تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۲۹۹

دکتر حسن لاسجردی
هرگاه موضوع مباحث هسته ای در اذهان مطرح می شود شاید یک سوال اساسی جلب توجه می کند و آن این که چرا کشورهای غربی به ویژه دارندگان حتی سلاح هسته ای نیز از دستیابی دیگر کشورها به این فناوری به دیده شک و تردید می نگرند.
اگرچه عمر بهره گریر از فناوری هسته ای در ابعاد مختلف آن در سطح جهان به بیش از پنج دهه نمی رسد ولی در همین دوران کوتاه بهره گیری از این عنصر حیاتی در حیات بشری بسیار بهینه و کارآمد جواب داده است. این موضوع تا آنجا پیش رفت که کشورهای دارنده توانایی های هسته ای در دهه های گذشته در تلاش برای بلوک بندی جدیدی در عرصه کشف، تولید، گسترش و تعاملات عرضه و تقاضای آن برآمدند چرا که بدین وسیله می توانند ضمن گسترش عرصه توانایی، دانایی و اراده خود این فضای چند منظوره را به ساحتی برای مانور سیاسی، اقتصادی و حتی استراتژیک تبدیل نمایند و لذا در نیمه دوم دهه هشتاد بر اساس تئوری های حاکم بر نظام بین الملل که عرصه رقابت نظامی و قدرت سخت افزاری رو به کاستی نهاد، قدرت های بزرگ نیز در تلاش برآمدند تا در این خلع سلاح و کاستن از زرادخانه های دوران جنگ سرد در باطن به تجهیز نمودن ابعاد دیگر این فناوری روی آوردند.
در چنین شرایطی آنچه که مسلم بود در دو دهه پایانی قرن بیستم به ویژه دهه 90 دیگر رقابت های دو قدرت حول سلاح و ابزار نظامی و مانور ارتش و تجهیزات نبود بلکه دراین شرایط پس از فروپاشی شوروی مرحله ای از عملیات مخفی و پنهان و توجه به سلاح های استراتژیک با هدف مدیریت بحران و هدایت عرصه فناوری های سطح بالا در بسیاری از کشورها در دستور کار قرار گرفت.
سرمایه گذاری کلان قدرت های اقتصادی برآمده از دوران پس از جنگ سرد بر عقب نماندن از عرصه رقابت جهانی، بهره گیری از مزیت های نسبی صنعتی و تجاری و حتی فنی برای پیش تازی در جهان و به کارگیری پنتاسیل رها شده و تازه نفس علمی بلوک شرق و ایجاد کمون های اولیه علمی و پژوهشی در عرصه کمیاب نظیر علوم هسته ای می توانست سوژه ای کاملا حساب شده برای آینده باشد و لذا در چنین شرایطی است که در سال های پایانی دهه 90 شاهد خیزش کشورهای مختلف در عرصه فناوری هسته ای و حتی دستیابی به سلاح هسته ای می باشیم.
در چنین اوضاع و احوالی که مدیریت جهانی در سایه تفکر نظم نوین بوش پدر و مبارزه با تروریسم بوش پسر رنگ و بوی امریکایی می گیرد و حادثه ای همانند 11 سپتامبر دستاویز و بهانه لازم را برای تحکم آن ها در اختیارشان می گذارد، ما شاهد یکه تازی همه جانبه کاخ سفید هستیم در این صورت است که واشنگتن برای خود مسوولیت جهانی و رسالت همه جانبه برای حفظ دنیا قایا است و در چنین شرایطی تمام مسایل و امورات در سایه زور و قدرت نظامی با تمامی جنبه های نرم افزاری و سخت افزاری آن توجیه می شود.
به علاوه در چنین صورتی است که حتی دستیابی کشورهای مستقل به فناوری نوین هسته ای به رغم بهره گیری از تمامی ابزارهای کنترلی همانند NPT، پروتکل الحاقی و نظارت آژانس و کنترل ماهواره ای و هزلران روش دیگر، امروز به خاطر خودخواهی دیکتاتوران مدرن قرن بیست و یکم مورد تهاجم و تعرض غیر اصولی و ضد حقوقی قرار می گیرد و نوعی مصونیت برخورداری از علوم و فنون پیشرفته و کارساز در اختیار آنها قرار می گیرد و دیگر ملت ها برای دستیابی به توانایی روز می بایست تحت فشار انواع و اقسام بازی های سیاسی قرار گیرند و این همان کاپیتولاسیون هسته ای مورد نظر غرب در برابر کشورهای نوخاسته شرق برای برخورداری از یک فرصت بی نظیر علمی است.