به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) پایگاه اینترنتی مجلهی آلمانی اشپیگل در گزارشی با اشاره به مطالعات اخیرانجام شده از سوی "شورای روابط آمریکا - اروپا در اتحادیهی اروپا" آورده است: این کارشناسان با انتقاد از روند فوق ابراز میدارند که به جای این که سران اروپا هر یک با اظهار علاقه و عشق به لطف و عنایت آمریکا به چاپلوسی از این کشور و مقامات آن بپردازند، بهتر است با صدایی واحد مواضع خود را در قبال مسایل مختلف اعلام کرده و به فرمانبرداری و زیردستی ابدی خود در برابر آمریکا پایان دهند.
اشپیگل نوشته است: مطابق با مطالعاتی که توسط شورای روابط آمریکا - اروپا انجام شد و در آن نتایج مصاحبهها و گفتوگوهایی در 27 کشور عضو اتحادیهی اروپا به چاپ رسید، از کشورهای اروپایی درخواست شده است که به اسطورهای کردن روابط خود با آمریکا پایان دهند.
طبق این گزارش، اکنون زمان مناسبی برای اروپا فرا رسیده است تا زنگ عصر روابط "پست آمریکانیسم" را به صدا درآورد و به اسطورههای قدیمی تعریف شده در روابط خود با آمریکا پایان بخشد؛ اسطورههایی که این مساله را القا میکند که امنیت قارهی اروپا منوط به حفاظت و حمایت آمریکاست و این که منافع آمریکا و اروپا به طور ریشهای یکسان است.
اشپیگل در ادامه آورده است: آمریکا اکنون به این واقعیت پی برده است که دوران و عصر برتری و تسلط جهانی این کشور سپری شده است، از این رو تلاش میکند از طریق ایجاد شبکههای جدید با تصور بیهمتا بودن، به حیات خود ادامه دهد. از این رو آمریکا با دیدی مبتنی بر سود و منفعت، تمرکز خود را بر روی شرکا و متحدانی جدید چون چین قرار داده است، به گونهای که اوباما پیشتر در این خصوص اظهار داشته بود که روابط پکن و واشنگتن سدهی 21 را تحت تاثیر خود قرار داد.
تلاش آمریکا برای ایجاد شبکهای از روابط جدید درحالی صورت میگیرد که طبق این گزارش اروپا هم چنان دچار تصور مبالغه آمیز خود مبنی بر تسلط و تفوق بیبدیل آمریکا است و با گذشت دهههای متمادی و متوالی همچنان رابطه با آمریکا را جزو اولویتهای خود قرار داده است، واقعیتی که فرمانبرداری در برابر واشنگتن را به دنبال داشته است.
این گزارش در ادامه میافزاید: چاپلوسی دولتمردان اروپا برای آمریکا در زمینههایی چون جنگ افغانستان نمایان است. جنگی که در وهلهی اول و به طور مستقیم ارتباطی با منافع اروپا ندارد. از دیگر سو، با آنکه کمکهای مالی اعطا شده توسط اروپا با کمکهای آمریکا مشابه است و برابری میکند و با آن که حدود 40 درصد از نیروهای خارجی حاضر در افغانستان از اروپا هستند، اما سهم و تاثیر اروپا در مباحث مربوط به تعیین استراتژیهای آتی جنگ افغانستان بسیار ناچیز بوده است.
به نوشتهی اشپیگل، در مورد خاورمیانه نیز وضع به همین صورت است. با آنکه کمکهای مالی اتحادیه اروپا به این منطقه بسیار است، اما نقش کلیدی اتحادیه اروپا برای حل مشکلات این منطقه بسیار کم و با مدارا در برابر خواستههای آمریکا در این منطقه همراه بوده است.
اشپیگل در ادامه این گزارش به روسیه و موضع کشورهای اروپایی در برابر این کشور اشاره کرده و نوشته است: طبق این گزارش با آنکه اتخاذ موضع واحد از سوی اتحادیه اروپا در برابر روسیه مهم است، اما تاکنون این امر میسر نشده است و چند گانگی مواضع کشورهای اروپایی در برابر روسیه نیز تاکنون زمینهی سوء استفاده آمریکا را فراهم آورده است.
در بخش دیگری از این گزارش میخوانیم: با توجه به موارد فوق بعید به نظر میرسد که ماحصل نشست سران اتحادیه اروپا و آمریکا که هفته گذشته در واشنگتن برگزار شد، چیزی جز عکسهای زیبا و یادگاری باشد. مسالهای که برای سیاستمداران اروپایی در دیدارشان از واشنگتن بیش از پیش حایز اهمیت است، این است که چه کسی در دیدگان اوباما عزیزتر به حساب میآید؟
اشپیگل میافزاید: مسالهای که اکنون جالب توجه است، این است که کاخ سفید درک خاصی از این گونه احساسات اروپایی ندارد و نسبت به آنها بیتوجه است. پایان برنامهی دفاع ضد موشکی آمریکا در جمهوری چک و لهستان که اوباما تلفنی خبر آن را به مقامات این دو کشور داد، بخشی از این بیتوجهیها به شمار میرود. با وجود چنین تصمیمی، اروپاییها همچنان مصممتر بیش از پیش نسبت به لطف و رحمت اوباما اظهار خشنودی میکنند.
در بخش پایانی این گزارش آمده است: با توجه به سخنرانی اخیر صدراعظم آلمان در کنگرهی آمریکا، اروپا باید با تجدید نظر در روابط خود با آمریکا، به طور صریح و با صدایی واحد بر اهداف سیاست خارجی خود متمرکز شود و به رغم سخنرانی آنگلا مرکل در برابر کنگره و استقبال و تشویق مقامات آمریکا، این سوال و چالش همچنان باقی است که اروپا تا چه زمانی میتواند به گونهای تاثیرگذار باقی بماند!؟