فرزاد موتمن اصلاح سینمای زیرزمینی را متعلق به سالهای بعد از جنگ جهانی دوم میداند. زمانی که در آمریکا فیلمسازانی مثل شرلی کلارک با بودجههای محدود و سرمایههای شخصی فیلمهایی کاملا تجربی و فرمگرا میساختند. این فیلمسازان به فیلمسازان سینمای زیرزمینی معروف شدند چون فیلمهایشان در تضاد با سینمای هالیوود بود؛ یعنی چارچوب فیلمهای هالیوودی را نداشت و زیرزمینی لقب گرفت. موتمن میگوید: در ایران به آن مفهوم سینمای زیرزمینی نداریم چون این فیلمهایی که با این عنوان ساخته میشوند، تجربه گراوفرم گرانیستند.
فیلمهایی نیستند که بخواهند راههای نرفته را تجربه کنند و حتی آلترناتیو هم نیستند. این فیلمها با امکانات دیجیتال ساخته میشوند و اغلب با بودجههای محدودی که آن هم غالبا از خارج از کشور تامین میشود. این فیلمها بدون مجوز ساخته میشوند و گهگاه هم در جشنوارههای خارجی موفقیت کسب میکنند. این فیلمها البته همیشه هم زیرزمینی نیستند. گاهی فیلمهایی هستند که مردم از ساخت آنها مطلعند. به عنوان مثال فیلم «آفساید» که بدون پروانه ساخته شده و در جشنواره نیز نمایش داده شد. منظور من این است که کل جریان، خیلی هم زیرزمینی نیست. گاهی این فیلمها با بودجههای دولتی ساخته میشوند.
این فیلمساز حضور فیلمهای به اصطلاح زیرزمینی به عنوان نماینده سینمای ایران را در جشنوارههای جهانی موضوع چندان قابل اعتنا و مهمی نمیداند و معتقد است حضور در جشنوارهها به هیچ وجه به معنای ارزشگذاری نیست. او میگوید: اصلا نمایند سینمای ایران یعنی چه؟ به هر حال جشنوارهها یک تعداد فیلم را نمایش میدهند و یک تعداد را نه. گاهی اوقات فیلمهایی بسیار کم ارزش از این دست در برخی جشنوارههای جهانی نمایش داده میشود که آن هم دلایل دیگری غیر از ارزش خود فیلم دارد به عنوان مثال برخی کارگردانها ارتباطات خوبی با برخی جشنوارها دارند. اما در نهایت به نظر من کیفیت فیلمهای زیرزمینی غالبا بد است هر چند که گاهی در بین آنها فیلمهای ارزشمندی هم دیده میشود.
ساخته شدن فیلمهای زیرزمینی طبعا به خاطر اعمالنظرهای سلیقهای است. موتمن با بیان این جمله ادامه میدهد: شاید مقصر اصلی مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد هستند که شرایط را برای آزادتر بودن فیلمساز مهیا نمیکنند. اگر اجازه میدادند فیلمسازان در قالب چارچوبها به کار خود بپردازند قطعا مشکلی پیش نمیآمد. اگر مدیران فرهنگی ما اهل تعامل بودند اصلا امروز اصطلاح فیلمهای زیرزمینی ایران شکل نمیگرفت.
محدودیت، عامل ایجاد فیلمهای زیرزمینی
محمد اطبایی اما معتقد است وجود اصطلاح سینمای زیرزمینی در قرن 21 و عصر دیجیتال با تمام ویژگیهایش چندان مصداق ندارد. او میگوید: من قصد بررسی تاریخی تحلیلی را ندارم اما واقعیت این است که شرایط تولید در سینما، خیلی روی زیرزمینی است یعنی شما با یک دوربین به اندازه کف دست، امکان فیلمبرداری و ساخت فیلم را دارید. با یک کامپیوتر امکان مونتاژ دارید و با اینترنت امکان ارسال فیلم به هر کجای جهان را که بخواهید دارید. شاید این اصطلاح درست نباشد اما میتوانیم به جای آن بگوییم سینمای رسمی و غیررسمی. شاید این تفکیک درستتر باشد.
ما با موجی از فیلمهایی روبهروییم که در سینمای غیررسمی تولید میشود و علت آن هم مشخص است اول اینکه امکان تولید این روزها مهیاست. وسایل تولید آماده و ارزان است. دوم اینکه با نسل جوانی روبهروییم که مشتاقان فیلمسازی و حضور در عرصه سینما در آنها بسیار زیاد است. اما نسبت منطقی بین علاقمندان به فیلمسازی و امکان تولید وجود ندارد و جوانان ناگزیر به این شیوه فیلمسازی روی میآورند. دیگر اینکه به واسطه محدودیتها و سانسور در سینمای ایران شمار قابل توجهی از فیلمسازان نسبتا شناخته شده ما به این سینما روی آوردند.
اطبایی در تشریح نقش محدودیتهای فیلمسازی در گرایش به سینمای زیرزمینی، به حساسیت فیلمسازان در مورد اوضاع اجتماعی اشاره کرده و میگوید: فیلمسازان میخواهند مسائلی که در اجتماع میبینند را در فیلمهایشان بازتاب بدهند. اما در حوزه قواعد وجود دارد. معمولا جشنوارههای خارجی هم خواهان فیلمهایی هستند که به اوضاع اجتماعی روز میپردازند و محدودیتها را نادیده میگیرد. هیچ جشنوارهای در دنیا معیار گزینشاش دارا بودن پروانه ساخت نیست. آنها با خود فیلم و معیارهای خودشان، روبهرو هستند. آنها برایشان این نکته که این فیلم در سینمای رسمی یا غیررسمی ایران ساخته شده، هیچ اهمیتی ندارد. من زمانی که در یک جشنواره حضور پیدا میکنم متوجه نیستم که فیلم زیرزمینی ساخته شده یا نه.
به عقیده این پخشکننده بینالمللی اساسا حضورهای بینالمللی سینمای ایران، زیرزمینی است چون غیررسمی است و از طرح نهادهای رسمی حمایت نمیشود. او میگوید: بیش از 70 درصد حضورهای بینالمللی توسط افراد، شرکتها و نهادهای غیررسمی و غیردولتی صورت میگیرد. بخش عمده این حضورها و موفقیتها و جوایز، توسط این نهادهای غیررسمی صورت میگیرد و هیچگونه حمایتی از آنها صورت نمیگیرد. یک تعداد افراد متخصص پخشکننده بینالمللی فیلم به صورت جزیرههای تک افتاده، حضور بینالمللی سینمای ایران را به عهده گرفتهاند. ما با پدیده فیلمساز پخشکننده هم مواجه شدیم به این شکل که تعدادی از فیلمسازان راسا اقدام به ارسال فیلم میکنند. این کار اصلا حرفهای نیست و به کار پخش لطمه میزند. هر حضور بینالمللی فیلمهایی ایرانی یک فرصت است اما اگر ما بتوانیم شیوه حرفهای و کارآمد برای عرضه و بازاریابی بینالمللی فیلمهایمان داشته باشیم طبیعی است که میتوانیم از آن موقعیت استفاده بهتری بکنیم ولی چون غالبا سیستماتیک نیست مثل جرقه کوتاهمدت است و سریع از بین میرود. در نهادهای رسمی و بخش خصوصی در این مورد تفاوتی وجود ندارد.
اطبایی حضورهای بینالمللی برای سینمای ایران را در مجموع مفید میداند اما معتقد است این مسئله نباید به هر قیمتی باشد. او میگوید: من به عنوان پخشکننده بینالمللی روشهایی برای کار خودم دارم اما حاضر نیستم یک فیلم را صرفا برای رسیدن به حد نصاب یا وجوه رسانهای آن، در هر جشنوارهای به نمایش بگذارم ولی متأسفانه یک رقابت پنهان در حال حاضر شکل گرفته و تصور میشود که هرچه حضور بینالمللی بیشتر باشد فکر میکنند خوب است. از طرف دیگر یک ایراد که به اهالی رسانه وارد است اینکه استفاده رسانهای از این حضورها هیچ نسبتی با کیفیت حضور ندارد. گاهی یک تک نمایش یک فیلم کوتاه در جشنوارهای، بارها و بارها بازتاب پیدا میکند صرفنظر از اینکه چقدر ارزش دارد.
این بخش انگیزهای شد برای فیلمسازانی که بابت حضور بینالمللی دائم در رسانهها خبرسازی میکنند. در جامعهای که معیارهایش درست و حرفهای نیست، متأسفانه این کار رسانهای خوب جواب داده است.
حاصل سینمایی افسارگسیخته
انسیه شاهحسینی اصطلاح سینمای زیرزمینی را واژه بیگانهای میداند که تا به حال به گوشاش نخورده است. او میگوید: در دوران تحصیلم در دانشکده در مورد سرگذشت سینمای آمریکای لاتین و اینکه آنها برای نجات فیلمهایشان آنها را از شیلی به بولیوی و... میبردند گفته میشد که ظاهرا سینمای زیرزمینی در آن دوران شکل گرفت اما من به وجود این سینما در ایران اعتقادی ندارم.
معمولا در کشورهایی که جو خفقان و... حاکم میشود این قبیل فیلمها ساخته میشود اما مطمئنا در حال حاضر در سینمای ما محدودیتی در زمینه فیلمسازی وجود ندارد اتفاقا گاهی فیلمهایی در سینمای ما ساخته میشود که از دیدنش شرم میکنیم. با این اوصاف دیگر نیازی به سینمای زیرزمینی نیست مگر اینکه قرار باشد فیلم سیاسی ساخته شود و فیلمساز بخواهد حرف خود را اینگونه بیان کند. اما در سینمای ایران این روزها فیلمهایی ساخته میشود که میتوانیم به آنها عنوان مبتذل را بدهیم.
این کارگردان حضور بینالمللی فیلمهای به اصطلاح زیرزمینی را باعث کسب اعتبار برای سینمای ایران نمیداند و حتی معتقد است جشنوارههای خارجی مشخصا به کسانی که صاحب تریبون مخالف هستند، توجه میکنند. او میگوید: جشنوارهها به فیلمسازان مخالفخوان جایزه میدهند اما مبارزه با هر دولت و هر ذهنیت سیاسی تاریخ مصرف دارد. مایکل مور سعی کرد در طرفداری از دمکراتها، جمهوریخواهان را تخریب کند و انصافا در زمان خودش هم تاثیرگذار بود اما اگر او بخواهد امروز یک فیلم به نفع دمکراتها بسازد دیگر تاریخ مصرفش گذشته است و جذاب نیست. اصولا فیلمهای سیاسی که ساخته میشوند و جایزه میگیرند، بیشتر به یک شو شبیه هستند.
برگزارکنندگان جشنوارههای خارجی فکر میکنند این فیلمسازها در شرایط خفقان توانستهاند حرف خود را بزنند و از این نظر آنها را قهرمان میپندارند اما در ایران گاهی فیلمهایی به شکل رسمی و با دریافت مجوز، ساخته میشوند که اتفاقا مخالفخوانی میکنند اما حرفی برای گفتن هم دارند و در عمق حرکت میکنند. این فیلمها از آنجایی که شعورمندند و سطحی نیستند ماندگارند. آنهایی که در سطح حرکت میکنند مثل امواج سطحی هستند که زیاد تکان میخورند و جو ایجاد میکنند؛ فیلمسازانی که میخواهند از جو آشفته سوءاستفاده کنند و از نمد موجود، کلاهی برای خود بسازند. جنجالطلبها معمولا عمیق فکر نمیکنند.
شاهحسینی شکلگیری سینمای زیرزمینی در ایران را حاصل محدودیت نمیداند چون معتقد است سینمای ایران اصلا محدودیتی ندارد. او میگوید: کاش سینمای ما محدودیتی که سینمای آمریکا و اروپا دارد را داشت. ما متأسفانه سینمایمان برخلاف شعارهای آرمانگرایی که سر میدهیم اصلا آرمانگرا نیست. ما افسارگسیخته عمل میکنیم و فیلمهایمان هم. بعضی فکر میکنند باید یک دست هدایتگر بیاید و روی شانه هنرمندان قرار بگیرد و راه به آنها نشان بدهد اما فیلمساز باید با ایدئولوژی خودش حرفش را بزند. افسارگسیختگی امروز سینمای ایران، نتیجه محدودیتهای گذشته است.
سینمای آمریکا به فیلمهایی اجازه پخش میدهد که در راستای یک آرمان حرکت میکنند. وسترنها آرمانگرا هستند چون در آنها همیشه آدمهای بد محکومند. در فیلمهای خانوادگی، همیشه خیانت محکوم است اما آیا در سینمای ایران هم همینطور است؟ ما وقتی به آزادی رسیدیم به جای استفاده از آن رفتیم به سراغ محدودیتهای گذشته و تا حد ابتذال پیش رفتیم. ما باید از آزادی برای کامل کردن شخصیت خود استفاده میکردیم اما اینطور نشد.
این کارگردان حضور فیلمهای سینمای زیرزمینی در جشنوارههای خارجی، را فارغ از زیرزمینی بودن یا نبودشان، اینطور ارزیابی میکند که هر فیلمی با هر عنوانی اگر صاحب اندیشه باشد، یعنی قدرت انتخاب دارد یعنی آزاده است و اینها قابل احترام است. اما گاهی بعضی مخالفخوانها تنها به فکر موجسواری هستند یعنی در سطح حرکت میکنند ژست و فیگور میگیرند و اتفاقا آبروی دیگر مخالفان را هم میبرند. فیلم ابلهانه به هر حال محکوم است اما حضور شعور و اندیشه است که به فیلم حرمت میدهد چون عدل و انصاف دارد. موجسواری بخش شیطانی ماست و شعور و اندیشه بخش خدایی ماست.