و بازوها کمکتان می‌کند و الان که سکان ریاست کمیسیون فرهنگی را برعهده گرفته‌اید چقدر سعی دارید ‌ از این ابزارها استفاده کنید؟
** اولا من به صراحت عرض کنم که من به گذشته خودم به عنوان خدمت در لباس مقدس پلیس، سپاه و بسیج افتخار می‌کنم. از اینکه خودم را سرباز ولایت و خدمتگزار مردم بدانم افتخار می‌کنم و حاضر نیستم ‌ روی اینها با احدی معامله کنم و از این آرمان‌های خودم عدول کنم، برای من سربازی ولایت و خدمتگزاری مردم افتخار است و اینها با تار و پود من و لحظه لحظه‌های زندگی‌ام عجین است. در عین حال استفاده از خرد جمعی و تجربه دیگران در انجام کار را به ‌عنوان یک اقدام ارزشمند از سوی مدیریت به آن نگاه می‌کنم و اعتقادم این است که مدیران موفق مدیرانی هستند که بتوانند از تجارب مدیران گذشته خودشان و از خرد جمعی برای انجام کارشان به نحو احسن استفاده کنند. لذا بنده برهمین اساس نه تنها از همکاران بازنشسته خودم در مجموعه پلیس استفاده می‌کنم بلکه از بسیاری دیگر از صاحبنظران درحوزه‌های اجتماعی، علمی، فرهنگی و رسانه‌ای استفاده می‌کنم و با افتخار با آنها تماس می‌گیرم و از آنها دعوت می‌کنم یا به خدمت‌شان می‌رسم و پیرامون آنچه نیاز به داشتن اطلاعات دارم از آنها راهنمایی می‌گیرم و اینها از نگاه خودم در مدیریتم موثراست.
* عملکرد پلیس در شهر تهران طوری است که نمی‌توانیم به عنوان عملکرد پلیسی صرف‌ آن را در نظر بگیریم چون می‌تواند بر فرهنگ شهر تهران هم سایه بیندازد. وضعیت پلیس تهران چقدر با مسائل فرهنگی همسو است؟ اگر بخواهید پلیس تهران را نقد کنید چه می‌گویید؟
** من همیشه سعی می‌کنم قسمت پر لیوان را ببینم. وجه تمایز پلیس این است که با تمام زندگی جامعه سروکار دارد. به همین دلیل این دستگاه با دیگر دستگاه‌ها تفاوت‌های زیادی دارد و همه کسانی که می‌خواهند این دستگاه را نقد کنند باید توجه داشته باشند که برخورد با این دستگاه و رفتار و عملکرد این دستگاه یک آثار وضعی بر جامعه دارد و یک آثار روانی که ممکن است احساس امنیت در جامعه را مخدوش کند. به همین دلیل باید خیلی در این زمینه احتیاط کنیم.
اگر این خط قرمز را خودمان قرار دهیم و بپذیریم که اگر ما می‌خواهیم نقدی از پلیس مطرح کنیم، این نقد پیامدش این است که احساس امنیت را در جامعه مخدوش می‌کند باید روش انتقادمان را اصلاح ‌‌کنیم. من نمی‌گویم نقد نکنیم، پلیس حتما باید نقد شود اما طوری باشد که احساس امنیت مردم صدمه نخورد. احساس امنیت از خود امنیت به مراتب در جامعه پراهمیت‌تر است بر این اساس باید مراقب باشیم به آن آسیب نرسانیم.
* بیش از 2 سال است که شما از مجموعه پلیس جدا شده‌اید و در این مدت هرگز از پلیس انتقاد نکرده‌اید. اگر معتقدید پلیس باید نقد شود چرا خودتان با توجه به سوابق و شناختی که از پایتخت دارید این کار را انجام نداده‌اید؟
** این کار را انجام داده‌ام اما نه از طریق رسانه‌ها. من همیشه در طول 2 سال و اندی که از پلیس جدا شدم و در شورا فعالیت می‌کنم سعی‌ام بر این بوده که این را اصل برای خودم قرار دهم و تا جایی که احساس کنم باید به دوستان پلیسم نکته‌ای را یادآوری، تجربه‌ای را منتقل و اگر ایرادی می‌بینیم گوشزد کنم، این کار را انجام می‌دهم. به همین دلیل روزی نیست که با همکاران پلیس در ارتباط نباشم. بنابراین معتقدم برخی نقدها به پلیس، قبل از اینکه منجر به اصلاح مساله احساس امنیت در جامعه شود به آن آسیب می‌رساند یعنی نباید اعتماد مردم نسبت به پلیس مخدوش شود. البته خود پلیس باید پاسدار این اعتماد مردم به خودش باشد.
* اگر بخواهید با رعایت مسائلی که به آنها اشاره کردید پلیس را نقد کنید، چه می‌گویید؟
** با دوستانم در تماس هستم و حرف‌هایم را به آنها می‌زنم ولی هرگز معتقد به رسانه‌ای کردن آن نبوده‌ و نیستم چون ممکن است ایرادی که در تهران هست در هیچ جای کشور وجود نداشته باشد، روزنامه هم در کشور توزیع می‌شود‌ ولی توصیه‌ام همیشه به دوستان پلیسم این است که به هر حال پشتوانه مردم را برای خدمت به آنها از دست ندهید و برای تقویت و جلب پشتوانه مردم از هیچ تلاشی فروگذار نکنید. در برابر مسائل و حوادث اجتماعی که پیش می‌آید و متاسفانه بر اثر سوءمدیریت و منازعات و مسائل گوناگون اجتماعی به پلیس تحمیل می‌شود به دوستان توصیه کردم که همیشه با سعه‌صدر و مدارا با مسائل برخورد کنید. یعنی باید بدانیم که نمی‌توانیم فضای اجتماعی را با نگاه سخت‌افزاری ‌حل کنیم، عموما به دوستان پلیس توصیه کرده‌ام که اصل بر این بوده همه مبرای از هرگونه جرم و اتهامی هستند نه اینکه خلافش.
اینها توصیه‌های عمومی من بوده که به همکاران و دوستان گذشته خودم داشته و دارم، ولی اگر منظور شما این است که بگویم مثلا در این مسائل که گذشت بر فرض ضعفی بوده، بالاخره اینها را همه می‌گویند، بگذارید ما نگوییم. عرض من این است که بیایید انتظاراتمان را از پلیس بگوییم. من به عنوان یک شهروند می‌گویم وقتی پلیس را می‌بینم باید احساس آرامش و امنیت کنم، لذا دلم می‌خواهد پلیس را همیشه بشاش، با نشاط و شاداب ببینم. انتظارم این است که پلیس با من حرف بزند و با من قهر نباشد. انتظار دارم اگر پلیس با من به عنوان مجرم یا متخلف برخورد کرد، این برخورد با خوشرویی و اخلاق اسلامی صورت گیرد. این انتظارات من است که در دل همین‌ها، انتقاداتی هم نهفته است. زمانی که من در پلیس بودم به دوستان در صفحه حوادث رسانه‌ها توصیه می‌کردم تحلیل محتوا کنند و به حوادث به صرف تیتر کردن نپردازند و تحلیل محتوا داشته باشند. این اخبار در جامعه احساس نا امنی ایجاد می‌کند. من آنچه در دوره مسؤولیتم در پلیس با دوستان رسانه‌ای مطرح کردم، کماکان همان باورها را دارم و معتقدم باید به آن توجه کرد. اینها هیچکدام به مفهوم نقد پلیس نیست. نقد مشفقانه، منصفانه و خیرخواهانه می‌تواند به روش‌های مختلف صورت گیرد که آثار مثبت خود را هم داشته باشد، اما اگر نقد تخریبی کردیم، هم جامعه و هم آن نهاد را خراب کرده‌ایم.