تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۲۸۱

حامد یوسفی
یکی- دو هفته پس از آنکه اعتراضات در شهر اصلی پرورش فقه شیعه، قم، علیه برخی رفتارهای صوفیانه و عارفانه بالا گرفت روزنامه اطلاعات ضمیمه ای به نام «حکمت و معرفت» منتشر کرد که مشتمل است بر یک مقاله بلند از دکتر حسین نصر با عنوان «عرفان نظری و تصوف علمی و اهمیت آنها در دوران کنونی» و می کوشد حرکت انقلاب امام خمینی را در چارچوب عرفان اسلامی قرار دهد. نخستین شماره ضمیمه «حکمت و معرفت» روزنامه اطلاعات روز پنجشنبه هفته گذشته منتشر شد.
 دکتر انشاء الله رحمتی مترجم مقاله حسین نصر مقدمه ای بر این شماره نوشته که در آن اشاراتی بر گذشته و آینده حکمت اسلامی- ایرانی کرده است. اما جز این نوشته کوتاه باقی حجم ضمیمه اطلاعات را اصل انگلیسی و ترجمه فارسی مقاله «عرفان نظری و تصوف علمی» پر کرده است. دکتر نصر در این مقاله ابتدا اشاره ای مختصر به تاریخچه سنت عرفان نظری کرده و این سنت را در جهان عرب، ترکیه در دوران حکومت اسلامی، هند اسلامی، آسیای جنوب شرقی، چین و بالاخره ایران بررسی کرده است. در بخش «ایران» نصر این حوزه جغرافیایی را از اصلی ترین مراکز رشد عرفان نظری دانسته و حوادث تاریخ ایران را از زمان صدرالدین قونوی و شاگردانش که برخی آثارشان را به فارسی می نوشتند بررسی کرده است. شاید مهمترین اظهارات نصر را نیز در همین بخش بتوان یافت. او کوشیده است حرکت سیاسی امام خمینی(ره) را در چارچوب سلوک عرفانی ایشان قرار دهد: «شهرت و نفوذ سیاسی گسترده آیت الله روح الله خمینی (متوفی به ۱۹۸۹/۱۴۰۹) مانع از آن شده است تا بسیاری از مردم در جهان غرب و حتی در خود جهان اسلام خارج از ایران آثار عرفانی وی و حتی جایگاه رفیعش در تاریخ ممتد عرفان نظری را (که اجمال آن گذشت) به طور جدی مورد توجه قرار دهند. تردیدی نیست که او در سنین جوانی علاقه مند به عرفان شد و در سال های بعد نیز که به تحصیل علوم نقلی و حتی حکمت اشتغال داشت، عشق و علاقه شدید وی به عرفان همچنان پابرجای ماند. با آنکه البته او استاد مبرز حکمت متعالیه ملاصدرا هم بود. او در آثار خویش میان عرفان شیعی و عرفان ابن عربی جمع کرده است.
برای مثال «شرح دعای سحر» به سنت عرفان شیعی تعلق دارد و «تعلیقات علی شرح فصوص الحکم» و مصباح الانس متعلق به سنت عرفان ابن عربی است؛ البته سنت ابن عربی به همان صورتی که عارفان شیعه طی قرون گذشته آن را تفسیر کرده و آرای بدیع بسیاری را در مقام فهم این متون کلاسیک مطرح ساخته اند... برای بسیاری از افراد جالب توجه است و حتی ممکن است شگفت آور باشد که می بینند آیت آلله خمینی که در اوایل عمرش نه فقط به عرفان نظری بلکه به عرفان عملی بر ریاضت و عزلت و ترک دنیا تاکید می کند، بسیار علاقه مند بود در اواخر عمرش کاملاً وارد صحنه سیاست شده است. کلید این معما را بیش از هر چیز باید در همان مراحل سلوک معنوی و سفر آدمی از خلق به سوی حق و رجعت وی از حق به سوی خلق که ملاصدرا در آغاز اسفار اربعه به آن پرداخته است، جست وجو کرد. این اسفار هم شامل مرحله سفر از «خلق» به «حق» است و هم شامل مرحله بازگشت به «خلق» به همراه «حق». ثانیاً کلید این معما را باید در تفسیر آیت الله خمینی از مراحل این سفر و چگونگی تطبیق آن در مورد خودش و رسالتش در زندگی جست وجو کرد. به هر تقدیر اگر چه بخش اخیر زندگی وی به حسب ظاهر با زندگی آقا محمدرضا قمشه ای بسیار متفاوت است، ولی بخش نخست زندگی وی بسیار شبیه به همان شخصیتی است که او وی را «استاد الاساتید» خوانده است. آیت الله خمینی نیز همانند آقا محمدرضا ذوق شعری داشت و سخت مستغرق در سنت شعر عارفانه بود.» در واقع آنچه دکتر سیدحسین نصر در مقاله اش مدعی آن است، این است که عرفان اسلامی ضرورتاً در مرحله ای از تکوین خود بایستی به حوزه سیاست پا می گذاشت و این مهم - به تعبیر نصر- نه فقط در حرکت انقلابی ایران که در فعالیت های حسن البنا (بنیان گذار جنبش اخوان المسلمین) و در عملکرد ابوالعلا مودودی (بنیان گذار جماعت اسلامی پاکستان) نیز قابل ردگیری است. بدین ترتیب دکتر سیدحسین نصر اسلام شناس شهیر ایرانی مقیم ایالات متحده، بار دیگر اهمیت سنت عرفانی را در شناخت تحولات گوناگون جوامع اسلامی، بالاخص ایران، در مقابل دیدگان می گذارد.