تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۳۱۰۴۶

نوشته: ایوب کریمی
دخالت دولتها در بحرانهای منطقه‌ای معمولا به دلایل بشردوستانه صورت نمی‌گیرد، بلکه هدف این بازیگران مهم روابط بین‌الملل از درگیر شدن و میانجیگری در منازعات منطقه‌ای افزایش نفوذ و قدرت خود در سطح جهانی است. به عبارت دیگر، دخالت دولتها خصوصا دولتهای بزرگ در منازعات منطقه‌ای را باید نشانه‌ای از تلاش برای کسب نفوذ و نشان دادن ضرب شست به رقبا تلقی کرد. مداخله روسیه در دو بحران مهم منطقه خاورمیانه یعنی بحران هسته‌ای ایران و بحران فلسطین را می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد.
روابط روسیه با ایران و حماس موجب شده است تا این کشور در منطقه خاورمیانه از نفوذ بسیاری برخوردار شود.
روسیه از طرفی سعی می‌کند تا در مشکلات اتمی ایران و کشورهای غربی میانجیگری کند و از طرف دیگر سعی دارد تا با مذاکره با حماس راه را برای حل بحران خاورمیانه هموار سازد. حتی بعضی شخصیتهای فرهنگی روسی پیشنهاد میانجیگری بین جهان اسلام و تمدن غرب را مطرح کرد‌ه‌‌اند.
در حوزه سیاسی، ولادیمیر پوتین برای حل دو بحران بزرگ جهانی می‌کوشد: از طرفی سعی می‌کند تا ایران را از غنی‌سازی اورانیوم منصرف سازد و از طرف دیگر می‌کوشد تا با مذاکرات خود با سران حماس، آنها را متقاعد سازد که برای حل بحران خاورمیانه راه‌حل مسالمت‌آمیز را بپذیرند و مشکل خود را از طریق مذاکره حل کنند.
تحقق این دو خواست روسیه آنقدرها هم آسان نیستند. دولت ایران مذاکره پیرامون غنی‌سازی اورانیوم در روسیه را به نتیجه مشخصی نرسانده است و حماس هم نمی‌خواهد دست از مقاومت بردارد و اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد.
اما روسیه مناسبات خود را بر مبنای عوامل پایه‌ای استوار کرده است. این کشور از طرفی با ایران و حماس روابط دوستانه برقرار کرده و از طرف دیگر سعی می‌‌کند در مراجع تصمیم‌گیری جهانی نیز حضور داشته باشند. حضور این کشور در برنامه صلح چهارگانه خاورمیانه، موسوم به نقشه راه، در همین راستاست.
باید خاطرنشان کرد که این سیاست روسیه در کنار رویگردانی کشورهای منطقه از سیاست‌های آمریکا در عراق، در ایران و خاورمیانه به این کشور یاری فراوانی رسانده است و کشورهای منطقه به گونه‌ای در سیمای روسیه ابرقدرتی می‌بینند تا در مقابل ایالات متحده آمریکا به آن تکیه کنند.
روسیه به رویای تحقق ابرقدرتی و مقابله با آمریکاست و در پی متحدان جدیدی در دنیایست که از آن جمله‌اند: چین، هند و یا ایران. می‌‌توان تشکیل سازمان شانگهای را در همین راستا ارزیابی کرد. درباره ایران گفتنی است که این کشور مثل دیگر کشورهای منطقه از روسیه خرید می‌کند و روابط ایران و روسیه در زمینه تحقیقات اتمی نیز سال‌هاست که ادامه دارد و هزاران دانشمند و متخصص روس در تکمیل نیروگاه بوشهر همکاری کرده‌اند.
اما اگرچه مناسبات اقتصادی ایران برای روسیه از اهمیت بسیاری برخوردار است، این کشور از تبدیل شدن ایران به قدرتی اتمی واهمه دارد و سعی می‌کند تا ایران را از به دست آوردن تکنولوژی کامل چرخه سوخت اتمی منصرف سازد. روسیه به صورت سنتی با همه کشورها و نیروهایی که با آمریکا مخالفت می‌کنند، روابط دوستانه‌ای ایجاد میکند. یکی از این موارد حماس است.
این سازمان را آمریکاییان و اتحادیه اروپا سازمانی تروریستی می‌نامند، اما روسیه آگاهانه بر این نظر است که این سازمان بصورت دمکراتیک انتخاب شده و باید با این سازمان مذاکره کرد. روسیه می‌خواهد خود تعیین کند که چه سازمانی تروریست و چه سازمانی دمکرات است.
روسها ملتی هستند که چندین بار موفق شده‌اند مسیر تاریخ بشر را تغییر دهند. آیا این بار نیز موفق خواهند شد؟