تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۱۳۰۵۱۶
گفتگو از: مریم یوسفى

*روابط ترکیه و ارمنستان که به سوى عادى شدن گام برداشت، ‌این روابط ترکیه و آذربایجان بود که به خود لرزید و آذرى‌ها با اخم‌هاى گره خورده و نگران سعى کردند این عصبانیت خود را به ترکیه نشان دهند. اما ترک‌ها روند مذاکرات خود را ادامه دادند و احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه براى مرهم نهادن برزخم آنها اعلام کرد که در هر شرایطى منافع ملى آذربایجان با منافع ملى ترکیه یکى است. گفت و گو با حسن بهشتی‌پور، تحلیلگر مسائل قفقاز.وزیر امورخارجه ترکیه اعلام کرده است که منافع ملى آذربایجان منافع ملى ترکیه است، این جمله در مناسبات دیپلماتیک تا چه اندازه صحت دارد؟
**عادى سازى مناسبات ترکیه و ارمنستان در هر دو کشور مخالفان وموافقانى جدى دارد. اما در جمهورى آذربایجان برعکس است، چرا که اکثریت آنها مخالف عادى سازى ورابط بین دو کشور ترکیه و ارمنستان هستند و معتقدند در شرایط فعلى عادى‌سازى روابط بین دو کشور حتى اگر منجر به به بازگشایى مرز‌هاى ترکیه با ارمنستان نشود، موقعیت اذربایجان را به خطر مى‌اندازد. چراکه در شرایط فعلى وزن تاثیرگذارى ارمنستان در آسیا بیشتر مى‌شود و آذرى‌ها با دشوار‌هاى زیادى روبه مى شوند، ‌چراکه ارمنستان در شرق با ترکیه و آذربایجان و در شمال شرقى با گرجستان و اوستیاى جنوبى درگیر است. ارمنستان در شرایط فعلى در جنوب با ایران هم‌مرز است و اگر در این مساله موفق شود، فضاى بیشترى براى فعالیت پیدا مى‌کند -حتى اگر مرز ها بسته باشد. تا مساله قره‌باغ حل نشود مخالفت‌ها ازسوى کشور آذربایجان ادامه دارد، این خواسته کشور آذربایجان است.
این انتظار از سوى کشور آذربایجان از ترکیه بى دلیل است. مقصر خود آذربایجان است که براى حل این مساله از خودش حرکتى انجام نداده است. این جریان از سال 1988 -اگر بعد از این سه سال که با فروپاشى شوروى همراه بود حساب کنیم- در سال 1991 با جنگ‌هاى گسترده‌اى شروع شد که 20 درصد خاک آذربایجان اشغال شد. آذربایجان در آن زمان مى‌توانست کارى کند ولى حالا از ترکیه انتظار چنین حرکتى را دارد.
اینکه کشور ترکیه اعلام کرده منافع ملى آذربایجان منافع ملى ترکیه است یک تعارف سیاسى است، زیرا ترکیه به دنبال منافع خودش است. این تعارفاتى است که وجود دارد.
*تیرگى روابط آذربایجان و ترکیه، چه تاثیرى روى ایران خواهد داشت؟
**روابط ترکیه و آذربایجان تیره نشده است، به تعبیر دیگر روابط این دو کشور سرد شده است و به سردى گراییده است. ما شاهد سردى روابط بین دو کشور ترکیه و ارمنستان هستیم. کشورى بزرگى مثل ایران با ارمنستان، ترکیه و آذربایجان مناسبات خودش را دارد و هیچ وقت منافعش را در تیرگى روابط بین کشورهاى ترکیه و آذربایجان جستجو نمى‌کند. از این تیرگى روابط چیرى نصیب ایران نمى‌شود. چرا که منافع ایران در گرو روابط دوستانه بین همه کشورها است. هرگونه درگیرى در منطقه منجر به نفوذ قدر‌ت‌هاى خارجى در منطقه مى‌شود؛ این به ضرر ایران است که روابط کشور‌هاى منطقه به سمت تیرگى برود. ایران به دنبال این است که در شرایط فعلى، همه کشور‌ها روابط دوستانه‌اى با هم داشته باشند. گسترش روابط به نفع همه کشورها است. منافع اکثر کشور‌ها با آرمان‌هایى مثل جنگ، اشغال و تجاوز در تعارض است. اینکه کشورى فکر کند تیرگى روابط بین دو کشور باعث مى‌شود آن کشور از این شرایط سود ببرد، تفکر غلطى است که منطبق بر واقعیت‌ها نیست.
*ایران چه عکس‌العملى باید نشان دهد؟
**باید به این باور برسیم که ما در تخیلات به سر نمى‌بریم، بلکه در واقعیت‌هاى سیاسى دنیا به سر مى‌بریم. اگر ایران فکر مى‌کند که با سردى روابط بین دو کشور ترکیه و ارمنستان تمایل آذربایجان براى گسترش روابط با ایران افزایش پیدا مى‌کند، چنین نخواهد شد. چرا که باید به دنبال گرمى مناسبات با ترکیه، ارمنستان و در عین حال آذربایجان هم باشد. حال این سوال پیش مى‌آید که که در شرایط تاریخى که پیش روى ایران قرار داد، رفتار ایران چگونه باید باشد که به نفع منافع ملى ما باشد. وقتى مى‌گوییم منافع ملى یعنى اینکه نفع اکثریت در آن باشد.
*منافع ایران در میانجى‌گرى بین این دو کشور تعریف مى‌شود؟
**براى میانجى‌گرى، دو طرف باید میانجى‌گر را قبول داشته باشند، شاید ترکیه و آذربایجان نیاز به میانجى‌گرى نداشته باشند. درست است که در روابط این دو کشور تعارضى البته نه تعارض ساده بلکه تعارضى جدى به وجود آمده است،‌ اما میانجى‌گرى ایران در این بین نمى‌تواند کمک جدى به این قضیه کند. البته این حرکت مى‌ِتواند در حد یک تماس تلفنى بین وزراى امور خارجه ایران و آذربایجان باشد که در صحبت‌هایى که مى‌توانند با هم داشته باشند اگر لزومى باشد و آنها هم مایل باشند ایران حرکتى در این رابطه انجام دهد.
من پیش‌بینى مى‌کنم این دو کشور نه به ایران بلکه به میانجى‌گرى کشور‌هاى دیگر هم نیاز ندارند، چرا که روابطشان تیره و تار نشده است.
*آیا ممکن است با نزدیک شدن ارمنستان به ترکیه ارمنستان گرایش کمترى در مناسباتش با ایران داشته باشد؟
**این سوال اساسى‌ترى است. اهمیت این روابط خیلى مهم است. روابط بین این کشورها روابط حساسى و متقابلى است. ایران در صحنه بین‌الملل نیاز به رابطه با ارمنستان دارد، نفوذ ایران در قفقاز و دریاى سیاه و همچنین نیاز ارمنستان به این رابطه و حضورش در آب‌هاى آزاد خلیج فارس رابطه متقابلى است. ارمنستان در شرق و با ترکیه و آذربایجان و در شمال شرق هم در اوستیاى جنوبى و گرجستان دچار مشکل است، نتیجه این مى‌شود که ارمنستان به ایران نیاز دارد.
اگرچه ایران رسما کشتار ارامنه را محکوم کرده و معتقد است که ارمنستان رسما به خاک آذربایجان تجاوز کرده است اما روابط خودش را با ارمنستان حفظ کرده است. اما این دلیل نمى‌شود که به روابط بین این دو کشور آسیب بزند.
عادى سازى روابط بین ترکیه و ارمنستان هم یک فرصت و هم یک تهدید براى ایران به شمار مى‌رود، فرصتى که در این رابطه وجود دارد این است که موجب تقویت همکارى و روابط بین دو کشور مى‌شود و تهدیدى که دراین رابطه وجود دارد ممکن است که ارمنستان از ایران فاصله بگیرد و در مناسبات و تجارت اقتصادى‌اش را با ایران را کاهش دهد.
*روند عادى سازى بین ترکیه و ارمنستان را چگونه پیش بینى مى‌کنید؟
**روند عادى سازى در ترکیه روند طولانى را طى خواهد کرد، چرا که فقط آذربایجان مخالف این روند عادى سازى نیست بلکه در ترکیه هم مخالفان جدى وجود دارد. باید در یکسرى مسائلى که از سال 1915 تا 1918 در دوران امپراطورى عثمانى وجو داشت تعیین تکلیف شود. البته خیلى‌ها در ارمنستان هم مخالف این عادى سازى هستند، بنابراین این پروسه خیلى طولانى است. مخالفت آذربایجان بستگى به شرایط دارد. باید ببینیم که ترکیه در عادى سازى روابطش با ارمنستان به مساله قره باغ اشاره مى‌ کند یا خیر و در مسائلى مثل کلوجه هم از خودش انعطاف نشان مى‌دهد یا خیر. ترک‌ها به منافع ملى خود توجه دارند. اگر ارمنستان هم به دنبل عادى‌سازى روابط است باید حسن نیت خود را در مساله قباد زى و کلوجه نشان دهد. این شرایطى است که باعث مخالفت آذربایجان مى‌شود، جمهورى آذربایجان نمى‌تواند تمامیت ارضى خود را به رسمیت نشانسد و تا به این هدف نرسد به مخالفت خود ادامه مى‌دهد.
*به عنوان سوال آخر، ترکیه در روند عادى سازى‌اش با ارمنستان به دنبال چیست؟
**ترکیه در این روند چند هدف مهم را دنبال مى‌کند. اولین دلیل این است که از طریق روند عادى سازى روابطش با ارمنستان زمینه عضویتش را در اتحادیه اروپا دنبال مى‌کند، یکى از موانع عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا مساله ارمنستان است. مساله ارمنستان و قبرس براى اتحادیه اروپا چون اکثریت اعضاى آن کشور‌هاى مسیحى هستند مهم است و ترکیه باید این دو مساله را حل کند.
هدف دوم، بحث مربوط به دسترسى به منابع انرژى است و انتقال انرژى به تبع آن از راه‌هایى که بین آذربایجان و ارمنستان است خیلى نزدیک تر است تا گرجستان. این انتقال انرژى خیلى سریع و راحت‌تر انجام مى‌گیرد.
هدف سوم، نفوذ گسترده‌تر در بازار ارمنستان است؛ گرچه الان به صورت نیمه رسمى حضور دارد اما به دنبال نفوذ رسمى‌تر در قفقاز و گرجستان و در مناطقى است که نفوذ ارمنستان در آنجا کمتر است.
این سه هدف عمده براى ترکیه از موضوعاتى است که باعث شد این کشور به دنبال عادى سازى روابطش با کشور ارمنستان با وجود خیلى از مخالفت‌ها باشد.