تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۳۰۱۴۷

مترجم: فریدون دولتشاهی
تابو. امبکی رئیس‌جمهوری آفریقای جنوبی در هفت سال ریاست جمهوری‌اش از سابقه‌ای مختلط برخوردار بوده است؛ اما شاید بهترین کاری که برای آفریقا کرده این بوده که یک روز پس از آغاز دومین دوره ریاست جمهوری‌اش ادا کرده که در سال 2009 در انتخابات شرکت نخواهد کرد. نلسون ماندلا، سلف وی تنها پس از یک دوره در سال 1999 استعفا کرد و اکنون در گوشه‌ای به سکوت زندگی می‌کند.
متاسفانه برای بسیاری دیگر از رهبران آفریقا باقیماندن در قدرت، همیشه به زبان کشور و مردمشان یک عادت شده است. البته، این در مورد رابرت موگابه در زیمبابوه برای مدتی صادق بوده است؛ اما با ظهور یک نسل جدید از رهبران در دهه 1990 به عنوان بخشی از آنچه آقای امبکی خود "رنسانس آفریقا" خوانده است، امید می‌رفت با ارائه قانون اساسی جدید با محدودیت‌ دوره‌های ریاست جمهوری به دو بار، این عارضه "مردان بزرگ" در سیاست‌های آفریقا به تاریخ سپرده شود.
این اصل در آفریقای جنوبی و تانزانیا اجرا شده است؛ اما در بسیاری از کشورها محدودیت دوره‌های ریاست جمهوری نتوانسته است جلو غرور و خودپسندی جهنده رهبران را برای چسبیدن به قدرت بگیرد.
از آن نگران‌کننده‌تر به نظر می‌رسد گویا اولوسه گان اوبا سالنجو، یک موفقیت ملایم در معیارهای بیمارگونه نیجریه نیز ممکن است سعی کند این کار (اصرار بر کسب قدرت) را در پرجمعیت‌ترین کشور آفریقا انجام دهد. این چشم‌انداز اکنون دارد بر بی‌ثباتی این کشور اضافه می‌کند. شبه‌نظامیان در مصب رود نیجر که خواستار جریان پول بیشتر از چاه‌های نفت در آنجا هستند، مبارزه ربودن کارگران خارجی و حمله به تاسیسات نفتی را افرایش داده‌‌‌اند. خشونت میان مسلمانان و مسیحیان نیز در حال افزایش است.
درست همانطور که موسسه وینی در اوگاندا کرد، اوباسانجو نیز دارد سرکوب مخالفان را آغاز می‌کند ـ در مورد او به نظر می‌رسد با استفاده از مبارزه پر از لاف و گزاف با فساد سعی دارد رهبران مخالف را از صحنه رقابت خارج کند. از آن بدتر، خیلی‌ها اکنون حدس می‌زنند او تا اندازه‌ای به ناآرامی دامن می‌زند، تا پس از تغییر قانون اساسی بتوان به عنوان یک مرد قدرتمند در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری شرکت کند و به عنوان منجی یک کشور از هم پاشیده سومین دوره ریاست جمهوری خود را به دست آورد. برای دیکتاتورهای آینده این قدیمترین ترفند نوشته شده است.
محدودیت دوره‌های ریاست جمهوری بدون تردید محدودیتی برای گزینه مردمسالارانه ایجاد می‌کند که به همین دلیل است که در مجالس قانونگذاری ایالتی آمریکا نامحبوب است، اما حتی ایالات متحده که نظام کنترل و توازن روی قدرت اجرایی قویتر از نیجریه است! در مورد دادن قدرت زیاد به مردان بزرگ محتاط بوده است:
دوره روسای جمهوری از سال 1951 به دو دوره محدود بوده است. چندین کشور آمریکای لاتین تردیدهای قبلی خود را کنار گذاشته اجازه دادند روسای جمهوری متصدی برای یک دوره دوم ـ‌ نه سوم ـ تلاش کنند (معمولا با نتایج ضعیف).
در کشورهایی که محدودیتهای قانون اساسی روی قدرت اجرایی اغلب ضعیف است، خطر این که حتی رهبرانی که خوب شروع می‌کنند با زیاد ماندن در قدرت مردمسالاری را تضعیف کنند، بالاست.
امبکی دوست دارد از چیزی که خود "دیپلماسی آرام" می‌خواند، پیروی کند. او در مورد زیمبابوه به طور غم‌انگیزی شکست خورد، اما با مذاکره به فردریک چیلوبا وقتی به یک کاستی برای زامبیا تبدیل شد، کمک کرد از مقام خود استعفا کند. اکنون وقت خوبی است که اواوباسانجو را برای یک صحبت دوستانه درباره مزایای محدودیت دوره ریاست جمهوری به کنار بکشد.
اوباسانجو برای خاطر نیجریه و آفریقا باید متقاعد شود به قانون اساسی کشور خود احترام بگذارد و برود.