تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۱۳۱۷۸۵

ابوالقاسم قاسم‌زاده
در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، موضوع تشکیل «دولت وحدت ملی» از عناوین روز خبری و مطرح است. در سه کشور عراق،‌ فلسطین و لبنان این عنوان همراه با التهاب سیاسی از درون و دخالت‌های بیرونی و جنگ و کشتار، از مهمترین و ضروری‌ترین نیازها برای ایجاد حاکمیت مقتدر در اداره جامعه و کشور خوانده می‌شود. در لبنان کشوری که به تازگی از جنگی 33 روزه با اسرائیل بیرون آمده است، پس از پیروزی مقاومت (حزب‌الله) آینده اداره کشور با تشکیل مفهومی از دولت که قدرت فراگیر و منسجم داشته باشد، موضوع روز شده است.
لبنان امروز بر لبه تیغ حرکت می‌کند که از شروع مجدد جنگ داخلی تا تحمیل جنگ و کشتاری دیگر از بیرون و یا تشکیل دولتی فراگیر که منجر به رشد وحدت ملی و سازندگی این کشور گردد، در نوسان است. لبنان هنوز، هم برای خود و هم برای بسیاری از کشورهای منطقه، مرکز انفجار و خطر بشمار می‌رود. لبنان امروز اگر بسوی صلح یا جنگ جهت‌گیری پیدا کند، بلافاصله بر سراسر خاورمیانه تأثیر فوری و وسیع بر جای می‌گذارد. بطوریکه بسیاری از جهت‌گیریها و سیاست‌ها را دگرگون خواهد ساخت.
حوادث سیاسی یا نظامی لبنان را در رویدادهای خبری روز یا از بستر نگاهی تاریخی و تأثیرگذار بر سراسر خاورمیانه می‌‌توان، نقد و بررسی کرد. از نگاه اخبار روز در حد ارزیابی کنش‌ها و واکنش‌ها از جانب احزاب، طوایف گوناگون لبنانی و شخصیت‌های ملی و مستقل و یا وابسته به یکی از کشورهای خارجی که دستورپذیر می‌باشند، می‌توان مورد ارزیابی قرار داد که چنین نقدی بسیار محدود و مسدود خواهد بود و در حد گزارشی از حوادث بنظر می‌آید. این نوشته در حالیکه به حوادث روز در لبنان نظر دارد، بیشتر میخواهد تا تابلوئی از نگاه تاریخی و نقد آن را به خوانندگان محک ارائه دهد.
حساسیت لبنان برای ما ایرانی‌ها، فقط در این نیست که شیعیان آن در نوک پیکان این تحولات قرار گرفته‌اند و یا حزب‌الله لبنان از هواداران ایران و سوریه و در خط مقاومت در برابر اسرائیل و آمریکا است. واقعیت این است که در این برهه حساس، وقایع و حوادث از ایران تا عراق، ‌اردن، فلسطین، سوریه و لبنان در مجموعه‌ای به هم پیوسته قرار دارند که شعاع این پیوستگی سراسر حوزه خلیج‌ فارس و تمامی شیخ‌نشین‌های حاشیه جنوبی آن، علی‌الخصوص کشوری مانند عربستان را در بر خواهد گرفت.
وسعت فراگیری آن در حد مجموعه منطقه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم. این بخش را با نگاهی بسیار فشرده و مختصر به سیر تطور تاریخ سیاسی لبنان آغاز می‌کنیم و بسیار سریع و فوری به حوادث امروز در لبنان خواهیم رسید.
کشور لبنان از سال 1943 میلادی که از فرانسه، استقلال یافت و بصورت کشوری مستقل در سازمان ملل متحد شناخته شد، تا امروز دوران‌های کوتاهی از آرامش کامل سیاسی و امنیتی را تجربه کرده است، اگرچه اندکی پس از کسب استقلال از فرانسه در سال 1943 میلادی، بسیاری را در اروپا و خاورمیانه نظر این بود که لبنان به عنوان یک کشور کاملاً بی‌طرف در خاورمیانه مانند سوئیس در اروپا شناخته شود و از آن بعنوان «عروس خاورمیانه» ‌که در کنار ساحل دریای مدیترانه آرمیده است، یاد می‌کردند.
اما از تشکیل دولت صهیونیستی اسرائیل در سال 1948 و بخصوص در پی جنگ‌های اعراب ـ اسرائیل، لبنان را در دایره جنگ‌های منطقه‌ای (عربی) و جنگ‌های داخلی (قومی ـ طایفه‌ای) یکی از کانون‌های بحران در سراسر خاورمیانه شناخته شد، آماری از ترکیب نژادی و دینی به لحاظ جمعیت‌شناسی در لبنان در کتاب‌ها و نوشته‌ها ارائه شده است که اگرچه چندان دقیق نیست، اما به واقعیت نزدیک است.
اما آمارها به لحاظ نژاد، لبنانی 80 درصد، فلسطینی 12 درصد، ارمنی 5 درصد، و باقی را سوری، کرد و... آورده‌اند و به لحاظ مذهبی، شیعه 41 تا 43 درصد، سنی 27 تا 31 درصد، که در مجموع 75 تا 80 درصد مردم لبنان مسلمان هستند و مارونی (مسیحی) 16 درصد، دروزی 7 درصد،‌ ارتدوکس یونانی 5 درصد و... را تشکیل می‌دهند. زبان رسمی در لبنان عربی است، اما بلحاظ مستعمره فرانسه بودن، اغلب لبنانی‌ها به زبان فرانسه و انگلیسی می‌توانند صحبت کنند و به آن تسلط کامل دارند، بطوریکه زبان فرانسه، اگرچه زبان دوم ولی همطراز با زبان رسمی عربی در سطح محاوره عمومی قرار دارد.
مساحت این کشور را 452/10 کیلومتر مربع دانسته‌‌اند. لبنان در سه دهه گذشته در طوفان جنگ اعراب ـ‌ اسرائیل و آوارگی فلسطینیان از سرزمین خود قرار گرفت. آوارگان فلسطینی سپس از کشورهای عربی و بخصوص بعد از حادثه سپتامبر سیاه اردن در زمان شاه حسین که خیانت‌های او بسیاری از حوادث تلخ در خاورمیانه را تحقق و رقم زده است، هجوم فلسطینیان به لبنان و استقرار عرفات و سازمان آزادیبخش فلسطین در بیروت و در ادامه از پی جنگ‌های داخلی و سپس اشغال لبنان توسط ارتش رژیم صهیونیستی، در تلاطم حوادث گوناگون قرار داشته و دارد.
در صحنه عمومی و سیاسی از سابقه تاریخی این کشور و در تعریف مورد پذیرش، سه طایفه عمده آن شیعه، سنی و مارونی‌ها براساس نوعی نگرش از فئودالیسم مذهبی شکل گرفته است. چنین برداشت طایفه‌ای و تقسیم فئودالیستی از لبنان، مردم آن را در دو سطح متفاوت از دو بخش جدا از هم مرفه و محروم قرار داده است. جفرافیای لبنان براساس چنین تقسیم‌بندی شکل گرفته و مرزبندی شده است.
توافق طایفه‌ای پس از استقلال که رئیس‌جمهور از مسیحیان مارونی و نخست‌وزیر از مسلمانان اهل سنت و رئیس مجلس از مسلمانان شیعه باشد، برای شکلی از حکومت که فرانسویها پس از کسب استقلال لبنان 1943 میلادی برای این کشور ترسیم و تحمیل کردند...          ادامه دارد...