تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۳۲۴۴۲
آمادگی ایالات متحده برای گفت‌وگو با ایران

نیکلاس برنز
10 سال پیش، اروپا کانون و محور سیاست خارجی آمریکا بود. این دوره‌ای بود که از سال 1917 با اعزام یک میلیون نیروی آمریکایی به دستور وودرو ویلسون به جبهه غرب شروع شد و تا دوران کلینتون و مداخله نظامی آمریکا در سال 1999 در کوزوو ادامه یافت. در بیشتر سال‌های قرن بیستم، اروپا در کانون تاکید و اولویت ما قرار داشت. در جنگ جهانی اول و البته جنگ جهانی دوم و بعد از آن ما تعهدهای زیادی به اروپا داشتیم. در دوران ریاست جمهوری کندی هم اروپا همچنان برای ما بااهمیت بود. در آن زمان اروپا خود دچار شکاف شده بود و منافع ملی و حیاتی آمریکا هم در این میان به خطر افتاده بود. در آن زمان ما باید تلاش می‌کردیم اروپا به ثبات برسد تا جلوی وقوع بدترین اتفاقات به ویژه در جریان بحران‌هایی چون بحران موشکی کوبا در سال 1962 گرفته شود. اکنون از آن زمان، سال‌های زیادی می‌گذرد اما برای بعضی آمریکایی‌ها همچون من که در وزارت خارجه بوده‌اند و بسیاری از افراد نسل‌های گذشته آن روزها دوران حساسی بود.
امروز اما همه چیز عوض شده و دورنمای سیاست خارجی آمریکا تصویر کاملا متفاوتی است. اروپا تقریبا همان چیزی شده که پرزیدنت بوش پدر در سال 1989 پیش‌بینی آن را کرده بود؛ «سراسر آزاد و در آرامش». برای اولین بار در چند سال اخیر است که سراسر اروپا در آرامش و دموکراسی است. اکنون سیاست ما در قبال اروپا تلاش برای ترویج صلح و همکاری مشترک برای پایان دادن به بحران‌های دیگر نقاط جهان است. ما اکنون تلاش می‌کنیم اروپا را در خاورمیانه، آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا با خود همراه کنیم. در این میان خاورمیانه اهمیت بسیار بیشتری دارد.
4 مناقشه در خاورمیانه جریان دارد که برای منافع ملی ما بسیار مهم است. در عراق ما اکنون 170 هزار نیروی آمریکایی داریم و به گفته بسیاری، جریاناتی که در این کشور می‌گذرد بزرگ‌ترین چالش 40 تا 50 سال گذشته برای آمریکاست. در لبنان دولت برای ادامه بقای خود با نیروی داخلی حزب‌الله و چند نیروی خارجی مانند سوریه روبه‌روست. در اسرائیل نزدیک به 60 سال است که دولت‌های مختلف آمریکا تلاش می‌کنند تا این دولت را حفظ کرده و اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها را به صلح برسانند. و بالاخره ایران که اکنون به دنبال انرژی هسته‌ای است و در فلسطین و لبنان و عراق هم منافع خود را دارد.
مشکل ما با ایران تنها خود این کشور و سیاست‌های آن نیست بلکه رفتار ایران و تاثیر آن در کل خاورمیانه است. خاورمیانه اکنون بخش عمده‌ای از وقت و توجه دولت و کنگره آمریکا را به خود معطوف کرده است بنابراین ایران هم از این نظر برای ما اهمیت زیادی دارد. نظر ما این است که ایران برای آمریکا چالشی متعلق به چندین نسل است. ایران چالشی نیست که تنها به مقطع و یک دوره خاص مربوط شود و ما تا سال‌های 2010، 2020 و بعد از آن باید با نامی به نام ایران روبه‌رو شویم. ایران بزرگ‌ترین کشور خاورمیانه و مهم‌ترین آن است و در آینده هم هر دولتی که در این کشور سر کار بیاید، ایران همین‌طور قدرتمند باقی می‌ماند. اکنون از نظر ما دولتی رادیکال در این کشور بر سر کار است.
مشکل ما با ایران اکنون 3 جنبه دارد؛ اول اینکه این کشور به دنبال دستیابی به توانایی پیشرفته هسته‌ای و در آینده هم بمب اتم است. ما با بسیاری از کشورها بر سر مقابله با این توانایی‌ها توافق داریم چون در این صورت ایران به تهدیدی بزرگ تبدیل خواهد شد؛ این اولین چالش ما با ایران است.
نکته نگران‌کننده دوم درباره ایران نزدیکی این کشور به جنبش‌های حماس و حزب‌الله و دیگر گروه‌های فلسطینی و لبنانی است. موضوع سوم این است که ایران از نظر ما به نقض حقوق بشر متهم است و باید این روند را اصلاح کند.
در روز 29 ماه مارس من در جلسه استماع سنا در کمیته سیاست خارجی گفتم که دیپلماسی بهتر مسیر ما برای مهار ایران است و رویارویی نظامی اصلا گزینه مطلوبی نیست. اگر ما به همین مسیر دیپلماسی در میان‌مدت و حتی درازمدت ادامه دهیم گزینه نظامی حتی اجتناب‌‌ناپذیر هم نخواهد بود. من اطمینان دارم که می‌توانیم از رویارویی اجتناب کنیم و شاهد موفقیت استراتژ‌ی‌مان باشیم. سناتورها به این سخنان من واکنش‌های قابل توجهی نشان دادند و همه آنها چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه سخنان من را تایید کردند.
تا چند سال پیش تنها کشورهای انگلیس، فرانسه و آلمان در زمینه هسته‌ای با ایران مخالفت می‌کردند اما تعداد این کشورها اکنون بیشتر شده‌اند. با اضافه شدن این کشورها و همراه شدن روسیه وچین تاکنون 2 قطعنامه در شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای ایران به تصویب رسیده است. همزمان ما براساس قانون میهنی (Patriot Act) چند بانک ایرانی را هم تحریم کردیم.
در عراق آمار و ارقام نشان می‌دهد که تعداد تلفات مردان و زنان ما در این کشور در سال 206 افرایش یافته است. نقش ایران در تحولات عراق برای آمریکا بسیار مهم است. وظیفه ما در عراق در کنار به سرانجام رساندن جنگ، حفاظت از جان سربازان‌مان است و در این راه از هیچ کاری نباید دریغ کرد. در این زمینه ما به ایران پیام فرستادیم که درباره جلوگیری از حضور آنها در عراق بسیار جدی هستیم.
درباره اینکه با ایران چطور برخورد کنیم، پرزیدنت بوش بارها تاکید کرده که همه راه‌ها باز است اما فعلا تاکید ما بر دیپلماسی است. ما به دنبال جنگ با ایران نیستیم و باور داریم که دیپلماسی شانس خوبی برای موفقیت دارد اما باید صبر کرد تا راه‌های دیپلماتیک جواب دهند. در ژوئن سال گذشته، آمریکا به همراه روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان به صراحت به ایران اعلام کردند که مجموعه‌ای از مشوق‌ها را برای راضی کردن این کشور پیشنهاد می‌کنند. ما آماده مذاکره درباره آینده صنعت هسته‌ای ایران هستیم و این را به آنها هم گفته‌ایم. به آنها گفته‌ایم که برایشان یک صنعت هسته‌ای غیرنظامی داخلی خواهیم ساخت اما چرخه سوخت هسته‌ای را در اختیارشان نمی‌گذاریم. این پیشنهاد ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه هم بود. ما به ایران گفته‌ایم که آماده مذاکره در هر زمان و مکانی هستیم اما 4 ماه و نیم طول کشید تا دولت ایران به این پیشنهاد نا حتی پاسخ بدهد. در تهران در این‌باره بحثی چند ماهه وجود داشت و در نهایت جوابشان منفی بود. ما بار دیگر پیشنهاد مذاکره را مطرح کردیم و این بار موضوع تحریم هم در میان بود. در ماه مارس زلمای خلیل زاد، سفیر آمریکا در عراق که اکنون سفیر ما در سازمان ملل است، با نمایندگان ایران، سوریه، مصر،‌ اردن و عراق پای میز مذاکره نشست تا برای این پرسش پاسخی پیدا شود که چگونه می‌ـوان درباره عراق مذاکره کرد. کاندولیزا رایس،‌ وزیر خارجه آمریکا هم در روزهای بعدی در نشستی با وزرای خارجه ایران و سوریه و چند کشور عربی با موضوع عراق، شرکت کرد. اینها همه نشانه این بوده و هست که ما آماده هستیم همه کانال‌ها را درباره عراق امتحان کنیم. امیدورایم ایران هم این را درک کند. این سیاست ما نتیجه دشواری‌هایی است که ما در عراق،‌ فلسطین و لبنان با آن روبه‌رو شدیم. اکنون به این تصمیم رسیدیم که در درازمدت باید روابط خود را با ایران درست کنیم. رابطه آمریکا و ایران عجیب‌ترین رابطه دیپلماتیک ما در کل دنیاست. ما با کره شمالی مذاکره می‌کنیم، به لیبی سفیر می‌فرستیم و با کوبایی‌ها گفت‌وگو داریم. ما حتی با رابرت موگابه، رئیس‌جمهور زیمباوه هم گفت‌وگو می‌کنیم اما با ایرانی‌ها گفت‌وگو نکرده‌ایم. در اول ما ژوئن گذشته کاندولیزا رایس اعلام کرد که آماده است با وزیر خارجه ایران در هر کشوری در دنیا درباره موضوع هسته‌ای مذاکره کند؛ این اتفاق بزرگی در سیاست خارجی آمریکا بود.
در درازمدت ما باید مواضع پیش روی آمریکا و ایران را برداریم. اکنون هیچ کانال ارتباطی میان این دو طرف وجود ندارد. در دهه‌های 1970 و 1960 نزدیک به 75 هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا بودند. اکنون تنها 1500 دانشجوی ایرانی در سراسر آمریکا مشغول به تحصیل هستند. این در مقایسه با 80 هزار چینی و 90 هزار دانشجوی هندی رقم بسیار پایینی است. اولین درخواست ما از کنگره، تامین مالی و فراهم کردن امکان حضور دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های آمریکاست. ما در کوتاه‌مدت باید ایران را مهار کنیم اما آنچه در درازمدت مهم است، درک دوجانبه 2 کشور است. ما از نمایندگان دموکرات و جمهور‌ی‌خواه خواسته‌ایم بودجه کافی را برای این‌گونه تبادلات فراهم کنند. ما باید روی این رابطه سرمایه‌گذاری کنیم.
در نوامبر سال 1979 سفارت آمریکا در ایران اشغال شد و 52 کارمند آن برای مدت 44 روز گروگان ایرانی‌ها بودند. در آن زمان من به تازگی وارد وزارت خارجه شده بودم. ماه گذشته من با 12 تن از این گروگان‌های سابق که اکنون همگی بازنشسته شده‌اند، در محل وزارت خارجه ملاقات کردم از آنها دعوت کرده بودم که بیایند و به ما کمک که چگونه مشکلمان را با ایران حل کنیم. به آنها گفتم که نمی‌دانم چند سال دیگر طول خواهد کشید که یک دیپلمات آمریکایی به خاک ایران پا بگذارد. اما آنها به من گفتند که این اتفاق در طول عمرشان باید روی دهد. گذشته از اینکه ما چه مشکلاتی با ایران داریم و آنها چه دردسرهایی برای ما درست کرده‌اند، از همین حالا باید برای روزی آماده شویم که 2 کشور روابط عادی خود را از سر گیرند.