نویسنده: مصطفی ملکوتیان
صدور قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل در باره برنامه هسته ای ایران ،دو نکته کلیدی را به ذهن متبادر می کند:
1-سازمان ملل متحد ارگان های مختلفی دارد که آژانس بین المللی انرژی هسته ای از جمله آنهاست.این سازمان وظیفه نظارت بر برنامه های هسته ای اعضا را به عهده این آژانس گذارده است. وظیفه شورای امنیت سامان ملل نیز توجه به نظرات کارشناسی سایر ارگان های وابسته به سازمان به ویژه ارگان هایی است که مستقیما به موضوع مربوط میشوند و این شورا نمیتواند براساس ظن و گمان رای و قطعنامه صادر کندو چه بسا که صدور رای بر اساس گمان صلح وامنیت جهانی را به مخاطره اندازد.
با توجه به اینکه گزارش اخیر آقای البرادعی دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی به صورت موکد اعلام داشته است که تمامی شش مورد مورد اختلاف میان آژانس و جمهوری اسلامی ایران حل و فصل گردیده و پاسخ های ایران به سوال های فنی آژانس با یافته های ناظران این سازمان یکی است،صدور قطعنامه سوم که به اصرار کشورهای آمریکا و فرانسه( از جمله با تلاشهای شخصی سارکوزی رییس جمهور فرانسه که خود در داخل کشورش به دلیل سیاست های آشفته وغیر معقول با نا آرامی و خشونت مواجه گردیده است) صورت گرفت،تنها به معنای اعتقاد این کشورها به اصا لت زور و نه قوانین وحقوق بین المللی است.تبدیل شورای امنیت سازمان ملل متحد به وسیله ای در دست دولت های سلطه گربر این امر اشاره دارد که این سازمان نمی تواند به صورت عادلانه صلح وامنیت جهانی را برقرار سازد و یک اراده مستقل از چند دولت زورگو و بدنام بر آن حاکم نیست واین سازمان در حال تبدیل شدن به وسیله مضحکه و تمسخر توسط جهانیان است.
بنابراین اقدام های غیر قانونی شورای امنیت در مساله هسته ای ایران یک لکه ننگ تاریخی برای این سازمان است و آیندگان زمانی که دلایل سکست سازمان ملل و محو شدن آن رایادآوری کنند، بدون شک به آنها توجه وتاکید خواهند کرد.
2-اما مهم تر از این امر،بی اهمیت و بی اثربودن قطعنامه های صادر شده است.روند صدور قطعنامه ها و مدت زمان طولانی که برای آماده کردن و همراه کردن اعضای شورای امنیت با آنها صرف میشود و تعدیل های اساسی که به اجبار بر قطعنامه های پیشنهادی آمریکا و برخی از دوستانش اعمال میشود نشان میدهد که بانیان قطعنامه ها هیچ راه قاطعی و هیچ شانسی برای موفقیت و پیشبرد اهداف خود ندارند. یادآوری این نکته نیز لازم است که بانیان قطعنامه های ضد ایرانی برای راضی کردن سایر اعضای شورای امنیت به صدور قطعنامه ای بدون اهمیت که همچون شیر بی یال و دم و اشکم است از روشهای مختلف از جمله تهدید و تطمیع گسترده مانند قول کمک به پروژه های هسته ای در این کشورها بهره میگیرند.
اما چرا آمریکا و دوستان غربی او به زحمت و با این همه اعمال فشار به اعضای شورای امنیت و رفت و آمد های سیاسی آشکار و پنهان و دادن وعده های بسیار به این کشورها و در فاصله های زمانی زیاد تنها قادر میشوند قطعنامه هایی را صادر کنند که مثلا فروش کالا به اندکی از شرکت های ایرانی را تحریم می کند و یا برای برخی از بانکهای ایرانی در خارج از کشور و مسافرت چند نفر ایرانی به خارج از کشور محدودیت ایجاد می کند و یا فروش کالاهای مرتبط با برنامه های هسته ای و موشکی به ایران - که قبلا نیز به ایران نمی دادند – راتحریم میکنند ؟
در پاسخ میتوان گفت که دولت های غیر غربی حاضر در شورای امنیت و برخی از اعضای دایم این شورا مانند روسیه و چین از اهداف سلطه جویانه جهانی آمریکا و دوستان غربی اش که آشکارا در مقابل اهداف استراتزیک سایر قدرت ها و کشورها قرار دارد آگاهند و بنابراین بر حسب اضطرار و گاهی برای گرفتن کمک های غرب و یا از دست ندادن منافع تجاری و غیره، به این قطعنامه ها که زهر آنها گرفته شده است رای میدهند.
پایان سخن:
غرب به جای سخن گفتن به زبان تهدید و تلاش برای صدور قطعنامه در شورای امنیت، بهتر است از حوادث گذشته درس گرفته از زور گویی در برابرایران دست بردارد.ایران اسلامی به برکت انقلاب اسلامی، راه استقلال و اتکا به خود را برگزیده و علیرغم فشارها و تهدیدات بی شمار دشمنان به پیشرفت وتوسعه خیره کننده ای در زمینه های مختلف علمی فناوری از جمله دانش پزشکی و داروسازی(سلول های بنیادی ،شبیه سازی حیوانات و...)،انرژی هسته ای ،نانوفناوری،فناوری های نظامی،فناوری فضایی(توانایی ساختن و پرتاب ماهواره به فضا)و غیره دست یافته است و بنا ندارد این مسیر را کنار بگذارد ؛غرب نباید فراموش کند که در ایران انقلاب شده است ، انقلابی با نام خداو برای خدا وبرای ایجاد جامعه ای مستقل،پیشرفته و الگو.